1395/05/18 

دراین شماره مطالبی از: دکتر محمودمنصور، دکتر یوسف ثبوتی، دکتر سیدجعفرشهیدی، پروفسور فضل الله رضا، دکتر مهدی گلشنی، دکتر محمود روح الامینی، دکتر محمود اسعدی، ژان پیاژه،  دکتر ابراهیم الدسوقی شتا، آنتونیو مدرانو، دکتر سعید عقیل سراج، دکتر کارینا جهانی، دکتر حسین العطاس، فیض الاقطاب صدیقی، دکتر هاشم جعیط و با یاد استاد کمال پورتراب، دکتر فیروز حریرچی، دکتر عباس شفیعی، استاد محمدنوری و دکتر ابوتراب نفیسی  مطالبی منتشر شده است.

                      * علاقندان می توانند جهت دریافت مجله، با دفتر مجله به شماره 88477192 تماس حاصل نمایند

1395/05/17

بمنظور نمایش آثار هنری چهره های ماندگار هنرهای تجسمی که در خلال همایش های هشت گانه در سالهای 1389-1380 برگزیده شده اند نمایشگاه آثار منتخب این عزیزان به اهتمام ماهنامه چهره های ماندگار وهمیاری معاونت فرهنگی-هنری شهرداری تهران، خانه هنرمندان ایران و معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  و برخی نهادهای هنری کشور در پردیس ملت و خانه هنرمندان ایران برپا می شود. در این نمایشگاه آثاری از هنرمندان بزرگ معاصر: استاد محمود فرشچیان، استاد غلامحسین امیرخانی، استاد محمدحسین حلیمی، استاد علی اکبر صادقی، استاد جلیل رسولی، استاد محمد احصایی، استاد حبیب الله آیت اللهی، استاد کیخسروخروش، استاد یدالله کابلی، استاد نصرالله افجه ای، استاد عباس اخوین، استاد محمد سلحشور، استاد حسین زمرشیدی، استاد محمد جوادی پور، استاد سیدمرتضی نجومی، استاد مرتضی ممیز، استاد عبدالصمد حاج محمدی و استاد محمود ماهرالنقش به نمایش گذاشته می­شود. همچنین آثار ده تن از هنرمندان کاندید "چهره های ماندگار" نیز ارائه خواهد شد. اطلاعات بیشتر در سایت www.iranelites.com بارگذاری می­ شود.

دکتر محمود منصور چهره ماندگار رشته روانشناسی                                  1395/05/17

استاد دکتر محمود منصور در آستانه 87 سالگی آرام اما همچنان پرتلاش است او چون اغلب نخبگان علمی ایران برای فراگیری دانش های نو به اروپا و سوئیس عزیمت کرده است با این انگیزه که هنگام بازگشت گره ای از مشکلات کشور بگشاید. باز همچون اغلب نخبگان هنگام ورود به محیط آموزشی با برخورد سرد و بی دغدغه همقطاران  و همکاران و مسئولین مواجه می شود و چه طرحها و برنامه های تحول زا و راه گشا که از این رهگذر بر بادفنا نرفته است. کسی چه می داند اگر آن نظرها و تلاش ها در آن سالهای دور از منظر آدمهای همکار یا مسئول به سلامت عبور می کرد حالا فرزندان آن زمان چگونه پرورده می شدند و چه زمینه ها و زمانه ها ایجاد می شد تا در بستر آن جوانان بپویند و ببالند و بیارایند و مگر عدالت و تعالی جز با ابداع روش ها و شیوه های نو برای شکوفایی استعدادهای نهفته  در ذهن و ضمیر مردمان  میسور ومیسر است؟ اگر عدالت تصحیح رابطه انسان با انسان  و ایمان  تصحیح رابطه انسان با خداوند است نظام تعلیم و تربیت بسترساز چنین اتفاق عظمایی است. چه استادان بزرگی را می شناسم و می شناسیم که با همین برخوردهای اولیه برخی مسئولین و همکاران که مانع آغاز به کار نیروی جدید با داشته های نو شدند برای همیشه برگشتند و نسل و نسل هایی از نظرات آنها بی نصیب شدند. اما دکتر محمود منصور ماند و مصمم عمل کرد و نوشت صدها دانشجو تربیت کرد و حالا با کوله باری از تجربه و دانش و مهارت انسانی همچنان در دسترس علاقمندان است. با سپاس از حوصله و تحمل دکتر محمود منصور گفتگوی این شماره "چهره های ماندگار" ر ا با این استاد فرزانه می خوانید:

دکتر محمود اسعدی: جنابعالی بعنوان یکی از شخصیت های برجسته علوم شناختی و روانشناسی در جامعه علمی و فرهنگی کشور شناخته شده هستید با این حال شنیدن شرح حال زندگی شما از زبان خودتان جذاب است.

