نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید

88477191

استاد احمد بیرشک، دانشمند تاریخ علم، شخصیتی شناخته شده و شاخص در جهان دانش بود که خدمات شایسته ایشان در تعلیم و تربیت کشور فراموش ناشدنی است. ضمن بزرگداشت یاد و نام آن مرحوم، گفتگویمان را با ایشان -که چندی پیش انجام شده -در بیست و دومین شماره چهره های ماندگار درج کرده ایم.

آن روز سرحال و شاداب و قبراق بود صحبت کوتاه اما جذابی هم در سومین همایش چهره های ماندگارکرد. از اینکه کنار برخی دانشمندان و نویسندگان کشور تجلیل می شد خردسند بود پزشک و مهندس و ادیب و هنرمند برای نخستین بار جمع بودند. می گفت ملاک اصلی ماندگاری آدم ها خدمت به مردم است. نکته ای که او خود مصداق واقعی اش بود. نوشته زیر در پاسخ به پرسشهای من در ماهنامه چهره های ماندگار است که پیش از برگزیده شدن فرزند هنرمند ایشان استاد مجید انتظامی بعنوان چهره ماندگار ارائه شده است.البته آرزوی او مدتی بعد با رای شورای هنری همایش چهره های ماندگار برآورده شد و پدر و پسر در مراسم هم را در آغوش گرفتند. خدایش بیامرزد.

*همایش چهره های ماندگار پس از هشت دوره برگزاری توانسته به اهداف خود دست یابد؟به عبارت دیگرآیا کار مفید و موثری بوده و توانسته در اعتلای فرهنگ و هنر مملکت با معرفی نخبگان هنری و علمی به مردم و جامعه مثمرثمر باشد؟

 همایش چهره های ماندگار کار بسیاربسیار عالی، قشنگ و تاثیرگذاری است چون افرادی مثل مرحوم سیدحسینی را که مترجم فوق العاده ای بوده و در آپارتمانی در گوشه ای از این شهر زندگی می کرده و کسی هم او را نمی شناخته، پیدا و به مردم معرفی می کند  و یا هنرمندان و استادان دیگری که خدمات زیادی برای مردم و کشور انجام داده اند اما کسی از آنها خبر ندارد. خب این کار فوق العاده خوبی است دیگر.

*در صورت تداوم این جریان علمی-فرهنگی، چه پیشنهادی برای برگزاری بهتر این همایش دارید؟

من با این کار موافقم و به نظرم کار بسیار درخشانی است که در تلویزیون انجام شده و امیدوارم هر سال موفق تر از سال قبل باشد اما چون چند سالی است که به دلیل پادرد و بیماری ام نتوانستم در مراسم آن شرکت کنم، نمی توانم بگویم  پس از هفت دوره برگزاری رشد مثبت داشته  و به اهداف متعالی خود رسیده یا این که بعکس رشد منفی داشته و از تاثیرگذاری آن کم شده است. اما حتما موفق بوده و به اهداف خود رسیده که آن را ادامه می دهند و چرا ادامه ندهند !کار به این قشنگی را که نخبگان ساعی و فرهیختگن زحمتکش و گاهی هم ناشناخته و گمنام را پیدا می کند و در مراسمی باشکوه از آنها تجلیل کرده  آنها را به مردم و جامعه معرفی می کند کار بسیار با ارزشی است بویژه برای جوان ها خوب است چون این سوال در ذهنشان ایجاد می شود که چرا فلانی چهره ماندگار شده و این خود سرآغاز فعالیت مبارک آنها خواهد بود....

*متن کامل گفتگو در بیست و دومین شماره چهره های ماندگاردرج شده است.

بررسی مجموعه داستان “ابر می بارد و بارانه نه”

استاد عبدالعلی دستغیب-چهره ماندگار نقد ادبی

نوشتن رویدادهای صحنه نبرد برای نویسنده­ای که عناصر اصلی هنر حماسی را دست‌کم می‌گیرد، همچون راه رفتن بر لبه تیغ است. به همین دلیل نویسندگان ما هنوز در این زمینه  توفیق چشمگیری به دست نیاورده‌اند. نبرد طولانی و سنگین هشت سال دفاع مقدس برای داستان نویسان ما وضعی به­وجود آورد که پیش از سال 1359 ناشناخته بود، زیرا موقعیت تازه، صحنه‌آرایی و صناعتی می‌طلبید که نویسندگان معاصر ما در سده اخیر با آن ناآشنا بودند. سالیان درازی در ایران جز منازعه‌های کم‌دوام محلی و درگیری‌های مختصر و دو-سه روزه ارتش با قوای متفقین در مرزهای شمال و جنوب کشور، در این حوالی نبردی در کار نبوده است. ازاین‌رو نویسندگان ما در این زمینه نه تجربه‌ای داشتند و نه به آن می‌پرداختند. راه ممکن برای تصویر رویدادهای نبرد، یعنی شیوه‌های حماسی، نمایشی و طنز؛ اسعدی نخستین مجموعه داستان خود را با شیوه نخست برگزیده است، یعنی خواسته تا نبرد آزمایی رزمندگان را در رویارویی با دشمن نشان دهد.

