مراسم هفتادمین سالگرد تاسیس شورای روابط فرهنگی هند (ICCR) عصر سه شنبه بيستم  فروردین ماه در مرکز فرهنگی سوامی ویوکاناندا (SVCC) در تهران برگزار شد. در این مراسم سفیر هند در ایران، گادام دارمندرا، معاون سفیر هند و میهمان ویژه‌ی مراسم، دکتر فائزه بهزادنژاد، سرپرست دفتر امور بین‌الملل سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری حضور یافتند. در این مراسم همچنین دکتر حجت‌الله عابدی، کارشناس توسعه‌ی روابط فرهنگی آسیا و اقیانوسیه از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دکتر کریم نجفی، رئیس شبکۀ دانشگاه‌های مجازی کشورهای اسلامی به سخنرانی با موضوع تقارب فرهنگی میان ایران و هند پرداختند.

این مراسم با روشن کردن شمع که از آیین‌های سنتی هند است آغاز شد و سپس ریاست مرکز فرهنگی هند در ایران، دکتر آبهی کومار سینگ، به سخنرانی در رابطه با اهمیت فعالیت‌های شورای روابط فرهنگی هند در ایران پرداخت. وی به این نکته اشاره کرد که فعالیت‌ها و برنامه‌های این مرکز فرهنگی در ایجاد روابط فرهنگی میان دو کشور بسیار حائز اهمیت است و شورای روابط فرهنگی هندوستان از طریق تبادل اطلاعات فرهنگی، ادبی و علمی و نیز کارکنان و بازدیدهای کوتاه اساتید و دانشجویان، در راستای تقویت روابط فرهنگی هندوستان با دیگر کشورها گام بر می‌دارد. وی افزود که ایران در این رابطه جایگاه مهمی دارد و ما امروز مفتخریم که پژوهشگران و هنرمندانِ ایرانی بسیاری «بودن در هندوستان» را از طریق همیاری شورای روابط فرهنگی هند تجربه کرده‌اند.

 

سپس، دکتر بهزادنژاد به سخنان جواهر لعل نهرو درباره‌ی روابط فرهنگی دیرینه‌ی میان ایران و هند اشاره کرد و اطمینان داد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با مرکز فرهنگی هند در ایران و برنامه‌های آن همکاری نزدیکی خواهد داشت. آقای دارمندرا، سفیر هند در ایران، در سخنرانی خود به میراث مشترک موجود میان هند و ایران اشاره کرد و گفت که این میراث خارق‌العاده و بسیار کهن‌تر از فرایند جهانی‌شدن امروز است. وی اضافه کرد ....

*علاقمندان گزارش مبسوط مراسم هفتادمين سالگرد تاسيس شوراي روابط فرهنگي هند را در بيست و ششمين شماره «چهره هاي ماندگار» از نظر بگذرانيد.

با حضور غلامحسین ابراهیمی دینانی، معاونان، مشاوران و مدیران سازمان منطقه آزاد کیش، مسئولان محلی و بیش از چهارصد نفر از اهالی فرهنگ‌ و هنر کیش آیین گرامیداشت عطار نیشابوری، بيست و پنجم فروردين ماه در جزیره کیش برگزار شد.

این آیین با قرائت پیام مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش آغاز شد.در بخشی از پیام غلامحسین مظفری آمده است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا، هفت وادی عشق هستند که عطار با سیمرغ اساطیری و با پای شور و وجد عارفانه در نوردید و یک‌ به‌ یک طی کرد تا به پاک‌ باختگی و حلول در عمق عرفان رسیده و توشه معنوی خود را بیابد.

او در ادامه پیام خود ابراز امیدواری کرد تا محافل علم و ادب کشور بیش از گذشته، معطوف به معرفی چهره‌ها و مشاهیر ایرانی - اسلامی باشد تا نسل جوان و آحاد جامعه درکنار آشنایی با مشاهیر بلند آوازه همچون عطار بر هویت خویش نیز آگاهی دوچندان یابند.

همچنين وي با تاكيد بر لزوم نشر فرهنگ و ادب کهن ایرانی  اذعان داشت:  در روزگاری که نیاز مردم به اندکی معرفت و خودشناسی است برگزاری صرفا یک مراسم برای شناساندن عطار و اشعار وی کافی نیست و لزوم نشر فرهنگ و ادب کهن ایرانی در کنار برگزاری مراسم‌هایی برای بزرگداشت  شعرایی همچون عطار نیشابوری باید در قالب همایش‌های بین‌المللی در طول سال  صورت پذیرد، چراکه عطار یکی از ظرفیت‌های بزرگ نه تنها کشور ما بلکه جهان اسلام است.

در ادامه این مراسم مشاور مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش با بیان این‌که عطار یکی از شخصیت‌های برجسته ادب و فرهنگ ایران اسلامی است گفت: برای شناخت گستره علم ومعرفت این شخصیت شهیر کشورمان باید پيام عطار برای نسل امروز را بررسي كنيم.

دکتر محمود اسعدی ضمن اشاره به همایش‌هایی که با حضور اساتید مطرح عرفان، ادب، فرهنگ و فلسفه با هدف شناخت بیشتر آثار عطار نیشابوری برگزار می‌شود افزود: آثار عطار به‌دلیل غنای ادبی و عرفانی نه تنها از سوی هنرمندان و اهالی فرهنگ کشورمان بلکه خارج از مرزهای ایران و توسط کارگردانان، نویسندگان و هنرمندان دیگر کشورها نیز مورد بهره‌برداری قرار گرفته است.

نگاه فراملی به شعرای بزرگ کشورمان زمینه‌ساز رویدادهای فرهنگی، هنری وگردشگری بسیاری برای جزیره کیش است لذا تلاش می‌کنیم از این ظرفیت‌ها در جزیره کیش استفاده کنیم که ازجمله اقدامات انجام شده در این زمینه راه‌اندازی دفتر موسسه فرهنگی اکو و برگزاری همایش مفاخر وچهره‌های ماندگار جزیره کیش است.

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، چهره ماندگار كشور نیز در آیین گرامیداشت عطار نیشابوری در جزیره کیش با بیان این‌که «هفت شهر عشق» عطار نمادی از جهانی ورای دنیای مادی و جهان پیش روی انسان‌ها است گفت: این شهرها شهر جغرافیایی نیست بلکه وی آفاق یا چشم‌انداز سیر و سلوک عرفا را هفت وادی درون انسان شامل طبع، نفس، روح، عقل ، سِر، خَفی و اَخفا معرفی کرده است...