دکتر محمود منصور:

من کیستم، چه ام چو تو از خود برانیم

دیوانه­ای که برزده آتش به جان خویش

فرسوده گوی گمرهِ میدانِ هر هوس

آواره هرزه­ای که ندارد عنان خویش

من متولد مهر 1309  شهر اراک، در یک خانواده پر فرزند هستم.به مکتبخانه رفتم و الفبا و خواندن و نوشتن را تا حدی آموختم به گونه­ای که وقتی به  مدسه ابتدایی رفتم در آنجا چیز جدیدی نسبت به مکتبخانه نیاموختم....

علاقمندان می توانند گفتگوی کامل همراه با فیلم واقعیت افزوده را از دهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

استادمحمد نوری" از مشهورترین و محبوب ترین خوانندگان معاصر ایران و مردی که اگر چه کمتر اهل اظهار نظر بود ولی در همان صحبت های معدود خود گفته بود که انسانيت را در كنار مردم فرا گرفته‌ و هميشه در كنار مردم گام برداشته است. هنرمندی محبوب که  از شكست هراسي نداشت  وگفته بود:« تنها عشق و علاقه قطعي مردم، ما را به عظمت واقعي رسانده است» یکی از مهمترین و معروف ترین ترانه های وی، "جان مریم" نام دارد. نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد "اسماعیل مهرتاش" آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی "سیروس شهردار" و "فریدون فرزانه" و "مصطفی پورتراب" رفت و از آن ها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد "تولین باغچه بان" و فاخره صبا" آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون "حسین اصلانی"، "ناصر حسینی" پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه ای که به سختی می توان آن را در زیرشاخه ای از شاخه هایی چون پاپ، کلاسیک گنجاند.....

واقعیت افزوده و ادامه این مطلب را می توانید از دهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنید

گفتاری از دکتر یوسف ثبوتی چهره ماندگار فیزیک                      1395/05/17

در "تحقیق ماللهند" بیرونی می نویسد: « اگر زمین کروی نبود ترسیم عرض مکان ها بر آن ممکن نمی شد. روزها و شب ها در تابستان و زمستان، درازای یکسانی داشتند و شرایط سیارات و دوران آنها سوای آن چیزی بود که اکنون ما می شناسیم». زاخانو توضیح می دهد که از نظر بیرونی «شکل کروی زمین یک ضرورت فیزیکی است که خداوند آن را خواسته و برقرار کرده است و نمی تواند به گونه ای دیگر باشد». آنتونلا کاروزو عالم ایتالیایی استدلال بیرونی را در پژوهش مفصلی که به او تخصیص داده آورده است و همچنین ویل دورانت مورخ آمریکایی و مولف "تاریخ تمدن" که می نویسد: « بیرونی قویاً  به کروی بودن زمین اعتقاد دارد و با تاکید و تکیه بر قوه جاذبه زمین تصریح می کند که اگر فرض کنیم زمین در هر 24 ساعت یک بار بر محور خود می چرخد و یک بار در سال بر گرد خورشید، تمام مسائل نجومی مربوط به آن حل خواهد شد»... .

'گفتار کامل را در دهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنید

دکتر فیروز حریرچی در سال ۱۳۲۰ در تبریز متولد شد و در سال ۱۳۵۴ دکترای زبان و ادبیات عرب خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد.وی در دوران تحصیل، از دانش اساتیدی چون بدیع الزمان فروزانفر، استاد محمدتقی مدرس رضوی، دکتر محمد معین، دکترصفا، دکتر خانلری و استاد سید جعفرشهیدی بهره‌مند شد. در سال ۱۳۴۱ دکتر محمد معین، او را برای همکاری علمی دعوت کرد و از آن سال تا زمانی که آن مرحوم در بستر بیماری بود، از محضر استاد معین روش تحقیق و تتبع و نیز سجایای اخلاقی را فراگرفت. حاصل این همکاری چند ساله، مشارکت دکتر حریرچی در تدوین فرهنگ معین بود و به همین سبب نام وی در جلد ششم فرهنگ مذکور ذکر شده است. وی در سال ۱۳۵۶ به عنوان استادیار، سال ۱۳۶۳ به عنوان دانشیار و از سال ۱۳۶۹ با پایه استاد تمام در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران شاگردان فراوانی را تربیت کرده است. دکتر حریرچی از سال ۱۳۶۷ تاکنون عضو فرهنگستان بین‌المللی زبان و ادبیات عربی سوریه بود. و صاحب ده‌ها تألیف، ترجمه و مقالات متعدد در حوزه ادبیات و تاریخ است. وی به عنوان چهره ماندگار رشته زبان و ادبیات عرب در چهارمین دوره این همایش برگزیده شد. از تالیفات  و ترجمه های ایشان می توان به :موشح در ادبیات عرب؛  دراسه وجیزه حول اشعار هاتف العربیه؛ پارسیان عربی نویس؛ اساس العربیهٔ (الهادی للشادی) ؛ امثال سائره از شعر متنبی ؛ دفاع از اسلام ؛ قانون ؛ امثال و حکم ؛ ام سلمه ؛  کتاب البلغه (فرهنگ عربی و فارسی) و ... اشاره کرد.

