بررسی موقعیت شیعه شناسی و زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه لیدن هلند

 

دانشگاه لیدن در سال 1575 میلادی تاسیس، و از آن زمان تا حال، دلبستگی شدیدی به زبان و فرهنگ غیرغربی از خود نشان داده است. به عنوان نمونه می توان به ایجاد کرسی زبان عربی به سال 1599میلادی  در دانشگاه مذکور اشاره کرد. دانشگاه لیدن توانسته است در محافل علمی بین المللی شهرت جهانی پیدا کرده و در ارایه و معرفی میراث اسلامی به محافل غربی نقش پیشروی را ایفا نماید.  البته لازم است به دو بخش جدید  ایران شناسی و زبان فارسی دانشگاه لیدن اشاره نمود، که با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران ایجاد شدند؛ طبق اظهارات رؤسای بخش های مذکور، این دو مرکز هنوز نتوانسته اند جایگاه ویژه و شایسته ای را در میان متقاضیان و دانشجویان بدست آورند. هم اکنون حدود کمتر از بیست دانشجوی زبان فارسی در این دانشگاه مشغول به تحصیل اند که در مقایسه با دیگر رشته های زبان، بسیار ناچیز است. سال ها پیش با استادی از این دانشگاه مصاحبه ای انجام دادم که از نظرتان می گذرد

 

 

محمود اسعدی: سیر زبان فارسی در دانشگاه هلند از ابتدا تا کنون چگونه بوده است؟

پروفسور یوهان ترهار: دانشگاه ما، قدیمی ترین دانشگاه هلند، در قرن شانزدهم تأسیس شد. در ا بتدا، استادان علاقمند به زبان های اسلامی (عربی و فارسی) بودند. اما بعد از یک قرن، علاقمندی به زبان فارسی کم شد و فقط در قرن پیش و بخصوص در این قرن علاقمندی به زبان و فرهنگ فارسی بیشتر شده است. الآن وضع به گونه ای است که در این دانشگاه رشته جداگانه برای دانشجویانی که می خواهند با فرهنگ و ادبیات ایران آشنایی پیدا کنند، تعریف شده است که بیشتر تفحصات آن درباره ایران بعد از اسلام است. در دیگر دپارتمان این دانشگاه، زبان های ایرانی پیش از اسلام مطالعه می شود. اما تأکید مطالعات این دپارتمان بر  جنبه زبانشناسی این زبان ها است و فرهنگ ایران پیش از اسلام  مورد مطالعه آنها نیست.

امکانات یادگیری زبان فارسی  برای دانشجویان هلند کم است. و کمابیش رفتن دانشجویان به ایران مشکل است. به نظر من بهترین روش برای یادگیرفتن  زبان فارسی  این است که به ایران بروند و با فارسی زبانان در ارتباط باشند. و مطمئناً تاثیر یک ماه در ایران بودن -در خصوص یادگیری زبان- معادل سه سال آموزش زبان فارسی در خارج از ایران است. شما می دانید که فارسی من خیلی کتابی است. من کتاب به فارسی ترجمه کرده ام  و واقفم که دو هفته ای که در ایران بودم چقدر بر زبان من تأثیر داشته است

محمود اسعدی: چه تعداد دانشجوی زبان فارسی در اینجا بوده و الان چقدر هستند؟

پروفسور یوهان ترهار: متاسفانه تعداد دانشجویانی که به این موضوع علاقمند هستند خیلی کم است. هر سال یک یا دو دانشجو داریم. دانشجویان دپارتمان های دیگر فقط به تاریخ ایران علاقمند هستند و برای یادگیری زبان فارسی وقت ندارند.

محمود اسعدی: به نظر شما راه های گسترش زبان فارسی چیست؟ و با چه شیوه ای می توان سامان دهی بهتری کرد تا زبان فارسی با اقبال بیشتری روبرو شود؟

پروفسور یوهان ترهار: جوانان هلندی در دانشگاه موضوعی را برای ادامه تحصیل انتخاب می کنند که بازار کار داشته باشد. به همین خاطر  آنها فکر می کنند به کشورهای عرب بپردازند بهتر از این است که به کشور ایران بپردازند. چون معتقدند بازار کارشان بهتر خواهد بود. این یکی از مهمترین دلایل کمی دانشجویان دپارتمان فارسی است. و دلیل دیگر این است که اگر در روزنامه های هلندی درباره اسلام مطلبی منتشر شود، متاسفانه تصور مساعدی نسبت به ایران در آنها دیده نمی شود به همین خاطر بیشتر هموطنان من تصور واحدی از کشور ایران ندارند.