* گزارش كامل بزرگداشت را در بيشت و ششمين شماره "چهره هاي ماندگار" ببينيد.

آقای الف: چه هوای خوبی!

آقای ب: پارسال این موقع خیلی سرد بود!

آقای ج: من معتقدم هوا چندان هم خوب نیست.

-اساتید بفرمایید چگونه بحث را شروع کنیم؟

آقای الف: به نظر من باید حرف بزنیم

آقای ب: به عقیدۀ من این مهم نیست که ما اینجا چه بگوییم، مهم این است که ادبی سخن بگوییم.

آقای ج: به نظر من عقیدۀ آقای "ب" صحیح و کاملاً  بجاست. با این تفاوت که باید"حرفها" محکم باشد!

-توافق خوبی است. آقای ایکس ما آماده ایم...

آقای ج: زمانۀ عجیبی است. هیچ چیز اصولی نیست. البته  این مسائل جای بحث عمیق دارد. مثلاً همین عرضی که من کردم به ساعتها وقت برای بررسی و تحلیل نیاز دارد. آدم نمی تواند با مردم عادی چه کند؟ و..

آقاب ب: استاد ج! از شما استدعا دارم این گستاخی را بر من ببخشید که صحبت های عالمانه و محکم شما را قطع کردم؛ من مایلم در همین جا تکمله ای بر سخنان شما بیفزایم. می دانید الان-همین الان-شخص من به چه می اندیشیدم؟ افسوس که "تله پاتی" مهجور است و مردم هنوز نمی دانند که این عنصر چه قدرت عجیبی دارد. بله... اتومبیلم را پارک کرده بودم و داشتم توی پارک قدم می زدم.

درست مثل وقتی که در پنسیلوانیا میان محوطۀ دانشگاه گام برمی داشتم! این ادبیات هم چه عالم عجیبی است. همه چیز غریب است...

* اين داستان كوتاه را در بيست و ششمين شماره «چهره هاي ماندگار» دنبال كنيد.

اینجانب دکتر عبدالله مرابط ترغی استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه عبدالمالک سعدی در شهر تطوان مراکش می باشم. کتابی درباره فهرست اعلام علماء و اندیشمندان مراکش به رشته تحریر درآورده ام که به همت دانشکده ادبیات تطوان این کتاب به چاپ رسید و منتشر گردید، همچنین در تحقیق و تهیه کتاب دیگری که ابی زید قیروانی درباره فقه مالکی نوشته (از علمای قدیم مراکش) مشارکت کردم در ضمن تعداد زیادی از تحقیقات و تالیفات اینجانب در برخی از مجلات و مطبوعات چاپ و انتشار یافته است.

در واقع  فرهنگ مراکش خیلی شبیه فرهنگ اندلس می باشد، چون این دو سرزمین روزگاری جزو قلمروی مشترک حکمرانان اسلامی در غرب جهان اسلام قرار داشتند بطوریکه خیلی از پژوهشگران اعتقاد دارند که فرهنگ و میراث اندلس همان فرهنگ و میراث حاکم در مراکش می باشد، هر چند که تنگه جبل الطارق حد فاصل این دو سرزمین قرار گرفته است ولی این گذرگاه آبی هیچگاه نتوانسته این دو سرزمین را از هم جدا کند، بطوریکه اندلس و مراکش دارای جامعه مشترک اسلامی در طول تاریخ بوده اند و در دوره هاي گذشته از حکومت و یا حکمرانان مسلمان واحد پیروی می کردند. غالبا مقر دين حاكم در اندلس قرار داشت، از اين رو فرهنگ و ميراث اندلس جزء لاينفك فرهنگ و ميراث عربي و اسلامي مراكش به شمار مي رفت.

اينجانب در تاليف كتاب فهرست اعلام شركت كردم. شهر تولدو در جنوب اندلس يا اسپانياي فعلي قرار دارد و در دوران اسلامي، اندلس از تعداد بيشماري اديب، دانشمند و انديشمند برخوردار بود كه اين تعداد نقش مهمي در گسترش علوم اسلامي در زمان خود ايفا نمودند.

كتاب فهرست اعلام به بحث و بررسي تاريخ انديشمندان اسلامي از قرن پنجم هجري تا اواخر دوره اسلامي در آن سرزمين مي پردازند  كه اين كتاب در دو جلد  توسط يكي از انتشارات بيروت چاپ گرديد.

در دوران گذشته اسلامي دولت موحدين در سرتاسر سرزمين شمال غرب آفريقا كه از مرزهاي مصر شروع و تا مرزهاي منطقه  باسك در اسپانياي منتهي مي شد حكومت مي كردند و در آن زمان باسك اين منطقه از رونق فرهنگي قابل توجهي برخوردار بود و مركز دولت موحدين  شهر "موناكوش" نام داشت كه يكي از شهرهاي عمده بزرگ آن به شمار مي رفت همچنين شهر "فاس" از شهرهاي عمده آن زمان به  شمار مي رفت. اين شهر داراي دانشگاه معروف و معتبري به نام  "جامعه القرويين" بود كه يكي از قديمترين دانشگاه هاي جهان اسلام به شمار مي رفت. اين مركز اسلامي نه تنها مركز مذهبي و برپايي نماز بود بلكه محمل گردهمايي علما و دانشمندان به شمار مي رفت.

سرزمين هاي غرب جهان اسلام مشتمل بر مراكش و اندلس تعداد يادي از دانشمندان و سخنوران اسلامي در طول تاريخ از خود به يادگار گذاشت. ادبيات اين سرزمين از سبك ويژه اي برخوردار بود به عنوان مثال ستايش از طبيعت در اثار ادبي سرزمين به ويژه اندلس بسيار محسوس است زيرا اندلس از چشم انداز طبيعي خوبي برخوردار بود و...

* ادامه مقاله را در كليشه "حديث ديگران" بيست وششمين شماره چهره هاي ماندگار بخوانيد.

