• بیست و دومین شماره چهره های ماندگار منتشر شد

    بیست و دومین شماره چهره های ماندگار منتشر شد

    نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید

    88477191

  • هنگام خروش و جوشش ماست

    هنگام خروش و جوشش ماست

    استاد احمد بیرشک، دانشمند تاریخ علم، شخصیتی شناخته شده و شاخص در جهان دانش بود که خدمات شایسته ایشان در تعلیم و تربیت کشور فراموش ناشدنی است. ضمن بزرگداشت یاد و نام آن مرحوم، گفتگویمان را با ایشان -که چندی پیش انجام شده -در بیست و دومین شماره چهره های ماندگار درج کرده ایم.

  • انتظامی و جایزه ای مانند اسکار

    انتظامی و جایزه ای مانند اسکار

    آن روز سرحال و شاداب و قبراق بود صحبت کوتاه اما جذابی هم در سومین همایش چهره های ماندگارکرد. از اینکه کنار برخی دانشمندان و نویسندگان کشور تجلیل می شد خردسند بود پزشک و مهندس و ادیب و هنرمند برای نخستین بار جمع بودند. می گفت ملاک اصلی ماندگاری آدم ها خدمت به مردم است. نکته ای که او خود مصداق واقعی اش بود. نوشته زیر در پاسخ به پرسشهای من در ماهنامه چهره های ماندگار است که پیش از برگزیده شدن فرزند هنرمند ایشان استاد مجید انتظامی بعنوان چهره ماندگار ارائه شده است.البته آرزوی او مدتی بعد با رای شورای هنری همایش چهره های ماندگار برآورده شد و پدر و پسر در مراسم هم را در آغوش گرفتند. خدایش بیامرزد.

    *همایش چهره های ماندگار پس از هشت دوره برگزاری توانسته به اهداف خود دست یابد؟به عبارت دیگرآیا کار مفید و موثری بوده و توانسته در اعتلای فرهنگ و هنر مملکت با معرفی نخبگان هنری و علمی به مردم و جامعه مثمرثمر باشد؟

     همایش چهره های ماندگار کار بسیاربسیار عالی، قشنگ و تاثیرگذاری است چون افرادی مثل مرحوم سیدحسینی را که مترجم فوق العاده ای بوده و در آپارتمانی در گوشه ای از این شهر زندگی می کرده و کسی هم او را نمی شناخته، پیدا و به مردم معرفی می کند  و یا هنرمندان و استادان دیگری که خدمات زیادی برای مردم و کشور انجام داده اند اما کسی از آنها خبر ندارد. خب این کار فوق العاده خوبی است دیگر.

    *در صورت تداوم این جریان علمی-فرهنگی، چه پیشنهادی برای برگزاری بهتر این همایش دارید؟

    من با این کار موافقم و به نظرم کار بسیار درخشانی است که در تلویزیون انجام شده و امیدوارم هر سال موفق تر از سال قبل باشد اما چون چند سالی است که به دلیل پادرد و بیماری ام نتوانستم در مراسم آن شرکت کنم، نمی توانم بگویم  پس از هفت دوره برگزاری رشد مثبت داشته  و به اهداف متعالی خود رسیده یا این که بعکس رشد منفی داشته و از تاثیرگذاری آن کم شده است. اما حتما موفق بوده و به اهداف خود رسیده که آن را ادامه می دهند و چرا ادامه ندهند !کار به این قشنگی را که نخبگان ساعی و فرهیختگن زحمتکش و گاهی هم ناشناخته و گمنام را پیدا می کند و در مراسمی باشکوه از آنها تجلیل کرده  آنها را به مردم و جامعه معرفی می کند کار بسیار با ارزشی است بویژه برای جوان ها خوب است چون این سوال در ذهنشان ایجاد می شود که چرا فلانی چهره ماندگار شده و این خود سرآغاز فعالیت مبارک آنها خواهد بود....

    *متن کامل گفتگو در بیست و دومین شماره چهره های ماندگاردرج شده است.

  • موقعیت شعر و داستان در مصر

    موقعیت شعر و داستان در مصر

    گفت‌وگویی  مدتی پیش در قاهره و با شرکت احمد عبدالمعطی حجازی و حسن طلب دو تن از شاعران معاصر انجام‌گرفته است.  آثار این شاعران پرآوازه جهان عرب به  چند زبان زنده دنیا ترجمه‌شده است.  در هم‌پیوستگی فرهنگ و ادبیات ایران و مصر، بازشناسی موقعیت ادبیات عرب به‌ویژه شعر از جوانب مختلف و رسالت و تعهد نویسندگان و سرایندگان عرب، محورهای اصلی این گفت و شنود است.