بیش از هر چیز باید گفت،جنگ، جنگ است و معیارهای اخلاقی دیگری دارد  و در این زمینه سخن از آدمکشی نباید به میان آورد. جنگی درگرفته و مهاجمان به سرزمین ما حمله آورده­اند. در اینجا فضایا با آتش و پولاد فیصله می‌پذیرد و تعارف هم برنمی‌دارد. رزم‌آور باید بکشد یا کشته شود. راه سومی وجود ندارد، مگر اینکه سران جنگ در زمینهٔ توقف نبرد به مصالحه برسند. در هنر حماسی، عنصر اصلی "جدال" است. باکسی که آمده دست رزم‌آور را ببندد و مصالحه نمی‌شناسد و می‌گوید یا ناچار است بگوید مرغ یک‌پا دارد، جز به شیوه رستم پاسخ نمی‌توان داد. اسفندیار در برابر مصالحه جویی رستم که در آشتی می‌کوبد:« زیرا در این زمینه هماوردِ رزم، خانگی است»، هیچ کوتاه نمی‌آید و لجوجانه می‌گوید: «جز از بند یا جنگ چیزی مگوی». محمود اسعدی نثر روانی دارد، روشن می نویسد و با این همه مسامحات لفظی نیز در نوشته او کم نیست. از اسعدی چند داستان به نسبت خوب هم در کیهان فرهنگی چاپ‌شده است که البته عیب‌هایی هم دارد.

داستان "ناشناس" از این مجموعه فضایی وهم‌آمیز دارد. قصه آن بیان‌کننده حدیث تنهایی است؛ جسی شخصی است که در جامعه پرازدحام جدید دچار سرگردانی شده و با هیچ‌کس الفتی ندارد. پس برای پر کردن خلا وجودی خود به ماشین دل می‌بندد. او به‌قصد گرفتن پول سفر نمی‌کند. مقصد او پیدا کردن اتومبیل تویوتایی مثل اتومبیل خودش است. ازنظر مادی احساس بی‌نیازی می‌کند، نیاز به هم‌سخن دارد و همین‌که به آسودگی خاطر می‌رسد و همراهانش را وامی‌گذارد و به راه خود می‌رود.

قصه"ابر می‌بارد و باران نه" رمزی است وگرچه روابط رویدادها چندان روشن نیست، شاعرانه نوشته‌شده است. اسعدی در این قصه مقاطعی از رویدادها را به زبان کنایی توصیف می‌کند. گزارش غیرمستقیم است و به همین  دلیل تأثیرش زیادتر است.

قصه "هزاروش" همان‌طور که نامش نشان می‌دهد، باید رمزیابی شود. این قصه  به زبانی نوشته‌شده است و باید به زبان دیگری خوانده شود. "حلقه ماه" از بهترین قصه‌های محمود اسعدی است. رویدادهای آن در حوالی "قرقان تپه" تاجیکستان می‌گذرد. در سال 1371 این کشور دچار جنگ داخلی شد که ماه‌ها به طول انجامید. داستان بر زمینه این جنگ قرار داده‌شده است. اشخاص داستانی این قصه دو نفرند. داستان با گفت‌وگوی این دو نفر پیش می‌رود. در طول جاده این دو نفر پیش می‌روند، شش مرد مسلح به آن‌ها نزدیک می‌شوند. مردی می‌گوید من دشتی هستم  و این زن-حلقه ماه- همسر من است. در ضمن گفت‌وگو، صدای شلیک هم به گوش می‌رسد. در این قصه، وصف و حرکت باهم درآمیخته و از نوع قصه‌های تجربی همینگوی است. لحظه‌های آرام و تند به‌ضرورت ضرباهنگ داستان تند یا آرام وصف می‌شود. موضوع آن به تعبیر قدیمی "فرج بعد شدت" است و سیر حوادث نشان می‌دهد که اشخاص نیک‌سیرت همیشه از پای در‌نمی‌آیند و برای آن‌ها گشایشی هست. قصه با ایجاز و به‌طور مؤثری ساخته‌شده است.