دکتر فیروز حریرچی چندی پیش هنگام تدریس دچار سرگیجه و از دست رفتن تعادل شد و به بیمارستان منتقل شد. او 20 اردیبهشت‌ماه تحت عمل جراحی قرار گرفت اما از همان تاریخ به کما رفت تا این‌که سرانجام 22 خردادماه از دنیا رفت. روحش شاد و یادش گرامی

مصطفی کمال پورتراب سال ۱۳۰۳ در تهران به دنیا آمد. پس از آموختن مقدمات موسیقی سال ۱۳۱۸ وارد دوره شش ساله متوسطه هنرستان عالی موسیقی شد و تا سال ۱۳۲۴ که مدرک دیپلم را دریافت کرد، سازهای متنوعی نظیرِ فاگوت را از یاروسلاوبیزا، ویولن را از حشمت سنجری و عطاالله خادم میثاق و تار را از موسی معروفی فرا گرفت. وی هم‌چنین تئوری موسیقی ایرانی را نزد روح‌الله خالقی آموخت و در فراگیری آواز گروهی از آموزش‌های روبیک گریگوریان، و در سرایش از آموزش‌های فریدون فرزانه و پاتما گریان استفاده کرد. پس از آن، به دلیل این که امکان تحصیل در دورهٔ عالی آهنگسازی در هنرستان وجود نداشت، به طور خصوصی نزد پرویز محمود به فراگیری آهنگسازی پرداخت. او بعداً همین رشته را در هنرستان نیز ادامه داد و در سال ۱۳۳۹ فارغ‌التحصیل شد و  بعدها در سال ۱۳۴۶ دوره‌ای تکمیلی را نیز در فرانسه گذراند.پورتراب از ۱۳۲۴ تدریس موسیقی را آغاز کرد. وی سال ۱۳۴۰ سرپرستی یکی از ارکسترهای وزارت فرهنگ و هنر ایران را به عهده گرفت. هم‌چنین در فاصله ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۲ مدیر هنرستان موسیقی ایران شد.
مصطفی کمال پورتراب از اساتید برجسته و باسابقه موسیقی ایران بود که در سال 1387 به عنوان چهره ماندگار موسیقی ایران انتخاب و  از او تجلیل شد. وی تالیفات زیادی در حوزه موسیقی داشت که «تئوری موسیقی» - با بیش از 50 بار تجدید چاپ-، «مق‍دمه‌ای بر مب‍انی آهن‍گس‍ازی» و «آهن‍گه‍ای برگزیده برای پی‍انو» از آن جمله‌اند. همچنین چندین کتاب با ترجمه این هنرمند در اختیار علاقه‌مندان موسیقی قرار گرفته است.  چنانکه از آثار او می توان به قطعاتی چون:  قطعه ای در چهارگاه (۱۹۵۵)، سونات ویولن و پیانو در دومینور (۱۹۵۹)، سه قطعه برای گروه خیام (۱۹۶۹)، سوئیت هفت پیکر در نه قسمت برای ارکستر سمفونیک (۱۹۷۰)، مارش در ماژور برای ارکستر سمفونیک (۱۹۷۳)، رقص پریان در فامینور (۱۹۸۰)، آواز بی گفتار دو قطعه برای ارکستر زهی (۱۹۸۰) و.... اشاره کرد.از آثار مکتوب او نیز می توان به آثاری چون تئوری موسیقی، مبانی آهنگسازی، تجزیه تحلیل موسیقی برای جوانان ( ترجمه اثر لئونارد برناشتاین از انگلیسی)، حل المسائل تئوری (ترجمه اثر اثر پرتسولی از ایتالیائی)، هارمونی مدرن (ترجمه اثر ایگل فیلد هال از انگلیسی)، هارمونی کلاسیک (ترجمه اثر سی.اچ. کیتسون از انگلیسی)، آهنگ های برگزیده ایگلفیلد هال، کنترپوان به زبان ساده (ترجمه اثر استاکز از انگلیسی) و... اشاره کرد.

