مطالبِ بيست و ششمين شماره «چهره هاي ماندگار» با طليعۀ « گمنامِ پرآوازه» شروع  مي شود، در ادامه،  در  كليشۀ «نگاه» با مقالۀ «عطار؛ زبان نو راه نو» به مناسبت بزرگداشت اين عارف و شاعر بلندمرتبۀ ايراني، به برجسته ترين عطار شناسان ايراني و  آلماني و انديشه عطار در "درياي جان" پرداخت شده است. در كليشۀ «انديشه» دكتر داوري چهره ماندگار فلسفه به "ايران پر مشكل اما بي مساله" مي پردازد و "ميزگرد"  نوشته محمود اسعدي در كليشه «قصه» نيز در پي مطلب دكتر داوري قرار دارد. در كليشۀ «ديدار» مهمترين مساجد هند به تصوير كشيده شده و  دكتر اعواني، چهره ماندگار فلسفه، « تصوف و فلسفه اسلامي: ارتباط يا افتراق؟» را  در كليشه  "نقد و نظر" مي پرواند. كليشۀ  «حديث ديگران»  با دو مقالۀ "اندلس؛ طرفه شرق" و "ميراث مشترك اندلس و مراكش" رقم خورده است. «گزارشِ» رويداد مهم فرهنگي  تحت عناوينِ " طيران عطار در هفت شهر عشق"، "نكوداشت دو چهره ماندگار روانشناسي"، "فارسي تنها زبان ايران نيست"، "دستور زبان سانسكريت پانيني"  به صورت كامل در اين شماره درج شده است. در ادامه، «يادِ»  پير سينماي ايران ،استاد جمشيد مشايخي، و دكتر محسن جهانگيري، چهره ماندگار فلسفه، گرامي داشته و  ديگر  «رويدادهاي علمي و فرهنگي» درج شده است. 

مراسم بزرگداشت استاد علی اکبر صادقی چهره ماندگار وهنرمندِ نقاش، گرافیست، انیماتور و فیلمساز ایرانی  دوشنبه دوم اردیبهشت ماه در سی‌و‌هفتمین جشنواره جهانی فیلم با حضور مسئولان جشنواره جهانی فیلم فجر، جمعی از سینماگران، گرافیست ها و انیماتورهای مطرح سینمای ایران در پردیس سینمایی چارسو محل برپایی جشنواره برگزار و ازاستاد علی اکبر صادقی برای بیش از شش دهه فعالیت هنری و تاثیرگذاری بر سینمای انیمیشن تجلیل شد.

استادعلی اکبر صادقی در سال 1348 از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و در سال 1349 از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان یکی از اولین هنرمندانی که واحد فیلم و انیمیشن را راه اندازی کرد و  در این بخش مشغول به کار شد. او از اعضای هیات داوران بیش از ده دوره از دوسالانه بین المللی پویانمایی تهران بوده و جوایز متعددی را برای انیمیشن ها و طراحی هایش دریافت کرده است.

استادعلی اکبر صادقی جوایز بسیاری را از جمله مدال طلا از هفتمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان تهران در سال 1351، نشان افتخار و تقدیرنامه از جشنواره فیلم کوتاه تامپره در فنلاند در سال 1352، مدال برنز دوازدهمین جشنواره بین المللی فیلم کراکو در سال 1353، تقدیرنامه و نشان افتخار از جشنواره بین المللی فیلم انیمیشن در نیویورک در سال 1354، مدال نقره از یازدهمین جشنواره بین المللی فیلم شیکاگو در سال 1355 دریافت کرده است

نمایشگاه خوشنویسی آثار دیده نشده و جدید استاد عباس اخوین جمعه ششم اردیبهشت ماه در گالری جاوید گشایش یافت.

نمایشگاه گردان این مجموعه امیرعباس نصیری یزدی است وعلاقه مندان جهت بازدید از این نمایشگاه می توانند تا تاریح 20 اردیبهشت (گالری یکشنبه ها تعطیل است) از ساعت 16 تا 20 به نشانی تهران، خیابان ولیعصر، ابتدای خیابان زرتشت غربی، کوچه یزدان، پلاک 17، واحد 1، نگارخانه جاوید مراجعه نمایند.

آذرماه سال گذشته با همکاری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و بخش فرهنگی سفارت هند در ایران سینمار مشترکی در دو روز با موضوع پیوند زبانی میان فارسی و سانسکریت برگزار شد. در این سمینار سفیر وقت هند در ایران،‌ سهراب کومار؛ دکتر وینای پرابهکار ساهاسرابودهه، رییس شورای روابط فرهنگی هند (ICCR) و عضو پارلمان و شورای ایالت‌ها و معاون دبیرکل حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) و نیز دکتر فتح‌الله مجتبایی، هندشناس برجسته و عضو پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛ دکتر حسینعلی قبادی، رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دکتر حداد عادل، رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی حضور داشتند و سمینار با سخنانشان شروع به کار کرد.

دبیران این همایش دکتر آبهی کومار سینگ و آزیتا افراشی، این همایش را پلی در راستای ارتباط بیش از پیش  فرهنگ هند و ایران دانستند و اذعان داشتند این رویداد علمی و فرهنگی تمام انسان‌های برجسته‌ای را که در این گفتمان هندوایرانی همکاری می‌کنند، گرامی می‌دارد. دکتر آبهی کومار سینگ، رییس بخش فرهنگی سفارت هند در ایران همچنین گفت این همایش به دنبال ریشه‌های مشترک تعامل هند و ایران است، به دنبال یافتن پیوندها وحلقه‌های مفقود تعاملات زبانی و رشد فارسی و سانسکریت در طول تاریخ. از این رو پانینی همواره همچون چراغ راهی است و این همایش تکریم نبوغ اوست.