 دکتر محسن جهانگیری

در نگاه ابن عربی انسانیت حقیقتی واحد جامع مرد و زن است. مردان و زنان در اصل انسان بودن با هم اتحاد و اشتراک دارند و اختلاف و افتراقشان تنها در امری عارضی یعنی جنسیت است. ذکورت و انوثت امری عارضی است و داخل در اصل و جوهره انسانیت نیست. بنابراین مرد را در انسان بودن درجه ای و مزیتی بر زن نیست. هر کمالی که ممکن است مرد بدان برسد زن نیز می تواند بدان نائل آید. لذا او با استناد به آیات و روایات اسلامی تاکید می کند که زنان شایستگی رسیدن به تمام مراتب و کمالات روحی و معنوی از جمله مرتبه  عظمای ولایت نبوت-البته نبوت عامله یا نبوت تشریع و حتی قطبیت را دارد. برخی از نویسندگان نظر عرفانی ابن عربی در خصوص بانوان را که برگرفته از فرهنگ دینی مسلمانان است با فمینیسم غربی که نظریه برابری حقوق زنان  با مردان در تمامی امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است با هم در می آمیزند، و احیانا ابن عربی را که از اعاظم اولیا و افاضل فقهای اسلام است فمینیست قلمداد می کنند که به عقیده من خلاف واقع است.

اگر کسی به تعریف ولی، نبی و قطب در عرفان ابن عربی واقف باشد متوجه می شود که او برای مقام زن چه مقام والای معنوی قائل است. من برای نمونه فقط تعریف قطب را می آورم که  او در رساله "نزل القطب و مقامه و حاله" ذکر کرده است: قطب مرکز دایره هستی و محیط آن است. آینه حق و مدار عالم است(رسایل ابن عربی، ج 2) در آینده خواهیم گفت که ابن عربی به تساوی زن و مرد بسنده نمی کند بلکه احیانا زنان را بر مردان برتری می دهد....

 

*دیدگاه ابن عربی درباره زن تحت عنوان مقاله ای به قلم دکتر محسن جهانگیری  در بیست و دومین شماره "چهره های ماندگار" درج شده است

استادمحمدعلی کشاورز-چهره ماندگار سینما و نمایش

برگزاری همایش چهره‌های ماندگار بنظرم کار بسیار خوب و جالبی است البته شاید وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا وزارت علوم بود اما به هر ترتیب  و خوشبختانه تلویزیون آن را انجام داد.

افراد انتخاب شده غیر از من همه شاخص و برای مملکت کار کرده و مراسم هم بسیار خوب برگزار شد.

این کار نتیجه زحمت آقایان لاریجانی است.  فکر و ایده  وشروعش توسط آقای محمود اسعدی و در دوره آقای لاریجانی بود و در دوره آقای ضرغامی ادامه پیدا کرد.

این مراسم تجلیل و قدردانی پاداش کسانی است که یک عمر بدون هیچ چشم داشتی برای اعتلای دانش و فرهنگ و هنر مملکت تلاش کردند و زحمت کشیدند.

فکر می کنم یکی از برنامه های خوب تلویزیون و بلکه بهترین برنامه آن همین همایش چهره‌های ماندگار بود و امیدوارم هر سال به همان خوبی سال های گذشته  برگزار شود. هر چند متاسفانه الان هنر یک شغل شده و از حالت هنر درآمده  اما تا اینجا کسانی که انتخاب شدند خوب بود.

این مراسم تنها جایی بود که به نحو احسن از کسانی که واقعا شایستگی داشتند به شکل باشکوهی قدردانی شد.

این کار بزرگ فرهنگی است که باید سعی کنند آن را به دور از مسائل سیاسی و حاشیه ای برگزار کنند.

همچنان مثل گذشته کار کنند چون کسانی که تا به حال انتخاب شدند جزو چهره‌های ماندگار ایران زمین بودند.

دیگر این که این کار را جدی تر بگیرند تا متعاقب آن مردم و به خصوص جوان ها بیشتر تلاش کنند. جوان ها با دیدن چنین برنامه ها و قدردانی هایی تشویق می شوند که  بیشتر تلاش کنند و به نوعی درس و عبرت می گیرند. نتیجه و اثرگذاری این کار پنجاه سال دیگر مشخص می شود وقتی جوان های امروز با تاثیرپذیری و تاسی از این برنامه درخشیدند و سطح دانش و فرهنگ جامعه را بالا بردند.

بنظرم در مورد خانم های سرزمین ما کم لطفی می کنند چون بیشتر انتخاب ها مربوط به آقایان است در حالی که خانم های زیادی داریم که مستحق انتخاب شدن هستند.

خانم ها پس از انقلاب در زمینه های مختلف عملی و فرهنگی پیشرفت زیادی کردند و حتی در برخی موارد جهش و پیشرفت بیشتری نسبت به آقایان داشتند و دارند. بنظر من می شود فرضا چهره‌های ماندگار مادر انتخاب کرد. البته نه در حوزه سینما بلکه به طور کل و در سطح جامعه عرض می کنم.......

