.دکتر محمود اسعدی مدیرنمایشگاه آثار چهره های ماندگار گفت: در نخستین نمایشگاه عکس، نقاشی و خوشنویسی چهره های ماندگار تازه ترین آثار این عزیزان به نمایش درمی آید.

نمایشگاه آثار چهره‌های ماندگار ایران در نیاوران

نمایشگاه چهره‌های ماندگار

نمایشگاه آثار چهره‌های ماندگار ایران با عنوان «قاب تجلی»، جمعه نهم تیرماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار می‌شود.

در این نمایشگاه که توسط ماهنامه چهره‌های ماندگار و بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران برگزار می‌شود، آثار هنرمندان نام‌آشنا و ماندگار در حوزه هنرهای تجسمی به نمایش در می‌آید و در کنار آن همچنین تصاویری از پرتره تعدادی از ۲۴۰ شخصیت برگزیده که در عرصه‌های علمی، فرهنگی، هنری در خلال این سال‌ها به عنوان «چهره ماندگار» انتخاب شده‌اند نیز به روی دیوار خواهد رفت.

محمود اسعدی - دبیر این نمایشگاه - در گفت‌وگویی هدف از برگزاری این نمایشگاه را تداوم حرکت و جریان اصیل و اساسی انتخاب چهره ماندگار در کشور دانست و خاطرنشان کرد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی بهترین شخصیت‌های صاحب رأی در حوزه‌های علمی، فرهنگی و هنری به عنوان چهره ماندگار معرفی شدند. ما این افتخار داشته‌ایم تا این شخصیت‌های برجسته و نخبه را در عرصه‌های مختلف شناسایی و جامعه خصوصا نسل جوان را با آنها بیش از پیش آشنا کنیم .

وی ادامه داد: در این نمایشگاه عکس‌های پرتره چهره‌های ماندگاری که فرصت کافی جهت عکاسی حرفه‌ای از آنها فراهم شده است به نمایش درخواهد آمد. در کنار آن آثار نقاشی، خوشنویسی و نقاشی‌خط چهره‌های ماندگار هنرهای تجسمی چون استاد محمود فرشچیان، استاد محمد احصایی، استاد غلامحسین امیرخانی، استاد نصرالله افجه‌ای، استاد جلیل رسولی، استاد یدالله کابلی، استاد کیخسرو خروش، استاد محمدحسین حلیمی، استاد محمد سلحشور، استاد عباس اخوین، استاد علی‌اکبر صادقی، استاد حبیب‌الله آیت‌اللهی، استاد عبدالصمد حاج صمدی به همراه برخی دیگر از بزرگان هنر نیز در معرض دید عموم قرار می‌گیرد. همچنین دو کتاب عکس چهره‌های ماندگار و کاشی‌های اسلیمی چهره‌های ماندگار ارائه خواهد شد.

اسعدی در پایان صحبت‌هایش با انتقاد از سو استفاده هایی که برخی از این برند ملی می کنند اظهار داشت: متاسفانه برخی شرکت‌ها افرادی را حتی با پرداخت مبالغی سعی دارند به عنوان چهره ماندگار معرفی کنند. از این رو می‌توان گفت یکی دیگر از اهداف ما در برگزاری این نمایشگاه معرفی چهره‌های ماندگار واقعی است و تلاش می‌کنیم تا در خلال برگزاری نمایشگاه آثاراین عزیزان که به صورت کتاب چاپ شده است نیز به نمایش گذاشته شود.

آیین افتتاحیه نمایشگاه آثار چهره‌های ماندگار ایران جمعه نهم تیرماه ساعت ۱۸ و با حضور جمعی از چهره‌های نام‌آشنا و ماندگار کشور در گالری شماره یک فرهنگسرای نیاوران برگزار می‌شود.

این نمایشگاه تا ۱۶ تیرماه دایر است و علاقه‌مندان جهت بازدید از آن می‌توانند در روزهای عادی از ساعت ١٠ الی ٢١ و در روزهای تعطیل از ساعت ١٤ الی ٢١ به گالری شماره ١ فرهنگسرای نیاوران مراجعه کنند.

