• هجدهمین شماره چهره های ماندگار منتشر شد

    هجدهمین شماره چهره های ماندگار منتشر شد

    هجدمین شماره چهره های ماندگار ویژه نخبگان و نام آوران دانش و فرهنگ منتشر شد.

    کلیشه ها و مطالب به این شماره به قرار ذیل می باشد:

    طلیعه: جایزه مصطفی و ضرورت ساماندهی جوایز کشور (دکتر محمود اسعدی)

    گفت و گو: فلسوف زندگی (دکتر رضا داوری)

    حدیث دیگران: موسیقی ژاپنی، موسیقی ایرانی (استاد ایتاکاگی)

    نقد و نظر: جایزه ای که فقط نامش مقدس است (دکتر محمود اسعدی)

                                          نگاه: سمبل مقاومت  و غربی شدن (عبدالقادر کیام)

                                          مستند نوشت: ریاضیات به توان مهر (دکتر بهمن مهری)

                                           اندیشه: به «گذشته» نقادانه بنگریم (کریک کورو)

                                          گزارش: دانش ملی و عقل یونانی(دکتر اصغر دادبه)

                                                    چرا افول ارزشها ( دکتر مهدی گلشنی)

                                                    بدون چرایی نمی توان چگونگی را فهمید(دکتر غلامحسین دینانی)

                                         نکته ها: تعامل با تهاجم اثربخش است (میشل نوفل)

                                         تحلیل:چشم انداز بیست ساله تاریخ و تمدن اسلام و ایران (دکتر حسین زمرشیدی)

                                         معرفی کتاب: ایران؛ تمدن راز (فاطمه بیات فر)

                                          تجلیل: ابن مقفع زمان (دکتر آذرتاش آذرنوش)

                                          دیدار: تفاوت ها نباید مانع ارتباط شود (ریمو بودای)

                                               شبکه های اجتماعی و مدیریت رسانه ها ( یافتیار لوزاتی)

                                          نامه: درمانگر جسم و جان باشید نه سوداگر نامهربان (دکتر حسن تاجبخش)

                                         رویداد های علمی فرهنگی

     

  • فیلسوف زندگی

    فیلسوف زندگی

    گفتگو با دکتر رضا داوری چهره ماندگار فلسفه

    «وضع کنونی  تفکر در ایران» اگرچه عنوان کتاب پنجاه سال پیش دکتر رضا داوری است، وصف حال و عصاره کل آثار او نیز محسوب می شود. او علی رغم اشتغال به فلسفه به مسائل روز توجه ویژه دارد و دغدغه اصلی اش تأمل مدام و گریز از جمود و خمود و طرح پرسش های اساسی جهت بیداری جامعه و هوشیاری تحول زاست. آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و علقه  وعلاقه مفرط وی به رمان، شعر و عرفان از سویی و درک و مؤانست با برخی از تأثیرگذارترین منتقدان مغرب زمین همراه با حضور ملموس در وادی مطبوعات و مجالس علمی و مصاحبه و گفتگو، مفاهمه و حتی مجادله با اصحاب فرهنگ ایران و برخی بزرگان جهان نوشته های این چهره ماندگار فلسفه را ملموس، قابل فهم، ساده و در عین حال بدیع، عمیق و پرجاذبه ساخته است. اکنون عرصه جولان رسانه های اجتماعی با مطالب سراسر سرگرم کننده حتی در حیطه تفکر است با این حال هنگامی که غبارها فرونشیند این تاملات فلسفی است که  راهگشاست و ریشه ها و اندیشه های نسل جوان را وقاد و پویا خواهد ساخت. در آستانه هشتاد و پنج سالگی این استاد خردمند و چهره ماندگار فلسفه گفت و شنودی داشتیم که در هجدهمین شماره چهره های ماندگار می خوانید.

  • موسیقی ژاپنی؛ موسیقی ایرانی

    موسیقی ژاپنی؛ موسیقی ایرانی

    موسیقی ژاپن پیشینه ای افزون بر هزار سال دارد . موسیقی سنتی ژاپن شامل آثار مذهبی و غیر مذهبی، موسیقی نمایش، موسیقی اوازی و سازی و نیز قطعه های ارکستری، مجلسی و تکنوازانه است و در آن سبک ها، فرم ها، سازها  و تکنیک های موسیقیایی بسیار متنوعی بکار گرفته می شوند. سال ها پیش در ژاپن با استاد ایتاگاکی که در علم موسیقی ژاپنی و ایرانی تخصص دارند گفتگویی داشته ایم که ماحصل آن درباره موسیقی فولکلور ژاپنی و شباهت آن با موسیقی ایرانی در هجدهمین شماره چهره های ماندگار درج می شود.