*سخنان استاد محمدعلی کشاورز درباره همایش "چهره های ماندگار" در بیست و دومین شماره چهره های ماندگار منتشر شد

در نگاه ابن عربی انسانیت حقیقتی واحد جامع مرد و زن است. مردان و زنان در اصل انسان بودن با هم اتحاد و اشتراک دارند و اختلاف و افتراقشان تنها در امری عارضی یعنی جنسیت است. ذکورت و انوثت امری عارضی است و داخل در اصل و جوهره انسانیت نیست. بنابراین مرد را در انسان بودن درجه ای و مزیتی بر زن نیست. هر کمالی که ممکن است مرد بدان برسد زن نیز می تواند بدان نائل آید. لذا او با استناد به آیات و روایات اسلامی تاکید می کند که زنان شایستگی رسیدن به تمام مراتب و کمالات روحی و معنوی از جمله مرتبه  عظمای ولایت نبوت-البته نبوت عامله یا نبوت تشریع و حتی قطبیت را دارد. برخی از نویسندگان نظر عرفانی ابن عربی در خصوص بانوان را که برگرفته از فرهنگ دینی مسلمانان است با فمینیسم غربی که نظریه برابری حقوق زنان  با مردان در تمامی امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است با هم در می آمیزند، و احیانا ابن عربی را که از اعاظم اولیا و افاضل فقهای اسلام است فمینیست قلمداد می کنند که به عقیده من خلاف واقع است....

 

*این مقاله نوشته دکتر محسن جهانگیری چهره ماندگار فلسفه کشور است. متن کامل آن را می توانید در بیست و دومین شماره چهره های ماندگار بخوانید

"چهره های ماندگار" نشریه ای دیداری و شنیداری است که به طور ویژه به نخبگان و نام آوران عرصه دانش و فرهنگ می پردازد. به گونه ای که مبنای اصلی اش دیدار، گفت و شنود، مناظره و گپ و گفت با اهالی فرهنگ و اندیشه است.گفت و گوی اول این شماره  با نام "حکمت جاودان" به آقای دکتر غلامرضا اعوانی  چهره ماندگار فلسفه اختصاص داده شده است.

ماهنامه چهره های ماندگار در بیست و یکمین شماره گفت و گویی مفصل با دکتر علی رواقی چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی را در کلیشه مستند نوشت قرار داده است. با ما همراه باشید.

دکتر اصغر دادبه  برگزیده دومین دوره همایش چهره های ماندگار در نشست علمی یادروز سعدی که به میزبانی مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار شد درباره زیبایی و عشق در نگاه سعدی به سخنرانی پرداخت.

وی در ابتدا به چرایی رابطه بین "عشق" و "زیبایی" اشاره کرد و گفت: با این همه تعریف های گوناگون از زیبایی، آناتول فرانس می گوید که هرگز نخواهیم دانست که زیبایی چیست.

سعدی و ارسطو هم تعاریفی از زیبایی دارند وی با بیان اینکه تئوری سعدی و ارسطو در این زمینه یکی است، ادامه داد: "زیبایی" علت، و "عشق" معلول است؛ و سعدی هم به شکل های مختلف آن را می سراید: «عشق در عالم نبودی/گر نبودی روی زیبا».

اما باید توجه داشت دو نتیجه در ماجرای ارتباط عشق و زیبایی از نگاه سعدی وجود دارد و آن نقش تربیتی و اخلاقی آن است. این استاد زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه تجربه زیبایی، انسان ساز است، ادامه داد: نتیجه دیگر این ارتباط در هنر متجلی می شود.

همایش چهره های ماندگار در سال 1380 کار خود را آغاز کرده،  با معرفی238  چهره ماندگار عرصه های مختلف فرهنگی و علمی، هشتمین دوره حیاتش را پشت سر گذاشت و اکنون مدتی است متوقف شده است.

تا پیش از برپایی همایش چهره های ماندگار تجلیل از مفاخر علمی-فرهنگی ایران بیشتر به بزرگداشت چهره های درگذشته اختصاص داشت. اما برپایی همایش چهره های ماندگار باعث شد مفاخر علمی-فرهنگی ایران در زمان حیاتشان مورد توجه قرار گیرند. به سراغ برخی از چهره های ماندگار هشت دوره گذشته رفتیم و سوال های زیر را با ایشان در میان گذاشتیم:

1.همایش چهره های ماندگار پس از هشت دوره برگزاری توانسته به اهداف خود دست یابد؟ به عبارت دیگر آیا کار مفید و موثری بوده و توانسته  در اعتلای فرهنگ و هنر مملکت یا معرفی نخبگان هنری و علمی به مردم و جامعه مثمرثمر باشد؟