علامه محمد تقی جعفری: بنده محمدتقی جعفری متولد تبریز ناحیه چهار  محله شتربان  از خانواده ای اهل صدق و صفا هستم. از شش سالگی مادرم به ما قرآن آموخت. ایشان از سادات بودند و مقید به تعلیم و تربیت اولاد.  وقتی طلبه شدم و به رفتار و گفتار پدرم  نگاه می کردم از شدت خلوص ایشان شرمنده می شدم. دوران کودکی ما در تبریز گذشت. به مکتبی بنام «مکتب مظفر» رفتم و آنجا گلستان و نصاب الصبیان خواندم سپس به دبستان رفتم. بعد از گذشت چندسالی به درسهای الهی و حکمت و جهان بینی علاقه مند شدم. به مدرسه«طالبیه»در تبریز رفتم و با برادر بزرگم طلبه شدیم. آن زمان -مصادف با آغاز جنگ جهانی دوم - فشار عجیبی بر مردم حاکم بود. یادم هست که طلبه ها از همه لحاظ به رمق قناعت می کردند. «مقدمات»را خواندیم. به تهران آمدیم. آن زمان عارف بزرگ و وارسته آقا میرزا آشتیانی رحمه الله علیه  در «مدرسه مروی» منظومه و  اسفار  تعلیم می دادند. پدر آقای فلسفی نیز  فقه و اصول می فرمودند که از محضر ایشان نیز استفاده کردیم. اساتید بزرگوار دیگری هم داشتیم. بعد به قم رفتم. حدود یک سال آنجا بودم که خبر بیماری سخت والده ام به من رسید و تا به تبریز رسیدم ایشان از دنیا رفته بودند. آن زمان در تبریز روحانی عالی قدری بنام  حاج فتاح شهیدی که از لحاظ علم و تقوا مورد توجه طلاب بودند، به من گفتند که به نجف برو و حتی مقداری از مقدمات سفر را نیز برای من فراهم کردند. به  نجف رفتم .  آن روزها، آن اساتید، آن مردان بزرگ   و آن خاطرات هیچگاه از ذهنم دور نمی شوند. گاهی فکر می کنم رویا بوده است. حداقل چهل  فقیه عالی قدر که قطعا توانایی مرجعیت مطلق داشتند مثل آیت الله آقا شیخ کاظم شیرازی، آیت الله آقا شیخ کاظمین خراسانی و عده ای از آقایان عرب؛ آیت الله آقا شیخ محسن حکیم و آیت الله آقا شیخ آل یاسین در آنجا بودند. نجف مملو از این مردان بسیار بسیار بزرگ بود....

*مستندنوشتِ چهاردهمین شماره "چهره های ماندگار" به مرحوم علامه محمدتقی جعفری اختصاص دارد. علاقمندان می توانند این مطلب را همراه با واقعیت افزوده از چهاردهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

 

 

خانم دكتر لوردس رنسلي لاليگا سال 1952م. در شهر «هاوانا» پايتخت كشور كوبا متولد شد. سال 1976 در رشته «زبان‎شناسي اسپانيايي» از دانشگاه همان شهر فارغ‎التحصيل شد و تحصيلات تخصصي خود را در رشته «ادبيات اسپانيايي قرون وسطي» و نيز «تاريخ فلسفه»  تا سال 1982 ادامه داد .سپس به‎عنوان استاد كرسي «تاريخ فلسفه» در دانشكده فلسفه و تاريخ دانشگاه مذكور به تدريس مشغول شد.

دكتر رنسلي از سال 1991 در اسپانيا زندگي مي‎كند و طي دوره‎هاي متعدد در مقاطع مختلف تحصيلي، در شاخه‎هاي گوناگون «تاريخ فلسفه و علم» تدريس كرده است. از مهم‎ترين سمت هایی که وي طي اين دوره‎ها عهده دار بوده می توان به:

استاد و محقق ممتاز دانشگاه هاوانا ؛ استاد مدعو در دانشگاه‎هاي «لايپزيك»، «پوئبلا»، و «لايب نيتز» ؛ همكاري با دانشگاه‎هاي علوم شوروي، وزارت فرهنگ كوبا و انستيتوي فلسفه آكادمي علوم كوبا در تحقيقات مشترك ؛  عضويت در اتحاديه نويسندگان و هنرمندان كوبا و نيز هيأت ممتحنه جوايز علمي و ادبي متعدد، به‎ويژه جايزه ملي نقد ؛  عضويت در هيأت تحريريه مجله «ويواريوم» هاوانا؛ عضويت در اتحاديه نويسندگان و هنرمندان اسپانيا  و دريافت جايزه شعر در مسابقات اتحاديه «ال بوستاد»  اشاره کرد. وی موفق به دريافت جايزه ملي نقد ادبي با كارهايي پيرامون رابطه بين شعر و فلسفه نیز شده است. برخی از آثار وی عبارتند از: "كمپرا و حقيقت عقل"؛ "برگزيده تاريخ فلسفه" (8 جلد)؛ "كيمياگر و فيلسوف"؛ "تاريخ فلسفه و تاريخ علم" (2 جلد)؛ "اصل روانگرايي در فلسفه لايبنيتز"؛ "اثباتگرايي آرژانتين" (2 جلد)؛ "بعد تاریخی فلسفي مسأله انسان" (با همكاري پروتوندو)؛ "پيمان جديد دربارهي درك انسان"؛ "سخني دربارهي تئولوژي طبيعي چينيها"؛ "افسانههاي جزيره موريس"؛ "ژوپيتر در برابر صاعقهگير" (مجموعه شعر)؛ "خاطره نوع" (مجموعه شعر)؛ "اصول يك علم جديد دربارهي طبيعت مشترك ملتها"؛ "رامايانا" (چاپ كوبا)؛ "دربارهي والميكي" . گفت و گو با ایشان مدت ها قبل در تهران به زبان اسپانیایی و با همکاری سرکار خانم دکتر نجمه شبیری انجام شد  با توجه به مطالب تاریخی و علمی مطرح شده  این گفت و شنود در چهاردهمین شماره چهره های ماندگار  آمده است.

*علاقمندان می توانند با ما در خوانش این گفت و گو در شماره اخیر همراه شوند.

 

دکتر رضا داوری

چهره ماندگار فلسفه

  1. آینده نگری را با آینده نگاری اشتباه نباید کرد. آینده نگاری در این اواخر به صورت یک علم میان رشته ای درآمده است و قواعد و روش هایی دارد که می توان آنها را فراگرفت و در برنامه ریزی به کار برد. اما آینده نگری درک و دریافت شرایط تحقق امکان هایی است که در افق آینده دیده می شود. این امکان ها را همه همیشه نمی بینند زیرا کسانی چشم آینده بین داردن که توانایی تحقق بخشیدن به امکان ها را نیز داشته باشند. اینجا فهم و توانایی با هم و به هم بسته است.

