حسين زمرشيدي  

چهره ماندگار معماری سنتی

در اين مقاله تلاش بر اين بوده كه به زبان ساده، ريشة تاريخي بحث بيداري اسلامي بازگو شود.

به دليل ضيق مجال، نوشتار حاضر به صورت خلاصه و كاملاً مختصر، به بيانِ كليات بحث اهتمام داشته؛ ولي بنا به نياز، در برخي موارد، به ذكر مصاديق لازم هم پرداخته است. بنابراين شايد باتوجه به اختلاف سلائق، بيان بعضي مطالب كلي و جزئي (به جهت ميزان اهميت موضوعات و مسائل!)، به نظر افراد مختلف، كم يا زياد بيايد كه اين كاملاً طبيعي است. ولي كوشش گرديده كه باتوجه به اختصار مقال، به اَهم مسائل پرداخته شود. براي نمونه مي‌توان به اين موارد اشاره كرد:

مقاومت ملي و ديني به محوريت تشيع

ايجاد فرصت و تشكيل نهضت و حكومت (هرچند با ابعاد مكاني و زماني كم و كوتاه!) – ذكر بعضي نقاط عطف و حساسِ تاريخي – بيان نقاط ضعف و قوت تاريخي (به‌خصوص مبارزات و مجاهدات) – اشاره به ريشة برخي مسائل و حوادثِ مهمِ مهجور – ياد برخي از بزرگان و كارهاي مهم و ماندگار ايشان‌ (آثار مؤثر).

نكته كلي و مهمِ ديگر، اين است كه همانگونه كه در مقدمة بحث (و به ذكر دليل!) بيان شده، در اينجا محور بحث بيداري (همانند خود بناي تمدن اسلامي!)، تلاش ايرانيان است كه هم در آغاز و هم در دنبالة كار، جايگاه بنيادي داشته‌اند؛ و هم در اصلِ مهمِ پايداري، پيگيري هميشگي داشته و دارند! چيزي كه در ديگر ملل، شدت آن اينگونه و به اين اندازه نبوده و نيست!

همچنين همانگونه كه از عنوان مقاله مشهود است، بستر كار از آغاز «حمله و دورة اعراب» تا پايانِ «حمله و دورة مغول» مي‌باشد كه به سه بخش دوران تمدنِ اسلامي (دورة تشكيل، دورة توسعه و دورة فتور) اشاره دارد، و دورة بعدي، دورة‌ احياء تمدن اسلامي است كه از تشكيل حكومت مقتدر صفويه آغاز مي‌شود و زمان شكوفايي دوبارة مليت به محوريت مذهب شيعه مي‌باشد! كه اشاره به آن، خود به تنهايي، فرصت و مجالِ وسيع مي‌خواهد و بايد جداگانه به آن پرداخته شود.

و نيز نياز به يادآوري است كه به علت «خصوصيت تحليلي و محوريت استنتاجي» مقاله، «توالي و ترتيب» حوادث تاريخي مدِنظر نبوده و از اين رو شايد براي خواننده پرسش پيش آيد! كه پاسخ آن، همين ويژگي ياد شده است.

به اميد آن كه اين بحث اَهمِ تاريخي، به صورت وسيع و مناسب، مجال بيان پيدا كند.

براي شناخت بيداري اسلامي، همانند هر چيز ديگري، بايد عقبه و سير تاريخي آن شناخته شود. و در اين مجال مختصر و نظر اجمالي، وقوف حداقل به عقبه و سير تاريخي مسألة مذكور، لازم و اساسي است.

بنابراين با بررسي گذشته، زمينه براي شناخت حال و رسيدن به راه‌ آينده فراهم خواهد شد. همانگونه كه در تعريف تاريخ گفته‌اند؛ آشنايي با گذشته و چراغ راه آينده است. و اين دربارة همه چيز و همة مسائلِ تاريخي صدق مي‌كند. پس ما بايد براي پرداختن به بيداري اسلامي، پيش از هر چيز به تاريخ اسلام و تمدن اسلامي بپردازيم....

*علاقمندان می توانند ادامه مطلب را از چهاردهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

نامگذاری برخی از خیابان ها، کوچه ها و میدان های شهر، به نام یکی از مفاخر  و مشاهیر بزرگ که منشا خدمات فروان به بشریت و یا به فرهنگ و تمدن ملی و آیینی ما بوده، قطعاً اقدام بجا و پسندیده ای است و بیانگر درک ارزشها و حق شناسی مردم این دیار می باشد.

در طول تاریخ کم نبوده اند کسانی که در پرتو سفر ایران و یا مطالعات علمی درباره فرهنگ و تمدن ما، آنچنان مجذوب و شیفته ی این فرهنگ دیرپا شده اند که ایران را وطن دوم خود به شمار آورده اند و حتی بعضی از آن ها به چنان درجه ای از علاقه و دلبستگی رسیده اند که  مانند پروفسور پوپ، وصیت کرده اند که پس از مرگ در ایران به خاک سپرده شوند.

بی تردید ابراز علاقه  اهل دانش و بینش که توام با آگاهی و شعور است، و همچنین تلاشها و خدمات ارزشمند چنین بزرگانی از ملل دیگر به فرهنگ و تمدن ما فرصتی است که می بایست قدر دانسته شود و لذا واجب است که چنین شخصیت هایی به شایسته ترین نحو ممکن مورد تقدیر و تکریم قرار گیرند.

یکی از شخصیت های نامداری که دل در گرو فرهنگ ما داشته و با سفرهای متعدد و اقامت طولانی در ایران، مطالعات عمیقی درخصوص تشیع، تصوف و عرفان نموده است پروفسور هانری کربن، استاد برجسته ی فرانسوی است که به واسطه ی مطالعات گسترده و نیز ارتباطات نزدیک با شخصیت های فرهنگی به مرتبه ای نایل آمد که کتابها و مقالات عمیق و ارزنده ای در این زمینه به رشته ی نگارش و چاپ درآورد که بسیار خواندنی و جذاب است کربن به لحاظ فهم عمیق و دلبستگی شدیدی که به فرهنگ ایرانی و اسلامی و خاصه به مذهب تشیع داشت در دوران حیات خود و پس از ان همواره مورد احترام و تجلیل متفکران ایرانی بود

زنده یاد دکتر علی شریعتی در گفتاری در مذمت روشنفکر نمایان غرب زده، از هانری کربن یاد می کند که از پاریس برای دیدن علامه محمدحسین طباطبایی، صاحب تفسیر «المیزان» به ایران سفر می کند و در محضر استاد سراپا چشم و گوش و هوش می شود تا آنچه را که نمی داند از این پیر فرزانه بیاموزد...