    * برای اطلاع یافتن از جایگاه  ادبیات کنونی عربی مصر از زبان حسن طلب و احمد عبدالمعطی حجازی در بیست و دومین شماره چهره های ماندگار با ما همراه شوید.

  • نباید وقت کلمات را گرفت

    نباید وقت کلمات را گرفت

    محمود اسعدی ازجمله نویسندگانی است که با شروع سال‌های دفاع مقدس بی‌آنکه بداند با ثبت خاطرات آن سال‌ها زمینه خلق بنیان‌های داستان‌نویسی را در ادبیات داستانی ایران پی‌ریزی کرد. اسعدی به تجربه سال‌ها قلم‌زدن در صفحات روزنامه کیهان و نیز ماهنامه کیهان فرهنگی، پس از 18 سال با مجموعه داستان "ابر بارد و باران نه" به عرصه ادبیات بازگشته است. گفت‌وگوی حمیدنور شمسی با وی پیرامون این مجموعه داستان انجام‌شده است.

    *بین این مجموعه داستان و دو مجموعه داستان قبلی شما فاصله‌ای نزدیک به هجده سال به چشم می‌خورد، علت این فاصله افتادن مسیر داستان‌نویسی شما چیست؟

    محمود اسعدی: اولین داستان من در سال 1360 در مجله سروش منتشر شد. داستان آن‌هم ازاین‌قرار بود که در محلی که آن سال‌ها زندگی می‌کردیم شهیدی را برای تشییع آوردند و من شرح آن واقعه را برای برادرم که در آن سال‌ها در ایتالیا درس می‌خواند در یک نامه نوشتم. بعد از مدتی دیدم که داستانی به نام "نامه‌ای از محمود به احمد" در مجله سروش منتشرشده که درواقع نامه من به برادرم بود. گویا خبرنگار آن سال‌های سروش در ایتالیا آن را از طریق برادرم دریافت کرده بود. من از سال 1363 به‌صورت حرفه‌ای داستان‌نویسی را به همراه کار در جراید آغاز کردم که شامل مجله جهاد انقلاب و مجلات شاهد بود. پس از مدتی هم به کیهان رفتم و صفحات ادبیات را منتشر می‌کردم و جدای از آن در جلسات ادبی حوزه هنری در آن سال‌ها که شاهد حضور  چهره‌هایی چون سید مهدی شجاعی، رضا رهگذر، و محسن مخملباف در کنار هم بود نیز شرکت می‌کردم. اولین مجموعه داستان من به‌صورت مستقل بانام "واگویه" در سال 1370 منتشر شد که عمده آن شامل داستان‌هایی با درون‌مایه جنگ و دفاع مقدس بود، واگویه حاصل نگاه من به هشت سال دفاع مقدس بود که برای گردآوری و تنظیم آن پنج-شش سالی وقت صرف شد. علت این زمان طولانی در تدوین هم عدم وجود امکانات کافی برای انتشار بود. در سال 1370 من سردبیر کیهان فرهنگی شدم و در همان سال‌ها اقدام به انتشار فصلنامه مستقل قصه کردم که با هزینه شخصی خودم منتشر می‌شد ولی به دلیل ضرر مالی پس از چهار شماره انتشارش را متوقف کردم.

    در سال‌هایی که در کیهان فرهنگی بودم مجموعه دوم داستانی‌ام بانام "حلقه ماه" را چاپ کردم، اصلی‌ترین علت این فاصله هجده ساله تا چاپ این مجموعه تغییر زاویه کاری‌ام بود که مدتی به سمت پژوهش و تدریس متمایل شد و البته حاصل آن‌هم به‌صورت کتاب درآمد اما داستان‌نویسی را در یک مقطع طولانی به شکلی کم‌رنگ موردتوجه قراردادم و گمان من این بود که جریان داستانی‌ام باید باگذشت زمان به سمت نوعی تثبیت و پختگی حرکت کند و شاید دلیل توقف در نوشتن داستان به‌صورت مستمر نیز همین بود. جدای از آن کم‌کم به این نتیجه رسیدم که‌ باید نوع نگاه و زاویه دید متفاوتی را نسبت به گذشته برای خلق داستان به دست آورد.