صالح لعمی-مصر

من صالح لعمی از کشور مصر و استاد معماری اسلامی هستم.  عضو انجمن های ملی و بین المللی بسیاری بوده ام و تاکنون مفتخر به دریافت جایزه های گوناگونی شده ام. من یک معمار هستم . سال 1956 در مصر لیسانس گرفتم و سپس تحصیلاتم را در المان ادامه دادم و  در سال 1966 از آنجا نیز مدرک  دكترايم را دریافت کردم. از آن پس در زمینه معماری اسلامی تدریس و کار کرده ام.  

درباره معماری اسلامی و تمدن اسلامی باید بگویم که اسلام با ورود به کشورهایی که در زمانه خود صاحب تمدن هاي درخشانی بودند مانندِ بین النهرین، مصر و سوریه، آنها را دربرگرفت و در ترکیبی جهان شمول دوباره به جهان عرضه کرد و سبک خاص خود را ایجاد کرد که ما آن را «معماری اسلامی» می نامیم. معماری اسلامی اساسا بر محتوای دین اسلام بنا شده که آن نیز متون قرآنی و احادیث پیامبر اسلام است. این متون مقدس با تخیل هنرمند مسلمان آمیخته شده است. اگر ما به آیات قرآنی با تعمق بنگریم متوجه می شویم که برای ما ساختار "بهشت" را توصیف می کند و در آن ارتباط میان شریعت، ارتباط میان افراد خانواده نیز توضیح داده می شود. بنابراین اسلام فقط یک دین نیست بلکه دارای دستورالعمل برای زندگی اجتماعی نیز هست و این همان تفاوت بزرگ میان اسلام و سایر ادیان است. در معماری اسلامی نیز ما سعی داریم که محتوای اسلام را بیان نماییم.

در واقع اسلام همچون قلب برای یک بدن است و جایگاهی در عمق وجود یک انسان کامل یا کل جامعه دارد معماری اسلامی با الهام از چنین مفهومی شکل گرفته است در یک بنای اسلامی شخصی که بیرون قرار دارد نمی تواند داخل بنا را به راحتی ببیند چرا که در اسلام "حرام" است بنای اسلامی در قلب ساختمان و دور از چشم بیگانگان قرار دارد و باید توسط بیننده کشف شود. این سبک معماری اسلامی است.

 حتی در مساجد می بینید که براساس گفته پیامبر که فرموده اند «هر کس وارد مسجد می شود در اولین جای خالی نماز بگزارد»، شکل محلِ نمازگزاران مستطیلی بناشده است که به شکل عرضی و نه طولی، همه نمازگزاران بتوانند به گفتۀ رسول اکرم عمل نمایند. این است معماری اسلامی با محتوای اسلامی. بنابراین چنین  قوانینی می توانند از طریق یک معماری درست معرفی شوند.

حتی پس از ورود ارزشهای غربی به جهان اسلام، ما هنوز هویت خود  را داریم و باید هویتمان را حفظ نماییم. درست است که....

* خوانش ادامه مقاله را با ما در بيست و ششمين شماره «چهره هاي ماندگار» همراه شويد.

جاى خوشوقتى است كه اخيراً در ايران به نابغه عالم شرق توجه خاصى شده است. تاگور در سال 1311 به ايران آمد، با بزرگان و دانشمندانايران آشنايى پيدا كرد و مصاحبت داشت. هم مرحوم دهخدا درباره اش قصيده اى ساخت وهم مرحوم بهار.مسافرت تاگور به ايران تاثير بسيار مثبت و خوبى در جامعه فرهنگى ايران داشت، ولى در آن زمان چنانكه شايد و بايد توجه به شخصيت فرهنگى و ادبى اين شخص نشد. ترجمه هاىآثار او گاهى در روزنامه ها منتشر مى شد كهغالباً از ترجمه انگليسى به فارسى درمى آمد، يااز عربى، چون عرب ها قبل از ما به تاگور توجهپيدا كرده بودند. ولى ترجمه ها از زبان عربىبه فارسى دو سه مرحله از اصل دور مى شد....

* مقاله دكتر مجتبايي و مطالب ديگر درباره تاگور را در  گليشه "نگاه" بيست و پنجمين شماره چهره هاي ماندگار دنبال كنيد.

دکتر کلیرسی- فیلسوفا یتالیایی

در فلسفه همواره تفكرات و ايده هايى به عنوان منبع الهام و مرجع ابدى براى هرفيلسوف و متفكرى مطرح است و من فكرمى كنم كه در اسلام هم شيعيان و هم اهلسنت براى هميشه الگوى كامل و متافيزيكخود يعنى پيامبر اسلام را پيش رو دارندو چنين تصورى هرگز به معنى نوعىمحدوديت نيست، بلكه يك نوع نگرشاست و اگر فلسفه اسلامى در مقطعى ازتاريخ حتى در ايران به وسيله فيلسوفانىهمچون ملاصدرا، سهروردى و.. به شكلىخيلى قوى و ريشه دار مطرح بوده است؛دليلش تاثير و مفهوم انسانى بالاى آن بوده كهفلسفه هاى ديگر نظير فلسفه اسكولاستيكواجد اين خصوصيت نبودند و دليل ديگرشزبان آراسته و استدلال هاى مبرهن و منطقىفيلسوفانى مثل ملاصدراست. به نظر من تفسير ارسطويىِ حكمت يونانى و حتى....

* متن كامل  سخنان كلريسي را در بيست و  پنجمين شماره چهره هاي ماندگار با ما بخوانيد.

كوردوبا شهرى تاريخى در جنوب اسپانياست كه قدمت هزار سالة معمارى آن زبانزد است بخصوص مسجد كوردوباو موزه معروف آن كه از نظر زيباشناختى ومعمارى بسيار مشهور است. ...

*متن ترجمه مطالب راهنمايان در موزه كردوبا را در بيست و پنجمين شماره ماهنامه خواهيد خواند.

 

من آلفرد هيرولد در سال 1941 بدنيا آمدم بعد از اتمام تحصيلات ابتدايى و مقدماتى،تحصيل در رشته الهيات را شروع كردم ودر اين رشته فارغ التحصيل شدم و سپسبه تحصيل در رشته حقوق پرداختم. بعد ازتمام تحصيلاتم، به عنوان استاديار دانشگاهمونيخ مشغول به كار شدم و از سال 1981 بهعنوان پروفسور رشته حقوق مربوط به كليسادر دانشگاه بامبرگ فعاليت مى كنم. از سال1992 رئيس دانشگاه بامبرگ هستم.دانشگاه ها به گروه هاى مختلفى طبقه بندىمى شوند اغلب دانشگاه ها دولتى هستنداين دانشگاه ها از طرف دولت حمايت مالى....