سخنران اول روز اول این همایش سفیر هند، سهراب کومار، با اشاره به این نقل قول معروف جواهر لعل نهرو که هیچ دو ملتی به اندازه ایران و هند به هم نزدیک نبوده‌اند، پیوندهای زبانی و تماس‌های فرهنگی را نقطه‌ی شروع تعامل فرهنگی و علمی بیشتر این دو ملت کهن دانست. وی با نقل گفته‌های حجت الاسلام روحانی در سال گذشته در بندر چابهار مبنی بر اینکه علی رغم مشکلات ایران با غرب، روابط ایران با شرق اغلب دوستانه و مبتنی بر احترام متقابل بوده است، بر لزوم انجام کارها و مطالعات بیشتر با توجه به پیوندهای زبانی و فرهنگی تأکید کرد. آقای کومار با تبریک به برگزارکنندگان این همایش برای تدارک این رویداد مهم، سخنان خود را به پایان رساند.

 در ادامه حسینعلی قبادی، رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، از ریشه‌ی مشترک این دو فرهنگ سخن گفت. قبادی خاطر نشان کرد...

* خوانش ادامۀ گزارش برگزاری سمینار مشترک پیوند زبانی بین فارسی و سانسکریت را در بيست و ششمين شماره «چهره هاي ماندگار» با ما همراه شويد.

با حضور غلامحسین ابراهیمی دینانی، معاونان، مشاوران و مدیران سازمان منطقه آزاد کیش، مسئولان محلی و بیش از چهارصد نفر از اهالی فرهنگ‌ و هنر کیش آیین گرامیداشت عطار نیشابوری، بيست و پنجم فروردين ماه در جزیره کیش برگزار شد.

این آیین با قرائت پیام مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش آغاز شد.در بخشی از پیام غلامحسین مظفری آمده است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا، هفت وادی عشق هستند که عطار با سیمرغ اساطیری و با پای شور و وجد عارفانه در نوردید و یک‌ به‌ یک طی کرد تا به پاک‌ باختگی و حلول در عمق عرفان رسیده و توشه معنوی خود را بیابد.

او در ادامه پیام خود ابراز امیدواری کرد تا محافل علم و ادب کشور بیش از گذشته، معطوف به معرفی چهره‌ها و مشاهیر ایرانی - اسلامی باشد تا نسل جوان و آحاد جامعه درکنار آشنایی با مشاهیر بلند آوازه همچون عطار بر هویت خویش نیز آگاهی دوچندان یابند.

همچنين وي با تاكيد بر لزوم نشر فرهنگ و ادب کهن ایرانی  اذعان داشت:  در روزگاری که نیاز مردم به اندکی معرفت و خودشناسی است برگزاری صرفا یک مراسم برای شناساندن عطار و اشعار وی کافی نیست و لزوم نشر فرهنگ و ادب کهن ایرانی در کنار برگزاری مراسم‌هایی برای بزرگداشت  شعرایی همچون عطار نیشابوری باید در قالب همایش‌های بین‌المللی در طول سال  صورت پذیرد، چراکه عطار یکی از ظرفیت‌های بزرگ نه تنها کشور ما بلکه جهان اسلام است.

در ادامه این مراسم مشاور مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش با بیان این‌که عطار یکی از شخصیت‌های برجسته ادب و فرهنگ ایران اسلامی است گفت: برای شناخت گستره علم ومعرفت این شخصیت شهیر کشورمان باید پيام عطار برای نسل امروز را بررسي كنيم.

دکتر محمود اسعدی ضمن اشاره به همایش‌هایی که با حضور اساتید مطرح عرفان، ادب، فرهنگ و فلسفه با هدف شناخت بیشتر آثار عطار نیشابوری برگزار می‌شود افزود: آثار عطار به‌دلیل غنای ادبی و عرفانی نه تنها از سوی هنرمندان و اهالی فرهنگ کشورمان بلکه خارج از مرزهای ایران و توسط کارگردانان، نویسندگان و هنرمندان دیگر کشورها نیز مورد بهره‌برداری قرار گرفته است.

نگاه فراملی به شعرای بزرگ کشورمان زمینه‌ساز رویدادهای فرهنگی، هنری وگردشگری بسیاری برای جزیره کیش است لذا تلاش می‌کنیم از این ظرفیت‌ها در جزیره کیش استفاده کنیم که ازجمله اقدامات انجام شده در این زمینه راه‌اندازی دفتر موسسه فرهنگی اکو و برگزاری همایش مفاخر وچهره‌های ماندگار جزیره کیش است.

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، چهره ماندگار كشور نیز در آیین گرامیداشت عطار نیشابوری در جزیره کیش با بیان این‌که «هفت شهر عشق» عطار نمادی از جهانی ورای دنیای مادی و جهان پیش روی انسان‌ها است گفت: این شهرها شهر جغرافیایی نیست بلکه وی آفاق یا چشم‌انداز سیر و سلوک عرفا را هفت وادی درون انسان شامل طبع، نفس، روح، عقل ، سِر، خَفی و اَخفا معرفی کرده است...

* گزارش كامل بزرگداشت را در بيشت و ششمين شماره "چهره هاي ماندگار" ببينيد.

