• بیستمین شماره چهره های ماندگار منتشر شد

    بیستمین شماره چهره های ماندگار منتشر شد

    چهره های ماندگار نشریه ای دیداری، شنیداری و مستقل است که به طور ویژه به نخبگان و نام آوران عرصه دانش و فرهنگ می پردازد. به گونه ای که مبنای اصلی اش دیدار، گفت و شنود، مناظره و گپ و گفت با اهالی فرهنگ و اندیشه است.

    گفت و گوی اصلی این شماره با استاد محمود فرشچیان انجام شده و در بخش "حدیث دیگران" گفتگویی با مترجم شاهنامه، دکتر بئاتریس سالاس، انجام داده ایم. مطلب دکتر رضا داوری، چهره ماندگار فلسفه، را  با عنوان "خرد پیشرفته و توسعه"  می توانید در کلیشه "اندیشه" دنبال کنید.همچنین از دیگر چهره ماندگار فلسفه،دکتر غلامرضا اعوانی، درباره عیدنوروز مطلبی تحت عنوان "عید نوروز؛ تذکر و تفکر" در صفحات 37 تا 40 آمده است.در کلیشه "نکته ها" نظر آنتیلا ژاکوهامین درباره اسلام و غرب را تحت گفت گویی با عنوان "میراث ارتباط اسلام و غرب" آورده ایم. کوچ چهره ماندگار چشم پزشکی، پروفسور علی اصغر خدادوست به دیار باقی با انتشار بیستمین شماره چهره های ماندگار مقارن بود و در کلیشه "یاد"  مستندنوشتی ازگپ و گفت صوتی و تصویری  که چند سال قبل با ایشان داشتیم را قرار دادیم.یادشان گرامی و روحشان شاد!

    در کلیشه گزارش، سه گزارش از رونمایی  تصحیح مثنوی دکتر محمدعلی موحد «مثنوی؛ گنجینه فکری و روحی مردم ایران»، گزارش برگزاری اولین همایش بین المللی عطار نیشابوری «منطق الطیر؛ روایتی نمادین از زندگی» و «جشنواره خوارزمی؛ رشد کیفی» آمده است و در نهایت تراوش « قرطبه؛ شگرف ترین مسجد اروپا» را از قلم دکتر حسین زمرشیدی با هم می خوانیم.

  • نقاشی؛ راز و نیاز

    نقاشی؛ راز و نیاز

    استاد محمود فرشچيان سال 1308 در شهر اصفهان ديده به جهان گشود. پدرش كه مردي هنردوست بود با توجه به اشتياق فرزند به هنر نقاشي، او را به كارگاه استاد حاج «ميرزاآقا امامي» رهنمون كرد. وي سپس در هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان از استاد «عيسي بهادري» تعليم گرفت. پس از پايان اين دوره به اروپا رفت و چند سالي در آنجا به مطالعه و بررسي آثار نقاشان برجسته غرب همت گماشت و در نتيجه همين مطالعات بود كه به رهيافتي تازه از هنر نقاشان با معيارهاي جهاني رسيد. پس از بازگشت به ايران كار خود را در اداره كل هنرهاي زيباي تهران آغاز كرد و پس از مدتي به مديريت اداره هنرهاي ملي و استادي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران برگزيده شد. در اين ميان با كار و كوشش مداوم و خلق آثار شگفت‌انگيز، آوازه هنري او در ايران و در فراسوي مرزها گسترش يافت.

    استاد فرشچيان در حيطه نقاشي ايراني به وجود آورنده سبك و مكتب خاصي است كه در عين توجه به اصالت مباني سنتي اين هنر، با ابداع شيوه‌هاي نو، قابليت و كارايي نقاشي ايراني را افزايش داده است

    آثار استاد فرشچيان در بيش از صدها نمايشگاه فردي و جمعي در ايران و ساير كشورها برپا و با استقبال بسيار زيادي روبه‌رو شده است.

    طراحي‌هاي ضريح مطهر و منور حضرت اباعبدالله(ع) و ثامن‌الائمه حضرت رضا(ع) به قلم ماندگار و با كفايت استاد فرشچيان صورت گرفته است.