* آلفرد هیرولد در گفت و گويي با ما درباره دانشگاه و اخلاق صحبت كرد، متن كامل گفت و گو را با ما در اين شماره  بخوانيد.

*ممكن است خودتان را معرفى كنيد؟
عمار ده مارتيو: اسم من عمار ده مارتيو است. يك ايتاليايى اهل ناپل و مسئول كانون اطلاعات اسلامى هستم كه از حدود هفتسال پيش در شهر من ايجاد شده است.
* به نظر شما بهترين تكنيك ها و روشهابراى تبليغ اسلام در يك كشور خارجى كدام اند؟
عمار ده مارتيو: به عنوان يك مسلمان اروپايى بايد بگويم پاسخ در مورد بهترين شيوه هاى تبليغاتى در اروپا براى دفاع از اسلام بسيار پيچيده است و به اين سوال به دو روش مى توان پاسخ داد: يكى روشى است كه بهما مى گويد بايدخود را از لحاظ تكنيكى وفرهنگى به عنوان يك مبلغ نه به عنوان فردىكه مى خواهد تجارب خود را به ديگرانانتقال دهد آماده سازيم. در ايتاليا...

* گفت و گوي كامل "چهره هاي ماندگار" با عمارده مارتيو را در بيست و پنجمين شماره ماهنامه با ما همراه شويد

نخستين جشنواره موسيقى كيش بهمن ماه 1397 در جزيره كيش برگزار شد. اينجشنواره در دو بخش گروه نوازى موسيقى كلاسيك ايرانى و بخش ويژه شامل:خليج فارس، توصيف و ترانه ها و آواى لالاي ىهاى ايران زمين برپاشد كه با استقبالمخاطبان مواجه گرديد. جشنواره كيش به اهتمام سازمان منطقه آزاد كيش و معاونتفرهنگى اين سازمان با همكارى خانه موسيقى و برخى هنرمندان نامدار عرصهموسيقى به انجام رسيد

دعوت كرده است، سرزمينى شاخه زيتون بهدست، در ميانه اى پر آشوب، موسيقى قدمتى كهن دارد و ريشه اى بلند. موسيقى زبان بينالملل است؛ ابزار ارتباطى مشترك كه اقوام و ملت ها، كشورها و تمدن ها مى توانند با آنو از آن سخن بگويند؛ اين سخن بيش از همه نياز است؛ بشر نمى تواند در كنار هم در اين كره خاكى زندگى كند جز اينكه به مفاهمه و درك مشتركى برسد و موسيقى ميان راهى
است براى رسيدن به اين كلان مقصود. اما اگر بناست از گفت و گو، صلح و اقوام سخن بگوييم، اگر قرار است از موسيقى بشنويم چه جايى شايسته تر از قلب خليج فارس؟ چه جايى بهتر از كيش كه به قدمت تاريخ گهواره، براى كودكانش لالايى هاى خليج فارس خوانده اند و آنها از موسيقى موج برخواسته اند و چشم بر هم بست هاند.چه جايى بهتر از جنوب، كه موسيقى بخشمهمى از فرهنگ، آيين ها و رسوم مردماست؛ موسيقى غم هاى مردم جنوب را تسلىمى دهد؛ مردم جنوب غصه هايشان را به سنجو دماممى گويند و شادى شان را هم به زبانمى خوانند. جاشوها و ماهى « بندرى » موسيقىگيران به "نيمه خوانى" توانى مى گيرند وموسيقى زار، رازهاى سر به مهر خطه جنوبايران زمين را نسل به نسل پاسدارى مى كند.مردمان اين خطه زرين، با موسيقى زندگىمى كنند؛ براى آنها موسيقى خود زندگى استو حال، مرواريد اين ديار، ميزبان جشنوارهموسيقى است. بخشى از ميراث ناملموساين ديار، موسيقى است؛ گنجينه اى شفاهىو گران قدرى كه از نسل هاى گذشته بهجاى مانده است؛ و جشنوارهموسيقى كيش،با هدف حفظ و پاس داشت همين گرانگنجينه، سامان يافته است.جشنوار هاى كه بنا دارد با تمركز بر موسيقىسنتى و كلاسيك، با يادآورى گنجينه كهنموسيقايى اين سرزمين، پيام رسان صلحو مهرورزى ايرانيان از جنوبى ترين نقطهسرزمين پهناورمانباشد؛ چه جايى بهتر ازكيش در آخرين خطوط مرزى و چه زبانىزيباتر و جهانى تر از موسيقى براى مخابرهپيام صلح و دوستى و مدارا.
غلامحسين مظفرى
مديرعامل سازمان منطقه آزاد كيش

استاد نجیب مایل هروی در کنار استادان محمدتقی دانش پژوه و احمد منزوی از جمله شخصیت های نسخه شناس، کتاب شناس، و فهرست نویس برجستۀ معاصر به شمار می آید. او عمرش را با کتاب و نسخه های خطی سپری کرده و اکنون در بستر بیماری است. با آرزوی شفای عاجل برای این پژوهشگر و مولف گرانقدر متن گفتگو که مدتی پیش انجام شده در بیست و چهارمین شماره چهره های ماندگار از نظرتان می گذرد.

دکتر حسن حنفی-استاد فلسفۀ دانشگاه قاهره

پروفسور حسن حنفی از مشاهیر فلسفه و صاحب رای مصر است که نظراتش قابل تامل و شایستۀ نقد و ارزیابی است. گفتگوی ذیل مدتی قبل در استراسبورگ فرانسه انجام شده که با حذف سوالات از نظر می گذرد.

نام من حسن حنفی است و استاد فلسفۀ دانشگاه قاهره هستم. لیسانس فلسفه ام را در مصر گرفته ام و با درجۀ دکتری در رشتۀ هرمنوتیک از دانشگاه سوربن فرانسه فارغ التحصیل شده ام. پس از آن به قاهره بازگشتم و پروژۀ بسیار بزرگی را به نام «سنت و مدرنیسم» آغاز کردم. وظیفه این پروژه بررسی راهکارهایِ مدرن کردن علوم کلاسیک و الهیات است. نوشتارهایی نیز در این زمینه ها داشته ام که دارای این عناوین بوده اند: «از تعصبات تا تغییرات»، «فلسفه از انتقال تا نوآوری»، «اصول فقه از تئوری تا عمل»، «تصوف از فنا تا بقا». در واقع من این پروژه را جهت کمک به دنیای اسلام برای ورود به مدرنیته و زمانه مدرن انجام داده ام.