*علاقمندان می توانند ادامه مطلب را در چهاردهمین شماره «چهره های ماندگار» دنبال کنند

 

اول اردیبهشت ماه سال جاری،دکتر اسماعیل حاکمی والا استاد برجسته دانشگاه تهران، پژوهشگر، مترجم، چهرۀ ماندگار زبان و ادبیات فارسی به ندای حق لبیک گفت.

دکتر اسماعيل حاکمي والا ( 1315-1396) در آبادان متولد شد. دوره ابتدایی و متوسطه را در بوشهر و آبادان گذراندو دیپلم خود را در شیراز گرفت. سال 1334 به دانشگاه تهران راه يافت و تا مقطع دکتری تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی را در این دانشگاه ادامه داد

  دکتر حاکمي  والا در سال 1337 به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و در سالهای پایانی دوره لیسانس به  تدريس ادبيات در دبيرستان هاي تهران مشغول شد. و ضمن تحصيل در مقطع دکتری، در مدرسه عالي شهيد مطهري ( سپهسالار سابق) و نيز مدرسه مروي، پاره اي از متون «صرف و نحو»، «ادبيات عرب»، «سيوطي»، « مغني اللبيب»، «شرايع»، «مکاسب» و نيز «مقامات حريري» و برخي از تفاسير قرآن کريم را تعليم گرفت. وي در سال 1343 از رساله دکتراي خود تحت عنوان « سماع در تصوف» به راهنمايي استاد دکتر سعيد نفيسي دفاع کرد و به اخذ درجه دکترا در زبان و ادبيات فارسي نايل آمد. دکتر حاکمي والا از سال 1347 به عنوان استاد يار زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه تهران به تدريس پرداخت و در سال هاي 1352، 1364 و 1368 به ترتيب به درجه دانشياري، استادي و استادي ممتاز دانشگاه تهران رسيد.وی در  سال ۱۳۸۴ به‌عنوان چهره ماندگار رشته ادبیات فارسی برگزیده شد.

دکتر حاکمی والا در طول مدت خدمت خود، علاوه بر سردبيري مجله دانشکده، مدير گروه ادبيات فارسي در دانشگاه تهران، سرپرست  کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران، معاون پژوهشي دانشگاه علامه طباطبايي، نماينده دانشکده ادبيات دانشگاه تهران در هيأت مميزه، سرپرست و عضو کميته برنامه ريزي ادبيات فارسي و عضو هيأت مشاوران مجله دانشکده بوده است و علاوه بر شرکت در همايش هاي داخلي و خارجي و ايراد سخنراني در راديو و تلويزيون، بيش از 20 عنوان کتاب در زمينه هاي فرهنگ و ادب فارسي تأليف و تصحيح کرده است. از دکتر حاکمي والا بيش از يکصد مقاله پژوهشي در مسايل و موضوعات متنوع ادبي، تاريخي در نشريات معتبر به چاپ رسيده است.

 

غلامحسین شکوهی) ۱۳۰۵  - ۱۳۹۵) از مدرسین قدیمی تعلیم و تربیت و نیز اولین وزیر آموزش و پرورش نظام جمهوری اسلامی ایران بود. وی دارای مدرک دکترای علوم تربینی بود و به موجب سابقه ۶۰ ساله در تعلیم و تربیت و امور پژوهشی، به عنوان چهره ماندگار  در رشته تعلیم و تربیت ایران برگزیده شد. 

 استاد شکوهی در شهر خوسف از توابع شهرستان بیرجند متولد شد. تحصیلات اولیه را در مدرسه شوکتیه گذراند و پس از گذراندن دوره دانشسرای مقدماتی، در بیرجند به حرفه معلمی پرداخت. پس از اخذ دیپلم، برای ادامه تحصیل وارد دانشسرای عالی تهران شد و در سال ۱۳۳۵، لیسانس خود را در رشته آموزش و پرورش ابتدایی اخذ نمود. وی سپس با بورس دولتی به سوییس اعزام شد و در سال ۱۳۴۱ دکتری خود را در رشته تعلیم و تربیت اخذ نمود و پس از بازگشت به ایران، در وزارت آموزش و پرورش مشغول به خدمت شد و همزمان در دانشسرای عالی تهران به تدریس پرداخت.

دکتر شکوهی در دولت وقت به عنوان اولین وزیر آموزش و پرورش در سال ۱۳۵۷ بعد از انقلاب ایران  منصوب شد. وی در سال ۱۳۷۲ به علت ناراحتی ریوی و آلودگی هوای تهران، به زادگاه خویش بازگشت و در دانشگاه بیرجند به فعالیت آموزشی و پژوهشی خویش ادامه داد و پس از ۵۷سال تدریس، در سال ۱۳۷۹با رتبه ۲۶استادی بازنشسته شد.

از جمله آثار این استاد برجسته در بخش تألیف، «روش آموختن حساب و هندسه»، «مبانی اصول آموزش و پرورش» با ۲۷ بار تجدیدچاپ، «تعلیم و تربیت و مراحل آن» با ۲۰ بار تجدید چاپ و  در بخش ترجمه «تعلیم و تربیت» تألیف امانوئل کانتو و «مربیان بزرگ» تألیف ژان شانو می‌باشد.

دکتر شکوهی بیش از ۶۰مقاله در نشریات علمی داخلی و دو مقاله در مجلات معتبر خارجی منتشر کرده‌است.