مصطفی کمال پورتراب، استاد موسیقی ایران و نایب رییس شورایعالی خانه موسیقی سحرگاه دوم تیر ماه در ۹۲ سالگی و با همراهی جمعیت کثیری از مردم و اجرای قطعه‌ای کلاسیک با پیانو خانم بذرکوه از سوی  گروه کر ارکستر سمفونیک تهران به رهبری رازمیک اوهانیان دار فانی را وداع کرد .روحش شاد و یادش گرامی.

نهمین شماره  "چهره های ماندگار" با هدف شناخت و قدردانی از مقام و منزلت فرزانگان عرصه علم و اندیشه، و استفاده از دانسته ها و تجربیات چهره هایی که سهم و نقش عمده ای در اعتلای فرهنگ، اندیشه، هنر و تمدن اسلامی-ایرانی داشته اند، با یاد دکتر منوچهر ستوده  و  همراه با گرامیداشت روز ملی خیام و فردوسی منتشر شد. در  این شماره  مطالب «خشت بر خشت قدما» منوچهر ستوده؛ « به علم و عملشان ایمان دارم» دکتر مهدی محقق؛ «تصویر غرب گرایان از غرب، نادرست» دکتر احسان نراقی؛ «اخلاق مهندسی» دکتر رضا داوری؛ «آزادی یا آزادی خواهی؟» دکتر طه عبدالرحمن؛ « آسیب شناسی تمدن سوئیس» دکتر محمود لواسانی؛ «سعی می کنم اسلام شناس و ایران شناس خوبی باشم» پروفسور یوهان ترهار؛ «در میانه غزل نو و کهن» استاد بهاء الدین خرمشاهی؛ «کلیدر رمان مانایی است، خاطر جمع!» دکتر محمود اسعدی؛ « فقه و حدیث در قالب نظم و نثر» استاد کاظم مدیر شانه چی؛ « تجربه مدیریتی من» دکتر رضا نیازمند؛ « رباعی های حکیم عمر خیام» پروفسور حسین صادقی و ... است از نظرتان می گذرد.

این شماره همچون چهار شماره اخیر،  واقعیت افزوده دارد و  خوانندگان گرامی می توانند، فیلم مربوط به مطالب دکتر منوچهر ستوده (خشت بر خشت قدما) ، احسان نراقی (تصویر غرب گرایان از غرب، نادرست است)، پروفسور یوهان ترهار( سعی می کنم اسلام شناس و ایرانشناس خوبی باشم) و استاد فرشچیان ( سیمرغ محمود فرشچیان) را  پس از دانلود اپلیکشن " چهره های ماندگار" و سپس اسکن «چ» بالای این دو مطلب، ببینند.

در یکی از روزهای تابستان 1384 برای دیدار دکتر منوچهر ستوده عازم منزل او در جاده ی چالوس شدیم. من و دوستانم به دیدار مردی می­رویم که حدود یک قرن از عمر پربارش می­گذرد. می­رویم تا پای صحبت­هایش بنشینیم و از تجربه­هایش توشه برگیریم. در ابتدای ورود به روستا با برادر دکتر همراه می­شویم. تا منزل دکتر باید پیاده رفت. در راه برادر دکتر از ماجراهای مشترک با دکتر ستوده تعریف می­کند اینکه او نیز سفرهای بسیاری را همراه برادر بوده است. حالا که در اینجا قدم می زنم راز طول عمر و سلامت دکتر منوچهر ستوده را بهتر می­فهمم .مردی دانشمند که عظمت کارهایش در پس رفتار صادقانه­اش پوشیده مانده است. در ادامه ماحصل گفت و گو با استاد دکتر ستوده با حذف سوالات می­آید.

استاد فروزانفر بزرگ شاگرد ادیب نیشابوری بود

پدربزرگ بنده متعلق به  شهر "نور" مازندران بوده است. در تمام سال های قبل از 1320 مانند ایلات کوچ می کردیم. تابستان ها را در دامنه های شمالی البرز و زمستان ها را دردشت و لب دریا می گذراندیم. پدربزرگم از “نور” به تهران می آید که آن هم نوعی کوچ برای رسیدن به شرایط بهتر بوده است. پدرم از دبستان به مدرسه شبانه روزی منتقل می شود و آنجا ریاست پیدا می کند. بنده هم به همراه او به مدرسه شبانه روزی می رفتم. آنموقع سه-چهار ساله بودم. تا اینکه بالاخره به سن هفت سالگی می رسم و در همان مدرسه ای که پدرم ریاست داشت، شروع به درس خواندن می کنم. شش سال ابتدایی را زیر دست پدرم درس خواندم. بعد ...