در اوریل سال  1979،  دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با امام خمینی ملاقاتی داشتم و پس از آن کتابهای «مبازه با نفس» و «ولایت فقیه» را منتشر کردم. کتاب «دانشجو و شهروند» از جمال الدین اسدآبادی را نیز به زبان انگلیسی نوشتم که به تازگی نیز به  چاپ رسیده است. من آثار بسیاری از فیلسوفان مسلمان و همچنین آثار اسپینوزا و ژان پل سارتر ترجمه کرده ام. کتاب دیگرم به زبان انگلیسی کتابی است با عنوان «اسلام در دنیای میانه»و همچنین چند کتاب به زبان فرانسه نیز به چاپ رسانده ام.

من می توانم خودم را یکی از معّرفان اسلام به دنیا که در دنیای اسلام باقی مانده است بدانم و همیشه تلاش کرده ام که به انقلاب اسلامی در هرکجا کمک نمایم. البته منظور من از انقلاب، انقلابی است که موجب برانگیختن افکار و اذهان مردم باشد نه فقط انقلابی که موجب تغییرات در ساختارهای جامعه و یا تنها سیاستّ صرف باشد.

درباره گفتگو میان تمدن ها باید بگویم که ما چنین گفتگویی را مدت ها پیش در فرهنگ باستانیمان ابداع کرده بودیم. قبل از ان باید توضیح بدهم که در اصل دو شکل کلی وجود دارد. یکی شکل "هانتینگتون" است به معنای برخورد تمدنها که غرب چنین شکلی را ترجمه کرده و شکل دیگر گفتگوی میان تمدنها است که ما آن را تجربه کرده ایم. در دنیای عرب پیش از اسلام.....

* ادامه متن را در کلیشه "اندیشه" ماهنامه چهره های ماندگار با ما بخوانید.

یادداشت های سفر به دانمارک

راه افتادیم.  بادغدغه  و بی دغدغه. من و سه تن از همکاران کیهانی ام و حالا همینطور که بوئینگ 747 ا"ایران ایر"، اوج می گیرد تا چون "هما" آسمان را تسخیر کند، افکار من هم سیلان می یابد تا شمه ای از تاریخ کشور مقصد را تصور کنم. طبق برنامه می بایستی ساعت شش بعداظهر به وقت ایران در فرودگاه "کپنهاک" به زمین بنشینیم و اکنون با حرکت به موقع پرواز 715 تهران-لندن در ساعت8:20 بامداد بیست و چهارم خردادماه سال 1369 خرسندیم که اجرای برنامه مان با نظم و دقت آغاز شده است. مدت پنج ساعت و چهل دقیقه طول پرواز، فرصتی است تا چهارچوب کلی سفر را مرور کنم. چشم به پنجره کوچک هواپیما می دوزم و با خیره شدن بر انبوه لایه های ابری که  چون رشته کوههای البرز سر در بالین هم دارند به تاریخ و مردم دانمارک فکر می کنم. چند لغت کلیدی در ذهن دارم: "وایکینگ ها"، "هنس کریستن اندرسن"، "کی یرکگارد" و تصویری مثبت از روند تولیدات کشاورزی و مواد لبنی. سعی می کنم این واژه ها را دسته بندی کنم.  وایکینگ ها چه اقوامی بودند؟ تصور می کنم تاریخ دانمارک با چگونگی عملکرد آنان پیوند خورده است. چرا که تحولات اساسی در این جزیره توسط وایکینگ ها و حملات پی در پی آنها به وقوع پیوسته است. به عنوان نمونه در سال 793 میلادی یک دیر انگلیسی در شهر Lindis Farne مورد حمله وایکینگ ها قرار گرفت. این حمله سرآغاز یک دوره دویست ساله بود که طی آن دانمارک و نروژ بر سرزمین های دریای شمال مسلط گردیدند. در خلال این دوره سفرهایی به دورترین و جدیدترین نقاط جهان صورت گرفت. یکی از علل شکلگیری این قدرت در اختیار داشتن کشتی های وایکینگی  بود که بسیار ساده، سبک و باریک بودند. بنظر می رسد وایکینگ ها در عین جنگ جویی و غارتگری ملتی تاجر نیز بوده اند.

کشفیات و تحقیقات باستانشناسی جدید بیانگر این گفته بوده و نشان می دهد که علاوه بر جنگجویی، تجارت نیز در برنامه کار آنان بوده است. دستنویس های قدیمی ایسلندی که پس از استقلال ایسلند از دانمارک، به ایسلند منتقل شد، نشان می دهد که وایکینگ ها "خدایان آسا" را می پرستیده اند بزرگترین خدای آنان "اودین" بوده، ولی خدایان دیگری نیز مورد پرستش واقع می شده اند. از جمله "تور" خدای قدرت و "فریا"خدای عشق که بیش از "اودین" ستایش می شده است. در آغاز نقشه های مشخصی در پس لشگرکشی ها وجود نداشت، لیکن بتدریج در دانمارک و نروژ و رژیم های پادشاهی پدید آمد و پس از یک دوره درگیری داخلی بالاخره وایکینگ ها حاکم شدند. اولین پادشاهی که از او اسناد تاریخی وجود دارد، "هارولد کبود دندان" است. وی از سال 940 تا 987 میلادی بر دانمارک حکومت کرد. پسر وی "اسوند" تمامی انگلستان را به تصرف دراورد. و جانشین او "کنود بزرگ" امپراتوری دریای شمال را شامل جزایر بریتانیا، دانمارک و نروژ بود در سال های هزار میلادی بنا نهاد. باید گفت که دانمارک هنوز به پهناوری آن زمان نبوده است. در همین اوان خدایان آسا نیز مغلوب مسیحیت شدند.

"هارلد کبود دندان" با تن دادن به غسل تعمید و اعلام مسیحیت بعنوان دین رسمی کشور نقطه اوج تسلط مسیحیت در این کشور را فراهم نمود. تاریخ دانمارک و پایه گذاری مسیحیت و سلسله پادشاهی بطور همزمان  در هزار سال پیش آغاز شد و بدین لحاظ این کشور یکی از قدیمی ترین سلسله پادشاهی است...