دکتر رضا داوری چهره ماندگار فلسفه

ایران پر از مشکل است اما مسئله ندارد. در این کشور کمتر جایی را می توان سراغ گرفت که مشکل و گرفتاری نداشته باشد یا لااقل من هر چه فکر کرده ام جایی و کاری را بی مشکل نیافته ام. ما در سراسر ایران مشکل نان و آب و خاک و هوا و آشفتگی در کارها و راه ها و منزل هاداریم و چون به عمق و ریشه این مشکل ها کمتر توجه می کنیم نمی پرسیم که چگونه می توان و باید آنها را رفع کرد و نمی خواهیم بدانیم که رفع آنها تا چه اندازه دشوار است و احیاناً می پنداریم که رفع مشکل ها در هر شرایطی به آسانی از عهده دولت و حکومت برمی آید (قدرت دولت و حکومت را ناچیز نمی انگارم و معتقدم که اگر حکومت عزم اصلاح داشته باشد و همت صرف آن کند به نتیجه می رسد) ما مسئله نداریم ولی مشکل هایمان فراوان است. هوا و آب و خاک آلوده است. از سلامت غذایی که می خوریم اطمینان نداریم. در خانه ها نمی دانیم چه می گذرد اما وقتی به کوچه می آییم کوچه عبوس است و نشاط ندارد و بیشتر جولانگاه و عرضه آشوب ترافیک است. اگر کار داشته باشیم و به سرکار برویم شاید زحمت بکشیم اما چون نه پیوستگی و همبستگی طولی در نظام اجتماعی وجود دارد و نه پیوستگی عرضی. کارکنان و کارمندان سازمان ها برای کاری که می کنند پرورش نیافته اند و کمتر به کارشان علاقه دارند. غایت کارها هم معلوم نیست و نمی دانند از زحمتی که می کشند چه عاید می شود و اگر چیزی هم عاید بشود چه کسانی از آن بهره می‌برند. همه ما کم و بیش از این که خیلی ها کم کاری می کنند و بیهوده وقت می گذرانند، مکدر و آزرده ایم. اما مشکل در کم کار کردن افراد نیست. مسئولان اداری را هم نمی توان به بی لیاقتی و ناتوانی منسوب کرد. دولت و حکومت و سازمان ها نیز وظایف رسمی و عادی خود را انجام می دهند اما چون سازمان ها و متصدیان امور با هم هماهنگ نیستند و مقصدشان یکی نیست و حتی نمی دانند که فرزندان یک خانه اند و غالباً با خیال بیگانگی، رسم رقابت پیش می گیرند از خدماتشان سودی که باید عاید نمی شود. بچه هایمان که به مدرسه می روند گاهی بیش از پدر و مادرشان باید زحمت بکشند یعنی از صبح تا بعد از ظهر در مدرسه باشند و به خانه هم که می آیند به درس و مشق شب مشغول شوند. کسی نمی داند و نمی پرسد بچه ها چه می خوانند و چرا اینها را می خوانند و این همه زحمت و درس و مشق اجباری برای چیست و بالاخره آیا بعد از دوازده سال درس خواندن چه آشنایی با فرهنگ و تاریخ و ادب کشور خود پیدا می کنند و چه معلومات علمی عایدشان می شود. آیا زبان مادری خود را در حدی که بتوانند چند سطر نامه یا گزارش روشن و درست بنویسند یاد می‌گیرند؟ بعد از اتمام دوره های دبستان و دبیرستان چه می کنند و چه می‌توانند بکنند. آنها که دوره دبیرستان را تمام کرده اند. اگر به دانشگاه نروند چه کنند و اگر بروند هر چه بیاموزند این احتمال وجود دارد که وقتی تحصیلشان تمام شد کار و شغلی پیدا نکنند و خدای نکرده بهترین هایشان راه مهاجرت پیش گیرند. در سال ده ها هزار مدرک دکتری و مهندسی می دهیم ولی نمی دانیم به صاحبان این مدارک چه نیازی داریم. شاید به این خشنودیم که ما به نسبت جمعیت بیشترین تعداد مهندس «تولید» می کنیم و به امان خدا در وادی بیکاری رهایشان می سازیم. ما این همه پزشک و مهندس برای چه می خواهیم و چرا این اندازه نشناختن را احیاناً کمال می دانیم. بیکاری مصیبت بزرگی است که وجود آدمی را تباه می سازد. بیکاران علاوه بر اینکه گرسنه می مانند چه بسا که گرفتار پریشانی و افسردگی و شاید انحراف و کج رفتاری هم بشوند. به مدرسه و دانشگاه و اداره و درمانگاه و بیمارستان هم که برویم، آشوب و پریشانی و نارضایتی و بلاتکلیفی می‌بینیم. گویی هیچ چیز سر جای خود نیست و کمتر به کاری که می کنند علاقه دارند و مسئولیتی احساس می کنند. حکم در باب وضع کلی کشور هم دشوار شده است. صنایع و بانک ها ورشکسته اند. اوضاع اقتصادی به نظر می رسد که از همیشه پریشان تر و آشفته تر باشد. بازار ثبات ندارد و اعتمادی که آن را در سختی ها حفظ می‌کرد از میان رفته است. شأن نظام اداری را باید درست دریافت. چه شده است که حداقل نیمی از کارمندان دولت و شاید دو سوم آنها زائدند و کار به درستی میان کارمندان تقسیم نمی شود؟ بعضی کاری ندارند که انجام دهند و بعضی دیگر زحمت می کشند اما از زحمتشان سودی که باید عاید نمی شود. می گویند کارمندان در ایران....

* خوانش مقاله كامل را در بيست و ششمين شماره چهره هاي ماندگار با ما همراه شويد.

