علاقمندان جهت تهیه ویژه نامه می توانند با دفتر مجله به شماره تماس 88477191و 88477192 تماس حاصل فرمایند.

 

 

گفت و گو با استاد محمد احصایی

*استاد دلایل گرایش شما به هنر دینی چیست و در گذر تاریخ فعالیت هنری خود، آثارتان را چگونه طبقه بندی می کنید؟ چطور شد به سمت هنرهای تجسمی رفتید و عنوان "خادم قرآن" برای شما چه مسئولیتی به همراه آورده یا صرفاً عنوانی تشریفاتی است؟ همچنین در مورد آثارتان صحبت کنید و اگر خاطره ای از خلق آثارتان دارید بفرمایید.

هر کاری که توسط کسی در جامعه انجام می شود، دارای کاربردی است.  حال این کاربرد یا ذوقی شخصی است یا ارتباط اجتماعی دارد. نکته اینجاست که صحبت کردن راجع به آن کار از زبان خود هنرمند یا عامل آن عمل، بعضاً کار جالبی نخواهد بود، چون بعضی توانایی صحبت دارند و به اصطلاح شیرین صحبت می کنند و موضوعات جالبی را مطرح می کنند ولی بعضی این گونه نیستند و این توانایی را  کمتر دارند.

من از جمله کسانی هستم که در مورد کارم نمی توانم صحبت کنم، گرچه معلم هستم ولی معمولاًٌ  در محیط دانشجویی سعی می کنم موضوع بحثی که مربوط به تخصص من و حیطه کاری دانشجو است را بشکافم و در مورد آن صحبت کنم و در این میان دانشجو باید یک برداشت کلی و آگاهی راجع به پروژه داشته باشد و بعد در قالب یک برخورد دانشگاهی نتیجه کارش را بیاورد تا هر دو با هم به تعامل برسیم  ولی در مورد کار خودم  که امری شخصی و در نتیجه ذوقی و هنری است، نمی شود گفت که کارها برای دیدن انجام شده است.

راستش را بخواهید توانایی شرح و توضیح کارهایی که با آن ها شناخته شده ام را ندارم ، نه تنها من بلکه خیلی ها این توانایی را ندارند. بدین معنا که کار دیداری را باید دید و کار شنیداری راباید شنید. فرض کنید درباره اثر "چهار فصل" ویوالدی چه می توانید بگویید؟ شنونده گوش می کند و یا از آن خوشش می آید و می فهمد و یا خوشش نمی آید   و یا نمی فهمد. درست مثل بحث عرفان اسلامی که امری ذوقی  و هنری است.

با همه این حرف ها اگر من درباره خودم حرف بزنم و شما بخواهید با توجه به سخنان من نامی بر آن تعیین کنید به نظر من بیشتر باید از جانب عرفان وارد ماجرا شوید چرا که  هنر خوشنویسی در حوزه اسلام به دلیل مشغولات ذهنی و همنشینی عاطفی که با کلام وحی دارد و کارش کار هنری و ذوقی است در نتیجه دریافت ها، عواطف و رفتارش صبغه کار عرفانی می گیرد. هنر خوش نویسی را باید در حوزه عرفان بررسی کرد. یعنی باید در حوزه زیبایی آن را بررسی کرد. یک هنرمند جمال شناس عارف،  هنرمندی است که کارش در ارتباط با اسلام و قرآن کاری عارفانه است، تا همین مقدار می توان صحبت کرد اما راجع به گذشته و مسایل شخصی و خانوادگی هنرمند صحبت کردن هیچ سودی ندارد.

*از همین باب که باز کردید ، بحث را شروع می کنیم. آیا در صورت  رسیدن هنرمند به جایگاهی که شما درباره آن صحبت کردید، می توان به او عارف گفت؟

این هم نوعی عرفان است. عارف بودن طیف های مختلفی دارد. استادی مثال خوب و جالبی می زد،  می گفت اگر شما در اتاقی باشید و پرده را کنار بزنید نور را می بینید. اگر چراغی را روشن کنید مقدار روشنایی متفاوت خواهد بود و اگر پنجره را هم روشن کنید و چراغ هم روشن باشد باز هم میزان نور متفاوت خواهد بود. همچنین اگر بیرون از اتاق بروید و آفتاب را ببینید میزان نور تغییر خواهد کرد  و نور افتاب در میانه روز و اول صبح  و دیگر ساعات روز باز به مراتب متفاوت خواهد بود....

*علاقمندان می توانند ادامه گفت و شنود را در دوازدهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

گفت و گو با استاد محمود فرشچیان

نگارگري ايراني به‎عنوان بخشي عظيم از پيكره سترگ فرهنگي نقشي عمده در سير تاريخي هنر اين مرزوبوم داشته است و همگامي آن با ادبيات و علوم، نقشي بهينه و اساسي در پيشبرد علم و ادب اين سرزمين داشته. مكتب‎هاي هرات، بغداد، شيراز، اصفهان، تبريز و... نقطه‎هاي عطفي در هنر نگارگري‎اند كه نقاشی امروز وامدار آن سرمايه‎هاي عظيم است و استادان نگارگر اكنون پاسدار ميراث ماندگار هنروران گذشته‎اند. متن ذیل گفت و شنودی است که مدتی پیش انجام شده لکن هنوز جذاب و قابل تامل است. از نظر می گذرد.

محمود اسعدي: بفرماييد كه بهطوركلي وضعيت كنوني نقاشي و نگارگري در ايران را چگونه ارزيابي ميكنيد؟

استاد محمود فرشچيان: نگارگري ايران آرام آرام مقام والاي خود را در جامعه ما باز خواهد يافت و در آينده‎اي نه چندان دور شاهد تحولي منطقي و صحيح در نگارگري ايران خواهيم بود و اين نكته آشكار مي‎سازد كه هرگاه زمينه و محيطي مناسب براي ارائه استعدادها فراهم آيد، شكوفايي چشمگيري در هنر نگارگري ايران متجلي خواهد شد.