* ادامه سفرنامه را با ما در بیست و چهارمین شماره ماهنامه چهره های ماندگار همراه شوید.

امروزه پس از گذشت بیش از چهل سال از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم، وضعیت عمومی زنان ژاپنی -همراه با تغییرات مداوم در قوانین و جامعه- تحولات عمیقی یافته است. قانون اساسی سال 1946 ژاپن گامی در جهت برقراری موقعیت های متساوی برای زنان داشت که بعدها همراه با پیشرفت های اقتصادی ژاپن از نیمه دوم سال 1950 گسترش یافت.

اکنون کمتر از نصف زنانی که شصت سال پیش به دنیا آمده اند شاهد شصتمین سال تولد خود بوده اند اما از نوازادن دختری که در سال 1985 بدنیا آمده اند، احتمالا 93 درصد شصتمین، 85 درصد هفتادمین و 63 درصد هشتادمین سالگرد تولد خود را خواهند دید. حتی ممکن است 30 درصد آنها هشتاد و هشتمین سالگرد تولد خود را جشن بگیرند.

چنین افزایش فاحشی در طول عمر را می توان به بهبود سیستم های تندرستی، بهزیستی و پیشرفت های علم پزشکی همراه با بالا رفتن سطح استاندارد عمومی زندگی ناشی از پیشرفت های اقتصادی نسبت داد.این عوامل میزان مرگ و میر در جوانان و همچنین افراد مسن را به طور چشم گیری کاهش داده اند.

این نحستین بار در تاریخ است که در طول عمر میانگین زنان تا هشتاد سال رسیده اما با این تغییرات، مشکلات جدیدی برای فرد، خانواده و بطور کلی جامعه بوجود آمده است....

*این مصاحبه مدتی پیش با هیروتا هیساکو(استاد دانشگاه زنان ژاپن) انجام شده که متن کامل  صحبت های وی با حذف سوالات در بیست و چهارمین شماره چهره های ماندگار درج شده است.

 

                                                                                                                                                                                    احمد اسعدی

حرکت به سمت وادی خود

پس از حدود بیست ساعت رانندگی، گذر از مرز چذابه، به نجف رسیده ایم، دریار درّ نجف، خانه­ی یار و حرم دلدار، خسته اما نمی شود پا به خانه عزیزترین عزیز هستی در قلب ها و جان ها گذاشت. به سمت کوفه از پی همان  نشانه ای می رویم که هر سال پذیرای تعداد زیادی از زائران است. خانه­ی شیخ علی آل مظفر، همو که بعدها در می یابیم از بازماندگان صاحب کتاب مشهور منطق ظفر است.

پای سفره آل مظفر

شیخ علی مظفر دیگر فارسی را کم و بیش می فهمد، بیشتر می فهمد تا گفتن و به راستی راهی دراز است بین فهمیدن و عمل کردن و سخن گفتن! او سال هاست که منزل خود را مهمانسرای اهل دل و زائران کرده است. شیخ علی در کسوت روحانی و متولی امام زاده سیدابراهیم الغمر رضوان ا... علیه نوه امام حسن (ع) است. امام زاده ای که پدر او حسن مثنی است.

شیخ علی آل مظفر درباره سیدابراهیم الغمر (فاصله مسجد کوفه تا امامزاده سیدابراهیم در کوفه تقریبا دو کیلومتر است) می گوید: زائران ایرانی و غیرایرانی تعلق گرفته و حقیقاً تمامی امکانات این بقعه پاک و متبرک در اختیار زائران است. افزون بر اماده سازی مکان مناسب برای اسکان، آماده سازی پذیرایی های ساده و بی الایش و همچنین ایجاد امکانات برای رسیدگی به نیازهای بهداشتی، خیل قابل ملاحظه ای از زوار(300 نفر) در خور تقدیر است. از همین رو و به رسم کمترین شکر و سپاس گزاری پیش رو را به جناب شیخ علی آل مظفر تقدیم می کند و از خداوند توفیق هر چه بیشتر را خواهان است و نیز طلب مغفرت برای والد محترم ایشان که سال ها مرام خود را مهمان نوازی زوار و خانه خود را محفل انس عاشقان حسین کرده بود...

*با ما در  خوانش این سفرنامه در بیست و چهارمین شماره چهره های ماندگار همراه شوید.

زبان فارسی به  عنوان دومین زبان جهان اسلام و زبان حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی با هزاران آثر گرانسگ در زمینه های مختلف ادبی، عرفانی، فلسفی، کلامی، تاریخی، هنری، مذهبی همواره مورد اعتنا و اعتقاد ایرانیان و مردمان سرزمین های دور و نزدیک بوده است، علیرغم حوادث و رویدادهای پرتب و تاب و گاه ناخوشایند سه سده اخیر باز هم این زبان شیرین و دلنشین در دورترین نقاط جهان امروز حضور و نفوذ دارد. این حضور و نفوذ حکایت از آن دارد که در ژرفای زبان و ادبیات فارسی آنقدر معانی بلند و مضامین دلنشین علمی، ادبی، اخلاقی و انسانی وجود دارد که  هر انسان سلیم الطبعی با اطلاع و آگاهی از آنها خود به خود به فارسی و ذخایر مندرج در آن دل می سپارد. اگر چنین نبود ترجمه و تالیف هزاران کتاب و مقاله از سوی خارجیان درباره اثار جاودان و جهانی ادب فارسی چهره نمی بست و هزاران ایرانشناس و ایراندوست غیرایرانی دل و عمر بر شناخت، فهم، تفسیر و ترجمه این آثار ارزنده در نمی باختند. واقع آن است که نکات نغز و حکمت های بدیع و درس های انسانیت، بزرگواری، اخلاق و مردم دوستی در ادب فارسی آنقدر حلاوت و لطافت دارد که می تواند عطش تشنه کامان وادی معرفت و حیرت را یک تنه سیراب گرداند....