دكتر محسن جهانگيري چهره ماندگار پزشکی و استاد بازنشسته دانشگاه تهران که مدتی در بیمارستان سینای تهران بستری و در کما بود صبح یکشنبه، اول اردیبهشت‌ماه  در نود سالگی از دنیا رفت.

دكتر محسن جهانگیری در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در  ضیاء آباد قزوین به دنیا آمد و پس از یادگیری قرآن و علوم پایه در سنین کودکی، به شوق یادگیری علوم اسلامی رهسپار قم شد. تسلط شگرف دکتر جهانگیری به زبان عربی از یکسو و ریشه‌های دلبستگی اش به عرفان را در همین سال‌ها می‌توان یافت. وی سپس به تهران آمد و پس از گذراندن دوران متوسطه در سال ۱۳۳۳ وارد دانشگاه تهران شد و نزد اساتیدی چون دکتر یحیی مهدوی و پروفسور هانری کربن فلسفه آموخت و در سال ۱۳۵۱ رساله دکترای خود را با عنوان «تطبیق وحدت وجود در تصوف محی‌الدین بن عربی و وحدت جوهر در فلسفه باروخ اسپینوزا» با راهنمایی سید احمد فردید گذراند و از همان سال به تدریس فلسفه غرب در این دانشگاه مشغول شد.

وي  در سال ۱۳۶۸ در دانشگاه تربیت مدرس به عنوان استاد نمونه، در سال ۱۳۷۷ به عنوان پژوهشگر فرهیخته و در سال ۱۳۸۱ به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار شناخته شد.

در حوزه تحقیق فلسفی دکتر جهانگیری برای فارسی زبانانی که به گونه‌ای به عرفان ابن عربی علاقه مند هستند از یکسو و برای کسانی که در زمینه فلسفه‌های جدید به خصوص پایه گذران تفکر جدید یعنی فرانسیس بیکن (۱۵۶۱-۱۶۲۶) و رنه دکارت (۱۵۹۶-۱۶۵۰) پژوهش می‌کنند نامی شناخته شده است. ضمن آن که جهانگیری مهمترین معرف فیلسوفی است که تعبیر هگل درباره اش شنیدنی است: «یا باید اسپینوزایی باشی و یا هرگز فیلسوف نباشی.»

در كنار اينها باید به  تحقیقات وسیع دکتر جهانگیری در زمینه عرفان نظری، فلسفه اسلامی به ویژه اندیشه‌های عرفانی ملاصدرا، طرح پژوهشی عرفان ابن سینا و طرح پژوهشی تاملات فلسفی در اسلام اشاره کرد. برخی آثار ايشان به شرح زیر است:« اسپینوزا: فیلسوفی جاودانه»؛ ترجمۀ «شرح اصول فلسفه دکارت و تفکرات مابعدالطبیعی» و «اخلاق» اثرِ  بندیکت اسپینوزا؛  «احوال و آثار و آراء فرانسیس بیکن»؛ ترجمۀ «کسر اصنام الجاهلیه» اثرِ محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی؛ «محیی الدین ابن عربی چهره برجسته عرفان اسلامی»؛ «رابطه اجتهاد و اخباریگری»؛ «بررسی تمایزهای فقهی زن و مرد»؛ «فلسفه غرب»؛ «عرفان و فلسفه اسلامی». «چهره هاي ماندگار» درگذشت این استاد فرزانه را تسليت مي گويد. روحش شاد و يادش گرامي!

جمشید مشایخی بازیگر پیشکسوت و چهره‌های ماندگار سینما، تئاتر و تلویزیون شامگاه سيزدهم فروردین ماه از دنیا رفت.

جمشيد مشايخي متولد ششم آذرماه ۱۳۱۳ در تهران دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر بود و فعالیت هنری خود را پیش از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۳۶ با بازی در نمایش «وظیفه پزشک» آغاز کرد، با فیلم کوتاه «جلد مار» در سال 1342 مقابل دوربین رفت و دو سال بعد با فیلم «خشت و آینه» وارد سینما شد.

این بازیگر پیشکسوت در بیش از نود فیلم سینمایی و پنجاه سریال بازی کرد. وي در دوران فعالیت هنری خود دو سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را در جشنواره فیلم فجر به ترتیب برای فیلم‌های «کمال‌الملک» و «گل‌های داودی» دریافت کرد. او همچنین جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برای ایفای نقش در فیلم «بانوی من» در هفتمین دوره جشن خانه‌سینما گرفت و نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد در سومین دوره جشن خانه سینما شد و جایزه بهترین بازیگر مرد را برای بازی در فیلم «پدربزرگ» از جشنواره بین‌المللی پیونگ یانگ به دست آورد.

این هنرمند تا به امروز ایفاگر نقش‌های متفاوت و ماندگاری در ژانرهای و سبک‌های مختلفی در سینما و تلویزیون بوده و با کارگردانان برجسته‌ای در طول تاریخ سینما همکاری کرده است. از جمله آثاری که او در آنها ایفای نقش کرده است، می‌توان به بازی در فیلم‌های «گاو»، «قیصر»، «شازده احتجاب»، «سوته‌دلان»، «خانه عنکبوت»، «کمال‌الملک»، «گل‌های داودی»، «آوار»، «پدربزرگ»، «طلسم»، «سرب»، «روز واقعه»، «خانه روی آب»، «یک بوس کوچولو»، «جرم» و «سیزده ۵۹» و مجموعه‌های «هزاردستان»، «داستان‌های مولوی»، «سلطان صاحبقران»، «امام علی (ع)»، «پهلوانان نمی‌میرند» و «ستایش» اشاره کرد.