    *ولی بااین‌وجود مجموعه داستان جدید شما در همان فضای روایی قدیمی سیر می‌کند و شاید زبان ارتباط آن با مخاطبان امروز کمی ناملموس باشد. جدای از آن داستان‌ها شکلی عجیب با جهت‌گیری کاملاً اجتماعی دارند یا جنگی یا مجموعه‌ای  از ترکیب آن‌ها، احساس نمی‌کنید این تجربه هنوز فرم و ساختار مطلوب شما را ندارد؟

    محمود اسعدی: به اعتقاد من اینکه هر داستان دارای سبک خاصی باشد و مجموعه متنوعی از انواع داستان‌ها را داشته باشیم باعث قوت مجموعه داستان است، ما در یک مجموعه داستان نه به لحاظ موضوع، نه به لحاظ سبک احتیاجی به هم‌سنخ بودن نداریم و اتفاقا اگر تنوع در موضوعات داستانی وجود داشته باشد نشانه نوآوری و خلاقیت است....

    *با ما در خوانش کامل این گفت و گو در بیست و دومین شماره "چهره های ماندگار" همراه شوید.

  • حلقه ماه؛ آمیختگی توصیف و حرکت

    حلقه ماه؛ آمیختگی توصیف و حرکت

    بررسی مجموعه داستان “ابر می بارد و بارانه نه”

    استاد عبدالعلی دستغیب-چهره ماندگار نقد ادبی

    نوشتن رویدادهای صحنه نبرد برای نویسنده­ای که عناصر اصلی هنر حماسی را دست‌کم می‌گیرد، همچون راه رفتن بر لبه تیغ است. به همین دلیل نویسندگان ما هنوز در این زمینه  توفیق چشمگیری به دست نیاورده‌اند. نبرد طولانی و سنگین هشت سال دفاع مقدس برای داستان نویسان ما وضعی به­وجود آورد که پیش از سال 1359 ناشناخته بود، زیرا موقعیت تازه، صحنه‌آرایی و صناعتی می‌طلبید که نویسندگان معاصر ما در سده اخیر با آن ناآشنا بودند. سالیان درازی در ایران جز منازعه‌های کم‌دوام محلی و درگیری‌های مختصر و دو-سه روزه ارتش با قوای متفقین در مرزهای شمال و جنوب کشور، در این حوالی نبردی در کار نبوده است. ازاین‌رو نویسندگان ما در این زمینه نه تجربه‌ای داشتند و نه به آن می‌پرداختند. راه ممکن برای تصویر رویدادهای نبرد، یعنی شیوه‌های حماسی، نمایشی و طنز؛ اسعدی نخستین مجموعه داستان خود را با شیوه نخست برگزیده است، یعنی خواسته تا نبرد آزمایی رزمندگان را در رویارویی با دشمن نشان دهد.

    بیش از هر چیز باید گفت،جنگ، جنگ است و معیارهای اخلاقی دیگری دارد  و در این زمینه سخن از آدمکشی نباید به میان آورد. جنگی درگرفته و مهاجمان به سرزمین ما حمله آورده­اند. در اینجا فضایا با آتش و پولاد فیصله می‌پذیرد و تعارف هم برنمی‌دارد. رزم‌آور باید بکشد یا کشته شود. راه سومی وجود ندارد، مگر اینکه سران جنگ در زمینهٔ توقف نبرد به مصالحه برسند. در هنر حماسی، عنصر اصلی "جدال" است. باکسی که آمده دست رزم‌آور را ببندد و مصالحه نمی‌شناسد و می‌گوید یا ناچار است بگوید مرغ یک‌پا دارد، جز به شیوه رستم پاسخ نمی‌توان داد. اسفندیار در برابر مصالحه جویی رستم که در آشتی می‌کوبد:« زیرا در این زمینه هماوردِ رزم، خانگی است»، هیچ کوتاه نمی‌آید و لجوجانه می‌گوید: «جز از بند یا جنگ چیزی مگوی». محمود اسعدی نثر روانی دارد، روشن می نویسد و با این همه مسامحات لفظی نیز در نوشته او کم نیست. از اسعدی چند داستان به نسبت خوب هم در کیهان فرهنگی چاپ‌شده است که البته عیب‌هایی هم دارد.