نقاشي ايراني در تاريخ پرسابقه حيات خود از دوران نقاشي در غارها تا دوره سفال الي اكنون ادامه يافت و فراز و نشيب‎هاي فراواني را پيموده و همچنان به روند تحول خود ادامه خواهد داد و نكته درخور توجه اينكه هرگاه فضا و محيطي شايسته براي هنرمند فراهم آمده، آثاري شگرف و جاودانه به‎وجود آورده كه تاريخ هنر ايران به آن مفتخر شده است. پرداختن به مكاتب گوناگون و چند و چون نقاشي و نگارگري ايران نيازمند فرصتي ديگر و تجزيه و تحليل كلي در مسائل بسيار است كه تحولات اين هنر را بهتر و بيشتر معلوم و مشخص سازد. شمه‎اي از آنچه طي چند سال گذشته و همچنين هم‎اكنون بر اين هم مي‎گذرد از نظر مي‎گذرانيم. باشد كه نظرها و راه‎حل‎هايي مفيد و سودمند ارائه شود و نتايجي رضايتبخش به‎دست آيد تا اين هنر نه‎تنها به لوح و اعتلا و عظمتي كه درخور و شايسته آن است دست يابد، بلكه در سطح جهاني نيز همان گونه كه مكاتب گذشته و كلاسيك با مكاتب مدرن و دوران كنوني نقاشي چين در جهان مطرح‎اند، هنر نقاشي ايران هم بتواند زباني گويا براي همه مردم دنيا داشته باشد....

*علاقمندان می توانند ادامه مطلب را همراه با فیلم واقعیت افزوده در دوازدهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

گفتگو با استاد نصرالله افجه ای چهره ماندگار خوشنویسی

نصرالله افجه‌ای سال ۱۳۱۲ در تهران به‌دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در تهران گذراند و موفق به گرفتن دیپلم هنری شد. وی چندین دهه سابقة متمرکز بر روی هنر خطاطی دارد و با تکنیک‌های مختلف و مصالح و مواد متنوع در خوشنویسی نیز کار کرده و آثار متنوعی را به وجود آورده است. در میان خوشنویسان ایرانی از نسل اول این گونه تجربه اندوزی‌ها و ترکیب کردن و گسترش دادن امکانات خوشنویسی با مصالح نقاشی و سایر تکنیک‌های طراحی بوده است.

افجه‌ای از سال ۱۳۵۲ تاکنون  چندین نمایشگاه انفرادی برپا کرده و در چندین نمایشگاه گروهی نیز آثارش را به نمایش گذاشته است. او نشان درجة یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته و در هفتمین همایش چهره‌های ماندگار در آبان ماه ۱۳۸۷ به عنوان چهره ماندگار رشته خوشنویسی برگزیده شده است. آثاو او اخیراً در موزه متروپولتین نیویورک و بازار جهانی با استقبال مواجه شده است.

دکتر محمود اسعدی:  با وجود اینکه جنابعالی شخصیت برجسته و شناخته شده ای هستید و در عرصه خوشنویسی آثار شما در ایران و جهان مطرح است و در نمایشگاه های بین المللی فراوانی شرکت کرده اید، از شما تقاضا داریم پیشینه ی مختصری از آثار و واحوال خود را بیان کنید؟

استاد نصرالله افجه ای: من نصرالله افجه­ای هستم و حرفۀ خوشنویسی پیشه دارم. از من پرسیدند که از کی این کار را شروع کردی و من گفتم یاد ندارم از کی شروع نکردم. از طفولیت به این کار علاقه مند بودم و به مرور به واسطۀ مواردی که سر راهم قرار گرفت -چه در آبراه تحصیلی و چه در آبراه کاری- کلاس های خوشنویسی را نزد اساتید قدیمی از دیر زمان تا به امروز پیشه کرده­ام.

دکتر محمود اسعدی:  اساتید شما چه کسانی بودند و شیوه کاریشان چه بود؟

استاد نصرالله افجه­ای: من بعد از اینکه دیپلم گرفتم، با آقای مرحوم کیمیا قلم (ایشان یکی از خوشنویسان معاصران دور ما هستند) آشنا شدم. از زنجان آمده بودند و نزد استاد عرب زاده مشغول کار بودند.  آنجا با ایشان آشنا شدم و سال ها نزد ایشان تلمذ کردم. با پسرانِ ایشان آشنا هستم. همیشه یادی از آن دوران می­شود  چرا که پایه به کارگیری تعلیم من نزد استاد از آنجا  شروع شد و  بعد...

*علاقمندان می توانند ادامه مطلب را همراه با فیلم واقعیت افزوده در دوازدهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

 مصاحبه استاد یدالله کابلی

استاد یدالله کابلی متولد سال 1328 در خوانسار است. وی اولین گواهی نامه استادی خط شکسته انجمن خوشنویسان ایران در سال 1368 را دریافت کرد. دارای گواهینامه درجه یک هنری، عضو شورای عالی ارزشیابی هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و استاد انجمن خوشنویسان ایران و شورای عالی تشخیص و ارزشیابی هنری است. از دیگر فعالیت های هنری، آموزشی و اجتماعی ایشان می توان به: برگزیده چهره های ماندگار خوشنویسی کشور1385؛ مسئول راه اندازی و آغاز دوره جدید تعلیم خط شکسته معاصر از سال1350 در کلاس های آزاد خوشنویسی؛  عضو فعال بیست ساله آموزشی، هنری و فرهنگی در شورای عالی ساختار و تشکیلات انجمن خوشنویسان ایران؛ آموزش هنرجویان و تربیت مدرس جهت توسعه امر خوشنویسی در تهران و کلیه شعبات شهرستانی؛ مشاور فنی و هنری شورای انتشارات؛  عضو موثر برپایی جشنواره های فرهنگی و همایش های هنری سراسری کشور؛  عضو موثر در کادر اجرایی برپایی گرامیداشت درویش عبدالمجید طالقانی در مهران طالقان سال 1375 و سید علی اکبر گلستانه(میراث فرهنگی)سال1377؛  کارشناس هنر خوشنویسی میراث فرهنگی کشور و وزارت فرهنگ و ارشاد؛ داور جشنواره ها و همایش های داخلی و خارجی و نویسنده و منتقد در عرصه  سیرتاریخی هنر خوشنویسی و چشم انداز آن در دوران معاصر در مطبوعات داخلی و خارجی اشاره کرد. متن ذیل گزیده گفتگوی استاد با  نشریه مکعب است که توسط ایشان تلخیص و ارائه شده است.