وي در حوزه تئاتر هم فعالیت‌های مؤثری داشته و برای اولین بار در سال ۱۳۳۹ در تله تئاتر «بعد از سی سال» به کارگردانی علی نصیریان بازی کرد و در فاصله این سال‌ها تا ۱۳۵۲ در حدود ده تله تئاتر حضور داشت و با هنرمندانی چون علی نصیریان، عباس جوانمرد و رکن الدین خسروی همکاری کرد. « چهره هاي ماندگار» درگذشت ايشان را تسليت عرض مي كند. يادش گرامي و روحش شاد!

 

دکتر غلامرضا اعوانی چهره ماندگار فلسفه

|

در بحث از ارتباط میان تصوف و فلسفۀ اسلامی، نخست لازم است که تعریفی از این دو واژه به دست دهیم. تصوف که همان عرفان اسلامی است، به معنای رسم سیر و سلوک و وصول به حق، و معرفت به او بر اثر اتّباع رسول و بر طبق طریق و سنت فقر محمدی است و مراد از فلسفه نه فقط فلسفۀ استدلالی مشّائی، بلکه همۀ مشارب عقلی است که در درون فرهنگ اسلامی کوشیده‌اند تا با استفاده از نیروی عقل به حقیقت اشیاء، و بالأخره به علم مبدأ دست یابند. بنابراین، فلسفه در اینجا مترادف با حکمت به کار می‌رود که شامل دو نوع حکمت بحثی و ذوقی است (نصر، 46). به این ترتیب، عرفان، چنان‌که از نام آن پیدا ست، راه معرفت است که با راه محبت و مخافت در درون ساختار وحی اسلامی ارتباط دارد و از این‌رو، در تفکر اسلامی پیوند محکمی با فلسفه و حکمت داشته است، چندان‌که مخالفت بعضی از صوفیان و متکلمان با فلسفه نیز از استواری پیوند میان آن دو نکاسته است (همو، مقدمه I/367)

در جهان اسلام، حکمت و عرفان هر دو با باطن وحی ارتباط دارند. از یک سو قرآن انسان را به اندیشه، نظر، تعقل و تدبر در حقیقتِ خود و عالم ترغیب می‌کند و گاهی برای اثبات مقصد، حجت و برهان می‌آورد، و از سوی دیگر، هم انسان را به حصول معرفت یقینی از علم‌الیقین، عین‌الیقین، و حق‌الیقین ترغیب می‌کند و هم او را به وصول به حقایق و شهودِ آنها از طریق طی اطوار ولایت راه می‌نماید. با توجه به اینکه این دو مشرب در ذاتِ خود تعارض و تناقضی ندارند، این امر موجب شده است که در طول تاریخ اندیشۀ اسلامی، حقایق عرفانی هرچه بیشتر با حکمت اسلامی پیوند یابد. در قرآن مجید، آیات فراوانی در ستایش عقل وجود دارد و مطلقاً هیچ آیه‌ای را نمی‌توان یافت که در مذمت و نکوهشِ عقل باشد، ولی شگفت آن است که در فرهنگ اسلامی گرایشهای عقل‌ستیز در میان برخی از عارفان، شاعران و متکلمان فراوان به چشم می‌خورد. اکنون پرسش این است که با توجه بر تأکید قرآن بر تعقل و خردورزی، این خردستیزی در عالم اسلامی از کجا نشئت گرفته است....

* مقاله كامل در بيست و ششمين شماره «چهره هاي ماندگار» درج شده است.

تاثیر مثبت نقد در جایی است که نقد عالمانه و توأمان با رعایت ادب باشد. دکتر سید جواد طباطبایی هرگاه اراده نقد یک اثر علمی را می کند، خود را ملزم به رعایت این دو شرط وجدانی نمی کند.

متن زیر یادداشتی از حجت الاسلام داود مهدوی زادگان در مورد مقام علمی کریم مجتهدی و پاسخ به مسائلی است که سیدجواد طباطبایی در مورد او و ترجمه‌هایش ایراد داشته است.

دانش و وارستگی، دو خصلت مورد انتظار از هر استادی است. به گمانم استاد تمام کسی است که این هر دو خصلت را به احسن وجه در خود بار آورده است و از آن بالاتر، استادی است که خصلت اخلاقیش از وجه دانشی او سبقت گیرد. چنین حالتی به دلایل مختلف، کم اتفاق می‌افتد. اگر بخواهم به نمونه‌ای از این مورد نادر مثال بزنم؛ می‌توانم از دکتر کریم مجتهدی یاد کنم. منصفان از اهل نظر تردیدی در استادی ایشان به ویژه در فلسفه غرب ندارند. خود من هم گرچه توفیق تلمّذ از محضر درس ایشان را پیدا نکردم، ولی هر از گاهی که توفیق دیدار با ایشان را پیدا کردم، بهره‌های علمی نصیبم شده است و ایشان را در جایگاه اندیشمند واقعی یافتم.

شاید مهم‌ترین دلیل برای این ادعا آن باشد که مجالست با چنین شخصیتی موجب افزایش شوق علمی می‌شود. حس ارج نهادن به دانش و شوق علم آموزی همواره از مجالست با اندیشمند و عالم واقعی در ما پدید می‌آید. آنچنان که در هر بار مصاحبت با دکتر کریم مجتهدی، این حس و شوق را در خود احساس می‌کنم. ویژگی دیگر مصاحبت با دکتر مجتهدی آن است که نباید هیچ سخنی غیر از طرح یک بحث علمی به میان آورید. فضای گفت و گو آنقدر سنگین است که مجالی جز طرح مسایل علمی پیدا نمی‌کنید و این خود بیان گر آن است که نزد دکتر مجتهدی هیچ چیزی بالاتر و ارزشمند تر از طرح و بحث علمی نیست.