□بیشتر از سی بار کل ایران را چرخیدم

جغرافیا خیلی علم ساده ای بود و زیاد عمق نداشت. کم کم پیشرفت کرد و الان شاخه های متنوعی دارد.یکی از این شاخه ها "جغرافیای تاریخی" است که در آن هدف این است که یک منطقه مثلاً بخارا و سمرقند را در طول تاریخش از تمام جنبه ها از جمله هنری، طبیعی، سوانح جوی و ... بررسی کند؛ درست مانند بررسی یک انسان از زمان تولد تا مرگش.

تمام علوم جغرافیا جزو علوم ادبی هستند. بنده به سمت تاریخ آمدم و روز بروز برای من پدیده های تاریخی این مملکت جذاب تر شد و وقت من صرف مطالعه تاریخی شد. چگونگی حملاتی که از شمال به ایران شده، امواج ترکی که وارد ایران شدند و... هر کسی را به سمت خود جذب می کند. جغرافیای این مملکت از همان روز اول برای بنده جذاب بوده است. با آقای ایرج افشار شاید متجاوز از بیست الی سی بار به نقاط مختلف ایران سفر کردیم و بعد حدود 18 هزار کیلومتر کشورهای اروپایی را سیر کردیم و حدود 50-60 روز در اروپا و بعد سفری شش ماهه به امریکا داشتم تا دنیا را ببینم و ایران را از لحاظ جغرافیایی با کشورهای دیگر بسنجم.

□آموزش خطوط کهن را شروع کردم

وقتی وارد دانشکده ادبیات شدم متوجه شدم در گروه باستان شناسی درسی برای آموزش خطوط کهن داده نمی شود و فارغ التحصیلان این رشته اصلا توان خواندن کتیبه و سنگ قبرهای تاریخی و .. را ندارند . نزد آقای عیسی بهنام رئیس وقت دانشکده رفتم و موضوع را با وی در میان گذاشتم و وی از نداشتن فردی برای آموزش خط خبر داد و خلاصه خودم تدریس را قبول کردم.

در طول بررسی هایم در صفحات سنگ شمال یک خط کوفی هم ندیدم. دوربین بر دوش  از صفحات سنگ کوفی -حدود 400-500 تا  سنگ نوشته- عکس برداری کردم و عکس ها را به کتابخانه مرکزی دادم و 40-50 تا از عکسها را به تعداد دانشجویان تکثیر کردم و بدون اینکه به آنها تعلیم بدهم از آنها خواستم مطالعه کنند و این کتیبه ها را -که به زبان اجدادشان هست- بخوانند. اول برایشان سخت بود. خلاصه، می خواندند و من برایشان اصلاح می کردم. تا اینکه کم کم راه افتادند.

*  علاقمندان می توانند "مستند نوشت"  را بصورت کامل و  همراه با واقعیت افزوده، در نهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

صرف نظر از اثرات عمیق و تأثیر گذار عملکرد عالمان بی عمل و دانشمندان بی ایمان در جامعه، شیوه رایجی که اکنون در حال انجام است خطرسازتر و در صورت تداوم معضل اساسی در الگوسازی و توجه ویژه به بزرگان و دانشمندان اصیل پدید خواهد آورد. اگر تا مدتی پیش پایان نامه نویسی و مقاله نویسی بصورت ISI یا علمی – پژوهشی معمول بود، حالا چهره سازی و اعتبار دهی مصنوعی به اشخاص یا شرکت ها توسط برخی روابط عمومی ها و شرکت های مبتذل که هدفی جز کسب سود از هر راه و روش ندارند می رود بنیاد اعتماد و اعتبار دانش و هنر و مهارت را متزلزل و اهداف عالیه مراکز و نهادهای فرهنگی و علمی را نقش برآب کند. برخی افراد گویا هنر اصلی شان خراب کردن کارهای مطلوب به بهترین شکل آن است و این در برگزاری همایش ها و بزرگداشت ها بخصوص تحت عنوان جعلی «چهره های ماندگارِ» پزشکی، مهندسی یا مدیریت و... هویدا است.