 

علاقمندان می توانند ادامه گفتگو را در نهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

 

همایش‎ها، کنفرانس‎ها، سمینارها و نشست‎های مختلف علمی، فرهنگی و هنری از جمله رسانه‎های مؤثر جامعه امروز است. با این حال اغلب در محاورات روزمره بر بی ثمری و کسالت آوری آن تأکید می‎شود و هنگامی که می‎خواهند بر بی خاصیتی سمینارهای مهر باطل و تیر خلاص بزنند عکس‎های مخاطبین خواب آلود و خسته از صحبت‎های سخنرانی‎ها را شاهد مثال می‎آورند و آدم وقتی این تصاویر را در کنفرانس‎های مهم بین المللی که در گوشه و کنار کشور برگزار می‎شود می‎بیند حقیقتاً بر بی‎حاصلی این گونه گردهمایی صحه می‎گذارد. احتمالاً شما هم چه به طور مستقیم در خلال  چند سخنرانی یا از طریق دیگر رسانه‎ها به این موضوع توجه کرده‎اید. اما براستی آیا مشکل از سمینار و کنفرانس‎هاست یا  نحوه برگزاری و چگونگی سخنرانی‎های کسل کننده و بی برنامه که معمولاً طولانی و همراه با تعارفات و مقدمات بیهوده است مشکل ایجاد می‎کند؟ بی گمان در جهان معاصر کنفرانس‎ها به عنوان یک رسانه بسیار مهم حائز اهمیت بسیار است و دانشمندان، صاحبان نظران و استادان در تمام رشته‎ها سالانه حداقل یک یا دو نشست علمی دارند تا به تبادل نظر و ارائه دیدگاههای تازه خود اهتمام ورزند و این موهبت بزرگی برای اهالی علم و فرهنگ است. در حقیقت اگر نخبه یا شخص شاخصی در این گونه نشست‎ها غایب باشد از جهان دانش عقب می‎افتد اما برگزاری کنگره و همایش و کنفرانس نیز چون دیگر امور تخصص و مدیریت ویژه خود را می‎طلبد که در کشور ما چندان به آن توجه نمی‎شود.بسیاری از مدیران تصور می‎کنند برگزاری سمینار کار چندان مشکلی نیست و با چند نیروی معمولی و اجاره یک سالن و دعوت از تعدادی استاد می‎توان کنفرانس علمی یا فرهنگی برگزار کرد. در حالی که اینکار به غایت حساس و تعیین کننده است. از طرفی نخوه سخنرانی‎ها و ارائه مطالب استادان و دانشجویان و مدیران نیز بی ارتباط با حوصله مخاطب  و با کمترین برنامه ریزی مناسب انجام می‎شود. گویی پرگویی و حاشیه روی و تعارف‎های ناروا و تشکر و سپاس از همه حضار بی ربط و مرتبط جزء رئوس اصلی سخنرانی است و اغلب از نبود وقت و زمان مناسب برای افاضات خود ناراحتند. کلی گویی و عدم استفاده از رفتارهای غبر کلامی و اظهارات تکراری و ملال آور از اصول اولیه چنین سخنرانی است در حالی که نکته گویی و ارائه نکات برجسته زمان بسیار کوتاهی می‎طلبد. اکنون در 5 دقیقه می‎توان مطلب بسیاری عرضه کرد کاری که اغلب مدیران و مسئولین، هنر آن را ندارند و باید مثل تندخوانی شیوه گزیده گویی را نیز بیاموزند. در سمینارها "خواب" جلوه اصلی عدم  یا غیبت مخاطب به گوش دادن است و این  ویژه کسانی است که خوش خوابند و یا خسته از کار روزانه مجالی یافته‎اند تا ضمن انجام "تکلیف" حظی نیز ببرند و حتی گاه چشم  در چشم سخنران می‎دوزند و البته این گونه نیست که هشیار و بیدار به مطالب توجه کنند.اغلب آنها نیز به غیبت ذهنی مبتلایند؛ جسم آنها در سالن اما فکر و خیال آنها در سیلان است، می‎شنوند و می‎بینند اما متوجه نمی‎شوند و در عالم خیال به سیر و سفر ذهنی می‎پردازند به همین دلیل رشته‎ای بنام "اقتصاد توجه" پدید آمده است. چگونه می‎توان توجه انسانها را جلب کرد؟ توجه غیر از گوش دادن است یکی از راههای بهنگام سخن گفتن، گزیده گویی و بهره بری از گونه‎های مختلف ارتباط با مخاطب است.