با وصف این، من فضیلت دکتر مجتهدی را در چیزی بالاتر از وجاهت علمی ایشان می دانم و آن، سبقت وارستگی و فروتنی از شخصیت علمی ایشان است. اول چیزی که در هر بار دیدار با ایشان، قبل از مراتب دانایی برای من جلوه می‌کند، تواضع و فروتنی ایشان است. این امر، بیانگر آن است که دکتر مجتهدی از همان آغاز کار تنها به اجتهاد در کسب دانایی مشغول نبوده است و تخلق به اخلاق فاضله را از نظر دور نداشته است. گمان می‌کنم، همین فروتنی و تواضع است که ایشان را همواره مشتاق به دانستن کرده است.

کمتر دیداری بوده است که ایشان را مشتاق به دانستن نبینم. خیلی وقت‌ها شده که از من درباره مسایل علمی و آداب و رسوم حوزه و برخی از عالمان دینی سوال می‌کردند. در حالی که خود ایشان از وضع و حال حوزه بی اطلاع نیستند. دکتر مجتهدی کمترین تعلق خاطر به امورات دنیوی را دارند. بارها ایشان را کنار خیابان، در کمال آرامش و وارستگی، منتظر تاکسی یا اتوبوس شرکت واحد دیده ام. آنچه که برای ایشان مهم است، داشتن وقت بسیار برای نوشتن اندوخته‌های خود است. به همین خاطر است که اصلاً مایل به ورود در غوغاسالاری ها و حاشیه سازی های رسانه‌ای نیست.

حضور چنین استادی با این خصوصیات در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، بویژه برای اعضای علمی آنجا، بسیار مغتنم است. جا دارد از آقای دکتر مهدی گلشنی، ریاست اسبق پژوهشگاه که زمینه این حضور را فراهم کردند، سپاسگزاری کنیم. کمترین خدمتی که پژوهشگاه می‌تواند برای دکتر مجتهدی انجام دهد، فراهم آوردن شرایطی برای نوشتن و انتشار آثار ایشان است. حالا اگر معدود افرادی این خدمت ناچیز به اندیشمندان فرهیخته و وارسته را بر نمی‌تابند، مشکل خودشان است. اینگونه تنگ نظری‌ها و بر نتافتن ها از ادب و اخلاق علمی فرسنگ‌ها فاصله دارد و مسلماً جامعه علمی اخلاق گرا این مرز و بوم با آن کنار نمی‌آید.

گمان ندارم اندیشمند وارسته ای مانند دکتر مجتهدی با نقد آثارش مخالف باشد. چون می‌دانند که نقد اثر علمی در پیشرفت دانش تاثیر گذار است. اما تاثیر مثبت نقد در جایی است که نقد اولاً عالمانه باشد و ثانیاً توأمان با رعایت ادب باشد. متاسفانه هر از گاهی که جناب دکتر سید جواد طباطبایی اراده نقد یک اثر علمی را می‌کند، کمتر دیده شده که خود را ملزم به رعایت این دو شرط وجدانی کند. جدیدترین نمونه آن یادداشت کم مایه اما فضل فروشانه ایشان در شماره اخیر سیاستنامه (ش ۱۱ / اسفند ۹۷) است.

ایشان در مقام نقد مترجمان ایرانی فلسفه سیاسی غرب، بویژه مترجمین آثار هگل، با لسانی متفرعنانه و خود شیفته همه را از دم تیغ گذرانده است و طلیعه بحث را هم از جناب دکتر مجتهدی آغاز کرده است. این در حالی است که دکتر مجتهدی مترجم کتاب نبوده است. نمی‌خواهم بگویم که یادداشت طباطبایی عاری از نکته علمی است ولی می‌توانم بگویم که عاری از رعایت ادب نقد علمی است. تعابیر بعضاً زننده‌ای که در این یادداشت دیده می‌شود از ایشان بسیار بعید است. متن وی چنین تداعی می‌کند که گویی آدم غرب شناس و هگل دان فقط خود ایشان است و بس. خُب، چرا دیگران حق نداشته باشند که همین برداشت را نسبت به او داشته باشند. چنان که حرف خیلی از کسانی که مورد عتاب وی قرار گرفته اند، این است که سید جواد طباطبایی سخن ما را نفهمیده است. فرضاً هم می فهمد ولی چرا باید این فهم را به زبان توهین آغشته کرد. مگر نه این است که «آنچه را که برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران مپسند»

نگارنده قطعاً با دیدگاه بسیاری از مترجمین مورد عتاب سید جواد طباطبایی همسویی ندارم ولی گمان می‌کنم، لا اقل، از جهت اینکه ما از طریق کار ترجمه آنان با اندیشه فیلسوفان غربی آشنا می شویم، محترم هستند. فرض کنید همه این ترجمه‌ها کنار گذاشته شود و گویی هیچ کس نیست که مشغول کار ترجمه باشد. آن وقت ما می‌مانیم و جناب سید جواد طباطبایی؛ آیا ایشان به تنهایی قادر است که بار یکصد ساله ترجمه مترجمان ایرانی را بدوش کشد! پس هر قدر هم که نقص‌ها و ضعف‌های مترجمین ایرانی را درست فهمیده باشیم؛ قدری هم در بیان آن، افتادگی باید کرد. از این گذشته، مگر این هگل کیست که جناب طباطبایی گمان کرده است که فقط اوست که هگل را می‌شناسد و کسی جز وی حق تفسیر هگل را ندارد. آیا هگل این حق را به طباطبایی داده است. هگل سالیان دراز است که مرده است.