  • جایزه ای که فقط نامش مقدس است

    جایزه ای که فقط نامش مقدس است

    دکتر محمود اسعدی

    ساماندهی جوایز پرتعداد مشاهیر و نخبگان که اغلب دولتی  و با سازوکار مشابه انجام می شود ضرورتی است که مدیریت مناسب آن شایسته تامل است. جوایز فارابی، جلال آل احمد، پروین اعتصامی، خوارزمی، علامه طباطبایی و... که بیشتر در دو وزارتخانه علوم و فرهنگ  و ارشاد اسلامی اجرا می شود. اکنون معاونت علمی رئیس جمهوری نیز دو سالی است با اجرای  جایزه ای پانصد هزار دلاری گوی سبقت را از تمام جوایز علمی کشور از جمله جایزه خوارزمی و چهره های ماندگار ربوده و چند برابر کل جوایز تمام جشنواره های علمی-فرهنگی و هنری کشور به استادانی در حوزه جهان اسلام هدیه می دهد تا شاید با این اقدام وجهه علمی و بین المللی بیابد و این در حالی است که جشنواره بین المللی خوارزمی قریب سی سال است ازموقعیت ممتاز در عرصه علم و فناوری برخوردار است ولی  جایزه ویژه  و کلان آن مبلغ ده هزار دلار است.

    اغلب در ایران رسم بر این است که بی نظر نخبگان و حتی بی اعتنا به اظهارنظر عالمانه بزرگان علم و فرهنگ اقداماتی در همان عرصه انجام می شود و هیچ اتفاقی هم نمی افتد! جالب تر اینکه نهادهایی که هدف از برپایی آنها قدردانی، حمایت و توجه به آراء و نظرات نخبگان است خود باعث پراکندگی، ناامیدی و سرخوردگی جامعه نخبگی می شود و عجیب تر آنکه حرف ها، رفتارها و عملکرد این نهادها آنقدر متناقض، بحران زا و ریب انگیز است که دیگر مخاطب برای درک و فهم آن لازم نیست از هوش سرشار و دقت وافر برخوردار باشد فی المثل گفته اند جایزه ای که بنام پیامبر اعظم "مصطفی" نامگذاری و در نخستین دوره آن به دو استاد خارجی آنهم فقط در رشته شیمی و نانو یک میلیون دلار-هر کدام 500 هزار دلار- پرداخت شده کاملا خصوصی بوده و از بودجه عمومی استفاده نشده است. با این حال متولی برگزاری معاون محترم رئیس جمهور و حامیان آن  چند وزارتخانه دولتی اند....

    # ادامه این متن را با ما در کلیشه «نقد و نظر» هجدهمین شماره چهره های ماندگار دنبال کنید.

  • ریاضیات به توان مهر

    ریاضیات به توان مهر

    در هجدهمین شماره چهره های ماندگار خواننده گفت و گویی بسیار صمیمی و دلنشین با چهره ماندگار ریاضیات (دکتر بهمن مهری) خواهید بود.

  • به «گذشته» نقادانه بنگریم

    به «گذشته» نقادانه بنگریم

    سالها پیش با کریم کورور در مرکز بین المللی اندیشه و تمدن اسلامی مالزی  دیدار و گفتگو کردیم. او متخصص علوم اسلامی است و نظرات جالبی در مورد مقولات فلسفی دارد. مستندنوشت این گفت و گو  در هجدهمین شماره چهره های ماندگار درج شده است. 

  • دانش ملی و عقل یونانی

    دانش ملی و عقل یونانی

    دکتر اصغر دادبه چهره ماندگار ادبیات فارسی

    دکتر علی اصغر دادبه استاد فلسفه اسلامی و چهره ماندگار ادبیات در نشست «حکمت در ادبیات ایران» که به همت موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه برگزار شد سخنان خود را با قرائت مطلع؛ «مرا کز عشق به ناید شعاری، مبادا تا زیم جز عشق کاری» «جهان عشقست و دیگر زرق سازی، همه بازیست الا عشقبازی» «اگر بی‌عشق بودی جان عالم، که بودی زنده در دوران عالم؟»... از نظامی آغاز کرد و گفت: طبیعی است کسی که هیچ دلبندی ندارد و دوست نمی دارد، فساد بسیاری خواهد داشت. به همین دلیل بود که ورود به مذهب عشق این همه اهمیت پیدا کرد. یعنی هر آئینی می خواهی داشته باش اما اهل مهرورزی باش.