همان که خود را ایران دوست می خواند و آرزویش پس از مرگ دفن در کنار زاینده رود بود آنهم با تقبل هزینه حمل جسد خود از امریکا به اصفهان، در اوایل فروردین به دیار باقی شتافت و این سوال بی پاسخ همچنان باقی است که شرق شناسان  و ایران شناسان و شخصیت هایی که عمری را به تحقیق و تالیف تاریخ و فرهنگ ایران  و اسلام گذراند ند چه اهدافی را دنبال می کردند و ما در مواجهه با آثار و احوال آنان چه باید بکنیم، مرجع و مرکز شناسایی و شناسانیدن شخصیت هایی چون فرای کجاست؟ اگر چه مراکزی چون سازمان فرهنگ و ارتباطات، وزارت امور خارجه و مرکز ایران شناسی در کشور فعالند اما هنوز  سازمانی خاص نه بصورت دانشگاهی و نه به صورت دولتی بدین منظور وجود ندارد تا حرف نهایی را در خصوص خدمات و احیاناً صدمات شرق شناسان به فرهنگ و تمدن ایران بررسی کند. اکنون در خلال چنین موقعیتی، نگاه برخی به شخصیتی چون ریجارد فرای -علی رغم تجلیل در تمام دولت های پس از انقلاب اسلامی و قدردانی در جشنواره خوارزمی و انجمن آثار و مفاخر فرهنگیو برخی نهادهای مستقل- همراه با سوء ظن شدید همراه  است. بی تردید نمی توان تمام ایران شناسان را در عداد افراد مسئله دار تلقی کرد.

دکتر محمد شریف بردبار سال 1365 در شیراز به دنیا آمد. وی در سال 1383 در رشته علوم تجربی موفق به کسب رتبه 7 کنکور سراسری شد  . و پس از اتمام تحصیلات دوره کارشناسی ارشد در رشته بیوتکنولوژی مولکولی در دانشگاه تهران، برای ادامه تحصیل به امریکا رفت و در حال حاضر مشغول گذراندن دوره دکترا در علوم زیستی با گرایش زیست شناسی تکامل و خود ترمیمی در دانشگاه هاروارد است. این محقق ایرانی در سال 2013 میلادی موفق به دریافت جایزه موسسه "رایان" -که به تحقیقات برتر در زمینه علوم زیستی بین محققان مقطع دکترا در امریکا اهدا می شود- شد. در همان سال به عنوان یکی از دو نماینده دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد برای مسابقه ایده های نوآورانه در زمینه علوم زیستی انتخاب شد و همچنین توانست در سال 2012 و سال 2013 میلادی برای تدریس درس خودترمیمی برای دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه هاروارد جایزه درک "باک" را نیز به خود اختصاص دهد. 