در سال ۱۳۸۵ از وی به عنوان چهره ماندگار رشته تعلیم و تربیت تقدیر به عمل آمد و در سال ۱۳۸۶ از مقام علمی وی در دانشگاه بیرجند، تجلیل شد. دانشکده روانشناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تهران نیز در سال ۱۳۸۵ بزرگداشتی برای ایشان برگزار کرد. یادش گرامی!

مراسم نکوداشت دکتر حسن ابراهیم‌زاده معبود، چهره ماندگار و استاد برجسته زیست‌شناسی و فیزیولوژی گیاهی، هجدهم اسفندماه 1395  در دانشکده علوم دانشگاه تهران برگزار شد.

در این مراسم که رئیس فرهنگستان علوم، رئیس دانشگاه تهران  و جمع کثیری از استادان و علاقه مندان به دکتر حسن ابراهیم زاده معبود حضور داشتند، آقایان د کتر رضا داوری اردکانی(ریاست فرهنگستان علوم)، دکتر محمود نیلی احمدآبادی (رئیس دانشگاه تهران)، دکتر محمد رحیمیان(معاون پژوهش و فناوری دانشگاه تهران)،  دکتر پزشک (رئیس پردیس  علوم دانشگاه تهران) و  دکتر زینلی(رئیس دانشکده زیست شناسی دانشگاه تهران) سخنرانی ایراد کردند و در پایان مراسم باحضور رئیس فرهنگستان علوم و رئیس دانشگاه تهران، لوح تقدیر و هدایایی به دکتر حسن ابراهیم زاده اهدا شد.

دکتر حسن ابراهیم‌زاده معبود از  استادان باسابقه دانشگاه تهران در رشته زیست‌شناسی و عضو پیوسته فرهنگستان علوم است. رشته تخصصی وی فیزیولوژی گیاهی است و ریاست انجمن زیست‌شناسی ایران را نیز بر عهده دارد.این محقق علوم پایه در سال ۱۳۸۰ درنخستین همایش چهره‌های ماندگار معرفی شد و فیلم مستندی از زندگی و آثار علمی وی با عنوان «مثل برگ» ساخته شده است.

 

آیین تجلیل از دکتر علی  ملک حسینی برگزیده دومین دوره همایش چهره های ماندگار،رئیس دهمین کنگره بین المللی پیوند اعضاء خاورمیانه (MESOT)  و عضو کمیته تخصصی جراحی در نهمین فستیوال پزشکی رازی  به همت بنیاد ملی نخبگان استان فارس و دانشگاه علوم پزشکی شیراز برگزار شد.

در این همایش سخنرانان  به ابعاد شخصیتی دکتر ملک حسینی-شامل زندگی فردی، تکریم استادان، شاگرد پروری، اثر گذاری ملی و تبیین فعالیت های عام المنفعه و خیریه این استاد دانشگاه-و همچنین ابعاد  علمی ایشان - شامل دستاوردهای پژوهشی- آموزشی، نوآوریها در حیطه جراحی و خصوصاً پیوند اعضا، تاثیر در راه اندازی بخش های پیوند و دیگر بخش های پزشکی در سطح کشور و اثر گذاری ملی پرداختند که گزیده ای از آن در  قسمت رویدادهای فرهنگی چهاردهمین شماره چهره های ماندگار آمده است

آیین تکریم از نیم قرن مجاهدات علمی و عملی پروفسور محمدقلی نادعلیان با حضور جمع کثیری از  فرهیختگان و مسئولان استانی و شهرستانی، 16 و 17 اسفندماه در سالن اجتماعات دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهدیشهر برگزار شد.

 در این مراسم دو روزه که همراه با برپایی نمایشگاهی از آثار برجسته دکتر نادعلیان بود،  دکتر محمدرضا صفری (رئیس نظام دامپزشکی جمهوری اسلامی ایران)، دکتر حسن تاجبخش (چهره ماندگار )، دکتر شاهرخ رنجبر بهادری (رئیس دانشگاه آزاد اسلامی استان سمنان) درباره نکوداشت مفاخر علمی و فرهنگی کشور بویژه پرفسور استاد محمد قلی نادعلیان سخن گفتند و در  ادامه از سردیس پروفسور نادعلیان رونمایی شد .

علاقمندان می توانند جهت تهیه نسخه چاپی یا دیجیتالی نشریه با شماره تلفن های 2-88477191 تماس بگیرند.

 

 گفت و گو با دکتر میر جلال الدین کزازی

چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی

دکتر میرجلال الدین کزازی استاد برجسته ادب معاصر و چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی درمیان اصحاب فرهنگ و اندیشه جایگاهی والا و ممتاز دارد . او با انتشار دهها کتاب و صدها مقاله و سخنرانی و سالها تدریس در دانشگاههای ایران و برخی کشورهای جهان به سبکی خاص در سخن وری و کتابت شهره است که بیشتر آبشخور آن به سرچشمه های ناب فارسی دری پیوسته است. از جانبی دیگر بررسی عرفان ایرانی و پیوندهای فرهنگی  ایران و اسلام و مختصات فرهنگ شیعی از نظر این استاد شاخص ادب پارسی دور نمانده است. شاهنامه یا بزعم ایشان نامه فرهنگ و منش ایران، ازجمله کتاب های مورد علاقه استاد کزازی بوده است که بطور بایسته و شایسته شناختی بنیادین از ادبیات آن به لحاظ واژه شناسی به خواننده خواستار ارائه شده است. او بر آن است که نو از دل و درون کهنه بیرون می آید و آنچه مایه شکوفایی و شادابی ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است توش و توانی است که جوانه نوآیین از درخت دیرینه سال سنت می گیرد. باسپاس و امتنان از استاد کزازی این گفت و شنود  از منظرتان می گذرد.