2.در صورت تداوم این جریان علمی-فرهنگی، چه پیشنهادی برای برگزاری بهتر این همایش دارید؟

3.آیا پیش تر از اینها فکر می کردید روزی به عنوان چهره ماندگار ایران زمین انتخاب شوید؟

4.آیا تصور می کنید در آینده فردی یا افرادی از خاندان و نسل شما به این افتخار نائل آید؟

5.حدس می زنید در دوره های آینده  و در رشته شما چه کسی عنوان چهره ماندگار را دریافت کند؟

*در بیست و یکمین شماره "چهره های ماندگار" با دکتر کریم مجتهدی، استاد جمشید مشایخی، استاد عزت الله انتظامی، استاد علی اکبر صادقی و استاد نصرالله افجه ای به گفت و گو نشسته ایم. با ما همراه باشید.

چهره های ماندگار نشریه ای دیداری، شنیداری و مستقل است که به طور ویژه به نخبگان و نام آوران عرصه دانش و فرهنگ می پردازد. به گونه ای که مبنای اصلی اش دیدار، گفت و شنود، مناظره و گپ و گفت با اهالی فرهنگ و اندیشه است.

گفت و گوی اصلی این شماره با استاد محمود فرشچیان انجام شده و در بخش "حدیث دیگران" گفتگویی با مترجم شاهنامه، دکتر بئاتریس سالاس، انجام داده ایم. مطلب دکتر رضا داوری، چهره ماندگار فلسفه، را  با عنوان "خرد پیشرفته و توسعه"  می توانید در کلیشه "اندیشه" دنبال کنید.همچنین از دیگر چهره ماندگار فلسفه،دکتر غلامرضا اعوانی، درباره عیدنوروز مطلبی تحت عنوان "عید نوروز؛ تذکر و تفکر" در صفحات 37 تا 40 آمده است.در کلیشه "نکته ها" نظر آنتیلا ژاکوهامین درباره اسلام و غرب را تحت گفت گویی با عنوان "میراث ارتباط اسلام و غرب" آورده ایم. کوچ چهره ماندگار چشم پزشکی، پروفسور علی اصغر خدادوست به دیار باقی با انتشار بیستمین شماره چهره های ماندگار مقارن بود و در کلیشه "یاد"  مستندنوشتی ازگپ و گفت صوتی و تصویری  که چند سال قبل با ایشان داشتیم را قرار دادیم.یادشان گرامی و روحشان شاد!

در کلیشه گزارش، سه گزارش از رونمایی  تصحیح مثنوی دکتر محمدعلی موحد «مثنوی؛ گنجینه فکری و روحی مردم ایران»، گزارش برگزاری اولین همایش بین المللی عطار نیشابوری «منطق الطیر؛ روایتی نمادین از زندگی» و «جشنواره خوارزمی؛ رشد کیفی» آمده است و در نهایت تراوش « قرطبه؛ شگرف ترین مسجد اروپا» را از قلم دکتر حسین زمرشیدی با هم می خوانیم.

استاد محمود فرشچيان سال 1308 در شهر اصفهان ديده به جهان گشود. پدرش كه مردي هنردوست بود با توجه به اشتياق فرزند به هنر نقاشي، او را به كارگاه استاد حاج «ميرزاآقا امامي» رهنمون كرد. وي سپس در هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان از استاد «عيسي بهادري» تعليم گرفت. پس از پايان اين دوره به اروپا رفت و چند سالي در آنجا به مطالعه و بررسي آثار نقاشان برجسته غرب همت گماشت و در نتيجه همين مطالعات بود كه به رهيافتي تازه از هنر نقاشان با معيارهاي جهاني رسيد. پس از بازگشت به ايران كار خود را در اداره كل هنرهاي زيباي تهران آغاز كرد و پس از مدتي به مديريت اداره هنرهاي ملي و استادي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران برگزيده شد. در اين ميان با كار و كوشش مداوم و خلق آثار شگفت‌انگيز، آوازه هنري او در ايران و در فراسوي مرزها گسترش يافت.

استاد فرشچيان در حيطه نقاشي ايراني به وجود آورنده سبك و مكتب خاصي است كه در عين توجه به اصالت مباني سنتي اين هنر، با ابداع شيوه‌هاي نو، قابليت و كارايي نقاشي ايراني را افزايش داده است

آثار استاد فرشچيان در بيش از صدها نمايشگاه فردي و جمعي در ايران و ساير كشورها برپا و با استقبال بسيار زيادي روبه‌رو شده است.

طراحي‌هاي ضريح مطهر و منور حضرت اباعبدالله(ع) و ثامن‌الائمه حضرت رضا(ع) به قلم ماندگار و با كفايت استاد فرشچيان صورت گرفته است.

