• گالری خانه فرهنگ و هنر گویا افتتاح شد

    گالری خانه فرهنگ و هنر گویا افتتاح شد

     

    خانه فرهنگ و هنر گویا که تا پیش از این با انتشار کتاب‌های فاخر، سبک و سیاق فعالیت خود را در عرصه نشر در معرض دید و قضاوت مخاطبان قرار داده بود، پس از یک دوره بازسازی، به مجموعه ناشران گالری‌دار خیابان کریمخان تهران بازگشت.

    آیین گشایش این گالری با حضور محمود فرشچیان ۲۴ شهریورماه از ساعت ۱۷ تا ۲۰ برگزار شد و در اولین دوره فعالیت کاری خود، آثاری را از استادان محمود فرشچیان، حسین محجوبی، فخرالدین فخرالدینی،‌ عباس جمال‌پور، ناصر اویسی، ایران درودی، علی‌اکبر صادقی، عنایت‌الله نظری‌نوری، غلامحسین امیرخانی، حسین الهی‌قمشه‌ای، آیدین آغداشلو، کامبیز درمبخش،‌ طاها بهبهانی، جلیل رسولی، یدالله کابلی‌خونساری، حجت شکیبا، محمدباقر آقامیری، افشین بختیار، ‌فرح اصولی، رسول مرادی، جواد بختیاری، امیراحمد فلسفی، الهه خاتمی، علی شیرازی و اسرافیل شیرچی به‌نمایش گذاشت.

    خانه فرهنگ و هنر گویا فعالیت خود را از سال ۱۳۶۰ با چاپ کتاب‌های تاریخی، ادبی و زبان‌های خارجی در حوزه نشر آغاز کرد و از سال ۱۳۷۰ فعالیت خود را بر چاپ کتاب‌های نفیس هنری در حوزه‌های ایرانشناسی، شعر، خوشنویسی، نقاشی و نگارگری متمرکز کرد.

    این مجموعه به‌خاطر فعالیت‌هایش از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ موفق به کسب رتبه نخست جشنواره صنعت چاپ شد. 

  • چهارمین همایش بین المللی مدیریت رسانه هشتم آبان ماه در دانشگاه صدا و سیما برگزار می شود

    چهارمین همایش بین المللی مدیریت رسانه هشتم آبان ماه در دانشگاه صدا و سیما برگزار می شود

     به دنبال برگزاری جلسه شورای سیاستگذاری چهارمین همایش بین المللی مدیریت رسانه با عضویت استادان دکتر علی اکبر فرهنگی، دکتر باقر ساروخانی، دکتر حسین انتظامی، دکتر حسن خجسته، دکتی حسینی دانا و دکتر محمود اسعدی در مرداد ماه، موضوع های محوری همایش تعیین گردید. براین اساس اخلاق حرفه ای رسانه ای، سیاست گذاری و برنامه ریزی رسانه و نسخه رسانه ای اقتصاد مقاومتی به عنوان محورهای اصلی  مقالات ارسالی  همایش اعلام شد. چهارمین همایش بین المللی مدیریت رسانه هشتم آبان ماه 1396 در دانشگاه صداو سیما برگزار خواهد شد.

     

  • فراخوان مقاله چهارمین همایش بین المللی مدیریت رسانه

    فراخوان مقاله چهارمین همایش بین المللی مدیریت رسانه

    چهارمین همایش بین المللی مدیریت رسانه هشتم آبان ماه در دانشگاه  صدا و سیما برگزار می شود. علاقمندان می توانند به سایتhttp://media.iranelites.com  جهت ارسال مقالات مراجعه نمایند. گفتنی است موضوع های اخلاق حرفه ای رسانه ای، اقتصاد رسانه،  برنامه ریزی و سیاستگذاری رسانه  و  نسخه رسانه ای اقتصاد مقاومتی  از جمله محورهای همایش چهارم است به مقالات برگزیده ضمن اعطای گواهینامه  در دو فصلنامه علمی-پژوهشی رادیو تلویزیون به سردبیری دکتر باقرساروخانی و فصلنامه رسانه دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها منتشر خواهد شد.  کارگاههای آموزشی کاربردی نیز همزمان با همایش برگزار می شود.

  • شانزدهمین شماره چهره های ماندگار منتشر شد

    شانزدهمین شماره چهره های ماندگار منتشر شد

    علاقمندان می توانند جهت اشتراک مجله با دبیرخانه به شماره 88477191 و 88477192 تماس حاصل نمایند.

  • نسل ماندگار

    نسل ماندگار

    دکتر  مهدی محقق از حلقه نسلی است که دروس حوزه و دانشگاه را توامان بخوبی آموخته و به دیگران نیز انتقال داده است. تعلیم و تعلم  در "حوزه"  و فراگیری ادبیات عرب و علوم بلاغت از محضر استادانی چون ادیب نیشابوری در خراسان  و فلسفه و ادبیات  در  تهران با بزرگانی چون علامه شعرانی، استاد بدیع الزمان فروزانفر،  استاد جلال همایی و سپس عزیمت  به انگلستان  و فراگیری زبان انگلیسی و آشنایی و حشر و نشر با شخصیت های بزگ عصر در ایران  و جهان موهبتی است الهی که شامل هر کس نمی شود. استعداد و هوش سرشار، انگیزه فراوان، ممارست و پیگیری مداوم و شوق به دانستن، دکتر محقق را در عداد موثرترین شخصیت های علوم انسانی عصر قرار داده است. کمتر کسی "اجتهاد"  حوزوی و استادی ممتاز دانشگاه را همزمان در خود جمع کرده است به گونه ای که بتواند با زبان روز با دنیای جدید سخن بگوید.گستره آثار دکتر محقق اعم از  تدریس و تحقیق و ترجمه  در کشورهای  عربی  و غربی  از کانادا تا کویت و عمان  و از انگلستان تا شرق آسیا و مالزی محسوس است. نهادسازی موسسات علمی و فرهنگی از دیگر فعالیت های ماندگار دکتر محقق است. تاسیس موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل،  و بنیاد دایره المعارف اسلامی و تجلیل از  صدها استاد، نویسنده و محقق بزرگ ایرانی و خارجی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی نشانگر مدیریت فرهنگی موثر و اثرگذار اوست.

    *"چهره های ماندگار" در آستانه  هشتاد و هشت سالگی این استاد خردمند و چهره ماندگار ، گفت و شنودی با ایشان داشته که در شانزدهمین شماره مجله منتشر می شود.

  • گفت خامش چون تو مجنون نیستی...

    گفت خامش چون تو مجنون نیستی...

    استاد ذبیح الله صاحبکار

    مثنوی مثل کیمیاگری مس را به طلا تبدیل می کند

    در بین انواع شعر دنباله روی غزل و به این نوع شعر علاقه مند هستم. دلباخته مثنوی مولاناشده ام  و اعتقاد دارم اثری مانند مثنوی مولانا نداریم. این کتاب از روح بزرگی سرچشمه گرفته و تقریباً همه معارف بشری را شامل می شود. می توان آن را سرچشمه معارف و منبع اخلاق دانست. من قصد ندارم بگویم که صرفاً از لحاظ ادبی  به مثنوی بنگرید چرا که  شمول آن بر معارف و محتوای آموزنده اش مثل کیمیا گری می تواند مس را به طلا تبدیل کند. مولانا نه تنها متفکر، عالم و عارف بلکه روانشناس است و از عمق روح انسان ها آگاه است. می داند که داروی دردهای انسان ها چیست. مولانا متعلق به دوران حمله مغول به سرزمین های اسلامی خصوصاً ایران است. در این اوضاع است که راهی پیش می گیرد که اندکی آرام بخش روح انسان های شکست خورده و  مغلوب سلطه دشمنی می شود  و انسان ها را  به جهان دیگری راهنمایی می کند که در آن دنیا همه آلام برای انسان قابل تحمل می شود و اینگونه انسان ها را به آینده روشن امیدوار و تلخی ها را برای آنها شیرین می کند. من ترجیحاً به لحاظ شعری به آثار مولانا نمی پردازم البته  این بدان معنا نیست که شعر خوب ندارد بلکه  معتقدم حتی اگر بخواهید از منظر صنایع و بدایع به آن  نگاه کنید قطعا با مجموعه ای ارجمند ادبی روبرو خواهید بود. خود مولانا می گوید:

    «گرچه تقریر زبان روشنگر است

    لیک عشق بی زبان گویاترست

    عشق دانی چیست، دریای عدم

    درشکست عقل را آنجا قدم»

    تعبیرها در مثنوی حیرت آور است واقعاً بیشتر اوقات حالت اعجاب به ما دست می دهد و من هر گاه احساس خستگی کنم یا ناراحتی فکری داشته باشم به همین اشعار مولانا رجوع می کنم:

    «طفل جان از شیرشیطان بازکن

    بعد از آنش با ملک انباز کن

    نردبان این جهان ما و منی است

    لاجرم این نردبان افتادنی است

    هر که در  این نردبان بالاتر نشست

    استخوانش سخت تر خواهد شکست»

    این ابیات ماجرایی را نقل می کند و می گوید....

    *متن فوق برشی از مستندنوشت استاد ذبیح الله صاحبکار است که در شانزدهمین شماره چهره های ماندگار به صورت کامل درج شده است.

  • دانشگاه قائم به علوم انسانی است

    دانشگاه قائم به علوم انسانی است

    دکتر رضا داوری چهره ماندگا رشته فلسفه

    دانشگاه چیست؟ ظاهراً طرح این پرسش نباید چندان وجهی داشته باشد زیرا بیشتر مردم می دانند دانشگاه چیست و شاید خود در دانشگاه درس خوانده باشند یا فرزندان و نزدیکانشان در آنجا درس بخوانند. پرسش هایی از این قبیل هم که چرا دانشگاه به وجود آمده و تاکنون منشأ چه آثاری بوده و اگر نبود چه نقصان و خسرانی پدید می آمد و... زائد و بیهوده است. هیچیک از ما نمی توانیم بپذیریم که در کشور دانشگاه نباشد و کار دانش و پژوهش تعطیل شود. پیداست که کسی نمی گوید دانشگاه نباشد و اگر بپرسند دانشگاه چیست به قصد مخالفت نمی پرسند. اتفاقاً این ما نیستیم که می پرسیم دانشگاه چیست بلکه اروپاییان و امریکاییان  صاحبنظر به دانشگاه و آینده آن می اندیشند. دانشگاه های اروپا و امریکای توسعه یافته نه در تحققق و تفکر و نظر بلکه در رسوم و آداب و تشریفات برای همه جهان اسوه اند و آنها هرچه بکنند و بگویند جهان توسعه نیافته بی درنگ و بدون تامل پیروی می کند و در این پیروی دیگر مجال پرسش از کار و بار دانشگاه ندارد. دانشگاه باید پروای آینده داشته باشد و یکی از نشانه های توجه به آینده و آینده داشتن، پروا و مراقبت است. به عبارت دیگر پروا نداشتن  و نگران نبودن و با غفلت زیستن می تواند نشانه درجا زدن در زمان حال تکراری باشد. وقتی نمی پرسیم دانشگاه چه کرده است و چه می کند و چه باید بکند پیداست که برکار و بار برنامه و آموزش و پرورش آن نظارت نداریم و می گذاریم به هرجا می خواهد برود و هرچه می خواهد بکند. در قرن هجدهم بنیانگذاران دانشگاه غالباً  نگران فرهنگ و علم دوستی و تعلق خاطر به حقیقت بوده اند و این نگرانی را به صراحت اظهار می کرده اند و همین توجه مایه حفظ و بقاء دانشگاه بود و هنوز هم تا حدودی و به صورت هایی وجود دارد. بنیانگذاران دانشگاه پیوسته نگران فرهنگ بوده اند. ایجاد فرهنگ به معنی متداول لفظ و مورد بحث در انسان شناسی و مردم شنناسی نیست بلکه مراد از آن خود آگاهی انسان به مقام خویش و به نسبتش با جهان  و اراده به دانایی است. شاید بنیانگذاران دنیای جدید کم و بیش این را از دور دریافته بودند که راه آغاز شده در  رنسانس یا از قرن هجدهم ( و شاید بهتر باشد با توجه به نظر یک فیلسوف معاصر که از انفجار بمب هیدروژنی در شعر پارمنیدس خبر داده است. این آغاز را دو هزار و پانصد سال پیش بدانیم) به غلبه تکنیک بر همه جا و همه چیز می رسد و می پنداشته اند که فرهنگ می تواند مانع این وضع شود. به عبارت دیگر نظر آنها این بود که عناصری ازسنت یونانی و علایق و رسوم آکادمی افلاطون و لوکائون ارسطو در تاسیس و قوام دانشگاه ها حفظ کنند. روح علم دوستی و  درآمیختن  آن با روحیه انتقادی که از مقوم های دوران تجدد است دانشگاه را تاکنون زنده نگاه داشته است. اکنون این فرهنگ از آن جهت به خطر افتاده است که تکنولوژی بدان نیاز ندارد و به قدرت و غروری رسیده است که به هیچ قیدی گردن نمی گذارد. مع هذا جهان توسعه نیافته اگر طالب توسعه است و نمی خواهد راه آن را افتان و خیزان به سختی و کندی بپیماید باید در کارو  بار علم و عمل و گفتار و رفتار خود بنگرد و ببیند از علم چه فایده ای می برد و علوم با یکدیگر و با  شئون زندگی چه نسبتی دارند و پیوند آموزش و پژوهش با زندگی مردم چگونه است و چه مشکل ها با آن رفع یا حل می شود. به صراحت بگویم در دانشگاه های جهان توسعه نیافته اگر علوم انسانی و  اجتماعی ضعیف و بی رمق باشد از پژوهش های علوم دیگر سود چندانی عائد کشور نمی شود. دانشگاه در جهان در حال توسعه قائم به علوم انسانی است. این دانشگاه ها با پیشرفت علوم انسانی نشاط و روح پیدا می کنند و با ضعف و ناتوانی علوم انسانی چه بسا که در دیگر علوم هم قدر پژوهش ها معلوم نشود زیرا به مدد فلسفه و علوم انسانی وحدت بین و تحقیقی است که تا حدودی می توان سیر رشد و پیشرفت را نظم و تعادل بخشید. تحولی که در طی  دوست سال اخیر در دانشگاه ها رخ داده حاصل تامل در کار و بار دانشگاه بوده و  بسیاری از دانشگاه ها سعی کرده اند که روح فرهنگ را در دانشگاه نگاه دارند. شاید این سعی همواره به یک اندازه بجا و کارساز و مایه بهبود نبوده و نشده است و البته هر تدبیری برای همه جا نیست و همیشه گره گشایی دارند....

    *  متن کامل مقاله فوق در شانزدهمین شماره "چهره های ماندگار" از نظر  علاقمندان می گذرد.

  • در عصر تمدن تصویر هستیم

    در عصر تمدن تصویر هستیم

     

    گفت و گو با فرانسیسکوخوزه  پُرتِلا

    فرانسیسکو  خوزه پرتلا (متولد 1944) حدود نیم قرن استاد تاریخ هنر دانشگاه کمپلوتنسه مادرید و برای سال ها مدیر اکادمی هنر دانشکده هنر بوده است او  کتاب ها و مقالات بسیاری نوشته  و در پروژه های ملی و بین المللی فراوانی شرکت داشته است. سال ها پیش سردبیر مجله " چهره های ماندگار" باوی در دانشگاه کمپلوتنسه  گفت و گویی داشته اند که ترجمه آن در شانزدهمین شماره مجله امده است.

  • گفت و گو با دکتر علی اکبر موسوی موحدی چهره ماندگاربیو فیزیک

    گفت و گو با دکتر علی اکبر موسوی موحدی چهره ماندگاربیو فیزیک

    تولید علم داریم اما خودمان مصرف نمی کنیم

    دکتر علی اکبر موسوی موحدی سال 1331 در شیراز  به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه را در دبیرستان البرز تهران گذراند. سپس در سال 1354 موفق به اخذ درجه کارشناسی در رشته شیمی از دانشگاه شهید بهشتی(دانشگاه ملی ایران)، کارشناسی ارشد شیمی با گرایش علوم زیستی از دانشگاه میشیگان شرقی آمریکا (1357) و دکترای تخصصی از دانشگاه منچستر انگلستان در رشته بیوشیمی فیزیک ( 1365) شد. پس از اتمام دوره دکترا، در دانشگاه تهران مشغول به تدریس و تحقیق شد و مراتب علمی استادیاری ، دانشیاری و استادی  را پشت سرگذاشت.