آقاي دكتر لطفاً براي شروع اين گفت وگو از محيط زندگي و تولد خود بگوييد؟

دکتر میرجلال الدین کزازی: نياكان من، آنچنانكه از نام من هم آشكار است، از كزاز بوده اند كه يكي از بخش هاي اراك امروز شمرده مي شود. در گذشته، بوم بسيار گسترده اي بوده است. امروز اندكي از آن به نام كزاز در نزديكي اراك، هنوز برجاست. اما از خانواده كزازي، نخست مي بايد كه از روانشاد سيد حسن كزازي ياد كنم كه دين دان و دانشمند ديني بوده است. در يكي از سفرهاي خود به آستانهاي بلند يا «عتبات عاليات» ، به خواست مردم كرمانشاه در آنجا ماندگار مي شود و از آن زمان، ما كرمانشاهي شده ايم. ايشان، آنچنانكه من از بزرگان دودمان شنيده ام، مردي دانشمند بوده است. آنچنانكه حتي در دانشهاي نهاني، يا به اصطلاح «علوم غريبه»هم دستي داشته است؛ در دانشي كه بر مي گردد به«دانش شمار» در نهان گرايي، كه پيوند ميان شماره ها يا اعداد با واژگان را در آن، به شيوه اي نهان گرايانه، رازورانه برمي رسند. ايشان در اين دانش آنچنان توانا بوده است كه چامه هاي بلندي سروده است. در اين چامه ها، از اين دانش بهره جسته است. از شيفتگان شوريده مولي علي بوده است، كه درود خداي بر او باد. در اين چامه ها ، پبوندهاي نهاني درميانه بهره جوي از اين دانش و پيوندهاي نهاني در ميانه شماره ها و نام ها يافته است. بدين گونه دوستداران علي را ستوده است و دشمنان او را نكوهيده است. براي نمونه، دوستداران را بهشتي يافته است، دشمنان را دوزخي.

 

در چه سالي  جد شما در كرمانشاه ساكن شد؟

دکتر میرجلال الدین کزازی: سال دقيقش را نمي دانم. خدمت شما گفتم، من از بزرگان خانواده شنيده ام، اما بهرروي، سيد حسن كزازي نياي  سوم من هستند. يعني پدر پدر پدرم، يعني پدر پدربزرگ ... اين نكته را مي گفتم كه يكي از دانشمندان افغان كه در آن اوان در كرمانشاه به سر مي برده اند، با روانشاد كزازي در آنجا دوستي و آميزگاري داشته اند....

*علاقمندان می توانند ادامه گفت و شنود را همراه با فیلم واقعیت افزوده در سیزدهمین شماره «چهره های ماندگار» دنبال کنند

 

 

هجدهمین نشست تخصصي انجمن آثار و مفاخر فرهنگی از سلسله نشست‌های «کیمیای خرد» با عنوان «حافظ و زمانه او» آذرماه  سال جاری برگزار شد. در این نشست استاد بهاءالدین خرمشاهی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و حافظ پژوه معاصر، با نگاهی متفاوت و  از حیث تاریخی حافظ و زمانه اش را کاوید. با توجه به تازه بودن مطلب، گزیده ای از سخنان وی درپی می آید.

 

شخصی به من گفت شما چرا آنقدر پراکنده صحبت می‌کنید من گفتم اگر بخواهم فخر بفروشم باید بگویم مانند حافظ صحبت می‌کنم. گفتند مگر حافظ پراکنده صحبت می‌کند؟ گفتم: خیر. زیرا فرقی بین پاشان، افشان و پراکنده قائل هستیم و باید هم باشیم چون پاشان یک منطق درونی دارد ولی پراکنده همه چیز داخل آن هست. گفتند حافظ چرا این‌طور می‌گوید؟ گفتم بلاتشبیه حافظ تحت تأثیر قرآن است. گفتند مطمئن هستید؟ گفتم کارها در این زمینه صورت گرفته است. پرسیدند: آیا قرآن منطق منسجم ندارد و یا قرآن توالی منطقی و توالی ظاهری ندارد؟ گفتم: خیر؟ گفتند: به چه دلیل؟ گفتم: دلیل من خود قرآن است و گفتم بیا سوره بقره را با هم بخوانیم که طه حسین پیش از من و تو خوانده است. در نوشته مشهور طه حسین که درست پنجاه صفحه است دو جزء و نیم سوره بقره تفسیر شده که در آن پنجاه موضوع وجود دارد.  


طه حسین وزیر فرهنگ مصر و حافظ قرآن بود و بدون شبهه‌ای -در این خصوص که مبادا ایمانش تحت تأثیر مدرنیسم و این چیزها باشد- این کتاب را در کمال صدق نوشته است.  وی در کتاب «مرآت الاسلام» - مرحوم ابراهیم آیتی  آن را تحت عنوان «آینده اسلام» به فارسی خوب و روان ترجمه کرده است- بدون این که نظرگاه من یا مستشرقان را داشته باشد..

*ادامه گزارش را با ما در سیزدهمین شماره «چهره های ماندگار» بخوانید.

استاد اسفندیار احمدیه: من اسفندیار احمدیه  سال 1307 در محله پامنار تهران به دنیا آمدم. 6-7 ساله بودم که به دبستان رفتم. آن روزها برای من روزهای سختی بود چون در مدرسه سرود و آواز می خواندند و بعضی وقت ها ناراحت می شدم. به منزل که برمی گشتم می گفتم نمی خواهم به مدرسه بروم. هفت ساله که شدم پدرم مرا به  کلاس باغچه بان فرستاد.ولی آنها قبول نکردند بعد به دبستان دولتی رفتم آنجا هم مرا قبول نکردند پدرم با   مدیر دبستانی دوست بود مرا به آنجا برد. موقعی که معلم درس می داد از روی حرکات لبش می فهمیدم اما همین که رویش را به تخته می کرد دیگر چیزی  متوجه نمی شدم.

پدرم اجازه نداد به دبیرستان بروم گفت برای تو مشکل است. مرا به کلاس نقاشی فرستاد. اول رنگ و روغن کار می کردم. معلممان بسیار آرام صحبت می کرد و من به خوبی متوجه حرکات لبش نمی شدم و  و الکی می گفتم بله متوجه می شوم. بهرحال طریقه رنگ زدن را از روی حرکاتش یاد گرفتم.

از سال 1325 تا هفت سال بعد در مدرسه کمال الملک بودم، طراحی، مجسمه، رنگ روغن و...کار کردم.