نکته آخر اینکه سید جواد طباطبایی بر پژوهشگاه علوم انسانی نسبت به چاپ مکرر آثار این استاد فرهیخته خرده گرفته است. اگر این خرده گیری نامربوط ِ غیر اخلاقی درست است؛ خوب است ایشان به خوانندگان پاسخ دهد که چرا یک تراست رسانه‌ای با صبغه اقتدارگرایی مطلق حامی نشر اندیشه‌های ایشان شده است؟ چه قرابت فکری بین ایشان و تراست اقتدارگرا وجود دارد؟ چرا باید یادداشت طباطبایی پشت عکس رهبر فاشیسم اروپایی – تصویر هیتلر در روی جلد سیاستنامه – منتشر شود؟

 

«برخاكيان جمال بهاران خجسته است

بر ماهيان تپيدن دريا مبارك است»

در آستانه سال نو، بيست و پنجمين شماره «چهره هاي ماندگار» منتشر شد. «چهره هاي ماندگار» آرزوي سالي سرشار از شادي و سلامت براي شما همراهان گرانقدر دارد.

هر روزتان نوروز ، نورزوتان پيروز

* آخرين مقاله استاد زمرشيدى است كه پيش از وفات به دفتر مجله ارسال شده بود در بيست و چنجمين شماره مجله درج شده است .
 با آرزوى غفران براى آن مرحوم و صبر و اجر براى خانواده محترم ايشان از نظرتان....

گزارش نشست چهر ههای ماندگار در هتل استقلال
نشست مشورتى بيش از چهل چهره ماندگار ايران در هتل استقلال تهران برپا شد. اين جلسه با شركت استادان دكترغلامرضا اعوانى، دكترغلامحسينابراهيمى دينانى، دكترعلى اكبر موسوى موحدى، دكتريوسف ثبوتى، دكترمحمد دبيرمقدم، دكترشهربانو عريان، دكترشكوه نوابى نژاد، استاد محمدحسينحليمى، استاد محمد سلحشور، استاد عباس اخوين، دكتر غلامعلى افروز، دكتر رضا شعبانى، دكتر على رواقى، دكتر پرويز جبه دار مارالانى، دكتر سعيدسهراب پور، دكتر سيدمحمدرضا هاشمى گلپايگانى،دكترسيدعليرضامرندى، استاد سيد على موسوى گرمارودى، دكتر محمدحسن تبرائيان، دكتر علىاشرف صادقى، دكتر مهدى بهزاد، دكتر سيدعبادالله محموديان، دكتر عليرضا مدقالچى، دكتر اميدعلى شهنى كرمزاده، دكتر محمدقلى نادعليان، دكترحسنتاجبخش، دكتر على اكبر فرهنگى،دكتر حسن ظهور، دكتر سيدمحمد بلورچيان، دكترمجتبى شمس ىپور، دكتر هاشم رفيع ىتبار، دكتر جواد صالحى،استادنصرالله افجه اى، دكتر احمد مجد، دكتر عباس شريفى طهرانى، استاد سيدعبدالمجيد كيانى، دكتر على درويش زاده، دكتر پورحسين و دكتر اسعدى برگزار گزارش گرديد.

* اهم مطالب اين نشست را در بيست و پنجمين شماره چهره هاي ماندگار دنبال كنيد

گزارش نشست چهر ههای ماندگار در هتل استقلال
نشست مشورتى بيش از چهل چهره ماندگار ايران در هتل استقلال تهران برپا شد. اين جلسه با شركت استادان دكترغلامرضا اعوانى، دكترغلامحسينابراهيمى دينانى، دكترعلى اكبر موسوى موحدى، دكتريوسف ثبوتى، دكترمحمد دبيرمقدم، دكترشهربانو عريان، دكترشكوه نوابى نژاد، استاد محمدحسينحليمى، استاد محمد سلحشور، استاد عباس اخوين، دكتر غلامعلى افروز، دكتر رضا شعبانى، دكتر على رواقى، دكتر پرويز جبه دار مارالانى، دكتر سعيدسهراب پور، دكتر سيدمحمدرضا هاشمى گلپايگانى،دكترسيدعليرضامرندى، استاد سيد على موسوى گرمارودى، دكتر محمدحسن تبرائيان، دكتر علىاشرف صادقى، دكتر مهدى بهزاد، دكتر سيدعبادالله محموديان، دكتر عليرضا مدقالچى، دكتر اميدعلى شهنى كرمزاده، دكتر محمدقلى نادعليان، دكترحسنتاجبخش، دكتر على اكبر فرهنگى،دكتر حسن ظهور، دكتر سيدمحمد بلورچيان، دكترمجتبى شمس ىپور، دكتر هاشم رفيع ىتبار، دكتر جواد صالحى،استادنصرالله افجه اى، دكتر احمد مجد، دكتر عباس شريفى طهرانى، استاد سيدعبدالمجيد كيانى، دكتر على درويش زاده، دكتر پورحسين و دكتر اسعدى برگزار گزارش گرديد.

* اهم مطالب اين نشست را در بيست و پنجمين شماره چهره هاي ماندگار دنبال كنيد

به منظور تقدیر از دانشجویان دکتری رشته فلسفه، با مشاوره و هم‌فکری، اشراف و حمایت مادی و معنوی دکتر رضا داوری اردکانی، پنجمین دوره‌ جایزه‌ «دکتر رضا داوری‌ اردکانی» را برگزار می‌کند.