 

قدری از خودتان و انگیزه رویاروئی با خط‌شکسته بگوئید؟

در دورانی که من خط شکسته را آغاز کردم هیچ تجربه و آگاهی و تعلیمی از این قلم نداشتم ولی آن‌قدر مفتون و بی‌قرار بودم که سر از پا نمی‌شناختم. پس شروع به کنکاش و جستجو کردم تا  با تهیه نمونه‌هایی از خط اساتید بتوانم تشنگی و اشتیاقی که در جانم موج می‌زد را  پاسخگو باشم. ازطرفی جوانی و شرایط تحصیل و کارهای روزمره زندگی مجالی برای پرداختن کافی به مشق و تعلیم نمی‌گذاشت. ولی همین‌قدر که فرصتی می‌یافتم سعی می‌کردم که چشم دلم را با نوشتن و تمرین کردن از آثار محدود و کم عیار موجود جلا ببخشم یا با سرکشی به خیابان منوچهری و شاه‌آباد و نگاه‌های حسرت‌بار و مجازی به قطعات پشت ویترین مغازه‌ها قوّت می‌گرفتم و شوقم را زیاد می‌کردم. سال‌های 50و51 سال‌های ارتباطی و احساس پویائی با این خط بود که به همراه دوست دیرینه‌ام آقای استاد عطارچیان و بعدها استاد مشعشعی که یادگارهای دیرینه این دلبستگی بودند و امروز با کمال تأسف با اندیشه‌ای ناصواب با من و تلاش من در تقابل و بیگانه مانده‌اند! در حالی که نیک می‌دانند که من چه کوشش جان‌کاهی برای ترویج و توسعه این هنر داشتم و یک تنه مسئولیت تعلیم و آموزش این هنر را در کلاس‌های آزاد و خوشنویسی و بعدها انجمن خوشنویسان ایران پذیرفته و با احساس مسئولیت، رسالت این امر خطیر را عهده‌دار بودم. در این دوران شادروان خسرو زعیمی که دل در گرو این کار داشت بسیار مشوّقم بود و به هر روی کلاس‌های آموزشی خط شکسته رسماً در انجمن آغاز گردید. در همان سال اول استادعطارچیان...

*علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند

گفتگو با استاد کیخسرو خروش چهر ه ماندگار هنرهای تجسمی

کیخسرو خروش (متولد 1320  تهران )تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان رسانید و در سال 1340 با شرکت درکنکور دانشکده هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) و اخذ رتبه اول به تحصیل هنر نقاشی پرداخت . ایشان پس از اتمام دانشکده و خدمت نظام وظیفه در راستای اعتلای هنر به کشور انگلستان و فرانسه عزیمت نمود و ماهها در موزه ها و گنجینه ها به مطالعه مکاتب هنر و نقاشی اهتمام ورزید.
استاد کیخسرو خروش همزمان با تحصیل نقاشی در کلاس های آزاد خوشنویسی ثبت نام و نزد استاد بزرگوار خویش آقا سید حسین میر خانی (بنیانگزار انجمن خوشنویسان ایران) به مشق نستعلیق مشغول شد و با همتی مثال زدنی مراحل سلوک خوشنویسی را با توفیق سپری کرد. کتابت 27 عنوان کتاب فاخر در کارنامه در خشان فعالیتشان مشهود است که در اینجا به اختصار به ذکر نام کتبی چند بسنده می کنیم:آداب المشق عماد الحسنی ، مثنوی پیر و جوان میرزا نصیر جهرمی ، از سطر نویسی تا کتابت ،جزوه مرزداران(برای موزه شهدا) ، سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی ،چهار مقاله نظامی عروضی ، رباعیات خیام (اول و دوم) ، دیوان حافظ (اول و دوم ) ، لیلی و مجنون نظامی ، یوسف و زلیخای جامی ، خسرو و شیرین نظامی ، رساله خوشنویسی منسوب به میرعماد (دوم) ، گلاب اشک (از محتشم تا مشفق) ترکیبات و مراثی حضرت سید الشهدا(ع) ،  نامه حضرت امیر به مالک اشتر نخعی ( ترجمه فارسی) ، مجموعه آثار خوشنویسان جهان اسلام ،مجموعه آثار خوشنویسان معاصر ایران (در چند آلبوم و کتاب) ، دیوان اشعار دکتر نوربخش (نعمت اللهی) ، منظومه زهره و منوچهر با مقدمه استاد محیط طباطبائی ، ترجمه نهج البلاغه حضرت امیر(ع) ، مشق چلیپا و . . .  .

دکتر محمود اسعدی: در خدمت استاد گرانقدر جناب آقای کیخسروخروش، چهره ماندگار هنرهای تجسمی که در عرصه ی نقاشی و خوشنویسی سرآمدند هستیم. انشالله که بتوانیم گفتگویی صمیمی و جذاب برای خوانندگان به همراه بیاوریم. پیش از هرچیز علیرغم اینکه حضرتعالی در دهه های اخیر به عنوان یکی از شخصیت های برجسته هنری مطرح هستید و شهرت زیادی دارید، بعنوان مقدمه از خودتان بگویید که چطور شد به این عرصه وارد شدید

استاد کیخسرو خروش: حقیقت این است که من از 6-7 سالگی به خط و نقاشی علاقه بسیاری داشتم منتها به خاطر تحصیلات ابتدایی و متوسطه فرصتی پیدا نکرده بودم که به صورت جدی به این دو هنر بپردازم. در 20 سالگی در کنکور دانشکده هنرهای زیبا رشته نقاشی با رتبه اولی قبول شدم و کار نقاشی را به طور جدی زیرنظر مرحوم استاد حیدریان شروع کردم. بعد از چند ماهی متوجه شدم کلاس هایی به نام کلاس های آزاد خوشنویسی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر آن روز هست مراجعه کردم و خودم را به شاگردی مرحو م استاد سیدحسین میرخانی درآوردم. کار خوشنویسی را به موازات نقاشی ادامه دادم و با تشویق های مرحوم حسین میرخانی روز به روز علاقه ام به کار خط و خوشنویسی بیشتر شد و دوره ممتاز و استادی را در زمینه خط طی کردم. حدود 40 جزوه کتاب در آن مدت نوشتم که بعضاً چاپ شد. کار نقاشی هم...

*علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند

استادحسين زمرشيدي

استاد حسین زمرشیدی سال 1318 در مشهد مقدس متولد شد. پس از تحصیلات مقدماتی، زیرنظر پدرش مرحوم حاج محمد که هنرمند و شایسته و توانای وقت اداره باستان شناسی بود در بقعه خواجه ربیع به شغل پدری همت گماشت . باتوجه پدر و سایر اساتید در معماری اسلامی سرآمد شد. آثار هنرمندی ایشان در بقاع خواجه ربیع شیخ محمد مومن، خراسانی (گنبد سبز) در مشهد، بارگاه امامزاده محمد محروق، بناهای شیخ عطار در نیشابور، شیخ احمد جامی در تربت جام و مولانا محمد تایبادی دیده می شود. استاد حسین زمرشیدی با ده ها جلد کتاب و صدها  مقاله از  بزرگان رشته عمران، هنر و معماری می باشند. استاد دارای 10 تابلو هنر بدیع معرق کاشی پرکار و جالب بوده است. همچنین ایشان دارای 38 تابلو از هنرهای قدسی معماری می باشد که بر روی کاغذ کالک و به بهترین شکل ممکن طرح و بازدست ترسیم و رنگ آمیزی شده که همگی را وقف (موزه ملک) کرده است. در اثر تلاش های بسیار ارزشمند و مستمر استاد حسین زمرشیدی تاکنون از طرف مقامات شاخص و علمی کشور 80 بار مورد تقدیر قرار گرفته اند و برای ایشان چندین بار گرامیداشت برگزار شده است.