یک روز به توپخانه رفتم اول  خیابان سپاه با  پسربچه ای برخورد کردم که فیلم 16 میلیمتری  دست دوم داشت. خریدم. فیلم فانتزی موش و گربه بود به منزل آوردم و طراحی کردم اول دوربین نداشتم از یکی از فیلم بردارها  امانت گرفتم.  خودم میزکار و پایه دوربین و... درست کردم.شروع به طراحی کردم. هر کدام را روی فرم های جداگانه کشیدم بلد نبودم که هر کدام چند فرم می خواهند. فیلم را به انگلستان بردند  فیلم «ملانصرالدین» بود بعد از 15 روز فیلم را آوردند. هنوز  جای کار داشت.

سینا احمدیه (فرزند استاد احمدیه): فکر می کنم 5-6 ساله بودم که به دور و برم توجه می کردم و کارهای پدرم را می دیدم و همان زمان بود که پدرم اولین انیمیشن را ساخت. فیلمی بنام «ملانصرالدین»  که هنوز موجود است. اولین کار آزمایشی انیمیشنی پدرم  که سه پایه و میز کارش را خودش با چوب ساخته بوده است.

استاد اسفندیار احمدیه:  از رئیس هنرهای زیبا خواستم که فیلم را ببیند ، دید  و گفت فقط همین 13 ثانیه است؟ و سریع به معاونش  نامه نوشت که دوربین مناسب از آمریکا  بخرد و بیاورد. یک نفر فیلمبردار که به زبان انگلیسی هم تسلط داشت را به امریکا فرستادند و  بعد از 14 ماه به ایران آمد. دوربین خریده بود و گفت بیا کار را شروع کنیم. دوربین و میز و همه چیز مهیا شد. البته دوربین اتوماتیک نبود. شروع کردم به ساختن «قمر مصنوعی»، «موش و گربه» و «خوشه گندم». سال 1354 جام جم...

*علاقمندان می توانند  مستندنوشت کامل را در سیزدهمین شماره «چهره های ماندگار» دنبال کنند.

 

 

علاقمندان جهت تهیه ویژه نامه می توانند با دفتر مجله به شماره تماس 88477191و 88477192 تماس حاصل فرمایند.

 

 

گفت و گو با استاد محمد احصایی

*استاد دلایل گرایش شما به هنر دینی چیست و در گذر تاریخ فعالیت هنری خود، آثارتان را چگونه طبقه بندی می کنید؟ چطور شد به سمت هنرهای تجسمی رفتید و عنوان "خادم قرآن" برای شما چه مسئولیتی به همراه آورده یا صرفاً عنوانی تشریفاتی است؟ همچنین در مورد آثارتان صحبت کنید و اگر خاطره ای از خلق آثارتان دارید بفرمایید.

هر کاری که توسط کسی در جامعه انجام می شود، دارای کاربردی است.  حال این کاربرد یا ذوقی شخصی است یا ارتباط اجتماعی دارد. نکته اینجاست که صحبت کردن راجع به آن کار از زبان خود هنرمند یا عامل آن عمل، بعضاً کار جالبی نخواهد بود، چون بعضی توانایی صحبت دارند و به اصطلاح شیرین صحبت می کنند و موضوعات جالبی را مطرح می کنند ولی بعضی این گونه نیستند و این توانایی را  کمتر دارند.

من از جمله کسانی هستم که در مورد کارم نمی توانم صحبت کنم، گرچه معلم هستم ولی معمولاًٌ  در محیط دانشجویی سعی می کنم موضوع بحثی که مربوط به تخصص من و حیطه کاری دانشجو است را بشکافم و در مورد آن صحبت کنم و در این میان دانشجو باید یک برداشت کلی و آگاهی راجع به پروژه داشته باشد و بعد در قالب یک برخورد دانشگاهی نتیجه کارش را بیاورد تا هر دو با هم به تعامل برسیم  ولی در مورد کار خودم  که امری شخصی و در نتیجه ذوقی و هنری است، نمی شود گفت که کارها برای دیدن انجام شده است.

راستش را بخواهید توانایی شرح و توضیح کارهایی که با آن ها شناخته شده ام را ندارم ، نه تنها من بلکه خیلی ها این توانایی را ندارند. بدین معنا که کار دیداری را باید دید و کار شنیداری راباید شنید. فرض کنید درباره اثر "چهار فصل" ویوالدی چه می توانید بگویید؟ شنونده گوش می کند و یا از آن خوشش می آید و می فهمد و یا خوشش نمی آید   و یا نمی فهمد. درست مثل بحث عرفان اسلامی که امری ذوقی  و هنری است.

با همه این حرف ها اگر من درباره خودم حرف بزنم و شما بخواهید با توجه به سخنان من نامی بر آن تعیین کنید به نظر من بیشتر باید از جانب عرفان وارد ماجرا شوید چرا که  هنر خوشنویسی در حوزه اسلام به دلیل مشغولات ذهنی و همنشینی عاطفی که با کلام وحی دارد و کارش کار هنری و ذوقی است در نتیجه دریافت ها، عواطف و رفتارش صبغه کار عرفانی می گیرد. هنر خوش نویسی را باید در حوزه عرفان بررسی کرد. یعنی باید در حوزه زیبایی آن را بررسی کرد. یک هنرمند جمال شناس عارف،  هنرمندی است که کارش در ارتباط با اسلام و قرآن کاری عارفانه است، تا همین مقدار می توان صحبت کرد اما راجع به گذشته و مسایل شخصی و خانوادگی هنرمند صحبت کردن هیچ سودی ندارد.

*از همین باب که باز کردید ، بحث را شروع می کنیم. آیا در صورت  رسیدن هنرمند به جایگاهی که شما درباره آن صحبت کردید، می توان به او عارف گفت؟

این هم نوعی عرفان است. عارف بودن طیف های مختلفی دارد. استادی مثال خوب و جالبی می زد،  می گفت اگر شما در اتاقی باشید و پرده را کنار بزنید نور را می بینید. اگر چراغی را روشن کنید مقدار روشنایی متفاوت خواهد بود و اگر پنجره را هم روشن کنید و چراغ هم روشن باشد باز هم میزان نور متفاوت خواهد بود. همچنین اگر بیرون از اتاق بروید و آفتاب را ببینید میزان نور تغییر خواهد کرد  و نور افتاب در میانه روز و اول صبح  و دیگر ساعات روز باز به مراتب متفاوت خواهد بود....

