دکتر رضا داوری چهره ماندگار فلسفه

پیشرفت تاریخی از جمله اصول تجدد است و بنابراین می‌توان تجدد را جهان پیشرفت دانست. مراد از پیشرفت در اینجا سیر به سوی کمال معنوی و اخلاقی نیست بلکه پیشرفت در ساختن دائم دنیای آدمی است. در نیم قرن اخیر توسعه جای پیشرفت را گرفته است. شاید هم تجدد در سیر خود به جایی رسیده‌است که امکان پیشرفتش پایان یافته و به جای پیشرفت توسعه می‌یابد. اگر از لفظ پیشرفت افزایش و بهبود فهمیده می‌شود توسعه حکایت از افزایش و گسترش می‌کند یعنی در توسعه چیزی که هست بیشتر می‌شود و گسترش و بسط می‌یابد. پیداست که این جمله بیان معنی اصطلاح توسعه نیست اما شاید در فهم این معنی و درک امکان‌های توسعه به کار آید. توسعه متعلق به زمانی است که کشورهای صاحب اقتصاد پیشرفته به مرحله‌ای از علم و تکنولوژی و تولید یا به اصطلاح به مرحله بازتولید برای زندگی مصرفی رسیده‌اند. در همین مرحله بود که کشورهای امریکای لاتین و آسیا و افریقا، توسعه‌نیافته یا در حال توسعه نامیده شدند. این کشورها قرون هجدهم و نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم را نگذرانده بودند که بتوانند توسعه‌یافته باشند. توسعه‌یافتگی مقدمات و سوابقی می‌خواهد و کشورهایی که در زمان ما این سوابق را نداشته‌اند نمی‌توانند توسعه‌یافته باشند. نکته‌ای که توجه به آن ضرورت دارد اینست که توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی در تاریخ جدید معنی دارد یعنی به طور کلی نمی‌توان گفت که هر نظم زندگی هر وقت که بوده اگر مثلاً شباهتی به نظم اروپای غربی نداشته توسعه‌نیافته بوده است. به تمدن‌های قدیم صفت توسعه‌نیافته نمی‌توان داد. تقابل توسعه‌نیافته با توسعه‌یافته به اصطلاح اهل منطق، تقابل عدم و ملکه است...

* متن کامل در بیستمین شماره چهره های ماندگار قابل روئیت است.

آنتیلا ژاکوهامین-استاد دانشگاه هلینیسکی

*ضمن تشکر از حضور جنابعالی در این گفت و گو، خواهشمند است ضمن معرفی خود، درخصوص سوابق علمی و تالیفات و ترجمه های خود به ویژه ترجمه قرآن کریم، گلستان سعدی و گزیده مثنوی معنوی مولانا توضیح بفرمایید؟

آنتیلا ژاکوهامین: من استاد مطالعات اسلامی دانشگاه هلینیسکی فنلاند هستم  و  مطالعاتی در زمینه اسلام در دوران قرون وسطی داشته ام.  ترجمه های متعددی از  زبان عربی به زبان فنلاندی انجام داده ام؛ از جمله همان طور که شما اشاره نمودید، ترجمه قرآن کریم که در سال 1995 انجام پذیرفت و ترجمه گزیده ای از زندگینامه حضرت محمد(ص) به قلم ابن هشام که در قرن هشتم به نگارش درآمده است. علاوه بر اینها، من ترجمه هایی از فارسی کلاسیک به فنلاندی، از جمله گلستان سعدی و گزیده کوتاهی از مثنوی معنوی انجام داده ام، همچنان که  جدیدترین ترجمه من از فارسی به فنلاندی، ترجمه کوتاهی از اشعار شاعران معاصر ایران بوده است.

*لطفا در خصوص سوء تفاهمات و موانع موجود بر سر راه گسترش ارتباطات دو حوزه بزرگ تمدن اسلام و غرب توضیح دهید.

آنتیلا ژاکوهامین: در غرب دو مشکل اساسی وجود دارد: اول، سنت متوالیِ تصور اسلام به عنوان یک تهدید و حتی دشمن که پیشینه آن به قرون وسطی برمی گردد. دوم، رسانه های گروهی که تنها موضوع مورد علاقه شان فجایع، جنگها و این قبیل موضوعات است. این ها خیلی راحت تصویری از جهان اسلام ارائه می دهند که...

*ادامه گفتگو را با ما در بیستمین شماره چهره های ماندگار همراه باشد.