دکتر غلامعلی پیمان دانشمند ایرانی و از اعضای تالار مشاهیر چشم پزشکی جهان است. مهمترین دلیل شهرت وی، اختراع عمل جراحی لیزیک است که به کمک آن افراد دارای ضعف بینایی می‌توانند بدون استفاده از عینک، دید طبیعی خود را بازیابند.
دکتر پیمان متولد شهر شیراز است. وی در  ۱۹ سالگی برای تحصیل در رشته پزشکی عازم آلمان گردید و در سال ۱۳۴۱ موفق به کسب مدرک دکتری حرفه‌ای در رشته پزشکی عمومی از دانشگاه دویسبورگ شد. در سال ۱۳۴۸ دوره تخصص خود را در رشته چشم‌پزشکی در دانشگاه اسن آلمان به پایان رساند و برای دوره فوق دکتری به ایالات متحده امریکا رفت . و از سال 1350 به عنوان استادیار گروه چشم‌پزشکی در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس مشغول به فعالیت شد. ایشان در حال حاضر استاد دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه آریزونا می باشند . دکتر پیمان در سال ۱۳۶۸ با ثبت اختراع رسمی جراحی لیزیک، انقلاب بزرگی در چشم‌پزشکی جهان ایجاد نمود و در سال ۱۳۸۴ با نظر بیش از ۳۰۰۰۰ نفر از چشم‌پزشکان جهان به عنوان یکی از اعضای تالار مشاهیر چشم‌پزشکی جهان شناخته شد.  و در دسامبر ۲۰۱۲ میلادی برنده مدال ملی فناوری و نوآوری از سوی رییس جمهور آمریکا شد. دکتر پیمان نیروی پیشگام در جراحی لیزر و درمان فوتودینامیک و مطالعات انتقال دارو به داخل کره چشم، جراحی رفرکتیو و شبکیه محسوب می شود. وی همچنین تکنیکهایی در دیگر جراحیهای چشم ارائه کرده و نخستین فردی بوده که موفق به انجام نمونه برداری شبکیه-مشمیمه و پیوند سلولهای مخاطی رنگدانه شبکیه شده است.
اختراعات دکتر پیمان دامنه وسیعی از دستگاه­های پزشکی جدید، سیستم انتقال دارو چشمی، تکینکهای جراحی، وسایل جراحی های لیزر و اپتیکال و شیوه­های جدیدی برای درمان و تشخیص را در برمی گیرد .از وی بیش از ۱۳۵ عنوان اختراع به ثبت رسیده است

 

عطر فرارّ عطار نیشابوری

 

 

نقد و حلاجی آثار کلاسیک قدما و از جمله عطار نه در جهت تخفیف آنان بلکه دقیقاً در راه تعالی و شوکت و جلال آثار آنان است. باید این آثار درک شود آنگاه مفاهیم اساسی آن به بوته نقادی سپرده شود. نسل جوان امروز حق دارد و ضمن فهم این آثار، جهان بینی خویش را در جهان معاصر تطبیق و تعدیل کند. بدون شک، بررسی عالمانه این آثار به جایگاه بلند آنها نه فقط خدشه­ای وارد نخواهد ساخت، بلکه این روشنگری به ارتقاء این مفاهیم کمک خواهد کرد. اما در جهان رسانه­ها که فناوری پیچیده، سرعت و گزیده گویی مشخصات اصلی آن است بیشتر، مضامین ساده و مخاطب پسند مورد توجه است. اینجاست که حکمت و فلسفه و اندیشه در محاق صوت و تصویر ماهواره ها قرار می­گیرد و آنچه به دست می­آید نغمه­هایی نارسا بمنظور سرگرمی و گذراندن اوقات فراغت است. همانکه نیل پستمن در کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی» به تبیین آن پرداخته است. در رسانه­ها بخصوص تلویزیون همه چیز در خدمت سرگرمی است حتی اندیشه­های بلند، نازل و سخیف مطرح می­شوند تا فکر و خیال مخاطب آرام و به خاطری آسوده بدل شود و دمی بگذرد.  استعاره گونه مطرح کردن بزرگانی چون عطار نیشابوری توسط استادانی چون هلموت ریتر یک نحو دیدن است با این تفاوت که در استعاره معمولا جنبه­های مثبت موضوع دیده می­شود و به جنبه­های منفی نظر نمی­شود اما نحوۀ طرح عطار به کلی عکس آن است؛ یعنی دیدن جنبه­های صوری و ندیدن وجوه متعالی. البته محققان کار خود را به خوبی به انجام رسانده­اند اما این رسانه­ها بودند که با طرح مستمر و متوالی مورد نظر خویش، رسالت اصلی خود را که خلق سرگرمی و خبر رسانی مکرر است به انجام رسانده­اند. با این وصف می­توان به پاسخ پرسش مطرح شده نزدیک شد که چرا مضمون­های اصلی تفکر عطار کمتر در جهان معاصر مطرحند؛  مثلاً عرفان عطار با عزلت و گوشه نشینی و دوری از امور اجتماعی معرفی شده است در حالی که ضرورت مبارزه و مجاهده در آثار عطار موج می­زند. این موضوع در مورد دیگر بزرگان ادبیات کلاسیک چون نظامی گنجوی، خاقانی، بیدل دهلوی نیز مصداق دارد و باز نقش رسانه­ها پر رنگ است. اگر جهان امروز جهان رسانه­ها و ارتباطات است و این امر واقعیتی غیر قابل انکار، تشنگی مفرط انسان­ها به کسب و جذب نکات معنوی و مفاهیم اصیل معنوی چگونه باید رفع شود؟ طرح نو با زبان نو و در قالب­های تازه­بی آنگونه که به محتوی اثر لطمه­ای وارد نشود، شاید چاره کار باشد. اگر چه تلاش­هایی درخور، جهت تصویر کشیدن داستان­ها و حکایات در اروپا و آمریکا انجام شده است و نویسندگان بزرگی به طرح مضامین عطار پرداخته­­اند، اما بایستی مغز این آثار در قالب هنر امروزی طراحی و تدوین شود و نسل جوانِ دنیای نو، از این سرچشمه بنوشد. روز ملی عطار بهانه­ای است تا آثار و احوال او به زبان و شیوه نو به نسل جدید معرفی شود