*علاقمندان می توانند ادامه گفت و شنود را در دوازدهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

گفت و گو با استاد محمود فرشچیان

نگارگري ايراني به‎عنوان بخشي عظيم از پيكره سترگ فرهنگي نقشي عمده در سير تاريخي هنر اين مرزوبوم داشته است و همگامي آن با ادبيات و علوم، نقشي بهينه و اساسي در پيشبرد علم و ادب اين سرزمين داشته. مكتب‎هاي هرات، بغداد، شيراز، اصفهان، تبريز و... نقطه‎هاي عطفي در هنر نگارگري‎اند كه نقاشی امروز وامدار آن سرمايه‎هاي عظيم است و استادان نگارگر اكنون پاسدار ميراث ماندگار هنروران گذشته‎اند. متن ذیل گفت و شنودی است که مدتی پیش انجام شده لکن هنوز جذاب و قابل تامل است. از نظر می گذرد.

محمود اسعدي: بفرماييد كه بهطوركلي وضعيت كنوني نقاشي و نگارگري در ايران را چگونه ارزيابي ميكنيد؟

استاد محمود فرشچيان: نگارگري ايران آرام آرام مقام والاي خود را در جامعه ما باز خواهد يافت و در آينده‎اي نه چندان دور شاهد تحولي منطقي و صحيح در نگارگري ايران خواهيم بود و اين نكته آشكار مي‎سازد كه هرگاه زمينه و محيطي مناسب براي ارائه استعدادها فراهم آيد، شكوفايي چشمگيري در هنر نگارگري ايران متجلي خواهد شد.

نقاشي ايراني در تاريخ پرسابقه حيات خود از دوران نقاشي در غارها تا دوره سفال الي اكنون ادامه يافت و فراز و نشيب‎هاي فراواني را پيموده و همچنان به روند تحول خود ادامه خواهد داد و نكته درخور توجه اينكه هرگاه فضا و محيطي شايسته براي هنرمند فراهم آمده، آثاري شگرف و جاودانه به‎وجود آورده كه تاريخ هنر ايران به آن مفتخر شده است. پرداختن به مكاتب گوناگون و چند و چون نقاشي و نگارگري ايران نيازمند فرصتي ديگر و تجزيه و تحليل كلي در مسائل بسيار است كه تحولات اين هنر را بهتر و بيشتر معلوم و مشخص سازد. شمه‎اي از آنچه طي چند سال گذشته و همچنين هم‎اكنون بر اين هم مي‎گذرد از نظر مي‎گذرانيم. باشد كه نظرها و راه‎حل‎هايي مفيد و سودمند ارائه شود و نتايجي رضايتبخش به‎دست آيد تا اين هنر نه‎تنها به لوح و اعتلا و عظمتي كه درخور و شايسته آن است دست يابد، بلكه در سطح جهاني نيز همان گونه كه مكاتب گذشته و كلاسيك با مكاتب مدرن و دوران كنوني نقاشي چين در جهان مطرح‎اند، هنر نقاشي ايران هم بتواند زباني گويا براي همه مردم دنيا داشته باشد....

*علاقمندان می توانند ادامه مطلب را همراه با فیلم واقعیت افزوده در دوازدهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

گفتگو با استاد نصرالله افجه ای چهره ماندگار خوشنویسی

نصرالله افجه‌ای سال ۱۳۱۲ در تهران به‌دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در تهران گذراند و موفق به گرفتن دیپلم هنری شد. وی چندین دهه سابقة متمرکز بر روی هنر خطاطی دارد و با تکنیک‌های مختلف و مصالح و مواد متنوع در خوشنویسی نیز کار کرده و آثار متنوعی را به وجود آورده است. در میان خوشنویسان ایرانی از نسل اول این گونه تجربه اندوزی‌ها و ترکیب کردن و گسترش دادن امکانات خوشنویسی با مصالح نقاشی و سایر تکنیک‌های طراحی بوده است.

افجه‌ای از سال ۱۳۵۲ تاکنون  چندین نمایشگاه انفرادی برپا کرده و در چندین نمایشگاه گروهی نیز آثارش را به نمایش گذاشته است. او نشان درجة یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته و در هفتمین همایش چهره‌های ماندگار در آبان ماه ۱۳۸۷ به عنوان چهره ماندگار رشته خوشنویسی برگزیده شده است. آثاو او اخیراً در موزه متروپولتین نیویورک و بازار جهانی با استقبال مواجه شده است.

دکتر محمود اسعدی:  با وجود اینکه جنابعالی شخصیت برجسته و شناخته شده ای هستید و در عرصه خوشنویسی آثار شما در ایران و جهان مطرح است و در نمایشگاه های بین المللی فراوانی شرکت کرده اید، از شما تقاضا داریم پیشینه ی مختصری از آثار و واحوال خود را بیان کنید؟

استاد نصرالله افجه ای: من نصرالله افجه­ای هستم و حرفۀ خوشنویسی پیشه دارم. از من پرسیدند که از کی این کار را شروع کردی و من گفتم یاد ندارم از کی شروع نکردم. از طفولیت به این کار علاقه مند بودم و به مرور به واسطۀ مواردی که سر راهم قرار گرفت -چه در آبراه تحصیلی و چه در آبراه کاری- کلاس های خوشنویسی را نزد اساتید قدیمی از دیر زمان تا به امروز پیشه کرده­ام.

دکتر محمود اسعدی:  اساتید شما چه کسانی بودند و شیوه کاریشان چه بود؟

استاد نصرالله افجه­ای: من بعد از اینکه دیپلم گرفتم، با آقای مرحوم کیمیا قلم (ایشان یکی از خوشنویسان معاصران دور ما هستند) آشنا شدم. از زنجان آمده بودند و نزد استاد عرب زاده مشغول کار بودند.  آنجا با ایشان آشنا شدم و سال ها نزد ایشان تلمذ کردم. با پسرانِ ایشان آشنا هستم. همیشه یادی از آن دوران می­شود  چرا که پایه به کارگیری تعلیم من نزد استاد از آنجا  شروع شد و  بعد...