دانشجویان دوره دکتری رشته فلسفه با گرایش‌های مختلف که در سال ۹۷ از پایان‌نامه‌ خود دفاع کرده‌اند می‌توانند پایان‌نامه‌های خود را حداکثر تا پانزدهم اردیبهشت ۹۸ به دبیرخانه این جایزه به نشانی خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ سوم، پلاک ۸، کدپستی ۱۵۱۳۶۴۸۳۱۳ ارسال کنند.

هیأت داوران این جایزه را دکتر رضا داوری اردکانی، دکتر پرویز ضیاء‌شهابی، دکتر شهرام پازوکی، دکتر سیدحمید طالب‌زاده، دکتر جواد صافیان و دکتر علی‌اصغر مصلح تشکیل می‌دهند.

مراسم اهدای چهارمین و پنجمین دوره این جایزه در تیرماه ۹۸ برگزار می‌شود.

 "مجید کیانی، که یک دوره کامل این ردیف را نزد نورعلی برومند و داریوش صفوت آموخته است، پس از سال‌ها ممارست آن ‌را براساس تکنیک و شیوه مضراب‌گذاری حبیب سماعی برای سنتور تنظیم، و اجرای صوتی خود ‌را در سال 1367 منتشر کرده که سال‌ها به‌ عنوان مرجع درس ردیف در مراکز دانشگاهی موسیقی ایران مورد استفاده قرار گرفته است. آوانگار در کتاب حاضر اجرای مجید کیانی را به خط نت برگردانده است به ‌قسمی که آوانگاری، ضمن تدقیق و ثبت جزییات ملودیک، با  تمهیداتی، جنبه کاربردی خود را نیز حفظ کند. اکنون چاپ دوم کتاب همراه با نت‌نویسی کامپیوتری و صفحه‌بندی مجدد و لحاظ ‌کردن موارد دیگر در آوانگاری‌ ارائه شده است".

دومین نشست مشورتی چهر ههای ماندگاربا شرکت استادان رشته هایعلوم انسانی، فنیو مهندسی و علومپایه، اسفند ماه درمجتمع فرهنگیملاصدرا برگزار گردید .

"چهره های ماندگار" ماهنامه ای دیداری و شنیداری است که به طور ویژه به نخبگان و نام آوران عرصه دانش و فرهنگ می پردازد. به گونه ای که مبنای اصلی اش دیدار، گفت و شنود، مناظره و گپ و گفت با اهالی فرهنگ و اندیشه است.

علاقه مندان می توانند برای تهیه تمامی شماره های چاپ شدۀ ماهنامه "چهره های ماندگار "با شماره 88477191 در تماس باشید.

دکتر آذرتاش آذرنوش چهره ماندگار ادبیات عرب

متن زیر گفتاری از دکتر آذرتاش آذرنوش در مورد نکات ادبی و تاریخی ترجمۀ قرآن به زبان فارسی است که از نظر می گذرد:

حدود ۸۵۰ ترجمۀ فارسی از قرآن وجود دارد، ایرانیها گام بسیار عظیمی در ترجمه و فهم متون دینی برداشته‌اند. اما دغدغۀ بسیار اساسی وجود دارد و آن اینکه متون دینی و مذهبی را چگونه باید ترجمه کرد؟ آیا این متون قابل ترجمه هستند؟ این مسئله برای اروپاییان از این جهت اهمیت فراوان دارد که کتاب دینی آنها که همان تورات و انجیل است در اثر ترجمه­های گوناگون از یونانی، عبری و آرامی به دست آنها رسیده است. در مورد شیوه‌های ترجمه در اروپا از حدود شصت سال پیش  گام بسیار بزرگی برای فهم متون دینی و ترجمۀ آن به زبانهای دیگر  برداشته شد و این موضوع همچنان زنده است.

ما می‌توانیم برای بیان دغدغه‌ها و دشواریهای ترجمه اقدام کنیم. وقتی از ترجمه‌های قرآن به زبان فارسی صحبت می‌کنیم همانقدر اهمیت دارد که دربارۀ ترجمۀ آن به زبانهای دیگر صحبت می‌کنیم، هرچند که از نظر تکنیک تفاوتهایی دارد اما از نظر کاربردی اهمیت دارد.

نکتۀ قابل ذکر این است که ما ایرانیها در چه زمانی قرآن را به زبان فارسی ترجمه کردیم؟ اولین ترجمه‌ای که از قرآن داریم مربوط به زمان منصور بن نوح سامانی در حدود سال ۳۶۰ است که با ترجمۀ تفسیر طبری متن قرآن موجود در آن را هم به فارسی ترجمه کردند که  این رویداد در تاریخ ادبیات فارسی بسیار اهمیت دارد. ممکن است سؤالی پیش بیاید که چرا قرآن زودتر از این زمان ترجمه نشد؟ این سؤال بسیار مهم است

داستانی وجود دارد که هنگامی که سلمان فارسی در مدینه بود از مردم فارس نامه‌ای دریافت می‌کند که ای سلمان ما برای خواندن و فهم سورۀ فاتحة الکتاب در نمازهای خود به ترجمۀ آن نیاز داریم. سلمان نیز متن این سوره را ترجمه می‌کند و پیامبر نیز آن را تأیید می‌کند. اما مسأله­ای که وجود دارد این است که در آن زمان هنوز ایرانیها مسلمان نشده بودند، پس این حقیقت تاریخی آن روایت تاریخی را نقض می­کند. برخی اندیشمندان در پاسخ به این نقیضه معتقدند...

*با ما در خوانش بیست و چهارمین شماره ماهنامه چهره های ماندگار همراه شوید