گاهی گمان می کنند که می توان با تدریس و فراگرفتن قواعد آینده نگاری آینده را دید و شناخت و ساخت ولی آینده نگاری حداکثر می تواند مددکار آینده نگری و وسیله ای برای طراحی برنامه باشد.

پس آینده نگاری گرچه دانشی مغتنم است، اگر در خدمت آینده نگری نباشد سود نمی دهد. آینده نگاری قواعد کلی و عمومی است اما آینده نگری در هرجا و هر جامعه ای خاص آنجاست و با ملاحظه شرایط خاص صورت می گیرد. وقتی امکانات آینده و توانایی های یک جامعه نسبت به آینده آن اجمالاً شناخته شود کسانی می توانند با رجوع به قواعد آینده نگاری برنامه آینده را تدوین کنند.

در شرایط کنونی ما به آینده نگری و آینده نگاری هر دو نیاز داریم. چنانکه اشاره شد آینده نگاری را می توان در مدرسه آموخت اما آینده نگری را چه کنیم که آموختنی نیست و با چشم و گوش باز کسانی که محرم راز زمانند دریافت می شود. اکنون مردم در همه جای جهان به این چشم و گوش باز نیاز دارند. به عبارت دیگر در زمانی که از طراحی برنامه توسعه نمی توان روگرداند، آینده نگری یک نیاز تاریخی است. دربازی شطرنج توسعه، کشوری که برنامه ای برای آینده نداشته باشد، از راه می ماند و این از راه ماندن محدود به عقب افتادگی صنعت و کشاورزی نیست بلکه منشا مصیبت ها و مفاسد و ابتلاهای گوناگون می شود. چگونه می توان چشم آینده نگر پیدا کرد؟ اولین شرط اینست که زمان و مقتضیات آن را بشناسیم یا لااقل اگر نمی شناسیم وقتی به گذشته و اکنون خود نظر می کنیم بپذیریم که در گفتار و اعمالمان کمتر نشانی از انس با زمان و آینده می توان یافت. آیا ما هم اکنون مشکلات آینده نگری را می دانیم؟ اینکه غالباً آینده نگری را وظیفه اداری تلقی می کنند و یک سازمان اداری را مامور تدوین برنامه آینده می کنند یک ضرورت است اما این ضرورت نباید باعث شود که تفاوت میان آینده نگری و آینده نگاری از نظر دور بماند. برای آینده نگاری  و برنامه ریزی، سازمان لازم است اما این سازمان اگر از پشتوانه آینده نگری برخوردار نباشد کاری از پیش نمی برد. آینده زمان موهوم نیست و اگر آن را موهوم بدانیم، آینده نگری دیگر چه معنی دارد؟ مشکل بزرگ اینست که آینده نگری به زمان تجدد تعلق دارد یعنی زمان تجدد است که آینده را می توان دید و ساخت و در این زمان است که نسبت گذشته با آینده مساله می شود....

* با ما در چهاردهمین شماره "چهره های ماندگار" همراه شوید.

گوته بخشی از دوران جوانیش را در شهر استراسبورگ فرانسه گذراند. شهری که در کشاکش نیروهای آلمان و فرانسه چندین بار بین این دو کشور دست به دست شد.

اکنون در میدان یاد بود گوته مجسمه او بلند بالا و پر جبروت جمعیت سرگردان شهر را نظاره می کند. شهری که پارلمان اروپا در آن قرار دارد. عظمت شخصیت رسول اسلام چنان ذهن و ضمیر گوته را تحت تاثیر قرار داد که شعری زیبا در وصف پیامبر اسلام سرود. گوته آلمانی به عنوان شاعر و نویسنده صاحب سبک، در سراسر اروپا شخصیتی شناخته شده است بسیاری بر آنند آوازه او پس از آشنایی با اشعار حافظ شیرازی به سراسر گیتی تعمیم یافت.گوته در شعری به نام "نغمه محمد" پیامبر اسلام را به رودی تشبیه می کند که سرچشمه‌ای بسیار کوچک دارد اما در مسیر راه خود همه چشمه‌ها را با خود همراه می کند تا چون اقیانوسی بزرگ به سوی خدا رهسپار گردد.


"اقبال لاهوری"متفکر و شاعر جهان اسلام این شعرگوته را به فارسی ترجمه کرده است. پیشینه آشنایی گوته با مضامین اسلامی به سالها قبل بر می گردد. می دانیم برای نخستین بار قرآن در سال 1143 میلادی به زبان لاتین در اسپانیا ترجمه شد و چهارصد سال بعد در بازل سوئیس به همت لوتر انتشار یافت و پس از آن بارها ترجمه های مختلفی از قرآن به زبانهای اروپایی منتشر شد بنابر این گوته به سهولت به متن قرآن دسترسی یافت و با شخصیت پیامبر و سرچشمه وحی آشنا شد.گوته سر فراز از کشفیات ادبی آثار عرفانی ایران عصاره این آثار را به زبان خود در قالب سبکی نو به جهان غرب عرضه داشت.این اشعار عمیق، روحی زنده و اندیشه ای سترگ به مردمان مغرب زمین هدیه می کرد که برگرفته از فرهنگ اصیل شرق و دنیای اسلام بود. انسان غربی در لابلای آثار و اشعار گوته خویشتن خویش را جستجو می کرد تا لختی روح و روان سرکش خود را که در چنبره تکنولوژی اسیر شده ، التیام بخشد و...