 

غير از هنر كه تاج سر آفرينش است           دوران هيچ منزلتي جاوادنه نيست.


در كتاب «نقش آجر و كاشي در نماي مدارس» تأليف اينجانب طرح‌هاي قدسي و الهي بسيار زيبا و دلنشين با قاعده و اصول از نقوش معماري ايراني و اسلامي آنچنان با فلسفه آفريده شده است كه چشم هر بيننده هنر دوست را عميقاً مالامال از عشق به هنرهاي الهي مي‌نمايد. اميد است كه از نگاره‌هاي بسيار شوراگيز اين اثر در نماي مدارس استفاده‌هاي مطلوب برده شود. با مراجعه به نقوش ذكر شده بدانجا مي‌رسيم كه «عشق هنر آفريده و هنر بواقع عشق را زاييده است». تا جايي كه هنرهاي قدسي از سرشت انسان‌هاي عاشق در روح و وجود و قلب ما خانه گزيده است و ما را به حقيقت هنر عاشق و دلباخته ساخته است. براي تاليف اين اثر، عشق به هنرهاي معماري اسلامي و از همه بالاتر عشق به حضرت دوست كه او بس زيباست و زيبايي را دوست مي‌دارد و زيبايي‌ها را براي نزديك شدن ما به خود، آنچنان شگرف آفريده است كه انسان­هاي عاشق به معنويت، را به تسخير جاودانه خويش كشيده است و قلب و روح ما را به حقيقت زيبايي‌ها صيقل داده است. نقوش اين اثر با آدمي حرف مي‌زند ـ زبان دل عشق به هنرهاي خدايي را با بيان تصويرها بسيار عميق با بيان راه و رسم هنر در نماسازي مدارس امروز و فردا براي ما و خصوصاً آثار معماري اسلامي به ارمغان مي‌آورد كه انشاء الله اين راه پر فروغ و پر رهرو خواهد بود. نظر اينجانب ...

 *علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند

استاد حبیب الله آیت اللهی

چهره ماندگار طراحی-گرافیک

1395/09/14

حبیب الله آیت اللهی سال ۱۳۱۳ خورشیدی در شیراز متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شیراز به پایان رسانید و سپس به تهران آمده و سال 1328در مقطع کارشناسی در رشته  نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران دانش آموخته شد و پس از آن مدارجی از قبیل کارشناسی ارشد نقاشی، تخصص در معماری داخلی، تخصص در پیکره سازی تزئینی و دکتری در تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر  از دانشگاه سوربن پاریس را کسب نمود. وی سال ۱۳۴۹ استادیار دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و سال 1358 دانشیار دانشگاه تهران شد و ریاست دانشکده هنرهای زیبا را به عهده گرفت. دکتر آیت اللهی عضو پیوسته فرهنگستان هنر، رئیس کمیته واژه گزینی هنر فرهنگستان زبان و ادب پارسی است و تا کنون راهنمای بیش از یکصد پایان نامه و رساله در مقاطع کارشناسی تا دکتری بوده است.


دکتر آیت اللهی سال ۱۳۸۳ به عنوان چهره ماندگار هنرهای تجسمی انتخاب شد. از آثار و تألیفات او می توان به ترجمه بیش از ۲۰ عنوان کتاب در زمینه هنر، تألیف کتابهایی از قبیل مبانی نظری هنرهای تجسمی، مبانی رنگ و کاربرد آن در هنرها، تاریخ هنر ایران و مقاله های فراوانی در این زمینه اشاره کرد. وی درخصوص رابطه نقاشی با مذهب می گوید: «امروزه نمی توانیم بگوییم که هنر نقاشی وابسته به مذهب است و همین طور از طرفی نمی توانیم بگوییم که از آن جداست. همان طور که نقاشی می تواند به مذهب وابسته باشد، می تواند از آن جدا نیز باشد و این آزادی و تنوع موضوع نسبی برای  نقاشی امروزه موجود است. در واقع در  نقاشی معاصر یا امروزی شکل طبیعی از میان می رود و  نقاشیساخته و پرداخته ذهن خلاق هنرمند می شود که به اصطلاح فرنگی، کلمه «آبستره» و در پارسی لفظ «تجریدی» را برای آن به کار می برند. در اینجا دیگر ما نمی توانیم مستقیم به طبیعت اشاره کنیم چون دیگر طبیعتی وجود ندارد؛ اما اشکالی هستند که هنرمند آنها را آفریده که باز هم آن را از طبیعت الهام گرفته است. برای آنکه هنرمند بیننده را به فراسوی مادیت این اشکال ببرد می تواند از مفاهیم عرفانی و آسمانی که در هنر گذشته نیز به کار رفته استفاده کند؛ به طور مثال وقتی جناب شیخ شهاب الدین سهروردی معتقد است که رنگ زرد یا طلایی، رنگ جبروت الهی است و رنگ آبی لاجوردی، رنگ ملکوت می باشد، حتماً دلیلی برای آن دارد. ما می بینیم که این تفکر از ۳ هزار سال پیش از جناب شیخ شهاب الدین سهروردی در فلات ایران و بین النهرین وجود داشته است. سومری ها معتقد بودند که طلا و لاجورد همراه انسان از آسمان به زمین آمده است. در عین حال این تفکر می تواند این اندیشه را ایجاد کند که چگونه هنرمند امروزی و معاصرساز، از این عقیده در کارهایش استفاده کند....

*علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند

 

استاد محمدحسین حلیمی

چهره ماندگار گرافیک و طراحی

محمدحسین حلیمی  سال ۱۳۱۹ درشهر همدان چشم به جهان گشود و از هفت سالگی نزد پدر بزرگش میرزا غلامحسین اسلامبوالچی که در انواع علوم و فنون وارد بود پرورش یافت. پس از ورود به مدارس جدید و اتمام دوره دانشسرای مقدماتی همدان و اخذ مدرک متوسطه در رشته ادبیات فارسی به معلمی پرداخت. سپس در  دانشکده هنرهای زیبا در رشته نقاشی به تحصیل پرداخت و به منظور ادامه تحصیل و کسب اطلاعات جدید عازم فرانسه شد. وی با ورود به دانشکده آردکو  و همچنین در دوره فوق لیسانس هنرهای تجسمی دانشگاه سوربن تجربیات تازه‌ای را شروع کرد. ابتدا از دوره فوق لیسانس رشته گرافیک فارغ‌التحصیل شد، پس از آن فوق لیسانس هنرهای تجسمی و بعد  در سال 1360دکترای سیکل سوم را در زمینه زیبایی شناسی و علوم هنر در دانشگاه سوربن  به اتمام رساند و بلافاصله به ایران برگشت و به تدریس در دانشکده هنرهای زیبا پرداخت. او استاد بازنشسته هنرهای تجسمی و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا است. وی معتقد است  می‌توان از هنرهای تجسمی در طراحی شهری استفاده کرد. به همین دلیل هم از واژه جدیدی با نام "طراحی تجسمی" استفاده می‌کند.« طراحی تجسمی که به خودی خود شامل رشته‌های هنری متنوعی است، در طراحی و ساماندهی شهری امروز و به خصوص با ویژگیهای کلان شهر تهران نقش اساسی و تعیین کننده‌ای دارد. هر اندازه که از امکانات سازنده طراحی تجسمی استفاده شود، از میزان آشفتگی و درهم و برهمی این اقیانوس بی‌کران به نام تهران کاسته می‌شود. البته موفقیت طراحی تجسمی، نیازمند همکاری، همراهی و تشریک مساعی واحدها و سازمانهایی است که روند شکل‌گیری، ایجاد نظم و انضباط شهری را به عهده دارند اما سهم طراحی تجسمی در آموزش و ایجاد نظم در رفتارهای منضبط اجتماعی، به خصوص ارتباطات فرهنگی حائز اهمیت است. یکی از زمینه‌های بسیار تاثیرگذار طراحی تجسمی، در ایجاد نظم و انضباط شهری،" گرافیک شهری" است که چهره، منظر و زوایای شهر را برای ساکنین آن قابل تحمل می‌کند . همچنین....

*علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند

استاد علی اکبر صادقی

چهره ماندگار نقاشی

علی اکبر صادقی )زاده ۱۳۱۶ تهران) یکی از پرکارترین و موفق‌ترین نقاشان و هنرمندان ایرانی است. وی از۵ سالگی کار نقاشی را آغاز نمود. در دوره دبیرستان توجهش بیشتر متوجه نقاشی بود در فعالیت‌های نمایشی دبیرستان نیز فعال بود و کار دکور صحنه و گاهی نیز گریم بازیگران را انجام می‌داد. در دوران دبیرستان زیر نظر آواک هایراپتیان نقاشی ابرنگ را آموخت. در سال ۱۳۳۷ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تحصیل خود را ادامه داد. سپس در سال ۱۳۳۸ سبک ویژه‌ای را در هنر ویترای یا شیشه‌بند منقوش با حال و هوای سبک ایرانی ابداع کرد.« یک روز یکی از دوستانم به نام حسن ارژنگ گفت می‌خواهیم یکجا را دکوراسیون کنیم؛ تو می‌دانی ویترای (شیشه رنگی)چیست؟ گفتم بله، توی دانشکده در کتاب تاریخ هنر چیزهایی درباره آن خوانده‌ام. گفت می‌توانی از آنها بسازی. گفتم والله... تا آمدم بیشتر بگویم گفت ببین خلاصه یک کاری بکن. کمی فکر کردم و دیدم این شیرینی‌فروشی‌‌ها که خامه می‌ریزند روی شیرینی و کیک، با یک وسیله‌ مثل قیف این کار را انجام می‌دهند، با تقلید از آنها و سفت کردن رنگ و  یک مقدار خلاقیت‌های دیگر به چیزی رسیدم که همان ویترای بود آن‌هم با یک سلیقه و حال و هوای خاص ایرانی. پس از این نوآوری آن ساختمان را با این مدل ویترای دکوراسیون کردیم و از آن زمان بود که سفارش‌های ویترای پشت سرهم برایم می‌رسید و برای خیلی از خانه‌های ثروتمندان تهران ویترای و دکوراسیون با ویترای ساختم. زمانی که این کار حسابی گرفت و مشتری زیادی پیدا کرد، در خیابان ولی‌عصر روبه‌روی پارک ساعی، «گالری ویترای» را ایجاد کردم؛ آنجا به کمک چند نفر ویترای کار می‌کردم و مرتب از همه‌ جا سفارش می‌گرفتیم. کار ویترای را ادامه دادم تا....

*علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

استاد محمدسلحشور

چهره ماندگار خوشنویسی

محمد سلحشور متولد 1311 تهران است. او خوشنویسی را نزد استاد حسن زرین‌خط شروع کرد و سپس از محضر استاد سید حسین میرخانی و استاد علی‌اکبر کاوه سود جست. « کلاس چهارم ابتدایی بودم، معلم خط ما آقای متولی بود که یک روز از ما خواست قلم نی و مرکب سر کلاس ببریم و از روی سرمشق او بنویسیم. روی تخته نوشت، ما هم نوشتیم، ورقه ها را جمع کرد، دفعه بعد که نمره ها را خواند بالاترین نمره 12 بود. به من که رسید معلم گفت پسرم شما چقدر خط کار کردید؟ گفتم من اصلا خط کار نکردم. گفت شما  نمره 16 گرفتید. اولین بار بود که قلم نی دست می گرفتم این تشویق باعث شد که همچنان خط نوشتن را ادامه دهم تا جایی که یک روز برای امتحانات نهایی سال ششم که آن زمان درمدرسه مروی برگزار می شد، معلم خط و خوشنویسی ما بیمار شد و از من خواستند که به جای ایشان درس خوشنویسی را امتحان بگیرم. این تشویق ها باعث شد که دنبال خط بروم و شروع به تمرین کردم. دوره دبیرستان بودم که کم کم با استادان خط آشنا شدم. ابتدا نزد استاد حسن زرین خط و بعد نزد استاد حسین میرخانی رفتم. آن زمان گواهی صلاحیت دبیری می دادند و من اولین کسی بودم که گواهی صلاحیت یک و دو و سه را به طور همزمان گرفتم. ».وی در حدود ده هزار صفحه را کتابت کرده است که...

*علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

استاد عباس اخوین

چهره ماندگار خوشنویسی

عباس اخوین سال ۱۳۱۶ در مشهد چشم به جهان گشود، از همان ابتدا به هنر خوشنویسی علاقه فراوانی داشت و در دوران تحصیل با شور و اشتیاق فراوان به تمرین و نوشتن خط پرداخت. «شیوه  من بیشتر به سبك و سیاق عمادالكتاب نزدیك است. عمادالكتاب هنرمند ارزنده‌ای بود كه در زمان پهلوی اول زندگی می‌كرد. از عماد‌الكتاب، امروز سیاه مشق‌ها و خط‌های زیبایی به جای مانده است. استاد من در خوشنویسی استاد علی حسینی شاگرد عمادالكتاب بوده است و من در سال‌های اولیه ی فراگیری خط، به شیوه استاد آغاسی می‌نوشتم و بعد از آن نیز به سبك شخصی خود دست یافتم. البته ناگفته نماند كه من در حوزه ی خط، بیشتر به مشق نظری پرداخته‌ام و آنها كه از فعالیت من طی این سال‌ها مطلع هستند، خط مرا تركیبی از خط امروز و شیوه ی میرعماد می‌دانند. نكته ی جالب این است كه خوشنویسانی چون عمادالكتاب، كلهر، میرزا غلامرضا و به طور كلی خوشنویسان دوره ی قاجار، همه به شیوه ی میرعماد دلبستگی داشته‌اند و بر این اساس به ارائه ی اثر می‌پرداخته‌اند و البته بعد، توانستند شیوه ی مخصوص به خود را در خط پیدا كنند. به نظرم، میرعماد در خوشنویسی سرچشمه‌ای بوده است كه خط و اصولا سبك او توانسته منبع الهام هنرمندان بعد از او باشد....

*علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

 

 

عبدالصمد حاج صمدی سال 1327 در تهران و در خانواده ا‌ی مذهبی دیده به جهان گشود. گرایش پدر به خطّ نسخ (قرآنی)، در دوران جوانی رهنمون وی  به سوی خوشنویسی شد. 
دست تقدير آن جوان جوياي هنر را براي محفل استاد نامدار دوره معاصر، مرحوم استاد حسن زرین‌خط انتخاب نمود و سالياني دراز در محضرشان درس هنر و معرفت آموخت . وی  پس از فراگیری خطّ نستعلیق و نگارش چندین کتاب به این خط، به مشق نظری آثار بزرگان خطّ نسخ فارسی پرداخت. اين استاد والا با استعداد و همتي بی نظیر، به تنهايي و بدون ياري استاد، به آموختن و نگارش خطّي پرداخت كه سالها از افول ستاره هاي آسمانش گذشته بود و  سپس با تربيت شاگردان فراوان، احیاگر خطّ نسخ فارسی در دوره معاصر گردید. در كثرت شاگردان استاد همين بس كه تمامی نسخ‌نویسان فعلی مستقیم یا باواسطه از ایشان بهره برده اند. استاد صمدی در کنار خطّ نسخ، با همان قدرت مثال زدنی نیز به نگارش خطّ محکم و زيباي ثلث پرداخت و خطّ ثلث ايشان نمونه اي كامل و شايسته از شيوه سنتي عثماني است. شناخت هنري عميق و قدرت اجراي مثال زدني ايشان سبب گرديده كه یکی از قوی ترین ثلث‌نویسان جهان اسلام محسوب ‌گردد. وی به غیر از  خطوط ذکر شده در نگارش خطّ محقق (شیوه بایسنقری)، خطّ رقاع (شیوه علاءالدین تبریزی و احمد نیریزی) و خطّ رقعه (عربی) نیز تبحر خاصی دارد.
 در طول سالیان گذشته آثار بسیاری از این استاد گرانقدر به صورت قطعات منتخب و یا کتاب‌های مختصر به چاپ رسیده است. یکی از گسترده‌ترین آثار ایشان نگارش کل نهج‌البلاغه در سالهای دهه شصت است.  وی رابطه ای گسست ناپذیر بین هنر و مذهب قائل است و  می گوید «خود مذهب بالاترین هنر و خدا بزرگترین هنرمند است. کدام نقاشی چیره تر از خداوند و کدام خطاط، زیبانویس تر از کسی است که خط هستی و خلقت را به این زیبایی رسم کرده است که اگر تمام قلم ها در وصف آن بنویسند به عشری از اعشار آن نمی رسند»....

*علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

1395/07/08

علاقمندان می توانند با مراجعه به سایتwww.ndigi.ir به نسخه الکترونیکی تمامی شماره های ماهنامه چهره های ماندگار دسترسی پیدا کنند و در صورت تمایل به داشتن نسخه چاپی با شماره تلفن 02188477191 دفتر ماهنامه چهره های ماندگار تماس حاصل فرمایند.

 

1395/07/07 

در این شماره ماهنامه که ویژه  "پروفسور حسین صادقی" است، مطالبی از : پروفسور حسین صادقی(صادقانه عمل کرده ام)، دکتر علی اصغر بلوریان (اسطوره علم و اخلاق و ادب)، دکتر اسلامی ندوشن (هم طبیب است و هم حبیب) ، دکتر رضا داوری (کمتر فکر کرده ایم چه بیاموزیم)،  استاد غلامحسین امیرخانی (پیوند علم و هنر و فرهنگ)،  دکتر علی اصغر شعردوست (حکیمی ادیب و نادره کاری ماندگار)، دکتر محقق داماد(وحی همانند خداوند مستمر است) ،  دکتر محمدحسن ماندگار (دانشمند ارزشمند، معلم فوق العاده)، شهریار غریبی (دلدادگی و عشق) ، مجید خسرو شاهین (انتشار 300 مقاله علمی) ،دکتر سیروس شمیسا (درختان مرا می شناسند) ، محمود اسعدی (کی یر کگور؛ معنی زندگی و عالیجناب هگل)، نظام الدین احمد (فتوای ابن خلدون علیه ابن عربی)، فیض الاقطاب صدیقی (دین و آزادی)، دکتر پویس (به بحران دائم عادت کرده ایم) را می خوانید و در ادامه  نامه ماندگار منوچهر آتشی و بزرگداشت امیربانوکریمی از منظرتان می گذرد و  سپس یادی  می کنیم از چهره  پیشکسوت بازیگری داوود رشیدی و چهره ماندگار ژنتیک دکتر محمدعلی مولوی و شاعر ایرانی الاصل روسی ،فاضل اسکندر، روحشان شاد و یادشان گرامی.