    داستان "ناشناس" از این مجموعه فضایی وهم‌آمیز دارد. قصه آن بیان‌کننده حدیث تنهایی است؛ جسی شخصی است که در جامعه پرازدحام جدید دچار سرگردانی شده و با هیچ‌کس الفتی ندارد. پس برای پر کردن خلا وجودی خود به ماشین دل می‌بندد. او به‌قصد گرفتن پول سفر نمی‌کند. مقصد او پیدا کردن اتومبیل تویوتایی مثل اتومبیل خودش است. ازنظر مادی احساس بی‌نیازی می‌کند، نیاز به هم‌سخن دارد و همین‌که به آسودگی خاطر می‌رسد و همراهانش را وامی‌گذارد و به راه خود می‌رود.

    قصه"ابر می‌بارد و باران نه" رمزی است وگرچه روابط رویدادها چندان روشن نیست، شاعرانه نوشته‌شده است. اسعدی در این قصه مقاطعی از رویدادها را به زبان کنایی توصیف می‌کند. گزارش غیرمستقیم است و به همین  دلیل تأثیرش زیادتر است.

    قصه "هزاروش" همان‌طور که نامش نشان می‌دهد، باید رمزیابی شود. این قصه  به زبانی نوشته‌شده است و باید به زبان دیگری خوانده شود. "حلقه ماه" از بهترین قصه‌های محمود اسعدی است. رویدادهای آن در حوالی "قرقان تپه" تاجیکستان می‌گذرد. در سال 1371 این کشور دچار جنگ داخلی شد که ماه‌ها به طول انجامید. داستان بر زمینه این جنگ قرار داده‌شده است. اشخاص داستانی این قصه دو نفرند. داستان با گفت‌وگوی این دو نفر پیش می‌رود. در طول جاده این دو نفر پیش می‌روند، شش مرد مسلح به آن‌ها نزدیک می‌شوند. مردی می‌گوید من دشتی هستم  و این زن-حلقه ماه- همسر من است. در ضمن گفت‌وگو، صدای شلیک هم به گوش می‌رسد. در این قصه، وصف و حرکت باهم درآمیخته و از نوع قصه‌های تجربی همینگوی است. لحظه‌های آرام و تند به‌ضرورت ضرباهنگ داستان تند یا آرام وصف می‌شود. موضوع آن به تعبیر قدیمی "فرج بعد شدت" است و سیر حوادث نشان می‌دهد که اشخاص نیک‌سیرت همیشه از پای در‌نمی‌آیند و برای آن‌ها گشایشی هست. قصه با ایجاز و به‌طور مؤثری ساخته‌شده است.

  • محیط زیست با رویکرد به معماری و مهندسی عمران

    محیط زیست با رویکرد به معماری و مهندسی عمران

    دکترحسين زمرشيدي، استاد و عضو هيأت علميِ دانشگاه شهيد رجايي

    سعي مقالة و به خصوص مقدمه، توجه به تبيين اساس مُعزل تخريب طبيعت و محيط زيست، به‌ويژه با نظر به نوع جهان بيني و رفتار سياسي است! چيزي كه تا حالا آنگونه كه بايد به آن پرداخته نشده! همچنين طرح مسألة مهم توسعة پايدار (و ديد نو و سازنده به پيشرفت) هم، ديگر دغدغة مقالة‌ حاضر مي‌باشد!

    و روش كار هم اينگونه بوده كه نكته‌هاي كلي (كه بيشتر از اخبار رسانه‌ها و همچنين از نظر كارشناسان رشته‌هاي گوناگون و به‌ويژه كارشناسان خودِ محيط زيست مي‌باشد!)، باتوجه به مسألة توسعه و نقش مهندسي عمران، به صُور مختلف تخصصي و مصداقي، بيان شده است.

    در اين مقاله، مصاديق به حَسب لزوم توضيح مطالب، مورد تذكر قرار گرفته‌اند؛ و از آنجاكه موارد مذكور در اين زمينه بسيار است، از آنها به اندازة نياز به تشريح و تبيين استفاده شده؛ و تلاش بر اين بوده كه بيشتر به مسائلِ اساسي و كلي پرداخته شود و كار به ورطة جزئيات و سردرگمي در آنها نيفتد.

    و باز هم به دليلِ كثرت مطالب مربوطه، نويسنده تلاش كرده تا بيشتر از ديد رشتة خود (مهندسي عمران) به موضوع بپردازد! كه اين جدايِ از حُسن احاطة تخصصي، ويژگي‌هاي با ارزش ديگري هم دارد!