    وی با اشاره به اغراض اولیه و ثانویه در معنی اشعار و در نتیجه دو پهلو بودن معنی آنها در نزد شعرای گذشته به ویژه حافظ افزود: شعر در معنای فلسفی و حکمی ما دو تا قصه دارد که قدما به آن غرض اولی و اغراض ثانویه می گفتند. غرض اولیه آن چیزی است که چشمتان می بیند و گوشتان می شنود. اما شعر بیش از یک معنا دارد. به همین دلیل است که حافظ تا این اندازه اهمیت دارد. چون که غالب شعرهای او چند معنی است. غرض اولیه آن مصالحی است که شما از آن استفاده می کنید که پیام شاعرانه تان را بگوئید. در واقع پیامی که هرگز نوشته نمی شود و گفته نمی شود. بلکه باید آن را دریابید و اهمیت شعر در این است.

    از حدود قرن پنجم، علوم رایج که همه در سایه حکمت جمع شده بودند وارد شعر فارسی شدند و از تمام آن مسائل فلسفی مضمون ساخته شد و پیام داده شد. وقتی حافظ می گوید؛ «بعد از اینم نَبُوَد شائبه در جوهر فَرد، که دهان تو در این نکته خوش استدلالی است» شخص باید تمام آن چیزهایی که در نظریه فرد و جز یتجرا یا اتمیسم و نقطه مقابل آن یعنی نظریه هیولا و صورت را بداند تا این پیام را بفهمد. چون که این دو نظریه وارد اسلام شد که اصل اشیا چیست؟ فلاسفه مشایی به تبعیت از ارسطو گفتند که ماده و صورت است. یعنی استدلال در اثبات یکی و نفی دیگری رایج بود. همه اینها را می گوید تا احساس خودش را در برابر جلوه ای از جلوه های زیبایی بیان کند که این کار شعر است.

    این حافظ شناس افزود: دعوایی که بین متکلمان و فیلسوفان درباره این بوده که متعلق علم خدا کلیات است یا جزئیات، را سعدی در این شعر که «حاجتِ موری به علم غیب بدانَد، در بُنِ چاهی، به زیرِ صخره‌ی صَمّا» دارد این مسئله را بیان می کند. او می گوید که نه تنها جزئی ترین جزئیات را می داند حتی می داند که این مورچه در شب تاریک در زیر چاه چه حاجتی دارد.

    به دلیل اتفاقاتی که در قرن چهارم افتاد، شعرای ما همه به دلیل هویتی به طرف یک نظریه خاص رفتند. در چهارصدسال نخستین که مردم ما مسلمان شدند هم در برابر سطله اعراب مانند هارون الرشید و... مقاومت کردند و هم از طریق نظامی و هم از طریق فرهنگی جنگیدند. این قرون در تاریخ ما بسیار مهم است. در دو صده تا جایی که استاد زرین کوب هم به آن اشاره می‌کند و حتی دو قرن ابتدایی را به دوقرن سکوت یاد می‌کند. البته بدین معنی نیست که هیچ سخنی گفته نشده بلکه ثبت نشده است. در همین دو قرن فرهنگ ایران به عالم اسلام منتقل شد و مهر تائید اسلام بر آن خورد....

    # گزارش کامل این نشست در هجدهمین شماره چهره های ماندگار

  • چرا افول ارزش ها

    چرا افول ارزش ها

    دکتر مهدی گلشنی چهره ماندگار فیزیک

    سخنرانی عمومی گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف با عنوان «چرا ارزشها در محیط ما تبخیر شده است؟»، با سخنرانی دکتر مهدی گلشنی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مدیرگروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

    مهدی گلشنی در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه جامعه ما از نظر فرهنگی بازگشت به عقب داشته است، گفت: همه فکر می کنند علم در هر جامعه ای فارغ از فرهنگ می تواند رشد داشته باشد. انحرافات در دانشگاه ها زیاد شده است و مسئولیت زیادی در این رابطه به عهده هیئت علمی دانشگاه هاست و باید به این مساله توجه کنند. در کشور ما مسأله توسعه علمی و شاخص های پیشرفت مطرح است اما مطمئن نیستم که برداشت واحدی وجود داشته باشد و این برداشت اصولاً قابل دفاع  باشد.