    با تأسيس موزه فرشچيان در مجموعه فرهنگي-تاريخي سعدآباد، سازمان ميراث فرهنگي كشور بر آن شد تا فرصتي براي عموم هموطنان عزيز و هنردوستان جهان فراهم آورد تا از آثار اين هنرمند بزرگ در يك مجموعه زيبا بازديد به عمل آورند. در اين موزه بالغ بر هفتاد اثر از آثار استاد گردآوري شده است.

    * گفت و گوی چهره های ماندگار بااستاد محمود فرشچیان را در بیستمین شماره چهره های ماندگار دنبال کنید.

     

     

     

     

  • ترجمه؛ پلی میان دو فرهنگ

    ترجمه؛ پلی میان دو فرهنگ

    گفتگو با دکتر بئاتریس سالاس

    فاطمه بیات فر: خانم دکتر سالاس! شما شخصیت شناخته شده ای  برای ما ایرانیان هستید بخصوص با کار عظیم ترجمه ای که از شاهنامه فردوسی به زبان اسپانیایی داشته اید. اما برای شروع گفتگو لطفا از شرح حال  و آثارتان بگویید و اینکه الان مشغول به چه کاری هستید؟

    بئاتریس سالاس: من در سال 1988 میلادی از دانشگاه سوربن فرانسه مدرک دکترای تعلیم و تربیت در رشته علوم اجتماعی اخذ کردم. حال بیش از بیست و هفت  سال است که در دانشگاه آزاد اسلامی مشغول تدریس زبان و ادبیات اسپانیایی هستم. بیش از هشت سال روی ترجمه شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی به زبان اسپانیایی کار کرده ام و این ترجمه اخیرا به پایان رسیده است.

    فاطمه بیات فر: شما دکترای علوم آموزشی از دانشگاه سوربن دارید، چطور شد که به زبان و ادبیات فارسی علاقمند شدید؟ و زبان فارسی را چگونه آموختید؟ آیا شاهنامه فردوسی در فارسی آموختن شما نقشی داشته است؟

    بئاتریس سالاس: گستره ادبیات فارسی به ویژه شعر فارسی با بزرگانی چون حافظ، سعدی و دهها سخن سرای دیگر آنقدر وسیع است که قبل از آنکه به ایران بیایم بدان علاقه مند بودم و در ایران نهایت تلاش خود را برای آشنایی بیشتر با فرهنگ ایرانی انجام دادم. برای یادگیری زبان فارسی، تلاش خاصی انجام ندادم، از فارسی، دانشی معمولی در حد رفع نیاز دارم و مسلما مقابله نسخ مختلف شاهنامه به من کمک کرده  است تابیشتر به آن بپردازم. هدف من این بود که به هر وسیله معقول و ممکن، شاهنامه اسپانیایی را به بهترین صورت آن به مردم اسپانیایی زبان دنیا هدیه کنم....

    * خواننده گفتگو ی ما با دکتر بئاتریس سالاس(مترجم شاهنامه) در بیستمین شماره چهره های ماندگار باشید.