با تأسيس موزه فرشچيان در مجموعه فرهنگي-تاريخي سعدآباد، سازمان ميراث فرهنگي كشور بر آن شد تا فرصتي براي عموم هموطنان عزيز و هنردوستان جهان فراهم آورد تا از آثار اين هنرمند بزرگ در يك مجموعه زيبا بازديد به عمل آورند. در اين موزه بالغ بر هفتاد اثر از آثار استاد گردآوري شده است.

* گفت و گوی چهره های ماندگار بااستاد محمود فرشچیان را در بیستمین شماره چهره های ماندگار دنبال کنید.

 

 

 

 

دکتر رضا داوری چهره ماندگار فلسفه

پیشرفت تاریخی از جمله اصول تجدد است و بنابراین می‌توان تجدد را جهان پیشرفت دانست. مراد از پیشرفت در اینجا سیر به سوی کمال معنوی و اخلاقی نیست بلکه پیشرفت در ساختن دائم دنیای آدمی است. در نیم قرن اخیر توسعه جای پیشرفت را گرفته است. شاید هم تجدد در سیر خود به جایی رسیده‌است که امکان پیشرفتش پایان یافته و به جای پیشرفت توسعه می‌یابد. اگر از لفظ پیشرفت افزایش و بهبود فهمیده می‌شود توسعه حکایت از افزایش و گسترش می‌کند یعنی در توسعه چیزی که هست بیشتر می‌شود و گسترش و بسط می‌یابد. پیداست که این جمله بیان معنی اصطلاح توسعه نیست اما شاید در فهم این معنی و درک امکان‌های توسعه به کار آید. توسعه متعلق به زمانی است که کشورهای صاحب اقتصاد پیشرفته به مرحله‌ای از علم و تکنولوژی و تولید یا به اصطلاح به مرحله بازتولید برای زندگی مصرفی رسیده‌اند. در همین مرحله بود که کشورهای امریکای لاتین و آسیا و افریقا، توسعه‌نیافته یا در حال توسعه نامیده شدند. این کشورها قرون هجدهم و نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم را نگذرانده بودند که بتوانند توسعه‌یافته باشند. توسعه‌یافتگی مقدمات و سوابقی می‌خواهد و کشورهایی که در زمان ما این سوابق را نداشته‌اند نمی‌توانند توسعه‌یافته باشند. نکته‌ای که توجه به آن ضرورت دارد اینست که توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی در تاریخ جدید معنی دارد یعنی به طور کلی نمی‌توان گفت که هر نظم زندگی هر وقت که بوده اگر مثلاً شباهتی به نظم اروپای غربی نداشته توسعه‌نیافته بوده است. به تمدن‌های قدیم صفت توسعه‌نیافته نمی‌توان داد. تقابل توسعه‌نیافته با توسعه‌یافته به اصطلاح اهل منطق، تقابل عدم و ملکه است...

* متن کامل در بیستمین شماره چهره های ماندگار قابل روئیت است.

آنتیلا ژاکوهامین-استاد دانشگاه هلینیسکی

*ضمن تشکر از حضور جنابعالی در این گفت و گو، خواهشمند است ضمن معرفی خود، درخصوص سوابق علمی و تالیفات و ترجمه های خود به ویژه ترجمه قرآن کریم، گلستان سعدی و گزیده مثنوی معنوی مولانا توضیح بفرمایید؟

آنتیلا ژاکوهامین: من استاد مطالعات اسلامی دانشگاه هلینیسکی فنلاند هستم  و  مطالعاتی در زمینه اسلام در دوران قرون وسطی داشته ام.  ترجمه های متعددی از  زبان عربی به زبان فنلاندی انجام داده ام؛ از جمله همان طور که شما اشاره نمودید، ترجمه قرآن کریم که در سال 1995 انجام پذیرفت و ترجمه گزیده ای از زندگینامه حضرت محمد(ص) به قلم ابن هشام که در قرن هشتم به نگارش درآمده است. علاوه بر اینها، من ترجمه هایی از فارسی کلاسیک به فنلاندی، از جمله گلستان سعدی و گزیده کوتاهی از مثنوی معنوی انجام داده ام، همچنان که  جدیدترین ترجمه من از فارسی به فنلاندی، ترجمه کوتاهی از اشعار شاعران معاصر ایران بوده است.

*لطفا در خصوص سوء تفاهمات و موانع موجود بر سر راه گسترش ارتباطات دو حوزه بزرگ تمدن اسلام و غرب توضیح دهید.

آنتیلا ژاکوهامین: در غرب دو مشکل اساسی وجود دارد: اول، سنت متوالیِ تصور اسلام به عنوان یک تهدید و حتی دشمن که پیشینه آن به قرون وسطی برمی گردد. دوم، رسانه های گروهی که تنها موضوع مورد علاقه شان فجایع، جنگها و این قبیل موضوعات است. این ها خیلی راحت تصویری از جهان اسلام ارائه می دهند که...