محمود اسعدی

برای علل عقب ماندگی علم و تکنولوژی در کشورهای جهان سوم دو شاخص عمده را می­توان ذکر کرد. یکی کمبود بودجه­ی تخصصی به تحقیق و توسعه، و دیگری کمبود تعداد دانشمندان و مهندسین فعال در این زمینه. در مورد اول باید برای بهبود وضعیت علم  و تکنولوژی در جهان سوم به میزان بودجه­ ای اشاره کرد که برای امر تحقیق و توسعه و بهره­گیری از علم و تکنولوژی درنظر گرفته می­شود. برای درک این مهم کافی است به درصدهای تولید ناخالص ملی هزینه شده برای امور دفاعی، آموزشی، بهداشتی، علمی و تکنولوژیک در شمال و جنوب توجه کنیم. این یک واقعیت مسلم است که کشورهای صنعتی پیشرفته از تولید ناخالص ملی خودشان میزانی معادل حداقل پنج برابر کشورهای جهان سوم به طور سالانه صرف تحقیقات جدید علمی و تکنولوژی می­کنند.

 

اما در مورد دوم باید گفت تعداد دانشمندان و مهندسین فعال در عرصه علمی از میان هر یک میلیون نفر برای کشورهای توسعه یافته 2200 نفر  و برای کشورهای در حال توسعه 327 نفر است. تعداد این افراد در شمال 14 تا 24 برابر جنوب است.

از سوی دیگر شکافهای اقتصادی عظیم میان کشورهای پیشرفته و عقب مانده روبه گسترش دول صنعتی در میان ملت های غیرصنعتی نیز هم ناشی از رشد علم و تکنولوژی است و هم بر فاصله میانشان می­افزاید. این امر خود ابزار سلطه و غلبه کشورهای شمال بر جنوب شده است.

به طور خلاصه علل عقب ماندگی علم و تکنولوژیکی کشورهای توسعه نیافته عبارتند از:

  1. عدم توجه واقعی و با معنی متعهدانه به علوم پایه:

در کشورهای شمال تحقیقات عمدتاً توسط سازمانهای علمی ملی و یا آکادمیهای علوم صورت می­گیرد که ضمناً مسئول برقرار کردن ارتباطات بین دانشمندان نیز هستند. در حالی که این قسمت از علوم در کشورهای در حال توسعه پیشفرضی دارد و آن این است که به جای تحقیقات ملی و بومی از نتایج علمی بدست آمده توسط دیگران استفاده می­کنند. در نتیجه همیشه وضعیتی تقریباً بحرانی وجود دارد. در این جوامع دانشمندان با تدارکات ناچیز خود عملاً منزوی­اند. در زیرساختهایی همچون نشریات و کتب علمی و تماسهای بین المللی ضعف وجود دارد، و این ضعف در نظام آموزش علمی و تکنولوژی نیز خود را نشان می­دهد. صرف هزینه­های کم در علوم پایه و کاربردی عامل وجود این مسأله بوده و هست.

  1. عدم پایبندی به خوداتکایی در تکنولوژی:

تکنولوژی چه در سطوح پایین و چه در سطوح عالی باید مورد توجه اساسی قرار گیرد. ما تا کنون به مهمترین رکن رشد عالی توجه نکرده­ایم که اگر قرار است تکنولوژی عالی انتقال یابد، باید همراه با انتقال علم باشد. برای این منظور، در ابتدا لازم است اقدامات بنیادی و ملی انجام گیرد که کشورهای توسعه نیافته عمدتاً از آن غافل بوده­اند.