*علاقمندان می توانند ادامه مطلب را همراه با فیلم واقعیت افزوده در دوازدهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

 مصاحبه استاد یدالله کابلی

استاد یدالله کابلی متولد سال 1328 در خوانسار است. وی اولین گواهی نامه استادی خط شکسته انجمن خوشنویسان ایران در سال 1368 را دریافت کرد. دارای گواهینامه درجه یک هنری، عضو شورای عالی ارزشیابی هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و استاد انجمن خوشنویسان ایران و شورای عالی تشخیص و ارزشیابی هنری است. از دیگر فعالیت های هنری، آموزشی و اجتماعی ایشان می توان به: برگزیده چهره های ماندگار خوشنویسی کشور1385؛ مسئول راه اندازی و آغاز دوره جدید تعلیم خط شکسته معاصر از سال1350 در کلاس های آزاد خوشنویسی؛  عضو فعال بیست ساله آموزشی، هنری و فرهنگی در شورای عالی ساختار و تشکیلات انجمن خوشنویسان ایران؛ آموزش هنرجویان و تربیت مدرس جهت توسعه امر خوشنویسی در تهران و کلیه شعبات شهرستانی؛ مشاور فنی و هنری شورای انتشارات؛  عضو موثر برپایی جشنواره های فرهنگی و همایش های هنری سراسری کشور؛  عضو موثر در کادر اجرایی برپایی گرامیداشت درویش عبدالمجید طالقانی در مهران طالقان سال 1375 و سید علی اکبر گلستانه(میراث فرهنگی)سال1377؛  کارشناس هنر خوشنویسی میراث فرهنگی کشور و وزارت فرهنگ و ارشاد؛ داور جشنواره ها و همایش های داخلی و خارجی و نویسنده و منتقد در عرصه  سیرتاریخی هنر خوشنویسی و چشم انداز آن در دوران معاصر در مطبوعات داخلی و خارجی اشاره کرد. متن ذیل گزیده گفتگوی استاد با  نشریه مکعب است که توسط ایشان تلخیص و ارائه شده است.

 

قدری از خودتان و انگیزه رویاروئی با خط‌شکسته بگوئید؟

در دورانی که من خط شکسته را آغاز کردم هیچ تجربه و آگاهی و تعلیمی از این قلم نداشتم ولی آن‌قدر مفتون و بی‌قرار بودم که سر از پا نمی‌شناختم. پس شروع به کنکاش و جستجو کردم تا  با تهیه نمونه‌هایی از خط اساتید بتوانم تشنگی و اشتیاقی که در جانم موج می‌زد را  پاسخگو باشم. ازطرفی جوانی و شرایط تحصیل و کارهای روزمره زندگی مجالی برای پرداختن کافی به مشق و تعلیم نمی‌گذاشت. ولی همین‌قدر که فرصتی می‌یافتم سعی می‌کردم که چشم دلم را با نوشتن و تمرین کردن از آثار محدود و کم عیار موجود جلا ببخشم یا با سرکشی به خیابان منوچهری و شاه‌آباد و نگاه‌های حسرت‌بار و مجازی به قطعات پشت ویترین مغازه‌ها قوّت می‌گرفتم و شوقم را زیاد می‌کردم. سال‌های 50و51 سال‌های ارتباطی و احساس پویائی با این خط بود که به همراه دوست دیرینه‌ام آقای استاد عطارچیان و بعدها استاد مشعشعی که یادگارهای دیرینه این دلبستگی بودند و امروز با کمال تأسف با اندیشه‌ای ناصواب با من و تلاش من در تقابل و بیگانه مانده‌اند! در حالی که نیک می‌دانند که من چه کوشش جان‌کاهی برای ترویج و توسعه این هنر داشتم و یک تنه مسئولیت تعلیم و آموزش این هنر را در کلاس‌های آزاد و خوشنویسی و بعدها انجمن خوشنویسان ایران پذیرفته و با احساس مسئولیت، رسالت این امر خطیر را عهده‌دار بودم. در این دوران شادروان خسرو زعیمی که دل در گرو این کار داشت بسیار مشوّقم بود و به هر روی کلاس‌های آموزشی خط شکسته رسماً در انجمن آغاز گردید. در همان سال اول استادعطارچیان...

*علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند

گفتگو با استاد کیخسرو خروش چهر ه ماندگار هنرهای تجسمی

کیخسرو خروش (متولد 1320  تهران )تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان رسانید و در سال 1340 با شرکت درکنکور دانشکده هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) و اخذ رتبه اول به تحصیل هنر نقاشی پرداخت . ایشان پس از اتمام دانشکده و خدمت نظام وظیفه در راستای اعتلای هنر به کشور انگلستان و فرانسه عزیمت نمود و ماهها در موزه ها و گنجینه ها به مطالعه مکاتب هنر و نقاشی اهتمام ورزید.
استاد کیخسرو خروش همزمان با تحصیل نقاشی در کلاس های آزاد خوشنویسی ثبت نام و نزد استاد بزرگوار خویش آقا سید حسین میر خانی (بنیانگزار انجمن خوشنویسان ایران) به مشق نستعلیق مشغول شد و با همتی مثال زدنی مراحل سلوک خوشنویسی را با توفیق سپری کرد. کتابت 27 عنوان کتاب فاخر در کارنامه در خشان فعالیتشان مشهود است که در اینجا به اختصار به ذکر نام کتبی چند بسنده می کنیم:آداب المشق عماد الحسنی ، مثنوی پیر و جوان میرزا نصیر جهرمی ، از سطر نویسی تا کتابت ،جزوه مرزداران(برای موزه شهدا) ، سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی ،چهار مقاله نظامی عروضی ، رباعیات خیام (اول و دوم) ، دیوان حافظ (اول و دوم ) ، لیلی و مجنون نظامی ، یوسف و زلیخای جامی ، خسرو و شیرین نظامی ، رساله خوشنویسی منسوب به میرعماد (دوم) ، گلاب اشک (از محتشم تا مشفق) ترکیبات و مراثی حضرت سید الشهدا(ع) ،  نامه حضرت امیر به مالک اشتر نخعی ( ترجمه فارسی) ، مجموعه آثار خوشنویسان جهان اسلام ،مجموعه آثار خوشنویسان معاصر ایران (در چند آلبوم و کتاب) ، دیوان اشعار دکتر نوربخش (نعمت اللهی) ، منظومه زهره و منوچهر با مقدمه استاد محیط طباطبائی ، ترجمه نهج البلاغه حضرت امیر(ع) ، مشق چلیپا و . . .  .