#با ما در بیست و سومین شماره "چهره های ماندگار" همراه شوید

گفت و گو با محمدجان شکوری و جهانگیر اقبال

#علاقه مندان این مستندنوشت را می توانند در بیست و سومین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند

 

                                                             به یاد دکتر محمد دبیرسیاقی

یادداشت‌هایی از چند استاد و پژوهشگر ادبیات

استاد سیدمحمد دبیرسیاقی، پیشکسوت ادبیات و از شاگردان علامه دهخدا، صبح دیروز در سن ۹۹سالگی درگذشت. او که پژوهشگر، نویسنده، شاعر، مدرس ادبیات فارسی و مصحح متون کهن پارسی و از شاگردان دهخدا بود در سال‌های ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۴ در گردآوری لغت‌نامه دهخدا با علی‌اکبر دهخدا همکاری داشت و از نخستین دستیاران ایشان محسوب می‌شود. مرحوم دبیرسیاقی ۹ سال با علامه علی‌اکبر دهخدا در تنظیم مطالب حروف «ظ»، «ض»، «ل» و «پ» و ۱۱ سال با دکتر محمد معین در «لغت‌نامه دهخدا» و در انجمن ایران‌شناسی همکاری داشت. پس از پایان تألیف لغت‌نامه دهخدا، بنا به وصیت علامه دهخدا در کنار دکتر معین و دکتر سیدجعفر شهیدی به بررسی و تألیف لغت‌نامه پرداخت. دبیرسیاقی نزدیک به ۸۰ متن ادبی و تاریخی را تصحیح و منتشر کرده‌ است، که از میان آنها می‌توان به «شاهنامه فردوسی»، «دیوان منوچهری»، «نزهةالقلوب»، «فرهنگ سُروری و سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه» و «تصحیح لغت فرس اسدی طوسی» اشاره کرد. اساتید زبان، فرهنگ و ادب فارسی در گفت وگو با «ایران» به تجلیل از او و یاد و یادگارش سخن گفته‌اند.

 

رفتن مردی از یک نسل بی‌تکرار

حسن انوشه ـ پژوهشگر و فرهنگ‌نویس

 

دبیرسیاقی خدمات بسیار ارزنده‌ای به فرهنگ ایرانی و زبان فارسی داشتند و کتاب‌های بی‌شماری را تصحیح کردند. از جمله این کتاب‌ها می‌توان به دیوان عنصری، فرخی، منوچهری و... بسیاری دیگر را نام و به یاد آورد. بسیار پرکار و سخت‌گیر بود نسبت به کاری که می‌خواست انجام بدهد و نتیجه‌ این همه سخت‌گیری و وسواس همین است که می‌بینید او به عنوان یک چهره تأثیرگذار و بسیارقابل احترام در تاریخ و فرهنگ و ادبیات این کشور باقی خواهد ماند و آیندگان از ثمره تلاش‌های او استفاده‌ها خواهند برد. اصولاً ویژگی نسلی که دبیرسیاقی از آن می‌آمد همین بود که بسیار کار می‌کردند و پشتکاری عجیب داشتند که صد نسل دیگر هم اگر بیاید و برود بعید است کسی بتواند جای چهره‌هایی شاخص چون او را بگیرد. این نسل، بی‌تکرار و بی‌نظیر بود و متأسفانه یکی یکی سایه‌شان از سر این سرزمین کم شد و آنچه‌ مانده یادگارهای درخشان این بزرگان است. دبیرسیاقی بین سال‌های 1326 تا 1334 در گردآوری لغتنامه دهخدا با علی اکبردهخدا همکاری داشت و تا سال 1359 که تألیف لغتنامه پایان یافت بنا به وصیت علامه دهخدا در کنار دکتر معین و دکتر سیدجعفر شهیدی به بررسی و تألیف لغتنامه پرداخت. در این مدت سرگرم تألیف لغتنامه‌ای با دیگر همکاران بود. بسیاری این قول را از زبان مرحوم دهخدا در یک نوار صوتی شنیده‌اند که از محمددبیرسیاقی به عنوان یک جوان کوشا در زمینه تنظیم لغتنامه یاد کرده است. و مدت‌ها عضو هیأت علمی انجمن آثار و مفاخر ایران بوده ‌است. این استاد برجسته تاکنون نزدیک به ۸۰ متن ادبی و تاریخی را تصحیح و تألیف کرده است که از آن جمله می‌توان به تصحیح کتاب‌های «شاهنامه»، «دیوان شاه داعی شیرازی»، «جامع‌التواریخ» و تألیف کتاب‌های «گنج بازیافته»، «زندگی سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه»، نمونه نثرهای آموزنده و دلاویز فارسی (پیشینیان)، «نمونه نثرهای آموزنده و دلاویز فارسی» (معاصران)، «مجموعه قوانین مورد عمل مالیات بر درآمد»، «السامی فی الاسامی»، «برگزیده تاریخ بیهقی»، «دستور زبان فارسی» و «پیشاهنگان شعر فارسی» اشاره کرد. من متأسفانه افتخار آشنایی با ایشان را از نزدیک نداشته‌ام ولی همیشه شیفته آثاری که او در حوزه ادبیات از خود به جای گذاشته بودم و ایشان را یکی از قله‌های پرافتخار و بزرگ تاریخ فرهنگ و زبان فارسی می‌دانم و امیدوارم حالا که دستشان از دنیا کوتاه شده زندگی دیگرشان را در کمال آرامش ادامه دهند. یاد و یادگارهایشان همیشه پابرجا خواهد ماند.

 

 

 

در سوگِ دوست دیرین

عبدالله انوار ـ نسخه‌پژوه و محقق

دریغا و دادا، از خبر مرگ ِ دوست دیرین‌ام عمیقاً متأسفم و درگذشت او را به خانواده ایشان و جامعه علمی و ادبی کشور و پژوهشگران و محققان تسلیت می‌گویم و برای آن اندیشمند فقید از درگاه خداوند علو درجات را می‌خواهم. پنجاه و اندی سال پیش نخستین آشنایی و معاشرت‌های من با استاد محمد دبیر سیاقی شکل گرفت و سال‌ها از محضر ایشان بهره می‌بردم و می‌آموختم. او در شمارِ نسلی از ادبای بزرگ ایران بود و در زمینه‌های متعددی کوشش‌های علمی و ادبی متعددی را پی گرفت و به انجام رساند. از آن جمله حضور مستمر ِ ایشان در تدوین لغتنامه دهخدا و همراهی با علامه‌ فقید علی‌اکبر دهخدا از دوره‌های درخشان کارنامه علمی و پژوهشی او بود. همچنین او انسانی بسیار وارسته و پاک بود و سال‌ها در وزات مالیه در نظام پیشین کار کرد و هرگز نلغزید و در نهایت ِ سلامت نفس به جامعه خدمت کرد. فقدان ِ او ثلمه‌ای بزرگ به فضای فرهنگی و علمی و پژوهش‌های ادبی ایران است، هر‌چند مادامی که فارسی‌زبانی در جهان هست یاد و نام او بر زبان و ذهن ِ ایران‌دوست‌ها و دوستداران فرهنگ و زبان و ادب فارسی جاری خواهد بود. اُمید که نسل ِ جوان ایران از او و مرام و زندگی‌اش درس بگیرد و در راه او گام بردارند.