    وی با تشریح منظور از کسب علم از ابتدای پیدایش جهان گفت: مکتب رایج در قدیم در یونان به دنبال فهمیدن طبیعت بود تا اینکه به ادیان ابراهیمی و توحیدی رسید. در ادیان توحیدی مساله فهم آثار صنع الهی و عظمت خلقت و به کارگیری امکاناتی که خداوند در راه سعادت و رفاه بشر مطرح کرده بود، شد. در قرون وسطی هم همین تفکر حاکم بود.

    این نظریه پرداز افزود: در دوران علم جدید و از زمان دکارت، تفکر ادیان ابراهیمی حاکم شد. علم به تدریج پیشرفت کرد و صنعت بوجود آمد و مکاتبی هم مانند تجربه گرایی ظهور کردند. این مکاتب عنوان کردند  آنچه که از طریق تجربه قابل حصول است ارزشمند است. البته در قرن ۱۹ و ۲۰ در غرب تفحص فهم طبیعت مطرح بود. در غرب مساله علم برای کسب ثروت و قدرت مطرح شد. در مملکت ما کسب علم برای چیست؟ علم برای فهم مطرح نیست. آیا فقط علم را برای پول و مقام می خواهیم یا رسیدن به نور؟ اکنون در کشور ما نه تفکر اسلامی و نه تفکر غربی و نه فکر شرقی حاکم است.

    گلشنی اضافه کرد: دانشگاه باید دانشجویی تربیت کند که به ماندن در کشور و خدمت به آن علاقمند باشد و اگر دیندار وارد شود دیندارتر از آن خارج شود. فرهنگ فعلی حاکم در دانشگاه ها به دانشجو القا می کند که فقط به دنبال تامین شغل آینده اش باشد. فرهنگ درستی در دانشگاه ها و آموزش و پرورش حاکم نیست. دولت هم توجهی که باید به آموزش و پرورش و دانشگاهیان داشته باشد که این دو قشر با آسودگی خاطر به کار بپردازند، ندارد...

    # متن کامل این نوشته در هجدهمین شماره چهره های ماندگار درج شده است.

  • بدون چرایی نمی توان چگونگی را فهمید

    بدون چرایی نمی توان چگونگی را فهمید

    دکتر غلامحسین دینانی چهره ماندگار فلسفه

    علم از چگونگی صحبت می کند ولی چرایی پرسش از علت است. کسی که تنها به  «چگونگی»می پردازد و از «چرایی» خبر ندارد به عمق عالم راه ندارد و سطحی اندیش است.

    تنها موجودی که در عالم هستی مظهر خداوند است، انسان است. در قرآن هم آمده که انسان خلیفه یعنی جانشین خداوند بر روی زمین است، چون انسان مظهر کامل تبارک تعالی است؛ سجده بر آدم یعنی سجده بر خدا.انسان به همان اندازه که مظهر کامل حق است و از هر فرشته ای مقامش بالاتر است به همان اندازه از حیوان هم پست تر است.

    چهره ماندگار فلسفه اظهار داشت: معقول، کلی و فراگیر است. این امر فراگیر که معقول است و همه هستی را فراگرفته از ماده و سلول درنمی آید، چرا که ماده ذاتش محدودیت است اما کلی محدود نیست معقول الهی است و جنبه الهیت دارد، متافیزیک است. تنها موجودی که درک کلی دارد انسان است. شما نمی توانید کلیات را در تلسکوپ و آزمایشگاه پیدا کنید. بعضی ها چون نمی توانند آن را پیدا کنند می گویند انتزاعی است.

    کسی که چرایی را نداند، چگونگی را هم نمی داند. آنها از چرایی صحبت می کنند اما از چگونگی سخن نمی گویند. علم از چگونگی صحبت می کند، بدون چرایی نمی توان چگونگی را فهمید. در سطح می فهمند ولی در عمق به چرایی نمی رسند. چرایی پرسشی از علت است. کسی که به فقط چگونگی می پردازد و از چرایی خبر ندارد به عمق عالم راه ندارد و سطحی اندیش است یعنی فقط به ظواهر نگاه می کند.