  • خرد پیشرفته و توسعه

    خرد پیشرفته و توسعه

    دکتر رضا داوری چهره ماندگار فلسفه

    پیشرفت تاریخی از جمله اصول تجدد است و بنابراین می‌توان تجدد را جهان پیشرفت دانست. مراد از پیشرفت در اینجا سیر به سوی کمال معنوی و اخلاقی نیست بلکه پیشرفت در ساختن دائم دنیای آدمی است. در نیم قرن اخیر توسعه جای پیشرفت را گرفته است. شاید هم تجدد در سیر خود به جایی رسیده‌است که امکان پیشرفتش پایان یافته و به جای پیشرفت توسعه می‌یابد. اگر از لفظ پیشرفت افزایش و بهبود فهمیده می‌شود توسعه حکایت از افزایش و گسترش می‌کند یعنی در توسعه چیزی که هست بیشتر می‌شود و گسترش و بسط می‌یابد. پیداست که این جمله بیان معنی اصطلاح توسعه نیست اما شاید در فهم این معنی و درک امکان‌های توسعه به کار آید. توسعه متعلق به زمانی است که کشورهای صاحب اقتصاد پیشرفته به مرحله‌ای از علم و تکنولوژی و تولید یا به اصطلاح به مرحله بازتولید برای زندگی مصرفی رسیده‌اند. در همین مرحله بود که کشورهای امریکای لاتین و آسیا و افریقا، توسعه‌نیافته یا در حال توسعه نامیده شدند. این کشورها قرون هجدهم و نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم را نگذرانده بودند که بتوانند توسعه‌یافته باشند. توسعه‌یافتگی مقدمات و سوابقی می‌خواهد و کشورهایی که در زمان ما این سوابق را نداشته‌اند نمی‌توانند توسعه‌یافته باشند. نکته‌ای که توجه به آن ضرورت دارد اینست که توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی در تاریخ جدید معنی دارد یعنی به طور کلی نمی‌توان گفت که هر نظم زندگی هر وقت که بوده اگر مثلاً شباهتی به نظم اروپای غربی نداشته توسعه‌نیافته بوده است. به تمدن‌های قدیم صفت توسعه‌نیافته نمی‌توان داد. تقابل توسعه‌نیافته با توسعه‌یافته به اصطلاح اهل منطق، تقابل عدم و ملکه است...

    * متن کامل در بیستمین شماره چهره های ماندگار قابل روئیت است.

  • میراث ارتباط اسلام و غرب

    میراث ارتباط اسلام و غرب

    آنتیلا ژاکوهامین-استاد دانشگاه هلینیسکی

    *ضمن تشکر از حضور جنابعالی در این گفت و گو، خواهشمند است ضمن معرفی خود، درخصوص سوابق علمی و تالیفات و ترجمه های خود به ویژه ترجمه قرآن کریم، گلستان سعدی و گزیده مثنوی معنوی مولانا توضیح بفرمایید؟

    آنتیلا ژاکوهامین: من استاد مطالعات اسلامی دانشگاه هلینیسکی فنلاند هستم  و  مطالعاتی در زمینه اسلام در دوران قرون وسطی داشته ام.  ترجمه های متعددی از  زبان عربی به زبان فنلاندی انجام داده ام؛ از جمله همان طور که شما اشاره نمودید، ترجمه قرآن کریم که در سال 1995 انجام پذیرفت و ترجمه گزیده ای از زندگینامه حضرت محمد(ص) به قلم ابن هشام که در قرن هشتم به نگارش درآمده است. علاوه بر اینها، من ترجمه هایی از فارسی کلاسیک به فنلاندی، از جمله گلستان سعدی و گزیده کوتاهی از مثنوی معنوی انجام داده ام، همچنان که  جدیدترین ترجمه من از فارسی به فنلاندی، ترجمه کوتاهی از اشعار شاعران معاصر ایران بوده است.

    *لطفا در خصوص سوء تفاهمات و موانع موجود بر سر راه گسترش ارتباطات دو حوزه بزرگ تمدن اسلام و غرب توضیح دهید.

    آنتیلا ژاکوهامین: در غرب دو مشکل اساسی وجود دارد: اول، سنت متوالیِ تصور اسلام به عنوان یک تهدید و حتی دشمن که پیشینه آن به قرون وسطی برمی گردد. دوم، رسانه های گروهی که تنها موضوع مورد علاقه شان فجایع، جنگها و این قبیل موضوعات است. این ها خیلی راحت تصویری از جهان اسلام ارائه می دهند که...

    *ادامه گفتگو را با ما در بیستمین شماره چهره های ماندگار همراه باشد.

  • عید نوروز؛ تذکر و تفکر

    عید نوروز؛ تذکر و تفکر

    بعد از پایان این عالم زندگی دیگری شروع می شود و این روند تا روز قیامت ادامه دارد، بسیاری از فلاسفه مانند افلاطون هم  استدلال کرده اندجریان عالم همیشه تکرار می شود

    موضوع «عید» را می توان از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار داد. به نظرم تأمل و تفکر درباره عید موجب نوعی تذکر می شود؛ عید، یادآور حقایق وجود و حقایق الهی است. اولا باید این نکته را در نظر بگیریم آنچه را که ما امروزه به عید، نوروز یا بهار تعبیر می کنیم چیزی است که در کره زمین اتفاق می افتد، البته در تمام عالم هست، ولی آن چیزی که اتفاق می افتد و ما آن را تجربه می کنیم در کره زمین اتفاق می افتد....

    *کلیشه"دیدگاه" بیستمین شماره چهره های ماندگار به عید نوروز از منظر دکتر غلامرضا اعوانی چهره ماندگار فلسه اختصاص دارد.

     

  • نشانه های فرهنگی ایران در آثار ابن عربی

    نشانه های فرهنگی ایران در آثار ابن عربی

     

    چهره شیخ الاکبر در کمتر نقطه ای از دنیا به اندازه ایران شناخته شده است. معرفی وی و بررسی افکارش به علت پیچیدگی و گستردگی آراء و نظریه های وی، نیازمند برگزاری نشستی جهانی است که تابحال این امر صورت نگرفته است.

    طرح موضوع روابط تاریخی میان فرهنگ ایرانی و نوشته های ابن عربی، موضوعی گریزناپذیر می نماید، اما با این حال هنوز به شکلی شایسته به این موضوع پرداخته نشده است و بنابراین به نظر می رسد بررسی این امر برای وقایع تاریخی مهمی که  تاثیراتی شگرف داشته اند، ضرورت دارد.

    * علاقمندان می توانند مقاله کامل از ویکتور پایه ها د بوسیسا درباره ابن عربی را در بیستمین شماره چهره های ماندگار دنبال کنند.

  • خاموشی چشم زندگی

    خاموشی چشم زندگی

    پرفسور علی‌اصغر خدادوست سال ۱۳۱۴ در شیراز متولد شد. وی دوران دبستان و دبیرستان را در شیراز پشت سر گذاشت و سپس به عنوان آموزگار در داراب مشغول به کار شد و سال ۱۳۳۳ در آزمون ورودی دانشکده پزشکی شیراز شرکت نمود و با درجه ممتاز بین داوطلبان پذیرفته و  مشغول به تحصیل شد.

    دكتر خدادوست دوره شش ساله پزشکی را با درجه ممتاز پشت سر گذاشت و  در سال ۱۳۴۱، پس از یک سال گذراندن دوره دستیاری چشم و گوش و حلق و بینی در بیمارستان نمازی دانشگاه شیراز، از طرف دولت وقت برای گذراندن دوره تخصصی در آمريكا انتخاب شد و به عنوان نخستین و تنها دستیار خارجی در بخش چشم پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز (Johns Hopkins) پذیرفته شد و دوران سه ساله دستیاری را به عنوان بهترین دستیار مرکز چشم پزشکی ویلمر سپری کرد

    او در این دوران علاوه بر تحصیل در دانش‌های بالینی به طور فعال مشغول پژوهش در دانش‌های پایه بود و مقاله‌های بسیاری در مجله‌های گوناگون به چاپ رسانید.

    دکتر خدادوست پس از پايان دوران تحصيل علی‌رغم پیشنهاد و خواست دانشگاه جان هاپکینز عازم ایران شد و تا سال 1359 در بخش چشم پزشکی دانشگاه شیراز مشغول فعالیت شد.

    وي در سال ۱۳۵۹ عازم آمریکا شد و به عنوان استاد در بخش چشم دانشگاه جانز هاپکینز مشغول به کار شد. سپس در سال ۱۳۶۱ به عنوان استاد و رئیس بخش چشم دانشگاه سیسیل انتخاب شد و در سال ۱۳۷۱ مرکز چشم پزشکی ای در شهر نیوهیون را بنیان گذاشت و به عنوان سرپرست آن شروع به کار کرد. از سال ۱۳۵۹ ایشان به طور پیاپی به ایران بازگشته و در فعالیت‌های بالینی و آموزشی در بیمارستان‌های گوناگون تهران و شیراز شرکت می کردند.

    وي به طور متناوب توسط شخصیت‌های برجسته‌ای در چشم پزشکی آمریکا به عنوان بهترین جراح پیوند قرنیه در دنیا معرفی شده‌ است و شهرت او علاوه بر مقالات علمی متعدد و تحقیقات گسترده در زمینه‌های مختلف و کیفیت درمان و تجربه در جراحی، مدیون تحقیقات پایه‌ای بر ناراحتی‌های سطح قرنیه‌است، تا آنجا که پیوندهای قرنیه روی مکانیسم دفع پیوند را به افتخار ایشان Khodadoust line نامگذاری شده‌است. راه اندازی بیمارستان فوق تخصصی چشم دکتر خدادوست در شيراز و بیمارستان چشم پزشکی سرعین در استان اردبيل از فعاليت‌هاي ایشان در ايران است.

    دکتر خدادوست بامداد روز شنبه ۱۹ اسفند سال ۱۳۹۶ بر اثر عارضه قلبی در ۸۲ سالگی در بیمارستانی در  نیویورک درگذشت. مدتی پیش گفت و گویی صوتی و تصویری با ایشان داشتیم که مستندنوشت آن با حذف سوالات در بیستمین شماره چهره های ماندگار آمده است.. ماهنامه چهره های ماندگار فقدان این شخصیت برجسته علمی را به خانواده محترم و اهالی علم و معرفت تسلیت می گوید و از خداوند بزرگ برای ایشان اجر و  ارج مسالت می نماید. روحش شاد و یادش گرامی!

  • خاموشی چشم زندگی

    خاموشی چشم زندگی

    پرفسور علی‌اصغر خدادوست سال ۱۳۱۴ در شیراز متولد شد. وی دوران دبستان و دبیرستان را در شیراز پشت سر گذاشت و سپس به عنوان آموزگار در داراب مشغول به کار شد و سال ۱۳۳۳ در آزمون ورودی دانشکده پزشکی شیراز شرکت نمود و با درجه ممتاز بین داوطلبان پذیرفته و  مشغول به تحصیل شد.

    دكتر خدادوست دوره شش ساله پزشکی را با درجه ممتاز پشت سر گذاشت و  در سال ۱۳۴۱، پس از یک سال گذراندن دوره دستیاری چشم و گوش و حلق و بینی در بیمارستان نمازی دانشگاه شیراز، از طرف دولت وقت برای گذراندن دوره تخصصی در آمريكا انتخاب شد و به عنوان نخستین و تنها دستیار خارجی در بخش چشم پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز (Johns Hopkins) پذیرفته شد و دوران سه ساله دستیاری را به عنوان بهترین دستیار مرکز چشم پزشکی ویلمر سپری کرد

    او در این دوران علاوه بر تحصیل در دانش‌های بالینی به طور فعال مشغول پژوهش در دانش‌های پایه بود و مقاله‌های بسیاری در مجله‌های گوناگون به چاپ رسانید.

    دکتر خدادوست پس از پايان دوران تحصيل علی‌رغم پیشنهاد و خواست دانشگاه جان هاپکینز عازم ایران شد و تا سال 1359 در بخش چشم پزشکی دانشگاه شیراز مشغول فعالیت شد.

    وي در سال ۱۳۵۹ عازم آمریکا شد و به عنوان استاد در بخش چشم دانشگاه جانز هاپکینز مشغول به کار شد. سپس در سال ۱۳۶۱ به عنوان استاد و رئیس بخش چشم دانشگاه سیسیل انتخاب شد و در سال ۱۳۷۱ مرکز چشم پزشکی ای در شهر نیوهیون را بنیان گذاشت و به عنوان سرپرست آن شروع به کار کرد. از سال ۱۳۵۹ ایشان به طور پیاپی به ایران بازگشته و در فعالیت‌های بالینی و آموزشی در بیمارستان‌های گوناگون تهران و شیراز شرکت می کردند.

    وي به طور متناوب توسط شخصیت‌های برجسته‌ای در چشم پزشکی آمریکا به عنوان بهترین جراح پیوند قرنیه در دنیا معرفی شده‌ است و شهرت او علاوه بر مقالات علمی متعدد و تحقیقات گسترده در زمینه‌های مختلف و کیفیت درمان و تجربه در جراحی، مدیون تحقیقات پایه‌ای بر ناراحتی‌های سطح قرنیه‌است، تا آنجا که پیوندهای قرنیه روی مکانیسم دفع پیوند را به افتخار ایشان Khodadoust line نامگذاری شده‌است. راه اندازی بیمارستان فوق تخصصی چشم دکتر خدادوست در شيراز و بیمارستان چشم پزشکی سرعین در استان اردبيل از فعاليت‌هاي ایشان در ايران است.

    دکتر خدادوست بامداد روز شنبه ۱۹ اسفند سال ۱۳۹۶ بر اثر عارضه قلبی در ۸۲ سالگی در بیمارستانی در  نیویورک درگذشت. مدتی پیش گفت و گویی صوتی و تصویری با ایشان داشتیم که مستندنوشت آن با حذف سوالات در بیستمین شماره چهره های ماندگار آمده است.. ماهنامه چهره های ماندگار فقدان این شخصیت برجسته علمی را به خانواده محترم و اهالی علم و معرفت تسلیت می گوید و از خداوند بزرگ برای ایشان اجر و  ارج مسالت می نماید. روحش شاد و یادش گرامی!

  • مثنوی؛ گنجینه فکری و روحی مردم ایران

    مثنوی؛ گنجینه فکری و روحی مردم ایران

    تصحیح دکتر محمدعلی موحد از «مثنوی معنوی» منتشر شد. جلد اول این اثر در هزار صفحه شامل مقدمه ای بسیط در ۱۲۰ صفحه و دفتر اول، دوم و سوم مثنوی، و جلد دوم نیز شامل سه دفتر بعدی (چهار، پنج و شش) به انضمام کشف الابیات است. حجم جلد دوم هم هزار صفحه است. هر دو جلد این کتاب در قطع وزیری و با کاغذ کرم رنگ خفیف و با صحافی گالینگور زیر چاپ رفته است.

    در مقدمه مبسوط این کتاب، دکتر  موحد  به ملاحظات کلی در باب تصحیح مثنوی و شیوه‌ کار خود اشاره کرده اند؛  ملاحظاتی چون عوامل موثر در تحریفات مثنوی، مثنوی به عنوان نمونه‌ ادبیات مهاجرت، زبان ویژه مولانا و تاثیرپذیری آن از محیط پیرامون چنانکه ایشان در مقاله‌ای که در نخستین مجله «آسیای صغیر» منتشر شده است، درباره شیوه کار خود در تصحیح مثنوی و استفاده از نسخه‌های متعدد می‌نویسند:

    «مدار کار ما در این تصحیح بر نسخه‌هایی بوده که در 15 سال اول بعد از وفات مولانا نوشته شده است. مجموعاً هشت نسخه از این دوران در دست داریم که پنج‌تای آنها مورخ است و سه‌تای دیگر غیر مورخ. علاوه بر این هشت نسخه که شش‌تای آنها تک‌دفتر و دوتای آنها مشتمل بر هر شش دفتر مثنوی است، یک نسخه کامل دیگر از مثنوی داریم که تاریخ کتابت آن 668 قید شده است، ولی می‌دانیم که آن تاریخ مخدوش است. کاتب آن در اواسط قرن هشتم می‌زیسته و احتمالاً نسخه خود را نه در 668، بلکه در 768 کتاب کرده است. این نسخه، به رغم اشکالی که در تاریخ آن وجود دارد، به لحاظ وثاقت و اعتبار متن بلافاصله پس از آن هشت نسخه مذکور در بالا قرار دارد و ما این نُه نسخه را با دقت تمام، بیت به بیت و حرف به حرف مکرر خوانده و موارد اختلاف آنها را یادداشت کرده ایم.»

    دو رونمایی متوالی در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی و شهرکتاب با حضور جمعی از بزرگان فرهنگ و ادب  از جمله؛ دکتر رضا داوری، استادعلی معلم، استاد بهاء الدین خرمشاهی، استادهوشنگ مرادی کرمانی، دکتر بدرالزمان قریب، دکتر محمود عابدی،  دکترموسی اسوار، دکتر اسماعیل سعادت، دکتر حسن انوری، دکتر ژاله آموزگار، دکتر مهدی محقق و.. .برگزار شد.

    * گزارش کامل این بزرگداشتدر بیستمین شماره چهره های ماندگار آمده است