در این همایش ها که متأسفانه برخی مسئولین و نمایندگان مجلس ناآگاهانه نیز مشارکت دارند دانسته و ندانسته به هویت و شخصیت استادان، هنرمندان و دانشمندانی که سالهاست بی چشمداشت به خدمت مشغولند، صدمه و خدشه وارد می شود. افراد و شرکت هایی که تحت عنوان نامی «معتبر»، افراد «نامعتبر» را با اخذ میلیون ها تومان پول می خواهند "چهره " کنند آب در هاون می کوبند. برخی از این دفاتر که طی همین شش ماه گذشته و با گرفتن مبالغی تندیس و لوح تقدیر می فروشند متقلبانی حرفه ای اما بی هویت و منفعت طلبند که نه از خلاقیت بهره ای دارند و نه   ذره ای به علم و هنر و مهارت دیگران بها می دهند.

در حالی که نهادهای اصیل که هدف اصلیشان بزرگداشت و تجلیل از بزرگان علم و فرهنگ کشور است از حمایت مالی و معنوی لازم برخوردار نیستند. حجم عظیم حمایت مالی از شرکت های صوری چه معنایی دارد؟

در خلال این سال ها و ماه ها مرتب هشدارهای مختلف داده شده اما این شرکت ها مافیاوار و گستاخانه همچنان به کار سخیف خود ادامه می دهند. صرف نظر از ضربات سنگینی که اینگونه اقدامات بر موقعیت علم و عالمان وارد می کند، "شأن" فروشی با ارائه نشان های بی نشان در قبال مشتی پول، الگو سازی هر چهره مطلوبی را در آینده با دشواری مواجه خواهد ساخت و به "اعتبار" و "اعتماد" عمومی لطمه اساسی وارد می کند.

روایت زندگی دکتر دینانی در مستند "فیلسوف از نمای نزدیک"

 

کار تصویربرداری مستند زندگی غلامحسین ابراهیمی دینانی استاد حوزه فلسفه به تهیه کنندگی مرکز سینمای مستند و تجربی و توسط کریم فیضی و سیدجواد میرهاشمی تمام شد.  کریم فیضی در این باره می گوید: حدود سه سال پیش طرح تهیه کتابی جامع درباره زوایای پیدا و پنهان زندگی استاد دینانی را با او در میان گذاشتم که مورد موافقتش قرار گرفت و تحقیق خودم را با عنوان "پیشانی من؛ دینانی به روایت دینانی" آغاز کردم.

وی درباره عنوان این اثر (پیشانی من) افزود: این عنوان داستان عجیب و غریبی دارد و در واقع برگرفته از اتفاقی است که برای دکتر دینانی در بچگی و زمانی که 13 سال داشت، افتاده است؛ روزی در روستای زادگاه استاد دینانی اسبی در نزدیکی او رَم می‌کند و از بالای سرش می‌پرد و در اثر برخورد سُم اسب با سرِ او، پیشانی دکتر دینانی شکاف برمی‌دارد. بعداً این شکاف را بخیه می‌زنند اما جای آن در پیشانی او می‌ماند و الان هم کاملاً مشخص است.

این پژوهشگر در ادامه همچنین از تدوین فیلمی مستند از زندگی دکتر دینانی خبر داد و گفت: کار تدوین کتاب "پیشانی من؛ دینانی به روایت دینانی" در طول سه سال گذشته انجام شده و مجوز چاپش را هم گرفته و الان در 600 صفحه آماده چاپ است اما در همین فاصله من برای ساخت فیلمی مستند بر اساس مطالب همین کتاب اقدام کردم که باز هم آقای دینانی با این کار موافقت کرد. به گفته این پژوهشگر در مستندی که از زندگی دکتر دینانی ساخته شده است، با اعضای خانواده و بسیاری از نزدیکان و حتی منتقدان آرای این استاد رشته فلسفه از جمله مصطفی محقق داماد، علی‌اشرف صادقی و تمامی اعضای هیئت علمی مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی گفتگو شده است.

فیضی به عنوان نمونه یکی از اتفاقات جالبی را که در ساخت این فیلم مستند رخ داده است، شرح داد؛ "روزی با استاد دینانی در اتومبیل مشغول گفتگو بودیم. ماشین از خیابان‌های تهران می‌گذشت و به  نزدیک دانشگاه تهران رسید که به صورت اتفاقی استاد ابراهیم باستانی پاریزی را دیدیم. دکتر دینانی که جلو دوربین مشغول صحبت کردن با ما بود، با دیدن استاد پاریزی یکدفعه از ماشین پیاده شد و دنبال استاد پاریزی دوید و هر چه هم تندتر می‌رفت به او نمی‌رسید. استاد پاریزی به محض اینکه برگشت و این صحنه را دید که دکتر دینانی دنبال او می‌دود و چند نفر هم با دوربین دنبال این دو استاد، شوکه شد! شکار یک لحظه بود، برای ما و هر کس دیگری که فیلم مستند می‌سازد، یک لحظه ناب بود و خوشبختانه ما همانجا توانستیم درباره دکتر دینانی با استاد پاریزی هم گفتگو کنیم".