*ادامه گفتگو را با ما در بیستمین شماره چهره های ماندگار همراه باشد.

بعد از پایان این عالم زندگی دیگری شروع می شود و این روند تا روز قیامت ادامه دارد، بسیاری از فلاسفه مانند افلاطون هم  استدلال کرده اندجریان عالم همیشه تکرار می شود

موضوع «عید» را می توان از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار داد. به نظرم تأمل و تفکر درباره عید موجب نوعی تذکر می شود؛ عید، یادآور حقایق وجود و حقایق الهی است. اولا باید این نکته را در نظر بگیریم آنچه را که ما امروزه به عید، نوروز یا بهار تعبیر می کنیم چیزی است که در کره زمین اتفاق می افتد، البته در تمام عالم هست، ولی آن چیزی که اتفاق می افتد و ما آن را تجربه می کنیم در کره زمین اتفاق می افتد....

*کلیشه"دیدگاه" بیستمین شماره چهره های ماندگار به عید نوروز از منظر دکتر غلامرضا اعوانی چهره ماندگار فلسه اختصاص دارد.

 

پرفسور علی‌اصغر خدادوست سال ۱۳۱۴ در شیراز متولد شد. وی دوران دبستان و دبیرستان را در شیراز پشت سر گذاشت و سپس به عنوان آموزگار در داراب مشغول به کار شد و سال ۱۳۳۳ در آزمون ورودی دانشکده پزشکی شیراز شرکت نمود و با درجه ممتاز بین داوطلبان پذیرفته و  مشغول به تحصیل شد.

دكتر خدادوست دوره شش ساله پزشکی را با درجه ممتاز پشت سر گذاشت و  در سال ۱۳۴۱، پس از یک سال گذراندن دوره دستیاری چشم و گوش و حلق و بینی در بیمارستان نمازی دانشگاه شیراز، از طرف دولت وقت برای گذراندن دوره تخصصی در آمريكا انتخاب شد و به عنوان نخستین و تنها دستیار خارجی در بخش چشم پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز (Johns Hopkins) پذیرفته شد و دوران سه ساله دستیاری را به عنوان بهترین دستیار مرکز چشم پزشکی ویلمر سپری کرد

او در این دوران علاوه بر تحصیل در دانش‌های بالینی به طور فعال مشغول پژوهش در دانش‌های پایه بود و مقاله‌های بسیاری در مجله‌های گوناگون به چاپ رسانید.

دکتر خدادوست پس از پايان دوران تحصيل علی‌رغم پیشنهاد و خواست دانشگاه جان هاپکینز عازم ایران شد و تا سال 1359 در بخش چشم پزشکی دانشگاه شیراز مشغول فعالیت شد.

وي در سال ۱۳۵۹ عازم آمریکا شد و به عنوان استاد در بخش چشم دانشگاه جانز هاپکینز مشغول به کار شد. سپس در سال ۱۳۶۱ به عنوان استاد و رئیس بخش چشم دانشگاه سیسیل انتخاب شد و در سال ۱۳۷۱ مرکز چشم پزشکی ای در شهر نیوهیون را بنیان گذاشت و به عنوان سرپرست آن شروع به کار کرد. از سال ۱۳۵۹ ایشان به طور پیاپی به ایران بازگشته و در فعالیت‌های بالینی و آموزشی در بیمارستان‌های گوناگون تهران و شیراز شرکت می کردند.

وي به طور متناوب توسط شخصیت‌های برجسته‌ای در چشم پزشکی آمریکا به عنوان بهترین جراح پیوند قرنیه در دنیا معرفی شده‌ است و شهرت او علاوه بر مقالات علمی متعدد و تحقیقات گسترده در زمینه‌های مختلف و کیفیت درمان و تجربه در جراحی، مدیون تحقیقات پایه‌ای بر ناراحتی‌های سطح قرنیه‌است، تا آنجا که پیوندهای قرنیه روی مکانیسم دفع پیوند را به افتخار ایشان Khodadoust line نامگذاری شده‌است. راه اندازی بیمارستان فوق تخصصی چشم دکتر خدادوست در شيراز و بیمارستان چشم پزشکی سرعین در استان اردبيل از فعاليت‌هاي ایشان در ايران است.

دکتر خدادوست بامداد روز شنبه ۱۹ اسفند سال ۱۳۹۶ بر اثر عارضه قلبی در ۸۲ سالگی در بیمارستانی در  نیویورک درگذشت. مدتی پیش گفت و گویی صوتی و تصویری با ایشان داشتیم که مستندنوشت آن با حذف سوالات در بیستمین شماره چهره های ماندگار آمده است.. ماهنامه چهره های ماندگار فقدان این شخصیت برجسته علمی را به خانواده محترم و اهالی علم و معرفت تسلیت می گوید و از خداوند بزرگ برای ایشان اجر و  ارج مسالت می نماید. روحش شاد و یادش گرامی!