    يكي اين كه مهندسي عمران، به جهت مسألة اساسي توسعه، جايگاهي بسيار مهم و ريشه‌اي را دارد؛ و اتفاقاً به دليلِ مذكور، خيل مواردِ سوء استفاده، به واسطة استناد به مطلب فوق، مورد توجيه قرار مي‌گيرند! و ديگر اين كه پرداختن كارشناسي از ديد اين رشتة مورد توجه حوزة ‌مهم توسعه، به حوزة اَهم محيط زيست، نشان مي‌دهد كه ما در درجه اول به عنوان انسان، اولويتِ اولِ زندگي و كارمان، بايد مسائلِ عقيدتي و انساني باشد! نه دلبستگي كوركورانه به تعصباتِ شغلي و صنفي و فردي و جمعي و ... ! و اين مي‌تواند براي همة كارشناسان، درسي بزرگ باشد كه مردم و سياستمداران هم اين را از آنها بياموزند.

    *مقاله کامل در بیست و دومین شماره چهره های ماندگار درج شده است

  • مسلمانان اندلس؛ اندیشه ها و رفتارها

    مسلمانان اندلس؛ اندیشه ها و رفتارها

    دکتر ثریا لهی-استاد مطالعات اندلس

    من ثریا لهی هستم. اولین زنی که توانسته از دانشگاه رباط در رشته مطالعات اسپانیا مدرک دکتری اخذ  و در بخش عربی و ادبیات تدریس کند. در حال حاضر تاریخ، ادبیات و ربان عربی را در موسسه مطالعات اندلس تدریس می کنم. من یک مادرم و دو فرزند دارم پسر بزرگ من مهندس است و اُسامه نام دارد و دومی علی است. دوست دارم در کشورهای مسلمان به تحقیقاتی درخصوص موضوعات اسلامی بپردازم، تاکنون دو کتاب و چندین مقاله نوشته ام که در داخل و خارج به چاپ رسیده است . تمایل دارم درخصوص تمدن اسلامی و تاریخ اسلام در اسپانیا مطالبی بنویسم. اسلام پس از ورود به اسپانیا، سالها به حیات خود ادامه داد. در آن مدت تحقیقات و مطالعات بسیاری درخصوص موضوعات اسلامی، آثار و نوشته های اسلامی و نیز تمدن کشاورزی و نیز معماری-معماری اسلامی خانه ها و باغها و هر آنچه به زندگی انسان مربوط می شود- صورت گرفت.

    وقتی مسلمانان به اندلس رفتند یکی از اولین کارهایشان ساخت مسجد در بسیاری ازشهرها و  آموزش زبان عربی بود. اولین دوره تمدن، تمدن اموی بود. وقتی آنها به اندلس آمدند خود را امیر نامیدند. مساجد مملو از دانش پژوهانی از فرانسه، ایتالیا و دیگر نقاط اروپا بود که برای آموختن علوم اسلامی به قرطبه آمده بودند.  قرطبه بدین لحاظ اولین مرکز در اندلس بود. پس از امویان اولین دوره ملوک الطوایفی شروع شد. اگرچه این دوره بسیار کوتاه، اما به لحاظ مطالعات اسلامی بسیار غنی بود...

    *علاقمندان به تمدن اسلامی در اندلس، با ما در بیست و دومین شماره چهره های ماندگار همراه باشید

  • زن از نگاه ابن عربی

    زن از نگاه ابن عربی

     دکتر محسن جهانگیری

    در نگاه ابن عربی انسانیت حقیقتی واحد جامع مرد و زن است. مردان و زنان در اصل انسان بودن با هم اتحاد و اشتراک دارند و اختلاف و افتراقشان تنها در امری عارضی یعنی جنسیت است. ذکورت و انوثت امری عارضی است و داخل در اصل و جوهره انسانیت نیست. بنابراین مرد را در انسان بودن درجه ای و مزیتی بر زن نیست. هر کمالی که ممکن است مرد بدان برسد زن نیز می تواند بدان نائل آید. لذا او با استناد به آیات و روایات اسلامی تاکید می کند که زنان شایستگی رسیدن به تمام مراتب و کمالات روحی و معنوی از جمله مرتبه  عظمای ولایت نبوت-البته نبوت عامله یا نبوت تشریع و حتی قطبیت را دارد. برخی از نویسندگان نظر عرفانی ابن عربی در خصوص بانوان را که برگرفته از فرهنگ دینی مسلمانان است با فمینیسم غربی که نظریه برابری حقوق زنان  با مردان در تمامی امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است با هم در می آمیزند، و احیانا ابن عربی را که از اعاظم اولیا و افاضل فقهای اسلام است فمینیست قلمداد می کنند که به عقیده من خلاف واقع است.