* علاقمندان می توانند ادامه مطلب را از چهاردهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

 

حسين زمرشيدي  

چهره ماندگار معماری سنتی

در اين مقاله تلاش بر اين بوده كه به زبان ساده، ريشة تاريخي بحث بيداري اسلامي بازگو شود.

به دليل ضيق مجال، نوشتار حاضر به صورت خلاصه و كاملاً مختصر، به بيانِ كليات بحث اهتمام داشته؛ ولي بنا به نياز، در برخي موارد، به ذكر مصاديق لازم هم پرداخته است. بنابراين شايد باتوجه به اختلاف سلائق، بيان بعضي مطالب كلي و جزئي (به جهت ميزان اهميت موضوعات و مسائل!)، به نظر افراد مختلف، كم يا زياد بيايد كه اين كاملاً طبيعي است. ولي كوشش گرديده كه باتوجه به اختصار مقال، به اَهم مسائل پرداخته شود. براي نمونه مي‌توان به اين موارد اشاره كرد:

مقاومت ملي و ديني به محوريت تشيع

ايجاد فرصت و تشكيل نهضت و حكومت (هرچند با ابعاد مكاني و زماني كم و كوتاه!) – ذكر بعضي نقاط عطف و حساسِ تاريخي – بيان نقاط ضعف و قوت تاريخي (به‌خصوص مبارزات و مجاهدات) – اشاره به ريشة برخي مسائل و حوادثِ مهمِ مهجور – ياد برخي از بزرگان و كارهاي مهم و ماندگار ايشان‌ (آثار مؤثر).

نكته كلي و مهمِ ديگر، اين است كه همانگونه كه در مقدمة بحث (و به ذكر دليل!) بيان شده، در اينجا محور بحث بيداري (همانند خود بناي تمدن اسلامي!)، تلاش ايرانيان است كه هم در آغاز و هم در دنبالة كار، جايگاه بنيادي داشته‌اند؛ و هم در اصلِ مهمِ پايداري، پيگيري هميشگي داشته و دارند! چيزي كه در ديگر ملل، شدت آن اينگونه و به اين اندازه نبوده و نيست!

همچنين همانگونه كه از عنوان مقاله مشهود است، بستر كار از آغاز «حمله و دورة اعراب» تا پايانِ «حمله و دورة مغول» مي‌باشد كه به سه بخش دوران تمدنِ اسلامي (دورة تشكيل، دورة توسعه و دورة فتور) اشاره دارد، و دورة بعدي، دورة‌ احياء تمدن اسلامي است كه از تشكيل حكومت مقتدر صفويه آغاز مي‌شود و زمان شكوفايي دوبارة مليت به محوريت مذهب شيعه مي‌باشد! كه اشاره به آن، خود به تنهايي، فرصت و مجالِ وسيع مي‌خواهد و بايد جداگانه به آن پرداخته شود.

و نيز نياز به يادآوري است كه به علت «خصوصيت تحليلي و محوريت استنتاجي» مقاله، «توالي و ترتيب» حوادث تاريخي مدِنظر نبوده و از اين رو شايد براي خواننده پرسش پيش آيد! كه پاسخ آن، همين ويژگي ياد شده است.

به اميد آن كه اين بحث اَهمِ تاريخي، به صورت وسيع و مناسب، مجال بيان پيدا كند.

براي شناخت بيداري اسلامي، همانند هر چيز ديگري، بايد عقبه و سير تاريخي آن شناخته شود. و در اين مجال مختصر و نظر اجمالي، وقوف حداقل به عقبه و سير تاريخي مسألة مذكور، لازم و اساسي است.

بنابراين با بررسي گذشته، زمينه براي شناخت حال و رسيدن به راه‌ آينده فراهم خواهد شد. همانگونه كه در تعريف تاريخ گفته‌اند؛ آشنايي با گذشته و چراغ راه آينده است. و اين دربارة همه چيز و همة مسائلِ تاريخي صدق مي‌كند. پس ما بايد براي پرداختن به بيداري اسلامي، پيش از هر چيز به تاريخ اسلام و تمدن اسلامي بپردازيم....

*علاقمندان می توانند ادامه مطلب را از چهاردهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

نامگذاری برخی از خیابان ها، کوچه ها و میدان های شهر، به نام یکی از مفاخر  و مشاهیر بزرگ که منشا خدمات فروان به بشریت و یا به فرهنگ و تمدن ملی و آیینی ما بوده، قطعاً اقدام بجا و پسندیده ای است و بیانگر درک ارزشها و حق شناسی مردم این دیار می باشد.

در طول تاریخ کم نبوده اند کسانی که در پرتو سفر ایران و یا مطالعات علمی درباره فرهنگ و تمدن ما، آنچنان مجذوب و شیفته ی این فرهنگ دیرپا شده اند که ایران را وطن دوم خود به شمار آورده اند و حتی بعضی از آن ها به چنان درجه ای از علاقه و دلبستگی رسیده اند که  مانند پروفسور پوپ، وصیت کرده اند که پس از مرگ در ایران به خاک سپرده شوند.