بعد از پایان این عالم زندگی دیگری شروع می شود و این روند تا روز قیامت ادامه دارد، بسیاری از فلاسفه مانند افلاطون هم  استدلال کرده اندجریان عالم همیشه تکرار می شود

موضوع «عید» را می توان از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار داد. به نظرم تأمل و تفکر درباره عید موجب نوعی تذکر می شود؛ عید، یادآور حقایق وجود و حقایق الهی است. اولا باید این نکته را در نظر بگیریم آنچه را که ما امروزه به عید، نوروز یا بهار تعبیر می کنیم چیزی است که در کره زمین اتفاق می افتد، البته در تمام عالم هست، ولی آن چیزی که اتفاق می افتد و ما آن را تجربه می کنیم در کره زمین اتفاق می افتد....

*کلیشه"دیدگاه" بیستمین شماره چهره های ماندگار به عید نوروز از منظر دکتر غلامرضا اعوانی چهره ماندگار فلسه اختصاص دارد.

 

پرفسور علی‌اصغر خدادوست سال ۱۳۱۴ در شیراز متولد شد. وی دوران دبستان و دبیرستان را در شیراز پشت سر گذاشت و سپس به عنوان آموزگار در داراب مشغول به کار شد و سال ۱۳۳۳ در آزمون ورودی دانشکده پزشکی شیراز شرکت نمود و با درجه ممتاز بین داوطلبان پذیرفته و  مشغول به تحصیل شد.

دكتر خدادوست دوره شش ساله پزشکی را با درجه ممتاز پشت سر گذاشت و  در سال ۱۳۴۱، پس از یک سال گذراندن دوره دستیاری چشم و گوش و حلق و بینی در بیمارستان نمازی دانشگاه شیراز، از طرف دولت وقت برای گذراندن دوره تخصصی در آمريكا انتخاب شد و به عنوان نخستین و تنها دستیار خارجی در بخش چشم پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز (Johns Hopkins) پذیرفته شد و دوران سه ساله دستیاری را به عنوان بهترین دستیار مرکز چشم پزشکی ویلمر سپری کرد

او در این دوران علاوه بر تحصیل در دانش‌های بالینی به طور فعال مشغول پژوهش در دانش‌های پایه بود و مقاله‌های بسیاری در مجله‌های گوناگون به چاپ رسانید.

دکتر خدادوست پس از پايان دوران تحصيل علی‌رغم پیشنهاد و خواست دانشگاه جان هاپکینز عازم ایران شد و تا سال 1359 در بخش چشم پزشکی دانشگاه شیراز مشغول فعالیت شد.

وي در سال ۱۳۵۹ عازم آمریکا شد و به عنوان استاد در بخش چشم دانشگاه جانز هاپکینز مشغول به کار شد. سپس در سال ۱۳۶۱ به عنوان استاد و رئیس بخش چشم دانشگاه سیسیل انتخاب شد و در سال ۱۳۷۱ مرکز چشم پزشکی ای در شهر نیوهیون را بنیان گذاشت و به عنوان سرپرست آن شروع به کار کرد. از سال ۱۳۵۹ ایشان به طور پیاپی به ایران بازگشته و در فعالیت‌های بالینی و آموزشی در بیمارستان‌های گوناگون تهران و شیراز شرکت می کردند.

وي به طور متناوب توسط شخصیت‌های برجسته‌ای در چشم پزشکی آمریکا به عنوان بهترین جراح پیوند قرنیه در دنیا معرفی شده‌ است و شهرت او علاوه بر مقالات علمی متعدد و تحقیقات گسترده در زمینه‌های مختلف و کیفیت درمان و تجربه در جراحی، مدیون تحقیقات پایه‌ای بر ناراحتی‌های سطح قرنیه‌است، تا آنجا که پیوندهای قرنیه روی مکانیسم دفع پیوند را به افتخار ایشان Khodadoust line نامگذاری شده‌است. راه اندازی بیمارستان فوق تخصصی چشم دکتر خدادوست در شيراز و بیمارستان چشم پزشکی سرعین در استان اردبيل از فعاليت‌هاي ایشان در ايران است.

دکتر خدادوست بامداد روز شنبه ۱۹ اسفند سال ۱۳۹۶ بر اثر عارضه قلبی در ۸۲ سالگی در بیمارستانی در  نیویورک درگذشت. مدتی پیش گفت و گویی صوتی و تصویری با ایشان داشتیم که مستندنوشت آن با حذف سوالات در بیستمین شماره چهره های ماندگار آمده است.. ماهنامه چهره های ماندگار فقدان این شخصیت برجسته علمی را به خانواده محترم و اهالی علم و معرفت تسلیت می گوید و از خداوند بزرگ برای ایشان اجر و  ارج مسالت می نماید. روحش شاد و یادش گرامی!