وی گفت: در ساخت این فیلم مستند که فیلمبرداری آن را رضا الماسی و علی اسماعیلی بر عهده داشته‌اند، از آخرین فناوری هایی که برای تهیه یک فیلم مستند به ویژه نوع پرتره آن به کار می‌رود، استفاده شده و سعی کرده‌ایم روایتی بین‌المللی از یک فیلسوف ایرانی به دست دهیم و امیدوارم به جشنواره فیلم فجر امسال هم برسد.این پژوهشگر ادبی با بیان اینکه مدت زمان این فیلم مستند به بیش از 100 دقیقه رسیده است، تاکید کرد: دلیل تاخیر در انتشار کتاب "پیشانی من؛ دینانی به روایت دینانی" هم به رغم صدور مجوز آن، آماده نبودن مستند زندگی دکتر دینانی بود و در واقع ما قصد داریم این دو را همزمان عرضه کنیم.

گفتنی است پیش تر مستند فلسفه با طعم شکلات از دکتر دینانی به اهتمام دکتر محمود اسعدی و از شبکه مستند پخش شده است.

1395/03/05

هشتمین شماره  "چهره های ماندگار" با هدف شناخت و قدردانی از مقام و منزلت فرزانگان عرصه علم و اندیشه، و استفاده از دانسته ها و تجربیات چهره هایی که سهم و نقش عمده ای در اعتلای فرهنگ، اندیشه، هنر و تمدن اسلامی-ایرانی داشته اند همراه با گرامیداشت روز ملی عطار نیشابوری منتشر شد. در  این شماره  مطالب «عطر فرّار عطار نیشابوری»، «فرهنگ دوستی بجای وطن پرستی» پروفسور فضل الله رضا، «زبان و دنیوی گری» پروفسور محمدنقیب العطاس، «بصیرت در فلسفه ملاصدرا» دکتر ایراهیم کالین، «زندگی ساده، همسر و بچه های خوب» گزارشی از تولد استاد هوشنگ مرادی کرمانی، «مساوات، بوقلمون و ملانصرالدین در زباله دانی» دکتر روح الله امینی، «ز دست خضر قدح جز به احتیاط نگیر» دکتر فتح الله مضطرزاده، «بگذار کز دامان شب فردا برآید» استاد حمید سبزواری، «هجرت تاریخی» مروری بر نقش شیخ احمد قمی  در گسترش اسلام در تایلند، «سمبل همه ی خوبی های عالم" استاد حسین محجوبی و... از نظرتان می گذرد.

این شماره همچون چهار شماره اخیر،  واقعیت افزوده دارد و  خوانندگان گرامی می توانند، فیلم مربوط به گفت و گوی پروفسور فضل الله رضا و استاد حسین محجوبی را  پس از دانلود اپلیکشن " چهره های ماندگار" و سپس اسکن «چ» بالای این دو مطلب ببینند

فرهنگ دوستی بجای وطن پرستی

گفت و گو با پروفسور فضل الله رضا ( برگزیده دومین همایش چهره های ماندگار)

 

پروفسور فضل­ الله رضا در عِداد پژوهشگران شایسته­ی حوزه­ی علم و ادب و فرهنگ است که قریب یک قرن زندگی، همراه با دانش تجربی و نگاه عمیق به فرهنگ خویش باعث شده‌است تا انسانی ژرف­اندیش، منصف و نکته­سنج پدید آید.وی در عرصه­ی علم مهندسی صاحب نظریه­ی "تئوری انفورماسیون "است که ‌این نظریه­ی مهم در گسترش علوم فضایی و مسائل علمی و اجتماعی، نام ایشان را به­عنوان نخستین شخصیت علم ارتباطات در دایره‌المعارف آمریکا حک کرده‌است. اقامت طولانی­مدت پروفسور رضا در غرب به­ همراه تعلم دانش مهندسی و ریاضیات و احاطه به فرهنگ غنی ایرانی-اسلامی، بینش عمیق، منصفانه و منطقی به نوع نگاه‌ایشان بخشیده تا به تخصصی محدود و تک­بعدی­نگری قانع نشوند و بی­کرانگی فرهنگ و ادبیات ایران همواره یاریگر ذهن و ضمیر روشن و باشکوه ‌ایشان گردد و علی­رغم تخصص مهندسی و ریاضیات، در مسائل فرهنگی و ادبی نیز صاحب ذوق و نظریه باشد.علاقه­ی ‌ایشان به زبان و ادبیات فارسی، به­ویژه شاهنامه­ی فردوسی از همان دوران کودکی آغاز شد و چنان دلبستگی به ‌این آثار پیدا کرد که دیوان حافظ، کلیات سعدی و خلاصه­ی شاهنامه­ی فردوسی و چند کتاب دیگر توشه روان ایشان در سفر به ‌امریکا برای ادامه­ی تحصیل شد و به گفته­ی خود ایشان: "هیچ­گاه ‌این کتاب­ها را از خود دور ننهادم.  شناسنامه و گذرنامه­ی حقیقی تابعیت ایرانی من این‌ها بود نه اوراق چاپی که مقالات رسمی کشورها به دست هر کس برای عبور و مرور می‌سپارند".