    وی در ادامه اشاره کرد: سه مساله دین، فرهنگ و تمدن از مسائل مهم انسان است. فرق دین با فرهنگ و تمدن را می دانیم ولی مشکل بین فرهنگ و تمدن است. این دو با هم تفاوت دارد و یکی نیستند. هر فرهنگی تمدن نیست. تمدن معمولاً فرهنگ هم دارد. فرهنگ بدون تمدن امکان دارد. اگر کسی فقط فرهنگ داشته باشد، دین و تمدن نداشته باشد، ناقص است. تمدن بدون فرهنگ هم نمی شود. دین بدون فرهنگ و تمدن هم مشکل است. دین اگر باشد فرهنگ و تمدن را با خود به همراه می آورد. اگر دینی فرهنگ و تمدن نیاورد ناقص است....

    # متن کامل این کلیشه در هجدهمین شماره چهره های ماندگار درج شده است

  • تعامل همراه با تهاجم اثربخش است

    تعامل همراه با تهاجم اثربخش است

    میشل نوفل-روزنامه نگار و محقق مسیحی

     من میشل نوفل هسستم و به مطالعه مسائل جهان اسلام، ایران و ترکیه علاقه مند هستم و در مرکز مطالعات بیروت مشغول به کار هستم

    درخصوص روابط اسلام و غرب باید بگویم مناسبات اسلام و غرب شاهد تحولات زیادی در مقاطع تاریخی گذشته بوده است. در اغلب این تحولات کشمکش، جنبه اصلی روابط  محسوب می شد ولی در حال حاضر، جنبه اصلی مناسبات کنونی میان اسلام و غرب بر گفت  وگو و مفاهمه متمرکز شده است.

    در حال حاضر برخی موسسات و نهادهای غرب که در زمینه های سیاسی فعالیت دارند،  در ترسیم خطر و تهدید از جانب اسلام می کوشند. با سقوط شوروی سابق، اکنون غرب دارای رقیب و دشمن اصلی نیست. بنابراین از دیدگاه این نهادها باید برای غرب یک دشمن تراشید. نهادهای تصمیم ساز در غرب بر ضرورت دشمن تراشی اصرار می ورزند و لذا پس از مطالعات فشرده ای که با کمک محققان و پژوهشگران اسرائیلی در فلسطین اشغالی به عمل آمده، بالاخره اسلام را به عنوان دشمن اصلی منافع غرب عنوان کردند.

    امریکا به عنوان نهاد اصلی تصمیم سازی در غرب به دلیل از دست دادن رقیب اصلی خود که در شکل و شمایل شوروی سابق ظاهر شده بود، به دنبال دشمن تراشی بوده و لذا نقشی اصلی در ظاهر ساختن اسلام  به عنوان دشمن جهان غرب ایفا کرد. طبعاً در منطقه خاورمیانه و همچنین در جهان اسلام جریانات اسلامی وجود دارند که نادانسته در جهت اهداف این سناریو حرکت می کنند تا خواسته امریکا را در معرفی اسلام به عنوان دشمن غرب برآورده سازند.

    ما در زمانه ای زندگی می کنیم که شاید بهتر است آن را دوره تجدیدنظر و مرور ایدئولوژی ها و عصر ارتباطات بنامیم. در این دوره، کلیه جریانات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دارای پیوندهای نزدیکی با هم هستند.

    در چنین دوره ای، دشوار است که اسلام به حالت انزوا درآید. بلکه باید به لحاظ فرهنگی حالت تهاجمی به خود گیرد و از این رو نباید هراسی در جهت تعامل و برخورد فرهنگی با سایر فرهنگ ها وجود داشته باشد.

    بنابراین در یک کلام مایلم بگویم که کشمکش تنها مشخصه روابط اسلام و غرب نیست بلکه فقط یک جنبه آن را تشکیل  می دهد ولی جنبه دیگر که روابط بین المللی آن را ایجاب می کند عبارت از همکاری و تعامل مشترک و ظاهر ساختن این همکاری ها به صورت سیاست های مشترکی است که بر مبنای ضرورت های زمانه به وجود می آید....

    #هجدهمین شماره چهره های ماندگار