پرفسور علی‌اصغر خدادوست سال ۱۳۱۴ در شیراز متولد شد. وی دوران دبستان و دبیرستان را در شیراز پشت سر گذاشت و سپس به عنوان آموزگار در داراب مشغول به کار شد و سال ۱۳۳۳ در آزمون ورودی دانشکده پزشکی شیراز شرکت نمود و با درجه ممتاز بین داوطلبان پذیرفته و  مشغول به تحصیل شد.

دكتر خدادوست دوره شش ساله پزشکی را با درجه ممتاز پشت سر گذاشت و  در سال ۱۳۴۱، پس از یک سال گذراندن دوره دستیاری چشم و گوش و حلق و بینی در بیمارستان نمازی دانشگاه شیراز، از طرف دولت وقت برای گذراندن دوره تخصصی در آمريكا انتخاب شد و به عنوان نخستین و تنها دستیار خارجی در بخش چشم پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز (Johns Hopkins) پذیرفته شد و دوران سه ساله دستیاری را به عنوان بهترین دستیار مرکز چشم پزشکی ویلمر سپری کرد

او در این دوران علاوه بر تحصیل در دانش‌های بالینی به طور فعال مشغول پژوهش در دانش‌های پایه بود و مقاله‌های بسیاری در مجله‌های گوناگون به چاپ رسانید.

دکتر خدادوست پس از پايان دوران تحصيل علی‌رغم پیشنهاد و خواست دانشگاه جان هاپکینز عازم ایران شد و تا سال 1359 در بخش چشم پزشکی دانشگاه شیراز مشغول فعالیت شد.

وي در سال ۱۳۵۹ عازم آمریکا شد و به عنوان استاد در بخش چشم دانشگاه جانز هاپکینز مشغول به کار شد. سپس در سال ۱۳۶۱ به عنوان استاد و رئیس بخش چشم دانشگاه سیسیل انتخاب شد و در سال ۱۳۷۱ مرکز چشم پزشکی ای در شهر نیوهیون را بنیان گذاشت و به عنوان سرپرست آن شروع به کار کرد. از سال ۱۳۵۹ ایشان به طور پیاپی به ایران بازگشته و در فعالیت‌های بالینی و آموزشی در بیمارستان‌های گوناگون تهران و شیراز شرکت می کردند.

وي به طور متناوب توسط شخصیت‌های برجسته‌ای در چشم پزشکی آمریکا به عنوان بهترین جراح پیوند قرنیه در دنیا معرفی شده‌ است و شهرت او علاوه بر مقالات علمی متعدد و تحقیقات گسترده در زمینه‌های مختلف و کیفیت درمان و تجربه در جراحی، مدیون تحقیقات پایه‌ای بر ناراحتی‌های سطح قرنیه‌است، تا آنجا که پیوندهای قرنیه روی مکانیسم دفع پیوند را به افتخار ایشان Khodadoust line نامگذاری شده‌است. راه اندازی بیمارستان فوق تخصصی چشم دکتر خدادوست در شيراز و بیمارستان چشم پزشکی سرعین در استان اردبيل از فعاليت‌هاي ایشان در ايران است.

دکتر خدادوست بامداد روز شنبه ۱۹ اسفند سال ۱۳۹۶ بر اثر عارضه قلبی در ۸۲ سالگی در بیمارستانی در  نیویورک درگذشت. مدتی پیش گفت و گویی صوتی و تصویری با ایشان داشتیم که مستندنوشت آن با حذف سوالات در بیستمین شماره چهره های ماندگار آمده است.. ماهنامه چهره های ماندگار فقدان این شخصیت برجسته علمی را به خانواده محترم و اهالی علم و معرفت تسلیت می گوید و از خداوند بزرگ برای ایشان اجر و  ارج مسالت می نماید. روحش شاد و یادش گرامی!

مسجد قرطبه توسط سرسلسله خاندان امویان «عبدالرحمن اول» حدودا در جنوب شرقی اسپانیا (اندلس) و در ابعاد اولیه حدود 75*100 متر بنا گردید. در دوره پسرش «هشام اول» گسترش قابل توجهی به این مسجد داده شد. سپس در دوره «الحکم دوم، عبدالرحمن سوم و هشام دومـ مجددا گسترش­های بسیار چشم­گیر و پی در پی برای این مسجد حاصل شد...

*در بیستمین شماره چهره های ماندگار، مقاله ای کامل و جذاب به قلم دکتر حسین زمرشیدی درباره مسجد قرطبه آمده است.