بی تردید ابراز علاقه  اهل دانش و بینش که توام با آگاهی و شعور است، و همچنین تلاشها و خدمات ارزشمند چنین بزرگانی از ملل دیگر به فرهنگ و تمدن ما فرصتی است که می بایست قدر دانسته شود و لذا واجب است که چنین شخصیت هایی به شایسته ترین نحو ممکن مورد تقدیر و تکریم قرار گیرند.

یکی از شخصیت های نامداری که دل در گرو فرهنگ ما داشته و با سفرهای متعدد و اقامت طولانی در ایران، مطالعات عمیقی درخصوص تشیع، تصوف و عرفان نموده است پروفسور هانری کربن، استاد برجسته ی فرانسوی است که به واسطه ی مطالعات گسترده و نیز ارتباطات نزدیک با شخصیت های فرهنگی به مرتبه ای نایل آمد که کتابها و مقالات عمیق و ارزنده ای در این زمینه به رشته ی نگارش و چاپ درآورد که بسیار خواندنی و جذاب است کربن به لحاظ فهم عمیق و دلبستگی شدیدی که به فرهنگ ایرانی و اسلامی و خاصه به مذهب تشیع داشت در دوران حیات خود و پس از ان همواره مورد احترام و تجلیل متفکران ایرانی بود

زنده یاد دکتر علی شریعتی در گفتاری در مذمت روشنفکر نمایان غرب زده، از هانری کربن یاد می کند که از پاریس برای دیدن علامه محمدحسین طباطبایی، صاحب تفسیر «المیزان» به ایران سفر می کند و در محضر استاد سراپا چشم و گوش و هوش می شود تا آنچه را که نمی داند از این پیر فرزانه بیاموزد...

*علاقمندان می توانند ادامه مطلب را در چهاردهمین شماره «چهره های ماندگار» دنبال کنند

 

اول اردیبهشت ماه سال جاری،دکتر اسماعیل حاکمی والا استاد برجسته دانشگاه تهران، پژوهشگر، مترجم، چهرۀ ماندگار زبان و ادبیات فارسی به ندای حق لبیک گفت.

دکتر اسماعيل حاکمي والا ( 1315-1396) در آبادان متولد شد. دوره ابتدایی و متوسطه را در بوشهر و آبادان گذراندو دیپلم خود را در شیراز گرفت. سال 1334 به دانشگاه تهران راه يافت و تا مقطع دکتری تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی را در این دانشگاه ادامه داد

  دکتر حاکمي  والا در سال 1337 به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و در سالهای پایانی دوره لیسانس به  تدريس ادبيات در دبيرستان هاي تهران مشغول شد. و ضمن تحصيل در مقطع دکتری، در مدرسه عالي شهيد مطهري ( سپهسالار سابق) و نيز مدرسه مروي، پاره اي از متون «صرف و نحو»، «ادبيات عرب»، «سيوطي»، « مغني اللبيب»، «شرايع»، «مکاسب» و نيز «مقامات حريري» و برخي از تفاسير قرآن کريم را تعليم گرفت. وي در سال 1343 از رساله دکتراي خود تحت عنوان « سماع در تصوف» به راهنمايي استاد دکتر سعيد نفيسي دفاع کرد و به اخذ درجه دکترا در زبان و ادبيات فارسي نايل آمد. دکتر حاکمي والا از سال 1347 به عنوان استاد يار زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه تهران به تدريس پرداخت و در سال هاي 1352، 1364 و 1368 به ترتيب به درجه دانشياري، استادي و استادي ممتاز دانشگاه تهران رسيد.وی در  سال ۱۳۸۴ به‌عنوان چهره ماندگار رشته ادبیات فارسی برگزیده شد.

دکتر حاکمی والا در طول مدت خدمت خود، علاوه بر سردبيري مجله دانشکده، مدير گروه ادبيات فارسي در دانشگاه تهران، سرپرست  کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران، معاون پژوهشي دانشگاه علامه طباطبايي، نماينده دانشکده ادبيات دانشگاه تهران در هيأت مميزه، سرپرست و عضو کميته برنامه ريزي ادبيات فارسي و عضو هيأت مشاوران مجله دانشکده بوده است و علاوه بر شرکت در همايش هاي داخلي و خارجي و ايراد سخنراني در راديو و تلويزيون، بيش از 20 عنوان کتاب در زمينه هاي فرهنگ و ادب فارسي تأليف و تصحيح کرده است. از دکتر حاکمي والا بيش از يکصد مقاله پژوهشي در مسايل و موضوعات متنوع ادبي، تاريخي در نشريات معتبر به چاپ رسيده است.

 

غلامحسین شکوهی) ۱۳۰۵  - ۱۳۹۵) از مدرسین قدیمی تعلیم و تربیت و نیز اولین وزیر آموزش و پرورش نظام جمهوری اسلامی ایران بود. وی دارای مدرک دکترای علوم تربینی بود و به موجب سابقه ۶۰ ساله در تعلیم و تربیت و امور پژوهشی، به عنوان چهره ماندگار  در رشته تعلیم و تربیت ایران برگزیده شد. 

 استاد شکوهی در شهر خوسف از توابع شهرستان بیرجند متولد شد. تحصیلات اولیه را در مدرسه شوکتیه گذراند و پس از گذراندن دوره دانشسرای مقدماتی، در بیرجند به حرفه معلمی پرداخت. پس از اخذ دیپلم، برای ادامه تحصیل وارد دانشسرای عالی تهران شد و در سال ۱۳۳۵، لیسانس خود را در رشته آموزش و پرورش ابتدایی اخذ نمود. وی سپس با بورس دولتی به سوییس اعزام شد و در سال ۱۳۴۱ دکتری خود را در رشته تعلیم و تربیت اخذ نمود و پس از بازگشت به ایران، در وزارت آموزش و پرورش مشغول به خدمت شد و همزمان در دانشسرای عالی تهران به تدریس پرداخت.

دکتر شکوهی در دولت وقت به عنوان اولین وزیر آموزش و پرورش در سال ۱۳۵۷ بعد از انقلاب ایران  منصوب شد. وی در سال ۱۳۷۲ به علت ناراحتی ریوی و آلودگی هوای تهران، به زادگاه خویش بازگشت و در دانشگاه بیرجند به فعالیت آموزشی و پژوهشی خویش ادامه داد و پس از ۵۷سال تدریس، در سال ۱۳۷۹با رتبه ۲۶استادی بازنشسته شد.

از جمله آثار این استاد برجسته در بخش تألیف، «روش آموختن حساب و هندسه»، «مبانی اصول آموزش و پرورش» با ۲۷ بار تجدیدچاپ، «تعلیم و تربیت و مراحل آن» با ۲۰ بار تجدید چاپ و  در بخش ترجمه «تعلیم و تربیت» تألیف امانوئل کانتو و «مربیان بزرگ» تألیف ژان شانو می‌باشد.

دکتر شکوهی بیش از ۶۰مقاله در نشریات علمی داخلی و دو مقاله در مجلات معتبر خارجی منتشر کرده‌است.

در سال ۱۳۸۵ از وی به عنوان چهره ماندگار رشته تعلیم و تربیت تقدیر به عمل آمد و در سال ۱۳۸۶ از مقام علمی وی در دانشگاه بیرجند، تجلیل شد. دانشکده روانشناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تهران نیز در سال ۱۳۸۵ بزرگداشتی برای ایشان برگزار کرد. یادش گرامی!

مراسم نکوداشت دکتر حسن ابراهیم‌زاده معبود، چهره ماندگار و استاد برجسته زیست‌شناسی و فیزیولوژی گیاهی، هجدهم اسفندماه 1395  در دانشکده علوم دانشگاه تهران برگزار شد.

در این مراسم که رئیس فرهنگستان علوم، رئیس دانشگاه تهران  و جمع کثیری از استادان و علاقه مندان به دکتر حسن ابراهیم زاده معبود حضور داشتند، آقایان د کتر رضا داوری اردکانی(ریاست فرهنگستان علوم)، دکتر محمود نیلی احمدآبادی (رئیس دانشگاه تهران)، دکتر محمد رحیمیان(معاون پژوهش و فناوری دانشگاه تهران)،  دکتر پزشک (رئیس پردیس  علوم دانشگاه تهران) و  دکتر زینلی(رئیس دانشکده زیست شناسی دانشگاه تهران) سخنرانی ایراد کردند و در پایان مراسم باحضور رئیس فرهنگستان علوم و رئیس دانشگاه تهران، لوح تقدیر و هدایایی به دکتر حسن ابراهیم زاده اهدا شد.

دکتر حسن ابراهیم‌زاده معبود از  استادان باسابقه دانشگاه تهران در رشته زیست‌شناسی و عضو پیوسته فرهنگستان علوم است. رشته تخصصی وی فیزیولوژی گیاهی است و ریاست انجمن زیست‌شناسی ایران را نیز بر عهده دارد.این محقق علوم پایه در سال ۱۳۸۰ درنخستین همایش چهره‌های ماندگار معرفی شد و فیلم مستندی از زندگی و آثار علمی وی با عنوان «مثل برگ» ساخته شده است.

 

آیین تجلیل از دکتر علی  ملک حسینی برگزیده دومین دوره همایش چهره های ماندگار،رئیس دهمین کنگره بین المللی پیوند اعضاء خاورمیانه (MESOT)  و عضو کمیته تخصصی جراحی در نهمین فستیوال پزشکی رازی  به همت بنیاد ملی نخبگان استان فارس و دانشگاه علوم پزشکی شیراز برگزار شد.

در این همایش سخنرانان  به ابعاد شخصیتی دکتر ملک حسینی-شامل زندگی فردی، تکریم استادان، شاگرد پروری، اثر گذاری ملی و تبیین فعالیت های عام المنفعه و خیریه این استاد دانشگاه-و همچنین ابعاد  علمی ایشان - شامل دستاوردهای پژوهشی- آموزشی، نوآوریها در حیطه جراحی و خصوصاً پیوند اعضا، تاثیر در راه اندازی بخش های پیوند و دیگر بخش های پزشکی در سطح کشور و اثر گذاری ملی پرداختند که گزیده ای از آن در  قسمت رویدادهای فرهنگی چهاردهمین شماره چهره های ماندگار آمده است

آیین تکریم از نیم قرن مجاهدات علمی و عملی پروفسور محمدقلی نادعلیان با حضور جمع کثیری از  فرهیختگان و مسئولان استانی و شهرستانی، 16 و 17 اسفندماه در سالن اجتماعات دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهدیشهر برگزار شد.

 در این مراسم دو روزه که همراه با برپایی نمایشگاهی از آثار برجسته دکتر نادعلیان بود،  دکتر محمدرضا صفری (رئیس نظام دامپزشکی جمهوری اسلامی ایران)، دکتر حسن تاجبخش (چهره ماندگار )، دکتر شاهرخ رنجبر بهادری (رئیس دانشگاه آزاد اسلامی استان سمنان) درباره نکوداشت مفاخر علمی و فرهنگی کشور بویژه پرفسور استاد محمد قلی نادعلیان سخن گفتند و در  ادامه از سردیس پروفسور نادعلیان رونمایی شد .

علاقمندان می توانند جهت تهیه نسخه چاپی یا دیجیتالی نشریه با شماره تلفن های 2-88477191 تماس بگیرند.

 

 گفت و گو با دکتر میر جلال الدین کزازی

چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی

دکتر میرجلال الدین کزازی استاد برجسته ادب معاصر و چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی درمیان اصحاب فرهنگ و اندیشه جایگاهی والا و ممتاز دارد . او با انتشار دهها کتاب و صدها مقاله و سخنرانی و سالها تدریس در دانشگاههای ایران و برخی کشورهای جهان به سبکی خاص در سخن وری و کتابت شهره است که بیشتر آبشخور آن به سرچشمه های ناب فارسی دری پیوسته است. از جانبی دیگر بررسی عرفان ایرانی و پیوندهای فرهنگی  ایران و اسلام و مختصات فرهنگ شیعی از نظر این استاد شاخص ادب پارسی دور نمانده است. شاهنامه یا بزعم ایشان نامه فرهنگ و منش ایران، ازجمله کتاب های مورد علاقه استاد کزازی بوده است که بطور بایسته و شایسته شناختی بنیادین از ادبیات آن به لحاظ واژه شناسی به خواننده خواستار ارائه شده است. او بر آن است که نو از دل و درون کهنه بیرون می آید و آنچه مایه شکوفایی و شادابی ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است توش و توانی است که جوانه نوآیین از درخت دیرینه سال سنت می گیرد. باسپاس و امتنان از استاد کزازی این گفت و شنود  از منظرتان می گذرد.

آقاي دكتر لطفاً براي شروع اين گفت وگو از محيط زندگي و تولد خود بگوييد؟

دکتر میرجلال الدین کزازی: نياكان من، آنچنانكه از نام من هم آشكار است، از كزاز بوده اند كه يكي از بخش هاي اراك امروز شمرده مي شود. در گذشته، بوم بسيار گسترده اي بوده است. امروز اندكي از آن به نام كزاز در نزديكي اراك، هنوز برجاست. اما از خانواده كزازي، نخست مي بايد كه از روانشاد سيد حسن كزازي ياد كنم كه دين دان و دانشمند ديني بوده است. در يكي از سفرهاي خود به آستانهاي بلند يا «عتبات عاليات» ، به خواست مردم كرمانشاه در آنجا ماندگار مي شود و از آن زمان، ما كرمانشاهي شده ايم. ايشان، آنچنانكه من از بزرگان دودمان شنيده ام، مردي دانشمند بوده است. آنچنانكه حتي در دانشهاي نهاني، يا به اصطلاح «علوم غريبه»هم دستي داشته است؛ در دانشي كه بر مي گردد به«دانش شمار» در نهان گرايي، كه پيوند ميان شماره ها يا اعداد با واژگان را در آن، به شيوه اي نهان گرايانه، رازورانه برمي رسند. ايشان در اين دانش آنچنان توانا بوده است كه چامه هاي بلندي سروده است. در اين چامه ها، از اين دانش بهره جسته است. از شيفتگان شوريده مولي علي بوده است، كه درود خداي بر او باد. در اين چامه ها ، پبوندهاي نهاني درميانه بهره جوي از اين دانش و پيوندهاي نهاني در ميانه شماره ها و نام ها يافته است. بدين گونه دوستداران علي را ستوده است و دشمنان او را نكوهيده است. براي نمونه، دوستداران را بهشتي يافته است، دشمنان را دوزخي.

 

در چه سالي  جد شما در كرمانشاه ساكن شد؟

دکتر میرجلال الدین کزازی: سال دقيقش را نمي دانم. خدمت شما گفتم، من از بزرگان خانواده شنيده ام، اما بهرروي، سيد حسن كزازي نياي  سوم من هستند. يعني پدر پدر پدرم، يعني پدر پدربزرگ ... اين نكته را مي گفتم كه يكي از دانشمندان افغان كه در آن اوان در كرمانشاه به سر مي برده اند، با روانشاد كزازي در آنجا دوستي و آميزگاري داشته اند....

*علاقمندان می توانند ادامه گفت و شنود را همراه با فیلم واقعیت افزوده در سیزدهمین شماره «چهره های ماندگار» دنبال کنند

 

 

هجدهمین نشست تخصصي انجمن آثار و مفاخر فرهنگی از سلسله نشست‌های «کیمیای خرد» با عنوان «حافظ و زمانه او» آذرماه  سال جاری برگزار شد. در این نشست استاد بهاءالدین خرمشاهی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و حافظ پژوه معاصر، با نگاهی متفاوت و  از حیث تاریخی حافظ و زمانه اش را کاوید. با توجه به تازه بودن مطلب، گزیده ای از سخنان وی درپی می آید.

 

شخصی به من گفت شما چرا آنقدر پراکنده صحبت می‌کنید من گفتم اگر بخواهم فخر بفروشم باید بگویم مانند حافظ صحبت می‌کنم. گفتند مگر حافظ پراکنده صحبت می‌کند؟ گفتم: خیر. زیرا فرقی بین پاشان، افشان و پراکنده قائل هستیم و باید هم باشیم چون پاشان یک منطق درونی دارد ولی پراکنده همه چیز داخل آن هست. گفتند حافظ چرا این‌طور می‌گوید؟ گفتم بلاتشبیه حافظ تحت تأثیر قرآن است. گفتند مطمئن هستید؟ گفتم کارها در این زمینه صورت گرفته است. پرسیدند: آیا قرآن منطق منسجم ندارد و یا قرآن توالی منطقی و توالی ظاهری ندارد؟ گفتم: خیر؟ گفتند: به چه دلیل؟ گفتم: دلیل من خود قرآن است و گفتم بیا سوره بقره را با هم بخوانیم که طه حسین پیش از من و تو خوانده است. در نوشته مشهور طه حسین که درست پنجاه صفحه است دو جزء و نیم سوره بقره تفسیر شده که در آن پنجاه موضوع وجود دارد.  


طه حسین وزیر فرهنگ مصر و حافظ قرآن بود و بدون شبهه‌ای -در این خصوص که مبادا ایمانش تحت تأثیر مدرنیسم و این چیزها باشد- این کتاب را در کمال صدق نوشته است.  وی در کتاب «مرآت الاسلام» - مرحوم ابراهیم آیتی  آن را تحت عنوان «آینده اسلام» به فارسی خوب و روان ترجمه کرده است- بدون این که نظرگاه من یا مستشرقان را داشته باشد..

*ادامه گزارش را با ما در سیزدهمین شماره «چهره های ماندگار» بخوانید.

استاد اسفندیار احمدیه: من اسفندیار احمدیه  سال 1307 در محله پامنار تهران به دنیا آمدم. 6-7 ساله بودم که به دبستان رفتم. آن روزها برای من روزهای سختی بود چون در مدرسه سرود و آواز می خواندند و بعضی وقت ها ناراحت می شدم. به منزل که برمی گشتم می گفتم نمی خواهم به مدرسه بروم. هفت ساله که شدم پدرم مرا به  کلاس باغچه بان فرستاد.ولی آنها قبول نکردند بعد به دبستان دولتی رفتم آنجا هم مرا قبول نکردند پدرم با   مدیر دبستانی دوست بود مرا به آنجا برد. موقعی که معلم درس می داد از روی حرکات لبش می فهمیدم اما همین که رویش را به تخته می کرد دیگر چیزی  متوجه نمی شدم.

پدرم اجازه نداد به دبیرستان بروم گفت برای تو مشکل است. مرا به کلاس نقاشی فرستاد. اول رنگ و روغن کار می کردم. معلممان بسیار آرام صحبت می کرد و من به خوبی متوجه حرکات لبش نمی شدم و  و الکی می گفتم بله متوجه می شوم. بهرحال طریقه رنگ زدن را از روی حرکاتش یاد گرفتم.

از سال 1325 تا هفت سال بعد در مدرسه کمال الملک بودم، طراحی، مجسمه، رنگ روغن و...کار کردم.

یک روز به توپخانه رفتم اول  خیابان سپاه با  پسربچه ای برخورد کردم که فیلم 16 میلیمتری  دست دوم داشت. خریدم. فیلم فانتزی موش و گربه بود به منزل آوردم و طراحی کردم اول دوربین نداشتم از یکی از فیلم بردارها  امانت گرفتم.  خودم میزکار و پایه دوربین و... درست کردم.شروع به طراحی کردم. هر کدام را روی فرم های جداگانه کشیدم بلد نبودم که هر کدام چند فرم می خواهند. فیلم را به انگلستان بردند  فیلم «ملانصرالدین» بود بعد از 15 روز فیلم را آوردند. هنوز  جای کار داشت.

سینا احمدیه (فرزند استاد احمدیه): فکر می کنم 5-6 ساله بودم که به دور و برم توجه می کردم و کارهای پدرم را می دیدم و همان زمان بود که پدرم اولین انیمیشن را ساخت. فیلمی بنام «ملانصرالدین»  که هنوز موجود است. اولین کار آزمایشی انیمیشنی پدرم  که سه پایه و میز کارش را خودش با چوب ساخته بوده است.

استاد اسفندیار احمدیه:  از رئیس هنرهای زیبا خواستم که فیلم را ببیند ، دید  و گفت فقط همین 13 ثانیه است؟ و سریع به معاونش  نامه نوشت که دوربین مناسب از آمریکا  بخرد و بیاورد. یک نفر فیلمبردار که به زبان انگلیسی هم تسلط داشت را به امریکا فرستادند و  بعد از 14 ماه به ایران آمد. دوربین خریده بود و گفت بیا کار را شروع کنیم. دوربین و میز و همه چیز مهیا شد. البته دوربین اتوماتیک نبود. شروع کردم به ساختن «قمر مصنوعی»، «موش و گربه» و «خوشه گندم». سال 1354 جام جم...

*علاقمندان می توانند  مستندنوشت کامل را در سیزدهمین شماره «چهره های ماندگار» دنبال کنند.