دکتر محمود اسعدی: در خدمت استاد گرانقدر جناب آقای کیخسروخروش، چهره ماندگار هنرهای تجسمی که در عرصه ی نقاشی و خوشنویسی سرآمدند هستیم. انشالله که بتوانیم گفتگویی صمیمی و جذاب برای خوانندگان به همراه بیاوریم. پیش از هرچیز علیرغم اینکه حضرتعالی در دهه های اخیر به عنوان یکی از شخصیت های برجسته هنری مطرح هستید و شهرت زیادی دارید، بعنوان مقدمه از خودتان بگویید که چطور شد به این عرصه وارد شدید

استاد کیخسرو خروش: حقیقت این است که من از 6-7 سالگی به خط و نقاشی علاقه بسیاری داشتم منتها به خاطر تحصیلات ابتدایی و متوسطه فرصتی پیدا نکرده بودم که به صورت جدی به این دو هنر بپردازم. در 20 سالگی در کنکور دانشکده هنرهای زیبا رشته نقاشی با رتبه اولی قبول شدم و کار نقاشی را به طور جدی زیرنظر مرحوم استاد حیدریان شروع کردم. بعد از چند ماهی متوجه شدم کلاس هایی به نام کلاس های آزاد خوشنویسی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر آن روز هست مراجعه کردم و خودم را به شاگردی مرحو م استاد سیدحسین میرخانی درآوردم. کار خوشنویسی را به موازات نقاشی ادامه دادم و با تشویق های مرحوم حسین میرخانی روز به روز علاقه ام به کار خط و خوشنویسی بیشتر شد و دوره ممتاز و استادی را در زمینه خط طی کردم. حدود 40 جزوه کتاب در آن مدت نوشتم که بعضاً چاپ شد. کار نقاشی هم...

*علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند

استادحسين زمرشيدي

استاد حسین زمرشیدی سال 1318 در مشهد مقدس متولد شد. پس از تحصیلات مقدماتی، زیرنظر پدرش مرحوم حاج محمد که هنرمند و شایسته و توانای وقت اداره باستان شناسی بود در بقعه خواجه ربیع به شغل پدری همت گماشت . باتوجه پدر و سایر اساتید در معماری اسلامی سرآمد شد. آثار هنرمندی ایشان در بقاع خواجه ربیع شیخ محمد مومن، خراسانی (گنبد سبز) در مشهد، بارگاه امامزاده محمد محروق، بناهای شیخ عطار در نیشابور، شیخ احمد جامی در تربت جام و مولانا محمد تایبادی دیده می شود. استاد حسین زمرشیدی با ده ها جلد کتاب و صدها  مقاله از  بزرگان رشته عمران، هنر و معماری می باشند. استاد دارای 10 تابلو هنر بدیع معرق کاشی پرکار و جالب بوده است. همچنین ایشان دارای 38 تابلو از هنرهای قدسی معماری می باشد که بر روی کاغذ کالک و به بهترین شکل ممکن طرح و بازدست ترسیم و رنگ آمیزی شده که همگی را وقف (موزه ملک) کرده است. در اثر تلاش های بسیار ارزشمند و مستمر استاد حسین زمرشیدی تاکنون از طرف مقامات شاخص و علمی کشور 80 بار مورد تقدیر قرار گرفته اند و برای ایشان چندین بار گرامیداشت برگزار شده است.

 

غير از هنر كه تاج سر آفرينش است           دوران هيچ منزلتي جاوادنه نيست.


در كتاب «نقش آجر و كاشي در نماي مدارس» تأليف اينجانب طرح‌هاي قدسي و الهي بسيار زيبا و دلنشين با قاعده و اصول از نقوش معماري ايراني و اسلامي آنچنان با فلسفه آفريده شده است كه چشم هر بيننده هنر دوست را عميقاً مالامال از عشق به هنرهاي الهي مي‌نمايد. اميد است كه از نگاره‌هاي بسيار شوراگيز اين اثر در نماي مدارس استفاده‌هاي مطلوب برده شود. با مراجعه به نقوش ذكر شده بدانجا مي‌رسيم كه «عشق هنر آفريده و هنر بواقع عشق را زاييده است». تا جايي كه هنرهاي قدسي از سرشت انسان‌هاي عاشق در روح و وجود و قلب ما خانه گزيده است و ما را به حقيقت هنر عاشق و دلباخته ساخته است. براي تاليف اين اثر، عشق به هنرهاي معماري اسلامي و از همه بالاتر عشق به حضرت دوست كه او بس زيباست و زيبايي را دوست مي‌دارد و زيبايي‌ها را براي نزديك شدن ما به خود، آنچنان شگرف آفريده است كه انسان­هاي عاشق به معنويت، را به تسخير جاودانه خويش كشيده است و قلب و روح ما را به حقيقت زيبايي‌ها صيقل داده است. نقوش اين اثر با آدمي حرف مي‌زند ـ زبان دل عشق به هنرهاي خدايي را با بيان تصويرها بسيار عميق با بيان راه و رسم هنر در نماسازي مدارس امروز و فردا براي ما و خصوصاً آثار معماري اسلامي به ارمغان مي‌آورد كه انشاء الله اين راه پر فروغ و پر رهرو خواهد بود. نظر اينجانب ...

 *علاقمندان می توانند  ادامه مطلب را از دوازدهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند