• بيست و ششمين شماره چهره هاي ماندگار منتشر شد

    بيست و ششمين شماره چهره هاي ماندگار منتشر شد

    مطالبِ بيست و ششمين شماره «چهره هاي ماندگار» با طليعۀ « گمنامِ پرآوازه» شروع  مي شود، در ادامه،  در  كليشۀ «نگاه» با مقالۀ «عطار؛ زبان نو راه نو» به مناسبت بزرگداشت اين عارف و شاعر بلندمرتبۀ ايراني، به برجسته ترين عطار شناسان ايراني و  آلماني و انديشه عطار در "درياي جان" پرداخت شده است. در كليشۀ «انديشه» دكتر داوري چهره ماندگار فلسفه به "ايران پر مشكل اما بي مساله" مي پردازد و "ميزگرد"  نوشته محمود اسعدي در كليشه «قصه» نيز در پي مطلب دكتر داوري قرار دارد. در كليشۀ «ديدار» مهمترين مساجد هند به تصوير كشيده شده و  دكتر اعواني، چهره ماندگار فلسفه، « تصوف و فلسفه اسلامي: ارتباط يا افتراق؟» را  در كليشه  "نقد و نظر" مي پرواند. كليشۀ  «حديث ديگران»  با دو مقالۀ "اندلس؛ طرفه شرق" و "ميراث مشترك اندلس و مراكش" رقم خورده است. «گزارشِ» رويداد مهم فرهنگي  تحت عناوينِ " طيران عطار در هفت شهر عشق"، "نكوداشت دو چهره ماندگار روانشناسي"، "فارسي تنها زبان ايران نيست"، "دستور زبان سانسكريت پانيني"  به صورت كامل در اين شماره درج شده است. در ادامه، «يادِ»  پير سينماي ايران ،استاد جمشيد مشايخي، و دكتر محسن جهانگيري، چهره ماندگار فلسفه، گرامي داشته و  ديگر  «رويدادهاي علمي و فرهنگي» درج شده است. 

  • بزرگداشت استاد علی اکبر صادقی در جشنوارنه جهانی فیلم فجر

    بزرگداشت استاد علی اکبر صادقی در جشنوارنه جهانی فیلم فجر

    مراسم بزرگداشت استاد علی اکبر صادقی چهره ماندگار وهنرمندِ نقاش، گرافیست، انیماتور و فیلمساز ایرانی  دوشنبه دوم اردیبهشت ماه در سی‌و‌هفتمین جشنواره جهانی فیلم با حضور مسئولان جشنواره جهانی فیلم فجر، جمعی از سینماگران، گرافیست ها و انیماتورهای مطرح سینمای ایران در پردیس سینمایی چارسو محل برپایی جشنواره برگزار و ازاستاد علی اکبر صادقی برای بیش از شش دهه فعالیت هنری و تاثیرگذاری بر سینمای انیمیشن تجلیل شد.

    استادعلی اکبر صادقی در سال 1348 از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و در سال 1349 از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان یکی از اولین هنرمندانی که واحد فیلم و انیمیشن را راه اندازی کرد و  در این بخش مشغول به کار شد. او از اعضای هیات داوران بیش از ده دوره از دوسالانه بین المللی پویانمایی تهران بوده و جوایز متعددی را برای انیمیشن ها و طراحی هایش دریافت کرده است.

    استادعلی اکبر صادقی جوایز بسیاری را از جمله مدال طلا از هفتمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان تهران در سال 1351، نشان افتخار و تقدیرنامه از جشنواره فیلم کوتاه تامپره در فنلاند در سال 1352، مدال برنز دوازدهمین جشنواره بین المللی فیلم کراکو در سال 1353، تقدیرنامه و نشان افتخار از جشنواره بین المللی فیلم انیمیشن در نیویورک در سال 1354، مدال نقره از یازدهمین جشنواره بین المللی فیلم شیکاگو در سال 1355 دریافت کرده است

  • نمایشگاه آثار جدید استاد عباس اخوین

    نمایشگاه آثار جدید استاد عباس اخوین

    نمایشگاه خوشنویسی آثار دیده نشده و جدید استاد عباس اخوین جمعه ششم اردیبهشت ماه در گالری جاوید گشایش یافت.

    نمایشگاه گردان این مجموعه امیرعباس نصیری یزدی است وعلاقه مندان جهت بازدید از این نمایشگاه می توانند تا تاریح 20 اردیبهشت (گالری یکشنبه ها تعطیل است) از ساعت 16 تا 20 به نشانی تهران، خیابان ولیعصر، ابتدای خیابان زرتشت غربی، کوچه یزدان، پلاک 17، واحد 1، نگارخانه جاوید مراجعه نمایند.

  • دستور زبان سانسکریت پانینی

    دستور زبان سانسکریت پانینی

    آذرماه سال گذشته با همکاری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و بخش فرهنگی سفارت هند در ایران سینمار مشترکی در دو روز با موضوع پیوند زبانی میان فارسی و سانسکریت برگزار شد. در این سمینار سفیر وقت هند در ایران،‌ سهراب کومار؛ دکتر وینای پرابهکار ساهاسرابودهه، رییس شورای روابط فرهنگی هند (ICCR) و عضو پارلمان و شورای ایالت‌ها و معاون دبیرکل حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) و نیز دکتر فتح‌الله مجتبایی، هندشناس برجسته و عضو پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛ دکتر حسینعلی قبادی، رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دکتر حداد عادل، رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی حضور داشتند و سمینار با سخنانشان شروع به کار کرد.

    دبیران این همایش دکتر آبهی کومار سینگ و آزیتا افراشی، این همایش را پلی در راستای ارتباط بیش از پیش  فرهنگ هند و ایران دانستند و اذعان داشتند این رویداد علمی و فرهنگی تمام انسان‌های برجسته‌ای را که در این گفتمان هندوایرانی همکاری می‌کنند، گرامی می‌دارد. دکتر آبهی کومار سینگ، رییس بخش فرهنگی سفارت هند در ایران همچنین گفت این همایش به دنبال ریشه‌های مشترک تعامل هند و ایران است، به دنبال یافتن پیوندها وحلقه‌های مفقود تعاملات زبانی و رشد فارسی و سانسکریت در طول تاریخ. از این رو پانینی همواره همچون چراغ راهی است و این همایش تکریم نبوغ اوست.

    سخنران اول روز اول این همایش سفیر هند، سهراب کومار، با اشاره به این نقل قول معروف جواهر لعل نهرو که هیچ دو ملتی به اندازه ایران و هند به هم نزدیک نبوده‌اند، پیوندهای زبانی و تماس‌های فرهنگی را نقطه‌ی شروع تعامل فرهنگی و علمی بیشتر این دو ملت کهن دانست. وی با نقل گفته‌های حجت الاسلام روحانی در سال گذشته در بندر چابهار مبنی بر اینکه علی رغم مشکلات ایران با غرب، روابط ایران با شرق اغلب دوستانه و مبتنی بر احترام متقابل بوده است، بر لزوم انجام کارها و مطالعات بیشتر با توجه به پیوندهای زبانی و فرهنگی تأکید کرد. آقای کومار با تبریک به برگزارکنندگان این همایش برای تدارک این رویداد مهم، سخنان خود را به پایان رساند.

     در ادامه حسینعلی قبادی، رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، از ریشه‌ی مشترک این دو فرهنگ سخن گفت. قبادی خاطر نشان کرد...

    * خوانش ادامۀ گزارش برگزاری سمینار مشترک پیوند زبانی بین فارسی و سانسکریت را در بيست و ششمين شماره «چهره هاي ماندگار» با ما همراه شويد.

  • فارسي تنها زبان ايران نيست

    فارسي تنها زبان ايران نيست

     

    مراسم هفتادمین سالگرد تاسیس شورای روابط فرهنگی هند (ICCR) عصر سه شنبه بيستم  فروردین ماه در مرکز فرهنگی سوامی ویوکاناندا (SVCC) در تهران برگزار شد. در این مراسم سفیر هند در ایران، گادام دارمندرا، معاون سفیر هند و میهمان ویژه‌ی مراسم، دکتر فائزه بهزادنژاد، سرپرست دفتر امور بین‌الملل سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری حضور یافتند. در این مراسم همچنین دکتر حجت‌الله عابدی، کارشناس توسعه‌ی روابط فرهنگی آسیا و اقیانوسیه از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دکتر کریم نجفی، رئیس شبکۀ دانشگاه‌های مجازی کشورهای اسلامی به سخنرانی با موضوع تقارب فرهنگی میان ایران و هند پرداختند.

    این مراسم با روشن کردن شمع که از آیین‌های سنتی هند است آغاز شد و سپس ریاست مرکز فرهنگی هند در ایران، دکتر آبهی کومار سینگ، به سخنرانی در رابطه با اهمیت فعالیت‌های شورای روابط فرهنگی هند در ایران پرداخت. وی به این نکته اشاره کرد که فعالیت‌ها و برنامه‌های این مرکز فرهنگی در ایجاد روابط فرهنگی میان دو کشور بسیار حائز اهمیت است و شورای روابط فرهنگی هندوستان از طریق تبادل اطلاعات فرهنگی، ادبی و علمی و نیز کارکنان و بازدیدهای کوتاه اساتید و دانشجویان، در راستای تقویت روابط فرهنگی هندوستان با دیگر کشورها گام بر می‌دارد. وی افزود که ایران در این رابطه جایگاه مهمی دارد و ما امروز مفتخریم که پژوهشگران و هنرمندانِ ایرانی بسیاری «بودن در هندوستان» را از طریق همیاری شورای روابط فرهنگی هند تجربه کرده‌اند.

     

    سپس، دکتر بهزادنژاد به سخنان جواهر لعل نهرو درباره‌ی روابط فرهنگی دیرینه‌ی میان ایران و هند اشاره کرد و اطمینان داد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با مرکز فرهنگی هند در ایران و برنامه‌های آن همکاری نزدیکی خواهد داشت. آقای دارمندرا، سفیر هند در ایران، در سخنرانی خود به میراث مشترک موجود میان هند و ایران اشاره کرد و گفت که این میراث خارق‌العاده و بسیار کهن‌تر از فرایند جهانی‌شدن امروز است. وی اضافه کرد ....

    *علاقمندان گزارش مبسوط مراسم هفتادمين سالگرد تاسيس شوراي روابط فرهنگي هند را در بيست و ششمين شماره «چهره هاي ماندگار» از نظر بگذرانيد.

  • طيرانِ عطار در هفت شهر عشق

    طيرانِ عطار در هفت شهر عشق

    با حضور غلامحسین ابراهیمی دینانی، معاونان، مشاوران و مدیران سازمان منطقه آزاد کیش، مسئولان محلی و بیش از چهارصد نفر از اهالی فرهنگ‌ و هنر کیش آیین گرامیداشت عطار نیشابوری، بيست و پنجم فروردين ماه در جزیره کیش برگزار شد.

    این آیین با قرائت پیام مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش آغاز شد.در بخشی از پیام غلامحسین مظفری آمده است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا، هفت وادی عشق هستند که عطار با سیمرغ اساطیری و با پای شور و وجد عارفانه در نوردید و یک‌ به‌ یک طی کرد تا به پاک‌ باختگی و حلول در عمق عرفان رسیده و توشه معنوی خود را بیابد.

    او در ادامه پیام خود ابراز امیدواری کرد تا محافل علم و ادب کشور بیش از گذشته، معطوف به معرفی چهره‌ها و مشاهیر ایرانی - اسلامی باشد تا نسل جوان و آحاد جامعه درکنار آشنایی با مشاهیر بلند آوازه همچون عطار بر هویت خویش نیز آگاهی دوچندان یابند.

    همچنين وي با تاكيد بر لزوم نشر فرهنگ و ادب کهن ایرانی  اذعان داشت:  در روزگاری که نیاز مردم به اندکی معرفت و خودشناسی است برگزاری صرفا یک مراسم برای شناساندن عطار و اشعار وی کافی نیست و لزوم نشر فرهنگ و ادب کهن ایرانی در کنار برگزاری مراسم‌هایی برای بزرگداشت  شعرایی همچون عطار نیشابوری باید در قالب همایش‌های بین‌المللی در طول سال  صورت پذیرد، چراکه عطار یکی از ظرفیت‌های بزرگ نه تنها کشور ما بلکه جهان اسلام است.

    در ادامه این مراسم مشاور مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش با بیان این‌که عطار یکی از شخصیت‌های برجسته ادب و فرهنگ ایران اسلامی است گفت: برای شناخت گستره علم ومعرفت این شخصیت شهیر کشورمان باید پيام عطار برای نسل امروز را بررسي كنيم.

    دکتر محمود اسعدی ضمن اشاره به همایش‌هایی که با حضور اساتید مطرح عرفان، ادب، فرهنگ و فلسفه با هدف شناخت بیشتر آثار عطار نیشابوری برگزار می‌شود افزود: آثار عطار به‌دلیل غنای ادبی و عرفانی نه تنها از سوی هنرمندان و اهالی فرهنگ کشورمان بلکه خارج از مرزهای ایران و توسط کارگردانان، نویسندگان و هنرمندان دیگر کشورها نیز مورد بهره‌برداری قرار گرفته است.

    نگاه فراملی به شعرای بزرگ کشورمان زمینه‌ساز رویدادهای فرهنگی، هنری وگردشگری بسیاری برای جزیره کیش است لذا تلاش می‌کنیم از این ظرفیت‌ها در جزیره کیش استفاده کنیم که ازجمله اقدامات انجام شده در این زمینه راه‌اندازی دفتر موسسه فرهنگی اکو و برگزاری همایش مفاخر وچهره‌های ماندگار جزیره کیش است.

    دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، چهره ماندگار كشور نیز در آیین گرامیداشت عطار نیشابوری در جزیره کیش با بیان این‌که «هفت شهر عشق» عطار نمادی از جهانی ورای دنیای مادی و جهان پیش روی انسان‌ها است گفت: این شهرها شهر جغرافیایی نیست بلکه وی آفاق یا چشم‌انداز سیر و سلوک عرفا را هفت وادی درون انسان شامل طبع، نفس، روح، عقل ، سِر، خَفی و اَخفا معرفی کرده است...

    * گزارش كامل بزرگداشت را در بيشت و ششمين شماره "چهره هاي ماندگار" ببينيد.

  • ميزگرد

    ميزگرد

    آقای الف: چه هوای خوبی!

    آقای ب: پارسال این موقع خیلی سرد بود!

    آقای ج: من معتقدم هوا چندان هم خوب نیست.

    -اساتید بفرمایید چگونه بحث را شروع کنیم؟

    آقای الف: به نظر من باید حرف بزنیم

    آقای ب: به عقیدۀ من این مهم نیست که ما اینجا چه بگوییم، مهم این است که ادبی سخن بگوییم.

    آقای ج: به نظر من عقیدۀ آقای "ب" صحیح و کاملاً  بجاست. با این تفاوت که باید"حرفها" محکم باشد!

    -توافق خوبی است. آقای ایکس ما آماده ایم...

    آقای ج: زمانۀ عجیبی است. هیچ چیز اصولی نیست. البته  این مسائل جای بحث عمیق دارد. مثلاً همین عرضی که من کردم به ساعتها وقت برای بررسی و تحلیل نیاز دارد. آدم نمی تواند با مردم عادی چه کند؟ و..

    آقاب ب: استاد ج! از شما استدعا دارم این گستاخی را بر من ببخشید که صحبت های عالمانه و محکم شما را قطع کردم؛ من مایلم در همین جا تکمله ای بر سخنان شما بیفزایم. می دانید الان-همین الان-شخص من به چه می اندیشیدم؟ افسوس که "تله پاتی" مهجور است و مردم هنوز نمی دانند که این عنصر چه قدرت عجیبی دارد. بله... اتومبیلم را پارک کرده بودم و داشتم توی پارک قدم می زدم.

    درست مثل وقتی که در پنسیلوانیا میان محوطۀ دانشگاه گام برمی داشتم! این ادبیات هم چه عالم عجیبی است. همه چیز غریب است...

    * اين داستان كوتاه را در بيست و ششمين شماره «چهره هاي ماندگار» دنبال كنيد.

  • ايران پر مشكل اما بي مساله

    ايران پر مشكل اما بي مساله

    دکتر رضا داوری چهره ماندگار فلسفه

    ایران پر از مشکل است اما مسئله ندارد. در این کشور کمتر جایی را می توان سراغ گرفت که مشکل و گرفتاری نداشته باشد یا لااقل من هر چه فکر کرده ام جایی و کاری را بی مشکل نیافته ام. ما در سراسر ایران مشکل نان و آب و خاک و هوا و آشفتگی در کارها و راه ها و منزل هاداریم و چون به عمق و ریشه این مشکل ها کمتر توجه می کنیم نمی پرسیم که چگونه می توان و باید آنها را رفع کرد و نمی خواهیم بدانیم که رفع آنها تا چه اندازه دشوار است و احیاناً می پنداریم که رفع مشکل ها در هر شرایطی به آسانی از عهده دولت و حکومت برمی آید (قدرت دولت و حکومت را ناچیز نمی انگارم و معتقدم که اگر حکومت عزم اصلاح داشته باشد و همت صرف آن کند به نتیجه می رسد) ما مسئله نداریم ولی مشکل هایمان فراوان است. هوا و آب و خاک آلوده است. از سلامت غذایی که می خوریم اطمینان نداریم. در خانه ها نمی دانیم چه می گذرد اما وقتی به کوچه می آییم کوچه عبوس است و نشاط ندارد و بیشتر جولانگاه و عرضه آشوب ترافیک است. اگر کار داشته باشیم و به سرکار برویم شاید زحمت بکشیم اما چون نه پیوستگی و همبستگی طولی در نظام اجتماعی وجود دارد و نه پیوستگی عرضی. کارکنان و کارمندان سازمان ها برای کاری که می کنند پرورش نیافته اند و کمتر به کارشان علاقه دارند. غایت کارها هم معلوم نیست و نمی دانند از زحمتی که می کشند چه عاید می شود و اگر چیزی هم عاید بشود چه کسانی از آن بهره می‌برند. همه ما کم و بیش از این که خیلی ها کم کاری می کنند و بیهوده وقت می گذرانند، مکدر و آزرده ایم. اما مشکل در کم کار کردن افراد نیست. مسئولان اداری را هم نمی توان به بی لیاقتی و ناتوانی منسوب کرد. دولت و حکومت و سازمان ها نیز وظایف رسمی و عادی خود را انجام می دهند اما چون سازمان ها و متصدیان امور با هم هماهنگ نیستند و مقصدشان یکی نیست و حتی نمی دانند که فرزندان یک خانه اند و غالباً با خیال بیگانگی، رسم رقابت پیش می گیرند از خدماتشان سودی که باید عاید نمی شود. بچه هایمان که به مدرسه می روند گاهی بیش از پدر و مادرشان باید زحمت بکشند یعنی از صبح تا بعد از ظهر در مدرسه باشند و به خانه هم که می آیند به درس و مشق شب مشغول شوند. کسی نمی داند و نمی پرسد بچه ها چه می خوانند و چرا اینها را می خوانند و این همه زحمت و درس و مشق اجباری برای چیست و بالاخره آیا بعد از دوازده سال درس خواندن چه آشنایی با فرهنگ و تاریخ و ادب کشور خود پیدا می کنند و چه معلومات علمی عایدشان می شود. آیا زبان مادری خود را در حدی که بتوانند چند سطر نامه یا گزارش روشن و درست بنویسند یاد می‌گیرند؟ بعد از اتمام دوره های دبستان و دبیرستان چه می کنند و چه می‌توانند بکنند. آنها که دوره دبیرستان را تمام کرده اند. اگر به دانشگاه نروند چه کنند و اگر بروند هر چه بیاموزند این احتمال وجود دارد که وقتی تحصیلشان تمام شد کار و شغلی پیدا نکنند و خدای نکرده بهترین هایشان راه مهاجرت پیش گیرند. در سال ده ها هزار مدرک دکتری و مهندسی می دهیم ولی نمی دانیم به صاحبان این مدارک چه نیازی داریم. شاید به این خشنودیم که ما به نسبت جمعیت بیشترین تعداد مهندس «تولید» می کنیم و به امان خدا در وادی بیکاری رهایشان می سازیم. ما این همه پزشک و مهندس برای چه می خواهیم و چرا این اندازه نشناختن را احیاناً کمال می دانیم. بیکاری مصیبت بزرگی است که وجود آدمی را تباه می سازد. بیکاران علاوه بر اینکه گرسنه می مانند چه بسا که گرفتار پریشانی و افسردگی و شاید انحراف و کج رفتاری هم بشوند. به مدرسه و دانشگاه و اداره و درمانگاه و بیمارستان هم که برویم، آشوب و پریشانی و نارضایتی و بلاتکلیفی می‌بینیم. گویی هیچ چیز سر جای خود نیست و کمتر به کاری که می کنند علاقه دارند و مسئولیتی احساس می کنند. حکم در باب وضع کلی کشور هم دشوار شده است. صنایع و بانک ها ورشکسته اند. اوضاع اقتصادی به نظر می رسد که از همیشه پریشان تر و آشفته تر باشد. بازار ثبات ندارد و اعتمادی که آن را در سختی ها حفظ می‌کرد از میان رفته است. شأن نظام اداری را باید درست دریافت. چه شده است که حداقل نیمی از کارمندان دولت و شاید دو سوم آنها زائدند و کار به درستی میان کارمندان تقسیم نمی شود؟ بعضی کاری ندارند که انجام دهند و بعضی دیگر زحمت می کشند اما از زحمتشان سودی که باید عاید نمی شود. می گویند کارمندان در ایران....

    * خوانش مقاله كامل را در بيست و ششمين شماره چهره هاي ماندگار با ما همراه شويد.

  • درگذشت محسن جهانگيري

    درگذشت محسن جهانگيري

    دكتر محسن جهانگيري چهره ماندگار پزشکی و استاد بازنشسته دانشگاه تهران که مدتی در بیمارستان سینای تهران بستری و در کما بود صبح یکشنبه، اول اردیبهشت‌ماه  در نود سالگی از دنیا رفت.

    دكتر محسن جهانگیری در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در  ضیاء آباد قزوین به دنیا آمد و پس از یادگیری قرآن و علوم پایه در سنین کودکی، به شوق یادگیری علوم اسلامی رهسپار قم شد. تسلط شگرف دکتر جهانگیری به زبان عربی از یکسو و ریشه‌های دلبستگی اش به عرفان را در همین سال‌ها می‌توان یافت. وی سپس به تهران آمد و پس از گذراندن دوران متوسطه در سال ۱۳۳۳ وارد دانشگاه تهران شد و نزد اساتیدی چون دکتر یحیی مهدوی و پروفسور هانری کربن فلسفه آموخت و در سال ۱۳۵۱ رساله دکترای خود را با عنوان «تطبیق وحدت وجود در تصوف محی‌الدین بن عربی و وحدت جوهر در فلسفه باروخ اسپینوزا» با راهنمایی سید احمد فردید گذراند و از همان سال به تدریس فلسفه غرب در این دانشگاه مشغول شد.

    وي  در سال ۱۳۶۸ در دانشگاه تربیت مدرس به عنوان استاد نمونه، در سال ۱۳۷۷ به عنوان پژوهشگر فرهیخته و در سال ۱۳۸۱ به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار شناخته شد.

    در حوزه تحقیق فلسفی دکتر جهانگیری برای فارسی زبانانی که به گونه‌ای به عرفان ابن عربی علاقه مند هستند از یکسو و برای کسانی که در زمینه فلسفه‌های جدید به خصوص پایه گذران تفکر جدید یعنی فرانسیس بیکن (۱۵۶۱-۱۶۲۶) و رنه دکارت (۱۵۹۶-۱۶۵۰) پژوهش می‌کنند نامی شناخته شده است. ضمن آن که جهانگیری مهمترین معرف فیلسوفی است که تعبیر هگل درباره اش شنیدنی است: «یا باید اسپینوزایی باشی و یا هرگز فیلسوف نباشی.»