  1. نحوه غلط مدیریت "سازمان علم"

لازمه پیشرفت علمی وجود افراد آرمانگرا و ایده آل اندیش با دیدگاههای متعالی است. یک سازمان علمی فعال می­بایست توسط خود دانشمندان اداره شود نه به وسیله مدیرانی غیرمتخصص که روزگاری فعال بوده اند، اما در حال حاضر فعالیتی جدی ندارند. در این خصوص باید یادآور شد که علم بین المللی دارای هنجارهای خاص می­باشد.

  1. برخورد بی تفاوت صاحبان تکنولوژی و حکوومتهای پیشرفته علمی در انتقال تکنولوژی به کشورهای توسعه نیافته
  2. یکی از خطاهای کشورهای عقب مانده تکیه بر واردات صنعتی ساخته و پرداخته است و همزمان غفلت از این امر که توسعه پایه های تکنولوژیک باید مورد توجه باشد و ایجاد مراکز صنعتی اصل باشد، نه اشیاء و پدیده­های ساخته شده تکنولوژیک.

مراقب نحوه تعامل با کشورهایی که تأمین کننده علم و تکنولوژی هستند بود.

  1. بی ثباتی ملی و سیاسی در کشورهای توسعه نیافته:

بروز و ظهور نوآوریهای علمی و صنعتی در هرتمدنی بستگی به امنیت و فراغت خاطر فردی و ثبات سیاسی و جمعی داشته و دارد. راه حلهای ممکن برای خروج از این بحرانها و عقب ماندگیهای علمی و صنعتی عبارتند از:

  1. راه حلهای ممکن در سطح ملی:

الف) حمایت­های سخاوتمندانه ملی در عین حفظ اصل قناعت در مصرف حداقلّی هزینه­ها. در شمال بین چهار تا ده درصد هزینه­های آموزشی صرف تحقیقات در علوم پایه می­شود. همین مقدار نیز صرف تحقیقات در علوم کاربردی شده، و دو برابر آن یعنی بین هشت تا بیست درصد صرف تحقیقات توسعه و اجرای تکنولوژی عالی می­شود.

ب) هزینه­­های مربوط به امور دفاع ملی که صرف رشد و گسترش علم و تکنولوژی نظامی و بازدارنده در جهت خلع سلاح از متغییرهایی است که نقش و اهمیت بساری در امر تحقیق و توسعه دارد. در آمریکا فعالیتهای علمی مرتبط با توسعه­ی بخش نظامی حدود سی درصد از کل فعالیت های تحقیق و توسعه عمومی کشور را دربرمی­گیرد. این میزان به ترتیب در انگلیس، فرانسه، آلمان و ژاپن 5/26 درصد، 4/20 درصد، 8/2 درصد و 4/0 درصد می­باشد. ضمن اینکه باید توجه داشت که سی درصد از کلیت دانشمندان و مهندسان آمریکا در بخش تحقیقات و تولیدات مربوط به امور نظامی اشتغال دارند.

  1. راه حلهای ممکن در سطح بین المللی:

الف) ایجاد اتحادیه­های علمی مشترک المنافع بین کشورهایی که از نظر سیاسی و فرهنگی وضعیت­های کمابیش مشابهی دارند. امروز دانشمندان جهان سوم، جمعیت کوچکی را تشکیل می­دهند که شامل یک صدم یا یک دهم جامعه خود می­باشند. در چنین شرایطی آنان حداقل می­بایست دور هم جمع شومد و نیروها و امکاناتشان را روی هم بگذارند، به عنوان یک جامعه­ی واحد علمی و احساسی کار کنند. به منظور تحقق بخشیدن به این امر می­توان انتظار داشت که مثلاً برای یک دوره بیست و پنج ساله دولتهای ما برای محققان و دانشمندان تسهیلاتی ویژه قائل شوند تا دانشمندانی که از نظر منطقه­ای و فرهنگی همبستگیهایی دارند، بتوانند با کمک هم و دولتهایشان اتحادیه مشترک المنافع علوم را ایجاد کنند. علاوه بر این آنان می­بایستی به عنوان اعضای اتحادیه از تأثیرات مستقیم مسائل سیاسی و داخلی کشورهایشان و توجه به به تفاوت­ها و اختلافات فرقه­ای در امان باشند.