 

همه وامدار او هستند

جلال‌الدین کزازی ـ پژوهشگر و استاد دانشگاه

 

من می‌دانستم که در قزوین هستند و بستری مانده در خانه و امیدوار بودیم که همچنان بمانند و از دانش و آگاهی و منش والای ایشان بتوان استفاده کرد. روانشاد دبیرسیاقی بی‌گمان یکی از برترین و نامورترین مردان ادب و فرهنگ ایران است از آن استادان زبان و ادب پارسی که این ادب و زبان را با شور و شرری بسیار با دلبستگی و باوری استوار می‌پژوهیدند و می‌شناختند تا به دیگران بشناسانند. استاد روانشاد یکی از بنیادگذاران و پیشگامان ادب‌دانی و سخن‌سنجی و پژوهش در متن‌های ادب پارسی بود. برخی از کارنامه درخشان او در همین زمینه است. ده‌ها متن گرانسنگ ارزنده از ادب شکرین و شیوای پارسی باریک بین، موشکاف، ویراسته است. گزارش نوشته است و به چاپ رسانیده است. همه استادان زبان و ادب پارسی از سویی و از سویی دیگر همه شیفتگان و دوستداران این ادب و زبان و فرهنگ وامدار او هستند. من از بن جان و دندان درگذشت این پژوهنده گرامی و گرانمایه، این استاد توانمند که نه تنها در دانش، در بینش و کنش و منش هم نمونه‌ای ناب از ایرانی فرهیخته فر مانده است نخست به خانواده و بازماندگان او و سپس به همه کسانی که دل در گرو زبان و ادب پارسی دارند غم مباد می‌گویم. من هرگز دانشجوی آن روانشاد نبودم اما بهره‌ای بسیار از کتاب‌ها و نوشته‌ها و پژوهیده‌های او برده‌ام و چند باری هم در همایش‌ها و بزم‌های ادبی بخت دیدار و گفت‌و‌گو با او را داشته‌ام. نامدارانی چون روانشاد استاد دبیرسیاقی اگر کاری را به انجام می‌رسانیدند آن کار در چشمشان پیشه نبود انگیزه آنان در آنچه می‌کردند مزد نمی‌توانست بود. اگر به کاری دست می‌یازیدند به پاس دلبستگی بدان کار بود و باوری استوار که بدان داشتند. برای دل خود می‌نوشتند، می‌پژوهیدند و از همین روی کارهایی که انجام داده‌اند همه کارهایی است بنیادین. کارهایی است که سرچشمه و آبشخور آگاهی و دانایی برای دیگران شده است. آنان آبشخورهای زبان و ادب پارسی را پدید می‌آوردند و از همین روی نه زمان می‌شناختند در کاری که به انجام می‌رسانیدند و نه به آسانی از انجام دادن آن کار سوده و فرسوده می‌شدند و به ستوه می‌آمدند. زیرا می‌توانم گفت کار آنان زندگی‌شان بود. آرزوی من این است که این آتش جاوید که به گفته خواجه بزرگ شیراز آتشی است که هرگز فرو نمی‌میرد آتش مهر ایران و فرهنگ و ادب آن، در سینه‌های آیندگانی که در فرهنگ و ادب و زبان و پیشینه ایرانی و نیکانی می‌پژوهند و می‌اندیشند فروزان‌تر شود. که در جلال همین آتش فرهنگ و زبان است که کسانی مانند دبیرسیاقی می‌توانند چهره بنمایند. به هر روی درگذشت مردی چون او، که نه تنها بدانسان که گفتم در دانش نمونه‌ای والا بود در خوی و منش والای ایرانی هم چهره‌ای درخشان در چشم من می‌نماید برای همه ایرانیان فرهنگی دریغی است بزرگ.

 

ایران‌دوست و فرهنگ‌پژوه بزرگ

محمود عابدی ـ استاد دانشگاه و پژوهشگر

 

نخستین‌بار‌ها در سال‌های دهه 40 با استاد فقید محمد دبیر سیاقی آشنا و معاشر شدم و از آثار و کلاس‌های ایشان استفاده بردم. بیش از 50 سال از آن روز‌ها می‌گذرد و در همه این سال‌ها وجود این استاد ِ عزیز مایه‌ گرمی و دلگرمی نسل جوان دانشجویان و پژوهشگران بوده است. در دوره فوق لیسانس که در دانشگاه تهران تحصیل می‌کردم و در محضر استاد فقید سیدجعفر شهیدی بودیم، ایشان مسئولیت لغتنامه دهخدا را بر عهده داشت، فرصتی فراهم آمد با جمعی از دوستان درسی هم با جناب محمد دبیر سیاقی داشته باشیم، هر‌چند دوره آن کلاس کوتاه بود اما در همان مدت از ایشان بسیار آموختم. بزرگواری و ادب و متانت و دانش ایشان زبانزد بسیاری از دانشجویان و استادان بود. او از نسل ِ مردان و ادبای ایران دوست و شیفته فرهنگ و تمدن و ادبیات کهن ایرانی بود و در راه معرفی و تبیین و تشریح دستاورد‌های فرهنگی و تمدنی ایران از هیچ کوششی فرو‌گذار نمی‌کرد. بخش عظیمی از عمر پربرکتش به پژوهش در ادب کهن فارسی سپری شد و اشراف کاملی بر آموزه‌های فرهنگی ایران داشت. از آن جمله می‌توان به تصحیح دیوان ِ منوچهری دامغانی اشاره کرد. او پیوسته و مستمر کارش را دنبال کرد و هرگز در فعالیت‌هایش خللی پیش نیامد. درگذشت این استاد فقید را به خانواده ایشان و جامعه علمی کشور تسلیت می‌گویم. اُمید که نسل جوان ایران بتواند راه او را ادامه دهد