پرفسور علی‌اصغر خدادوست سال ۱۳۱۴ در شیراز متولد شد. وی دوران دبستان و دبیرستان را در شیراز پشت سر گذاشت و سپس به عنوان آموزگار در داراب مشغول به کار شد و سال ۱۳۳۳ در آزمون ورودی دانشکده پزشکی شیراز شرکت نمود و با درجه ممتاز بین داوطلبان پذیرفته و  مشغول به تحصیل شد.

دكتر خدادوست دوره شش ساله پزشکی را با درجه ممتاز پشت سر گذاشت و  در سال ۱۳۴۱، پس از یک سال گذراندن دوره دستیاری چشم و گوش و حلق و بینی در بیمارستان نمازی دانشگاه شیراز، از طرف دولت وقت برای گذراندن دوره تخصصی در آمريكا انتخاب شد و به عنوان نخستین و تنها دستیار خارجی در بخش چشم پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز (Johns Hopkins) پذیرفته شد و دوران سه ساله دستیاری را به عنوان بهترین دستیار مرکز چشم پزشکی ویلمر سپری کرد

او در این دوران علاوه بر تحصیل در دانش‌های بالینی به طور فعال مشغول پژوهش در دانش‌های پایه بود و مقاله‌های بسیاری در مجله‌های گوناگون به چاپ رسانید.

دکتر خدادوست پس از پايان دوران تحصيل علی‌رغم پیشنهاد و خواست دانشگاه جان هاپکینز عازم ایران شد و تا سال 1359 در بخش چشم پزشکی دانشگاه شیراز مشغول فعالیت شد.

وي در سال ۱۳۵۹ عازم آمریکا شد و به عنوان استاد در بخش چشم دانشگاه جانز هاپکینز مشغول به کار شد. سپس در سال ۱۳۶۱ به عنوان استاد و رئیس بخش چشم دانشگاه سیسیل انتخاب شد و در سال ۱۳۷۱ مرکز چشم پزشکی ای در شهر نیوهیون را بنیان گذاشت و به عنوان سرپرست آن شروع به کار کرد. از سال ۱۳۵۹ ایشان به طور پیاپی به ایران بازگشته و در فعالیت‌های بالینی و آموزشی در بیمارستان‌های گوناگون تهران و شیراز شرکت می کردند.

وي به طور متناوب توسط شخصیت‌های برجسته‌ای در چشم پزشکی آمریکا به عنوان بهترین جراح پیوند قرنیه در دنیا معرفی شده‌ است و شهرت او علاوه بر مقالات علمی متعدد و تحقیقات گسترده در زمینه‌های مختلف و کیفیت درمان و تجربه در جراحی، مدیون تحقیقات پایه‌ای بر ناراحتی‌های سطح قرنیه‌است، تا آنجا که پیوندهای قرنیه روی مکانیسم دفع پیوند را به افتخار ایشان Khodadoust line نامگذاری شده‌است. راه اندازی بیمارستان فوق تخصصی چشم دکتر خدادوست در شيراز و بیمارستان چشم پزشکی سرعین در استان اردبيل از فعاليت‌هاي ایشان در ايران است.

دکتر خدادوست بامداد روز شنبه ۱۹ اسفند سال ۱۳۹۶ بر اثر عارضه قلبی در ۸۲ سالگی در بیمارستانی در  نیویورک درگذشت. مدتی پیش گفت و گویی صوتی و تصویری با ایشان داشتیم که مستندنوشت آن با حذف سوالات در بیستمین شماره چهره های ماندگار آمده است.. ماهنامه چهره های ماندگار فقدان این شخصیت برجسته علمی را به خانواده محترم و اهالی علم و معرفت تسلیت می گوید و از خداوند بزرگ برای ایشان اجر و  ارج مسالت می نماید. روحش شاد و یادش گرامی!

مسجد قرطبه توسط سرسلسله خاندان امویان «عبدالرحمن اول» حدودا در جنوب شرقی اسپانیا (اندلس) و در ابعاد اولیه حدود 75*100 متر بنا گردید. در دوره پسرش «هشام اول» گسترش قابل توجهی به این مسجد داده شد. سپس در دوره «الحکم دوم، عبدالرحمن سوم و هشام دومـ مجددا گسترش­های بسیار چشم­گیر و پی در پی برای این مسجد حاصل شد...

*در بیستمین شماره چهره های ماندگار، مقاله ای کامل و جذاب به قلم دکتر حسین زمرشیدی درباره مسجد قرطبه آمده است.

" چهره های ماندگار" نشریه ای دیداری و شنیداری مستقل است که به طور ویژه به نخبگان و نام آوران عرصه دانش و فرهنگ می پردازد؛ به گونه ای که مبنای اصلی اش دیدار، گفت و شنود، مناظره و گپ و گفت با اهالی فرهنگ و اندیشه است.

علاقمندان جهت تهیه آرشیو کامل  مجله می توانند با شماره های دفتر مجله 88477191 و 88477192 تماس حاصل فرمایند

گزارش بزرگداشت دکتر غلامحسین دینانی

بزرگداشت دکتر غلامحسین دینانی(چهره ماندگار رشته فلسفه) پنجم  دی‌ماه در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با حضور دکتر غلامرضا اعوانی )چهره ماندگار فلسفه (، دکتر رضا داوری اردکانی ) چهره ماندگار و رئیس فرهنگستان علوم(،دکتر نجف‌قلی حبیبی )عضو هیئت علمی دانشگاه تهران(، دکتر منوچهر صدوقی سوها )عضو هیئت علمی موسسه حکمت و فلسفه ایران(، دکترحسام‌الدین آشنا )رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری(، رحمانی فضلی )وزیر کشور(،دکترحسن بلخاری) رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی(،  و جمعی از اساتید و علاقمندان علم و فلسفه در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد.

* گزارش کامل این بزرگداشت در نوزدهمین شماره "چهره های ماندگار"درج شده است

تقدیر از دکتر غلامعباس توسلی و برگزیدگان هشتمین دوره جایزه علمی دکتر کاردان

هشتمین‌ جایزه علمی شادروان دکتر علیمحمد کاردان(استاد پیشکسوت جامعه شناسی) در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد . در این مراسم  از بیش از پنجاه سال خدمت علمی آقای دکتر غلامعباس توسلی (عضو پیوسته فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران و استاد برجسته جامعه شناسی کشور) تقدیر و به  چهار رساله  برترِ دکتر حسین نادعلی و دکتر منصوره فضیلتی از دانشگاه تهران؛  دکتر مهناز قیاسی از دانشگاه الزهرا و دکتر زهرا رحیمی از دانشگاه تربیت مدرس جایره علمی دکتر کاردان اعطا شد.

در این آیین که با حضور آقایان دکتر رضا داوری اردکانی (رئیس فرهنگستان علوم)، دکتر علی اکبر صالحی (معاون رییس جمهوری و رییس سازمان انرژی اتمی ایران)، دکتر احمد مسجد جامعی (عضو شورای شهر تهران) و جمعی از شخصیت‌های علمی و فرهنگی کشور برگزار شد، ابتدا آقای دکتر غلامعلی افروز (دبیر جایزه علمی دکتر کاردان) در سخنانی شخصیت دکتر کاردان را بی‌نظیر و منطق و عقلانیت ایشان را فوق‌العاده خواند. ایشان در ادامه اظهار داشت که امسال به دبیرخانه جایزه علمی دکتر علیمحمد کاردان ۵۰ رساله دکتری روان شناسی رسید که چهار رساله از میان آنها برگزیده شد. در ادامه این آیین آقای مهندس محمد کاردان فرزند شادروان دکتر علیمحمد کاردان به تشریح خدمات علمی آقای دکتر توسلی پرداخت و از تشریف فرمایی حاضران تشکر کرد.

*علاقه مندان می توانند گزارش کامل این مراسم را در نوزدهمین شماره "چهره های ماندگار" بخوانند

دکتر حسین زمرشیدی 

اندلس(2)  در جنوب اسپانيا و در كنار  رود وادي الكبير (GuadalguiviR) واقع شده. از دو طرف رشته جبال‌بسيار‌سرسبز و حاصلخيزي آنرا احاطه داشته كه كاملاً آب و هواي مديترانه‌اي در آن اثر فراوان گذارده است. در سال 92 هجري ـ قمري توسط اعراب شاخ افريقا به سرداري «طارق، غلامِ موسي بن نصير»‌ جنوب شرقي اسپانيا كه يك قسمت از هشت قسمت اندلس مي‌باشد به تصرف ايشان درآمد و سپس فتوحات اعراب به قسمتهاي بسياري از اسپانيا كشيده شد. تا جايي كه اعراب تمامي اسپانيا را (اندلس) ناميدند. ضمناً حكومت اسلامي بعد از اين زمان توسط خلفاي اموي اندلس پديد آمد كه قرنها در اين اراضي حكومت كرده و آثاري زياد و بسيار شگفت از جمله كاخهايي عمارت كردند.

دوران شكل­گيري كاخ الحمراء:

كاخ الحمراء : كاخ افسانه‌اي حكام اسلامي در غرناطه «گرانادا» با زيبايي وصف‌ناپذيري حدوداً در بلندايي بسيار سرسبز از گل‌ و ‌ريحان و درختان نارنج بنا شده است. اين مجموعه حدود 35 جريب(3)  (740×220) متر را  احاطه داشته كه در سال 635 هجري توسط ملك «محمد اول» از خاندان «بني نصير» شاخص و بزرگ مسلمان زمان در اندلس شروع به ساختمان قسمتهايي از اين كاخ شده و در زمان سلطنت محمد دوم حصاركشي از ديوار با برج‌هاي ستبر و بلند 24 گانه جهت ديدباني با مقطع مربع و برنگ زيباي قرمز از مصالح براي كاخ بنا گرديد و بعداً اين رنگ كه «الحمراء بمعناي قرمز» است لقب اين كاخ شده. پس از اين مرحله در طول سلطنت افرادي ديگر به خصوص يوسف اول تا زمان محمد پنجم ساختمان سازي كاخ را پيگير بوده‌اند. «محمد پنجم» كه دو بار بحكومت رسيد....

*علاقه مندان می توانند ادامه این مقاله را در نوزدهمین شماره "چهره های ماندگار" ببینند

هجدمین شماره چهره های ماندگار ویژه نخبگان و نام آوران دانش و فرهنگ منتشر شد.

کلیشه ها و مطالب به این شماره به قرار ذیل می باشد:

طلیعه: جایزه مصطفی و ضرورت ساماندهی جوایز کشور (دکتر محمود اسعدی)

گفت و گو: فلسوف زندگی (دکتر رضا داوری)

حدیث دیگران: موسیقی ژاپنی، موسیقی ایرانی (استاد ایتاکاگی)

نقد و نظر: جایزه ای که فقط نامش مقدس است (دکتر محمود اسعدی)

                                      نگاه: سمبل مقاومت  و غربی شدن (عبدالقادر کیام)

                                      مستند نوشت: ریاضیات به توان مهر (دکتر بهمن مهری)

                                       اندیشه: به «گذشته» نقادانه بنگریم (کریک کورو)

                                      گزارش: دانش ملی و عقل یونانی(دکتر اصغر دادبه)

                                                چرا افول ارزشها ( دکتر مهدی گلشنی)

                                                بدون چرایی نمی توان چگونگی را فهمید(دکتر غلامحسین دینانی)

                                     نکته ها: تعامل با تهاجم اثربخش است (میشل نوفل)

                                     تحلیل:چشم انداز بیست ساله تاریخ و تمدن اسلام و ایران (دکتر حسین زمرشیدی)

                                     معرفی کتاب: ایران؛ تمدن راز (فاطمه بیات فر)

                                      تجلیل: ابن مقفع زمان (دکتر آذرتاش آذرنوش)

                                      دیدار: تفاوت ها نباید مانع ارتباط شود (ریمو بودای)

                                           شبکه های اجتماعی و مدیریت رسانه ها ( یافتیار لوزاتی)

                                      نامه: درمانگر جسم و جان باشید نه سوداگر نامهربان (دکتر حسن تاجبخش)

                                     رویداد های علمی فرهنگی

 

گفتگو با دکتر رضا داوری چهره ماندگار فلسفه

«وضع کنونی  تفکر در ایران» اگرچه عنوان کتاب پنجاه سال پیش دکتر رضا داوری است، وصف حال و عصاره کل آثار او نیز محسوب می شود. او علی رغم اشتغال به فلسفه به مسائل روز توجه ویژه دارد و دغدغه اصلی اش تأمل مدام و گریز از جمود و خمود و طرح پرسش های اساسی جهت بیداری جامعه و هوشیاری تحول زاست. آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و علقه  وعلاقه مفرط وی به رمان، شعر و عرفان از سویی و درک و مؤانست با برخی از تأثیرگذارترین منتقدان مغرب زمین همراه با حضور ملموس در وادی مطبوعات و مجالس علمی و مصاحبه و گفتگو، مفاهمه و حتی مجادله با اصحاب فرهنگ ایران و برخی بزرگان جهان نوشته های این چهره ماندگار فلسفه را ملموس، قابل فهم، ساده و در عین حال بدیع، عمیق و پرجاذبه ساخته است. اکنون عرصه جولان رسانه های اجتماعی با مطالب سراسر سرگرم کننده حتی در حیطه تفکر است با این حال هنگامی که غبارها فرونشیند این تاملات فلسفی است که  راهگشاست و ریشه ها و اندیشه های نسل جوان را وقاد و پویا خواهد ساخت. در آستانه هشتاد و پنج سالگی این استاد خردمند و چهره ماندگار فلسفه گفت و شنودی داشتیم که در هجدهمین شماره چهره های ماندگار می خوانید.

در هجدهمین شماره چهره های ماندگار خواننده گفت و گویی بسیار صمیمی و دلنشین با چهره ماندگار ریاضیات (دکتر بهمن مهری) خواهید بود.

سالها پیش با کریم کورور در مرکز بین المللی اندیشه و تمدن اسلامی مالزی  دیدار و گفتگو کردیم. او متخصص علوم اسلامی است و نظرات جالبی در مورد مقولات فلسفی دارد. مستندنوشت این گفت و گو  در هجدهمین شماره چهره های ماندگار درج شده است. 

دکتر اصغر دادبه چهره ماندگار ادبیات فارسی

دکتر علی اصغر دادبه استاد فلسفه اسلامی و چهره ماندگار ادبیات در نشست «حکمت در ادبیات ایران» که به همت موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه برگزار شد سخنان خود را با قرائت مطلع؛ «مرا کز عشق به ناید شعاری، مبادا تا زیم جز عشق کاری» «جهان عشقست و دیگر زرق سازی، همه بازیست الا عشقبازی» «اگر بی‌عشق بودی جان عالم، که بودی زنده در دوران عالم؟»... از نظامی آغاز کرد و گفت: طبیعی است کسی که هیچ دلبندی ندارد و دوست نمی دارد، فساد بسیاری خواهد داشت. به همین دلیل بود که ورود به مذهب عشق این همه اهمیت پیدا کرد. یعنی هر آئینی می خواهی داشته باش اما اهل مهرورزی باش.

وی با اشاره به اغراض اولیه و ثانویه در معنی اشعار و در نتیجه دو پهلو بودن معنی آنها در نزد شعرای گذشته به ویژه حافظ افزود: شعر در معنای فلسفی و حکمی ما دو تا قصه دارد که قدما به آن غرض اولی و اغراض ثانویه می گفتند. غرض اولیه آن چیزی است که چشمتان می بیند و گوشتان می شنود. اما شعر بیش از یک معنا دارد. به همین دلیل است که حافظ تا این اندازه اهمیت دارد. چون که غالب شعرهای او چند معنی است. غرض اولیه آن مصالحی است که شما از آن استفاده می کنید که پیام شاعرانه تان را بگوئید. در واقع پیامی که هرگز نوشته نمی شود و گفته نمی شود. بلکه باید آن را دریابید و اهمیت شعر در این است.

از حدود قرن پنجم، علوم رایج که همه در سایه حکمت جمع شده بودند وارد شعر فارسی شدند و از تمام آن مسائل فلسفی مضمون ساخته شد و پیام داده شد. وقتی حافظ می گوید؛ «بعد از اینم نَبُوَد شائبه در جوهر فَرد، که دهان تو در این نکته خوش استدلالی است» شخص باید تمام آن چیزهایی که در نظریه فرد و جز یتجرا یا اتمیسم و نقطه مقابل آن یعنی نظریه هیولا و صورت را بداند تا این پیام را بفهمد. چون که این دو نظریه وارد اسلام شد که اصل اشیا چیست؟ فلاسفه مشایی به تبعیت از ارسطو گفتند که ماده و صورت است. یعنی استدلال در اثبات یکی و نفی دیگری رایج بود. همه اینها را می گوید تا احساس خودش را در برابر جلوه ای از جلوه های زیبایی بیان کند که این کار شعر است.

این حافظ شناس افزود: دعوایی که بین متکلمان و فیلسوفان درباره این بوده که متعلق علم خدا کلیات است یا جزئیات، را سعدی در این شعر که «حاجتِ موری به علم غیب بدانَد، در بُنِ چاهی، به زیرِ صخره‌ی صَمّا» دارد این مسئله را بیان می کند. او می گوید که نه تنها جزئی ترین جزئیات را می داند حتی می داند که این مورچه در شب تاریک در زیر چاه چه حاجتی دارد.

به دلیل اتفاقاتی که در قرن چهارم افتاد، شعرای ما همه به دلیل هویتی به طرف یک نظریه خاص رفتند. در چهارصدسال نخستین که مردم ما مسلمان شدند هم در برابر سطله اعراب مانند هارون الرشید و... مقاومت کردند و هم از طریق نظامی و هم از طریق فرهنگی جنگیدند. این قرون در تاریخ ما بسیار مهم است. در دو صده تا جایی که استاد زرین کوب هم به آن اشاره می‌کند و حتی دو قرن ابتدایی را به دوقرن سکوت یاد می‌کند. البته بدین معنی نیست که هیچ سخنی گفته نشده بلکه ثبت نشده است. در همین دو قرن فرهنگ ایران به عالم اسلام منتقل شد و مهر تائید اسلام بر آن خورد....

# گزارش کامل این نشست در هجدهمین شماره چهره های ماندگار

دکتر مهدی گلشنی چهره ماندگار فیزیک

سخنرانی عمومی گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف با عنوان «چرا ارزشها در محیط ما تبخیر شده است؟»، با سخنرانی دکتر مهدی گلشنی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مدیرگروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

مهدی گلشنی در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه جامعه ما از نظر فرهنگی بازگشت به عقب داشته است، گفت: همه فکر می کنند علم در هر جامعه ای فارغ از فرهنگ می تواند رشد داشته باشد. انحرافات در دانشگاه ها زیاد شده است و مسئولیت زیادی در این رابطه به عهده هیئت علمی دانشگاه هاست و باید به این مساله توجه کنند. در کشور ما مسأله توسعه علمی و شاخص های پیشرفت مطرح است اما مطمئن نیستم که برداشت واحدی وجود داشته باشد و این برداشت اصولاً قابل دفاع  باشد.

وی با تشریح منظور از کسب علم از ابتدای پیدایش جهان گفت: مکتب رایج در قدیم در یونان به دنبال فهمیدن طبیعت بود تا اینکه به ادیان ابراهیمی و توحیدی رسید. در ادیان توحیدی مساله فهم آثار صنع الهی و عظمت خلقت و به کارگیری امکاناتی که خداوند در راه سعادت و رفاه بشر مطرح کرده بود، شد. در قرون وسطی هم همین تفکر حاکم بود.

این نظریه پرداز افزود: در دوران علم جدید و از زمان دکارت، تفکر ادیان ابراهیمی حاکم شد. علم به تدریج پیشرفت کرد و صنعت بوجود آمد و مکاتبی هم مانند تجربه گرایی ظهور کردند. این مکاتب عنوان کردند  آنچه که از طریق تجربه قابل حصول است ارزشمند است. البته در قرن ۱۹ و ۲۰ در غرب تفحص فهم طبیعت مطرح بود. در غرب مساله علم برای کسب ثروت و قدرت مطرح شد. در مملکت ما کسب علم برای چیست؟ علم برای فهم مطرح نیست. آیا فقط علم را برای پول و مقام می خواهیم یا رسیدن به نور؟ اکنون در کشور ما نه تفکر اسلامی و نه تفکر غربی و نه فکر شرقی حاکم است.

گلشنی اضافه کرد: دانشگاه باید دانشجویی تربیت کند که به ماندن در کشور و خدمت به آن علاقمند باشد و اگر دیندار وارد شود دیندارتر از آن خارج شود. فرهنگ فعلی حاکم در دانشگاه ها به دانشجو القا می کند که فقط به دنبال تامین شغل آینده اش باشد. فرهنگ درستی در دانشگاه ها و آموزش و پرورش حاکم نیست. دولت هم توجهی که باید به آموزش و پرورش و دانشگاهیان داشته باشد که این دو قشر با آسودگی خاطر به کار بپردازند، ندارد...

# متن کامل این نوشته در هجدهمین شماره چهره های ماندگار درج شده است.

دکتر غلامحسین دینانی چهره ماندگار فلسفه

علم از چگونگی صحبت می کند ولی چرایی پرسش از علت است. کسی که تنها به  «چگونگی»می پردازد و از «چرایی» خبر ندارد به عمق عالم راه ندارد و سطحی اندیش است.

تنها موجودی که در عالم هستی مظهر خداوند است، انسان است. در قرآن هم آمده که انسان خلیفه یعنی جانشین خداوند بر روی زمین است، چون انسان مظهر کامل تبارک تعالی است؛ سجده بر آدم یعنی سجده بر خدا.انسان به همان اندازه که مظهر کامل حق است و از هر فرشته ای مقامش بالاتر است به همان اندازه از حیوان هم پست تر است.

چهره ماندگار فلسفه اظهار داشت: معقول، کلی و فراگیر است. این امر فراگیر که معقول است و همه هستی را فراگرفته از ماده و سلول درنمی آید، چرا که ماده ذاتش محدودیت است اما کلی محدود نیست معقول الهی است و جنبه الهیت دارد، متافیزیک است. تنها موجودی که درک کلی دارد انسان است. شما نمی توانید کلیات را در تلسکوپ و آزمایشگاه پیدا کنید. بعضی ها چون نمی توانند آن را پیدا کنند می گویند انتزاعی است.

کسی که چرایی را نداند، چگونگی را هم نمی داند. آنها از چرایی صحبت می کنند اما از چگونگی سخن نمی گویند. علم از چگونگی صحبت می کند، بدون چرایی نمی توان چگونگی را فهمید. در سطح می فهمند ولی در عمق به چرایی نمی رسند. چرایی پرسشی از علت است. کسی که به فقط چگونگی می پردازد و از چرایی خبر ندارد به عمق عالم راه ندارد و سطحی اندیش است یعنی فقط به ظواهر نگاه می کند.

وی در ادامه اشاره کرد: سه مساله دین، فرهنگ و تمدن از مسائل مهم انسان است. فرق دین با فرهنگ و تمدن را می دانیم ولی مشکل بین فرهنگ و تمدن است. این دو با هم تفاوت دارد و یکی نیستند. هر فرهنگی تمدن نیست. تمدن معمولاً فرهنگ هم دارد. فرهنگ بدون تمدن امکان دارد. اگر کسی فقط فرهنگ داشته باشد، دین و تمدن نداشته باشد، ناقص است. تمدن بدون فرهنگ هم نمی شود. دین بدون فرهنگ و تمدن هم مشکل است. دین اگر باشد فرهنگ و تمدن را با خود به همراه می آورد. اگر دینی فرهنگ و تمدن نیاورد ناقص است....

# متن کامل این کلیشه در هجدهمین شماره چهره های ماندگار درج شده است

میشل نوفل-روزنامه نگار و محقق مسیحی

 من میشل نوفل هسستم و به مطالعه مسائل جهان اسلام، ایران و ترکیه علاقه مند هستم و در مرکز مطالعات بیروت مشغول به کار هستم

درخصوص روابط اسلام و غرب باید بگویم مناسبات اسلام و غرب شاهد تحولات زیادی در مقاطع تاریخی گذشته بوده است. در اغلب این تحولات کشمکش، جنبه اصلی روابط  محسوب می شد ولی در حال حاضر، جنبه اصلی مناسبات کنونی میان اسلام و غرب بر گفت  وگو و مفاهمه متمرکز شده است.

در حال حاضر برخی موسسات و نهادهای غرب که در زمینه های سیاسی فعالیت دارند،  در ترسیم خطر و تهدید از جانب اسلام می کوشند. با سقوط شوروی سابق، اکنون غرب دارای رقیب و دشمن اصلی نیست. بنابراین از دیدگاه این نهادها باید برای غرب یک دشمن تراشید. نهادهای تصمیم ساز در غرب بر ضرورت دشمن تراشی اصرار می ورزند و لذا پس از مطالعات فشرده ای که با کمک محققان و پژوهشگران اسرائیلی در فلسطین اشغالی به عمل آمده، بالاخره اسلام را به عنوان دشمن اصلی منافع غرب عنوان کردند.

امریکا به عنوان نهاد اصلی تصمیم سازی در غرب به دلیل از دست دادن رقیب اصلی خود که در شکل و شمایل شوروی سابق ظاهر شده بود، به دنبال دشمن تراشی بوده و لذا نقشی اصلی در ظاهر ساختن اسلام  به عنوان دشمن جهان غرب ایفا کرد. طبعاً در منطقه خاورمیانه و همچنین در جهان اسلام جریانات اسلامی وجود دارند که نادانسته در جهت اهداف این سناریو حرکت می کنند تا خواسته امریکا را در معرفی اسلام به عنوان دشمن غرب برآورده سازند.

ما در زمانه ای زندگی می کنیم که شاید بهتر است آن را دوره تجدیدنظر و مرور ایدئولوژی ها و عصر ارتباطات بنامیم. در این دوره، کلیه جریانات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دارای پیوندهای نزدیکی با هم هستند.

در چنین دوره ای، دشوار است که اسلام به حالت انزوا درآید. بلکه باید به لحاظ فرهنگی حالت تهاجمی به خود گیرد و از این رو نباید هراسی در جهت تعامل و برخورد فرهنگی با سایر فرهنگ ها وجود داشته باشد.

بنابراین در یک کلام مایلم بگویم که کشمکش تنها مشخصه روابط اسلام و غرب نیست بلکه فقط یک جنبه آن را تشکیل  می دهد ولی جنبه دیگر که روابط بین المللی آن را ایجاب می کند عبارت از همکاری و تعامل مشترک و ظاهر ساختن این همکاری ها به صورت سیاست های مشترکی است که بر مبنای ضرورت های زمانه به وجود می آید....

#هجدهمین شماره چهره های ماندگار