    اگر کسی به تعریف ولی، نبی و قطب در عرفان ابن عربی واقف باشد متوجه می شود که او برای مقام زن چه مقام والای معنوی قائل است. من برای نمونه فقط تعریف قطب را می آورم که  او در رساله "نزل القطب و مقامه و حاله" ذکر کرده است: قطب مرکز دایره هستی و محیط آن است. آینه حق و مدار عالم است(رسایل ابن عربی، ج 2) در آینده خواهیم گفت که ابن عربی به تساوی زن و مرد بسنده نمی کند بلکه احیانا زنان را بر مردان برتری می دهد....

     

    *دیدگاه ابن عربی درباره زن تحت عنوان مقاله ای به قلم دکتر محسن جهانگیری  در بیست و دومین شماره "چهره های ماندگار" درج شده است

  • به زنان فرهیخته بیشتر توجه شود

    به زنان فرهیخته بیشتر توجه شود

    استادمحمدعلی کشاورز-چهره ماندگار سینما و نمایش

    برگزاری همایش چهره‌های ماندگار بنظرم کار بسیار خوب و جالبی است البته شاید وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا وزارت علوم بود اما به هر ترتیب  و خوشبختانه تلویزیون آن را انجام داد.

    افراد انتخاب شده غیر از من همه شاخص و برای مملکت کار کرده و مراسم هم بسیار خوب برگزار شد.

    این کار نتیجه زحمت آقایان لاریجانی است.  فکر و ایده  وشروعش توسط آقای محمود اسعدی و در دوره آقای لاریجانی بود و در دوره آقای ضرغامی ادامه پیدا کرد.

    این مراسم تجلیل و قدردانی پاداش کسانی است که یک عمر بدون هیچ چشم داشتی برای اعتلای دانش و فرهنگ و هنر مملکت تلاش کردند و زحمت کشیدند.

    فکر می کنم یکی از برنامه های خوب تلویزیون و بلکه بهترین برنامه آن همین همایش چهره‌های ماندگار بود و امیدوارم هر سال به همان خوبی سال های گذشته  برگزار شود. هر چند متاسفانه الان هنر یک شغل شده و از حالت هنر درآمده  اما تا اینجا کسانی که انتخاب شدند خوب بود.

    این مراسم تنها جایی بود که به نحو احسن از کسانی که واقعا شایستگی داشتند به شکل باشکوهی قدردانی شد.

    این کار بزرگ فرهنگی است که باید سعی کنند آن را به دور از مسائل سیاسی و حاشیه ای برگزار کنند.

    همچنان مثل گذشته کار کنند چون کسانی که تا به حال انتخاب شدند جزو چهره‌های ماندگار ایران زمین بودند.

    دیگر این که این کار را جدی تر بگیرند تا متعاقب آن مردم و به خصوص جوان ها بیشتر تلاش کنند. جوان ها با دیدن چنین برنامه ها و قدردانی هایی تشویق می شوند که  بیشتر تلاش کنند و به نوعی درس و عبرت می گیرند. نتیجه و اثرگذاری این کار پنجاه سال دیگر مشخص می شود وقتی جوان های امروز با تاثیرپذیری و تاسی از این برنامه درخشیدند و سطح دانش و فرهنگ جامعه را بالا بردند.

    بنظرم در مورد خانم های سرزمین ما کم لطفی می کنند چون بیشتر انتخاب ها مربوط به آقایان است در حالی که خانم های زیادی داریم که مستحق انتخاب شدن هستند.

    خانم ها پس از انقلاب در زمینه های مختلف عملی و فرهنگی پیشرفت زیادی کردند و حتی در برخی موارد جهش و پیشرفت بیشتری نسبت به آقایان داشتند و دارند. بنظر من می شود فرضا چهره‌های ماندگار مادر انتخاب کرد. البته نه در حوزه سینما بلکه به طور کل و در سطح جامعه عرض می کنم.......

    *سخنان استاد محمدعلی کشاورز درباره همایش "چهره های ماندگار" در بیست و دومین شماره چهره های ماندگار منتشر شد