    به پاس خدمات ارزنده و اثر گذار در حوزه‌های علم، پژوهش و نوآوری در سال 1369 مو فق به دریافت جایزه بین‌المللی خوارزمی شدند و در سال 1376به عنوان استاد نمونه و طی سال‌های 1376 تا1380نیز 9 بار به عنوان پژوهشگر نمونه دانشگاه تهران برگزیده شدند. درکارنامه علمی استاد، جوایز فراوانی همچون نشان درجه یک پژوهش دانشگاه تهران(1382)، چهره ماندگار (1383)، دانشمند برجسته دانشگاه تهران(1385)، پژوهشگر رتبه اول جشنواره رازی(1385)، برنده جایزه بین المللی الزویر- اسکوپوس (1386)، پژوهشگربرجسته جایزه علمی جشنواره علوم پزشکی ابن سینا (1387)، پژوهشگر ممتاز در جشنواره پژوهش و فناوری کشور(1388)، اعطای استاد ممتازی دانشگاه تهران(1389) و...  به چشم می‌خورد.

    چهره های ماندگار: استاد موسوی موحدی شما از چهره های ماندگار رشته شیمی، بیوشیمی و فیزیک هستید. در این یکی دو دهه ای که در خدمت شما بودم ، از روزشمار و فهرست آثار شما مطلع شدم که شما متولد سال 1331 در شیراز هستید همچنان  که در رزومه شما هست حضرتعالی در امریکا تحصیل کرده اید. مدتی در انگلستان و در سال 1373 به عنوان چهره ماندگار انتخاب شدید کارهای بزرگی چه در عرصه بنیانگذاری نهادهای علمی، دانشگاهی و چه طرح های تحقیقاتی و نظریه های علمی داشته اید. در این گفت و شنود می خواهیم شمایی کلی از آثار و احوال شما داشته باشیم.

    دکتر علی اکبر موسوی موحدی: بله، همانطور که فرمودید بنده در سال 1331 در شیراز متولد شدم. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شیراز گذراندم. از کلاس نهم به بعد را در دبیرستان البرز تهران بودم و دیپلم را از دبیرستان البرز دریافت کردم. خانواده ما به هر طریق دنبال این بود  در فضای تهران –که  آن زمان مدرسه های بهتری نسبت به شیراز داشت- درس بخوانم. سال 1347 تا 1350 در دبیرستان البرز بودم بعد وارد دانشگاه ملی (شهیدبهشتی) شدم و سال 1354 به کشور امریکا رفتم و در دانشگاه میشیگان فوق لیسانس در رشته شیمی با گرایش علوم زیستی گرفتم. تا دوره دکتری را پیش رفتم و بعد انقلاب ایران پیش آمد. به دانشگاه منچستر انگلستان رفتم، دکتری بیوشیمی فیزیک را گرفتم و به  دانشگاه تهران برگشتم. قبلاً مربی دانشگاه تهران بودم و سال 1357 استاد تمام دانشگاه تهران شدم.

    چهره های ماندگار: فرمودید در انگلستان و امریکا تحصیلات تکمیلی را گذرانده اید و مراحل دانشیاری و استاد تمامی را سپری کرده اید می خواهم بپرسم چه تفاوتی بین نظام آموزشی  ما با دیگر کشورها هست. آیا رتبه بندی های علمی در ایران   باهمین عناوین در آنجا هست یا تمایزاتی وجود دارد.؟

    دکتر علی اکبر موسوی موحدی: در کشور امریکا عناوین استادیار، دانشیار و استاد هست ولی یک مساله را رعایت می کنند و آن اینکه استادیار پیش یک پروفسور کار می کند و  دانشیار هم همکار یک پروفسور و استاد تمام است تا به استادی برسد. در کشورما این مراحل طی نمی شود هر کس مستقل کار می کند و به همین دلیل خیلی گرفتاری ها دارند. این یک معضل است. اینگونه مستقل بودن خوب نیست. پشتوانه ای که در مرحله اول، استادیار و در مرحله بعد دانشیار می تواند داشته باشد وجود ندارد و  اینگونه شیب رشد کمتر می شود.....

    *چهره های ماندگار گفت و گوی مفصلی با دکتر علی اکبر موسوی موحدی  داشته که  متن کامل آن در شانزدهمین شماره مجله منتشر شده است.