    در كنار اينها باید به  تحقیقات وسیع دکتر جهانگیری در زمینه عرفان نظری، فلسفه اسلامی به ویژه اندیشه‌های عرفانی ملاصدرا، طرح پژوهشی عرفان ابن سینا و طرح پژوهشی تاملات فلسفی در اسلام اشاره کرد. برخی آثار ايشان به شرح زیر است:« اسپینوزا: فیلسوفی جاودانه»؛ ترجمۀ «شرح اصول فلسفه دکارت و تفکرات مابعدالطبیعی» و «اخلاق» اثرِ  بندیکت اسپینوزا؛  «احوال و آثار و آراء فرانسیس بیکن»؛ ترجمۀ «کسر اصنام الجاهلیه» اثرِ محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی؛ «محیی الدین ابن عربی چهره برجسته عرفان اسلامی»؛ «رابطه اجتهاد و اخباریگری»؛ «بررسی تمایزهای فقهی زن و مرد»؛ «فلسفه غرب»؛ «عرفان و فلسفه اسلامی». «چهره هاي ماندگار» درگذشت این استاد فرزانه را تسليت مي گويد. روحش شاد و يادش گرامي!

  • وداع با پيرِ سينماي ايران

    وداع با پيرِ سينماي ايران

    جمشید مشایخی بازیگر پیشکسوت و چهره‌های ماندگار سینما، تئاتر و تلویزیون شامگاه سيزدهم فروردین ماه از دنیا رفت.

    جمشيد مشايخي متولد ششم آذرماه ۱۳۱۳ در تهران دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر بود و فعالیت هنری خود را پیش از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۳۶ با بازی در نمایش «وظیفه پزشک» آغاز کرد، با فیلم کوتاه «جلد مار» در سال 1342 مقابل دوربین رفت و دو سال بعد با فیلم «خشت و آینه» وارد سینما شد.

    این بازیگر پیشکسوت در بیش از نود فیلم سینمایی و پنجاه سریال بازی کرد. وي در دوران فعالیت هنری خود دو سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را در جشنواره فیلم فجر به ترتیب برای فیلم‌های «کمال‌الملک» و «گل‌های داودی» دریافت کرد. او همچنین جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برای ایفای نقش در فیلم «بانوی من» در هفتمین دوره جشن خانه‌سینما گرفت و نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد در سومین دوره جشن خانه سینما شد و جایزه بهترین بازیگر مرد را برای بازی در فیلم «پدربزرگ» از جشنواره بین‌المللی پیونگ یانگ به دست آورد.

    این هنرمند تا به امروز ایفاگر نقش‌های متفاوت و ماندگاری در ژانرهای و سبک‌های مختلفی در سینما و تلویزیون بوده و با کارگردانان برجسته‌ای در طول تاریخ سینما همکاری کرده است. از جمله آثاری که او در آنها ایفای نقش کرده است، می‌توان به بازی در فیلم‌های «گاو»، «قیصر»، «شازده احتجاب»، «سوته‌دلان»، «خانه عنکبوت»، «کمال‌الملک»، «گل‌های داودی»، «آوار»، «پدربزرگ»، «طلسم»، «سرب»، «روز واقعه»، «خانه روی آب»، «یک بوس کوچولو»، «جرم» و «سیزده ۵۹» و مجموعه‌های «هزاردستان»، «داستان‌های مولوی»، «سلطان صاحبقران»، «امام علی (ع)»، «پهلوانان نمی‌میرند» و «ستایش» اشاره کرد.

    وي در حوزه تئاتر هم فعالیت‌های مؤثری داشته و برای اولین بار در سال ۱۳۳۹ در تله تئاتر «بعد از سی سال» به کارگردانی علی نصیریان بازی کرد و در فاصله این سال‌ها تا ۱۳۵۲ در حدود ده تله تئاتر حضور داشت و با هنرمندانی چون علی نصیریان، عباس جوانمرد و رکن الدین خسروی همکاری کرد. « چهره هاي ماندگار» درگذشت ايشان را تسليت عرض مي كند. يادش گرامي و روحش شاد!