بافرض مهیا شدن این شرایط ایجاد و پیدایش رنسانس علمی در چنین اتحادیه­هایی شرطهای اساسی ذیل را می­طلبد:

  • تعهد دلسوزانه به این آرمان
  • حمایت سخاوتمندانه از آن
  • ایجاد فضای آرام برای اتحادیه و اعضایش
  • اعطای خودمختاری و استقلال نسبی به اتحادیه
  • بین المللی کردن سازمان علم در کشورهای عضو اتحادیه

 

دکتر علی رضاییان چهره ماندگار مدیریت کشور با حکم مقام معظم رهبری به عضویت هیئت امناء جامعه الصادق منصوب شد. دکتر رضاییان از چهره های برجسته مدیریت کشور است که بیش از 10 سال رئیس دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و دانشکده های علوم اداری و مدیریت دانشگاه امام صادق، و شهیدبهشتی بوده است و آثار متنوعی در عرصه دانش مدیریت دارد. از جمله آثار دکتر رضاییان به کتابهای ذیل می توان اشاره کرد: اصول مدیریت، مبانی سازمان و مدیریت، مدیریت رفتار سازمانی و... .

کبوتری دلش می‌خواست برود برج میلاد را ببیند و در آن بگردد. راه افتاد و رفت تا رسید به برج بلند میلاد، ولی راهش ندادند. بیرون ایستاد و غصه خورد. یکهو یادش افتاد که بال دارد. بال‌ها را باز کرد و پرید بالا و بالا و بالاتر. آنقدر پرید و با برج مسابقه داد تا رسید به بالای آن. وقتی خسته شد و نشست تا کمی خستگی در کند، چشمش افتاد به کسانی که خودشان را به بالای برج رسانده‌اند و این طرف و آن طرف می‌روند. به آنها گفت: من خودم آمدم، من پرواز کردم، شما چرا با بالهایتان نیامدید؟ آنها گفتند ما که بال نداریم. کبوتر گفت: شما هم بال دارید، اما خودتان خبر ندارید. با بالهای خیالتان می‌توانید تا هر جایی که دوست دارید، پرواز کنید.

گفتگوی خواندنی با پروفسور علی اکبر فرهنگی

به گزارش قدس آنلاین ، مراسم رونمایی از تندیس «علی نصیریان» با حضور محمود شالویی مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، علیرضا سجادپور مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و چهره‌های ماندگاری از حوزه‌های مختلف به همراه علی نصیریان، داوود رشیدی، محمدعلی کشاورز و ژاله علو در موزه چهره‌های ماندگار کاخ سعدآباد برگزار شد.

اما مسئله زیاد روی در بهره بری از این عنصر ارتباطی است که حالا در بسیاری از موارد ملال آور شده است و بخصوص در سمینارها، جلسات، رسانه ها و حتی مراودات اجتماعی خصوصی باعث مشکلات متفاوت شده است در اینجا منظور بیشتر تذکر این نکته است که قدر واژه ها را بدانیم و کم سخن بگوییم، به اندازه و نیکو و موثر. در ارتباط انسانی تاثیر مستقیم حرف زدن، کمتر از 10% از مجموع ارتباطات انسانی است و 90% مربوط به استفاده ار رفتار غیر کلامی مثل نگاه کردن، حرکات بدنی و ... است.

"سینما" بعنوان یک رسانه تاثیر گذار در قرن حاضر، شایسته تامل در سطوح مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. تجارب کشورهای صاحب سبک در این زمینه نشاندهنده ابعاد گونه گون در این هنر و تلاش پیوسته در جهت هماهنگی کلیه شوون متناظر با آن است بدین سبب محدود و محصور کردن سینما، تنها به سینماگران و مدیران آن چندان منطقی بنظر نمی رسد.

در این همایش استادانی از روسیه، شیلی، ایران، اسپانیا، و ونزوئلا شرکت داشتند. دکتر محمود اسعدی,عضو کمیته ارتباطات کمیسیون یونسکو و استاد مدیریت رسانه، مقاله ای تحت عنوان  مشترکات فرهنگ ایران و اسپانیا ارائه و در سخنرانی خود پیشنهاد کرد همایش های مشترک علمی- فرهنگی در دو کشور برگزار شود همچنان که قبلاً در ایران همایش بزرگداشت ابن عربی زاده ی شهر  مورسیای اسپانیا برگزار گردید.