     

  • نظام آموزش عالی؛ راه رفته، راه پیش رو...

    نظام آموزش عالی؛ راه رفته، راه پیش رو...

     

    دکتر جعفر توفیقی

    مروری بر تجربه کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که سرمایه گذاری در زیرساخته های توسعه علم و فناوری مهمترین عامل در پیشی گرفتن آنها در عرصه های صنعتی، اقتصادی و نظامی بوده است. در حال حاضر نیز توانمندسازی علمی- فناوری و توسعه سرمایه های انسانی خلاق و نوآور مهمترین بخش از سیاستگذاری این کشورها را تشکیل می دهد. اختصاص بخش قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی در مواردی بیش از چهار درصد به تحقق سیاست ها و راهبردهای این بخش گواهی بر این مدعاست. در کشور ما ایران نیز در سال های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با درک اهمیت و ضرورت توسعه علمی و تربیت نیروی انسانی فرهیخته و کارآمد، سیاست های متنوع و گسترده ای بدین منظور وضع شد تا جایی که امروز شاهد توسعه و استقرار بسیاری از زیرساخت های علمی و فناوری در سرتاسر کشور هستیم و می توان ادعا کرد که نظام آموزش عالی، پژوهش و فناوری کارنامه روشنی را به مسئولان و مردم ارائه کرده است. البته بدیهی است که هر حرکت عظیم و پیچیده به ویژه در یک مسیر پرپیچ و خم و پرفراز و نشیب مصون از نقطه ضعف و خطا نیست و عقل و تدبیر مدیریتی اقتضا می کند عملکردها، سیاست ها و راهبردهای توسعه علمی به طور مستمر مورد ارزیابی و بازنگری قرار گیرد و متناسب با تحولات محیط  ملی و بین المللی و به ویژه پایش روندهای جهانی علم و فناوری مبتنی بر آینده  پژوهشی، سیاست های بهبود وضع و تصمیمات جدیدی اتخاذ شود. به عنوان  مثال در سال های اول انقلاب ضرورت داشت سیاست های توسعه کمی به منظور افزایش دسترسی به آموزش عالی به سرعت دنبال شود و دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی افزایش یابند تا سرمایه انسان در کشور شکل گیرد. اما امروز با گذر از بحران کمبود عرضه نیروی انسانی توجه به کیفیت و استانداردسازی آموزش عالی و تعامل بیشتر با نیازهای بازار کار و جامعه یک ضروررت اجتناب ناپذیر است. همچنین با وضع سیاست های پژوهشی از جمله راه اندازی دوره های تحصیلات تکمیلی و توسعه زیرساخت های پژوهشی و تصویب سیاست های تشویقی خوشبختانه تولیدات علمی ایران از وضعیت رکود در سال های اول بعد از انقلاب به جایگاه قابل قبول در بین کشورهای تولیدکننده مدارک علمی ارتقاء یافته و اکنون شرایط ایجاب می کند که به منظور افزایش کیفیت مقالات و مدارک علمی و تولید دانش اصیل در مرزهای دانش و پژوهش های ماموریت گرا در سیاست های پژوهشی تجدیدنظر شود تا رتبه کشور در استنادات و نفوذ در صنعت نیز بهبود پیدا کند. شکل گیری پارک های علم و فناوری به عنوان زیرساختی برای توسعه ارتباط دانشگاه و صنعت  و تبدیل دستاوردهای پژوهشی دانشگاه ها و موسسات پژوهشی به فناوری و سپس تجاری سازی فناوری و تکمیل چرخه علم و ثروت و شکل گیری محیط های نوآوری بدون شک از سیاست های بسیار تحسین برانگیز در نظام علم و فناوری است. در این مورد نیز ضرورت ایجاب می کند که در ادامه مدل های جدیدی برای انتقال و توسعه درون زای فناوری و توسعه فرهنگ کارافرینی فناورانه و نوآوری و همچنین ارتباط اثربخش تر دانشگاه و صنعت مانند نظام های بخشی و ملی نوآوری، کریدورهای علم و فناوری، مناطق ویژه علم و فناوری و همچنین مناطق نوآوری طراحی و استقرار یابد....

     

    *این مقاله در شانزدهمین شماره چهره های ماندگار منتشر شده است. با ما همراه باشید