                      * علاقه مندان می توانند جهت دریافت مجله، با دفتر مجله به شماره 88477192 تماس حاصل نمایند

1395/7/7

استاد امیرخانی

حدود سال های قبل از 1380 آقای پروفسور صادقی لطف کردند و منزل ما آمدند، اظهار علاقه کردند و گفتند که می خواهند کتاب خیامی را که گزیده شخصی خودشان (که شخصیت علمی هستند)  و حاصل  نگاه ویژه شان به شخصیت خیام است و در آن از زاویه علمی  خیام را مورد عنایت و توجه قرار داده اند به چاپ برسانند. بنابراین من هم از این بابت احساس کردم که  فرصت خیلی خوبی است. 

در طول تاریخ، کارها و نمونه های درخشانی در همه زمینه های هنری  از ادبیات گرفته تانقاشی و معماری و هنر های امروز و به طور کلی هنرهای نقشی خلق شده است. ایشان در جایگاه یک چهره علمی شناخته شده جهانی به  زمینه کتاب و کتاب آرائی و به طور کلی هنر کتاب - که ما در ایران از این حیث دارای  سابقه درخشان هستیم و خودش یک رشته هنری با اعتباری در دنیا هست - علاقمند هستند. خوشنویسی به عنوان متن این هنر در طول تاریخ جایگاهی داشته که در آن تهذیب و جلدسازی و تنوعات بسیار زیادی که از لحاظ رنگ آمیزی و طراحی و از متن طبیعت ایران  مثل گل های متعدد  و متنوع شده،  برای خودش یک هنر مستقل فوق العاده درخشانی  بنام تذهیب  یا مینیاتور بوجود آورده است. ایشان درنظر داشتند که مجموعه ای از این دستاوردهای تاریخی را درباره رباعیات خیام ،دانشمند ریاضیدان فوق العاده بزرگ است که در غرب و  ایران شهرت دارند،  در کتابی  گرد آورند.  و کاری غیر از آنچه تابحال شده ( همانطور که عرض کردم از لحاظ علمی) انجام بدهند. بنده از این بابت خوشحال شدم چرا که  همیشه من و دیگر اصحاب هنر  علاقمند بودیم که بتوانیم بین اخلاق و هنر و این چرخه علم و هنر و فرهنگ و همه اموری که به نوعی همریشه هستند پیوندی برقرار کنیم. اموری که در طول تاریخ، مراتب حضور مردمی در یک کشور یا کلاً روی زمین را تعیین می کند. اینان به عنوان موجود متفکر توانسته اند قدم هایی برای شناخت خود و اطرافشان از طریق انواع امکاناتی که وجود داشته بردارند تا بتوانند به مقامی برسند که خود و جهان اطراف را بهتر بشناسند و تعریف کنند…

*خوانندگان گرامی ماهنامه چهره های ماندگار می توانند ادامه صحبت های استاد امیرخانی درباره پروفسور صادقی و کتاب خیام را در یازدهمین شماره ماهنامه چهره های ماندگار دنبال کنند

گزارشی از بزرگداشت دکتر امیربانو کریمی

1395/7/7

در تداوم سلسله برنامه های بزرگداشت مشاهیرعلم و ادب و به پاس خدمات علمی-فرهنگی بانوی فاضل و دانشمند، صائب پژوه و چهر ه ماندگار زبان و ادبیات فارسی ،خانم دکتر امیربانو کریمی،  مراسمی با حضور اساتید، فرهیختگان، دوستداران علم و دانش  و علاقمندان، بمنظور بزرگداشت ایشان ،روز سه شنبه 26 مردادماه در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزارشد.

در ابتدای مراسم دکتر مهدی محقق، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ضمن خیرمقدم به اساتید و حاضران ،دکتر امیربانو کریمی را سلاله علم و ادب و فرهنگ خواند و گفت: «اولین باری که خانم امیربانو کریمی را دیدم در دانشکده ادبیات بود. آن دوران را به خوبی به یاد دارم، من از دانشکده علوم معقول و منقول فارغ التحصیل شده بودم  و برای شغل دبیری نزد مرحوم احمد راد رئیس فرهنگ شهرستان ها رفتم و از ایشان خواستم مرا به قم بفرستند ایشان گفتند  یک روز دیر آمدی قم را به سیدبهشتی دادیم. خلاصه چون هدف من استادی در دانشگاه بود  و دانشکده علوم معقول و منقول دوره دکتری نداشت ناچار به دانشکده ادبیات رفتم.  البته من معمم بودم و در رفتن به دانشکده ادبیات اندکی محتاط عمل کردم. در همان روزها بود که مرحوم آیت الله کاشانی به من گفت: بی سواد (کسانی که مسن تر هستند در این جمع، می دانند که تکه کلام ایشان بی سواد بود) چکار می کنی؟ گفتم درس می خوانم گفت بس است هرچقدر علم انبار کردی برو  بچه مسلمان ها را درس بده (یعنی دبیر شو). من اندکی تعلل کردم   و ایشان گفتند شما بی سوادها خودتان را کنار می کشید که همه جا را کافرا گرفته اند. گفتم حضرت ایت الله من اگر دبیر بشوم باید بروم متوسطه درس بدهم  توی صف خانم های  بی حجاب.  برای من با این عمامه مناسب نیست. خلاصه ایشان برای من توصیه نامه ای نوشتند و من به دانشکده ادبیات رفتم.  در همان زمان خانمی که نسبتاً کم سن و سال بود، چندباری به من سلام کرد،و یک بار گفت پدرم به شما سلام می رساند. من پرسیدم پدر شما کیست؟ گفتند امیری فیروزکوهی. آنوقت ها امیری فیروزکوهی برای مجله یغما می نوشتند و من هم برای یغما می نوشتم. بدین صورت رابط ما مجله یغما شد. این اولین باری بود که من خانم کریمی را دیدم و بعد از آن همکلاس شدیم و ایشان با دوست و همکلاس عزیز دیگرمان  جناب دکتر مظاهر مصفا -که جایشاان در این مجلس بسیار خالی است  و از خداوند برای ایشان شفا طلب می کنیم- ازدواج کردند و این باعث شد که ما  آشنایی خانوادگی پیدا کنیم. بدین طریق دوستی بین ما و این سه شخصیت بزرگ ادامه یافت. بخوبی یاد دارم زمانی که رئیس دانشکده ادبیات بودم، همواره دانشجویان از  کلاس های ایشان راضی بودند و می گفتند کلاس های ایشان جامع است. ما هم وجود ایشان را در  دانشکده غنیمت شمردیم. در دانشکده ادبیات درمیان اعضای گروه -که همگی مرد بودند- لازم بود یک خانم هم از جهت تشویق و راهنمایی  حضور داشته باشد ….این مجلس بزرگداشت را قرار بود چندسال پیش برگزار کنیم اما همواره حیایی منّاع باعث شده بود که سرکار امیربانو  قبول نکنند. این بار به ایشان گفتم که این بزرگداشت فقط برای شما نیست برای جوانان است تا الگو بگیرند و بالاخره قبول فرمودند. …

علاقمندان می توانند ادامه گزارش را  در یازدهمین شماره چهره های ماندگار دنبال کنند.

 

1395/7/7  

گفت و گو با دکتر پویس مدتی پیش در اسپانیا انجام شد. باتوجه به نوع تحلیل ایشان از مساله " بحران" در  جامعه غرب از نظرتان می گذرد.

محمود اسعدی: بنظر می رسد در جهان غرب علم  در مقابل دین قرار داده می شود. تلقی شما در این باره چیست؟

دکتر پویس: من خود به دنیای علم وابسته ام و  علاقه بسیاری هم به آن دارم. مردم شاید درست ندانند دقیقاً "که" هستند . بسیاری از دانشمندان بر این نکته واقف شده اند و برخی در عین فروتنی  و تواضع نظریات خود را ابزار می کنند. در قرن گذشته این گرایش وجود داشت که علم نوعی لامذهبی تلقی شود. ولی امروزه عالمان و دانشمندان بسیاری وجود دارند که به نتایجی جز این دست یافته اند و در زمینه  مذهب به پیشرفت های بزرگی نایل شده اند. آنها در بسیاری از موارد مواضع دیگری اتخاذ نموده اند و معتقدند اگر درک و فهم درستی برقرار باشد دین هیچ گونه منافاتی با علم ندارد و همینطور هم علم هیچگونه ضدیتی با دین ندارد. تنها مورد این است که "علم" نبایستی محور قرار گیرد زیرا  چنانچه غرور بر آن مستولی گردد گمراه خواهد شد و به "ارزشها" بی توجه خواهد بود. این خود مسأله بسیار مهمی است که علم، "خودکامه" عمل نکند بلکه به ارزشی تبدیل گردد که در خدمت نوع بشر باشد و البته بشر نیز باید بداند که چگونه این ارزشها را ارج بنهد.

محمود اسعدی: دنیای کنونی تا کجا نیازمند این امر است که گفتگویی بین گروههای منتخب ادیان سه گانه یا  با آنها که به راه فراتجددگرایی رفته اند برقرار شود.

دکتر پویس: خب فرامدرنیزم یک گذر از مرحلة بی خدایی که به وجود آمده  بود، است . این امر مشکلات ما را مرتفع نمی ساخت. بنابراین نوعی عکس العمل به وجود آمد. گرچه این تفکر ما را به جایی هدایت ننموده  چرا که  تفکری ضعیف بوده است و ما خود نیز یاد نگرفته ایم چگونه از قلبمان استفاده کنیم…

  • ادامه گفت و شنود را در یازدهمین شماره ماهنامه چهره های ماندگار دنبال کنید.

پروفسور مولوی در سال ۱۳۰۰ شمسی در شهر تبریز متولد شد و چهار سال ابتدایی را در شهر تبریز گذراند و برای ادامه تحصیل به تهران رفت. وی بعد از گذراندن دوره عمومی در دانشکده پزشکی برای مدت چهار سال عازم پاریس شد و در بیمارستان کودکان پاریس در بخش پروفسور لامی، استاد کودکان و ژنتیک، مشغول شد

  در سال ۱۳۳۲ پس از بازگشت به تهران وارد کادر هیات علمی دانشگاه تهران شد و تدریس دروس پزشکی را آغاز کرد. و در سال ۱۹۶۲ از سوی سازمان بهداشت جهانی برای تکمیل دوران ژنتیک عازم دانمارک و در سال ۱۹۶۴ نیز از طرف WHO برای گذراندن دوره یک ماهه عازم امریکا شد که پس از آن از طرف سازمان بهداشت جهانی به عنوان کارشناس ژنتیک شناخته شد.

پروفسور مولوی نخستین شخصی بود که علم ژنتیک را به ایران آورد و برای مدت سه سال این علم را رایگان در ایران تدریس و در مدت فعالیت خود سه مرکز ژنتیک در ایران راه‌اندازی کرد.وی که در هشتمین همایش چهره‌های ماندگار ایران در سال  ۱۳۸۹ به عنوان چهره ماندگار علم پزشکی ایران مورد تجلیل قرار گرفت، پس از 60 سال فعالیت علمی دارفانی را وداع گفت. روحش شاد و خدایش رحمت کند.

                                                                                                       1395/06/07       

داوود رشیدی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون، و  "چهره ماندگار "عرصه سینما درگذشت.                                                     

داوود رشیدی زاده ۲۵ تیر ۱۳۱۲ در تهران، تحصیلات متوسطه را (به دلیل فعالیت‌های دیپلماتیک پدرش) در ترکیه و پاریس به پایان رساند و تحصیلات دانشگاهی را در ژنو ادامه داد. (فارغ‌التحصیل کنسرواترا ژنو در رشته کارگردانی و بازیگری تئاتر و لیسانس حقوق سیاسی از دانشگاه ژنو) . وی دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر است.  از جمله نمایش‌هایی که اجرا کرده می‌توان به «در انتظار گودو»، «ریچارد سوم»، «پیروزی در شیکاگو»، «منهای دو»، «آقای اشمیت کیه؟ » و از جمله فیلم‌های سینمایی  که در آنها بازی کرده می‌توان به آثاری چون «کمال الملک»،«ملاقات با طوطی»،«زمهریر» و ... اشاره کرد. او  در مجموعه‌های تلویزیونی گوناگونی مانند «ولایت عشق»، «هزار دستان»، «آوای فاخته»، «عطر گل یاس» و ... نیز بازی کرده است. 

وی  به سال 1387 در هفتمین همایش "چهره ماندگار"  به عنوان چهره ماندگار عرصه  سینما برگزیده شد.

دکتر محمود اسعدی، دبیرهمایش و سردبیر "چهره های ماندگار" درگذشت وی را به خانواده و همه علاقمندان به وی تسلیت گفت. روحش شاد و یادش گرامی