دکتر محموداسعدی: پروفسور! در خلال بیست­وپنج سالی که با جنابعالی و آثارتان آشنایم در آستانه­ی صدسالگی شما یقین دارم که شما از طول و عرض زندگی­تان به­خوبی بهره برده‌اید و حالا عصاره‌ی مهارت و دانش و تجربه‌اید. برخی والدین در جهان ارتباطات برآنند فرزندان­شان را برای آموزش به غرب بفرستند شما که بیش از نیمی از عمرتان را در غرب گذرانده‌اید چه توصیه‌ای به‌آنان دارید؟

  • پروفسور فضل­الله رضا: مقایسه­ی کشور ما بعد از چند قرن عقب­ماندگی با غربی­ها یک قدری از واقعیات دور است. آنچه به نظر می‌رسد این است که جوان ما حق دارد که بپرسد راه چیست. طبیعی است که‌اقتصاد ما آنچنان نیست که هشتاد الی نود درصد نیروی انسانی را به‌کار بگیریم. جوان ایرانی باید واقعیت­ها را ببیند. جوانان باید با خرد مأنوس شوند. آن‌ها یک عرصه‌ی باز دارند و آن اشراف به معارف ایرانی، اسلامی و جهانی است؛ یعنی هیچ­کس جلوی آن‌ها را نگرفته که بخواهند در کسب معرفت، مثل ابوعلی سینا، یا نوربرت بینر،یا الهی قمشه‌ای شوند. چیزی که غرب جلوی شرق را گرفته "بازار صنایع" است. آن‌ها خوب و ارزان تولید می‌کنند و می‌فروشند و ما را مصرف­کننده کرده‌اند؛ ولی جوانان در معرفت هیچ حدی ندارند و آن‌ها می‌توانند از عمرشان به­خوبی استفاده کنند. در مسأله­ی ‌اقتصاد البته‌اگر توانایی پیدا کردند چه بسیار خوب، و اگر نه حداقل چشم بینا پیدا می‌کنند.توصیه می‌کنم به والدینی که میل دارند فرزندان­شان با علوم غربی آشنا شوند اگر ممکن است در سنینی آن‌ها را بفرستند که‌استوار باشند و در فرهنگ غرب مستحیل نشوند؛ مثلاً در بیست سه-چهار سالگی. آن‌ها باید با فرهنگ خود آشنا باشند و بعد با دیگر فرهنگ­ها درآمیزند. اکنون باید مسأله­ی "وطن­پرستی" به "فرهنگ­دوستی" تبدیل شود.

جوانانی که به خارج می‌فرستیم یعنی صادرات فکری ما باید "برچسب" ایرانی داشته باشد و این مهم است اما اغلب جوانان در غرب مستحیل می‌شوند و این برای من دردناک است. بعضی­ها خیال می‌کنند این­ها که به غرب بروند و نامور بشوند، نامی برای مردم محروم ایران به‌دست می‌آورند، در­حالی­که من این­چنین نمی‌پندارم. گمان نمی‌کنم در دنیای ارتباطات و اطلاعات خیلی فرصت به ما بدهند که‌افتخارات گذشته را مکرر تکرار کنیم. جوانان ما باید اعتمادبه­نفس پیدا کنند و خودباخته نباشند و بدانند که ما وارث یک میراث فرهنگی و علمی بسیار غنی هستیم؛ یعنی بعد از تمدن یونان که چندصدسال بر تمدن ایرانی و بر تمدن اسلامی پیشی داشت در جایگاه رفیعی بوده‌ایم. ما وارث این تمدن عظیم هستیم

ازطرفی باید به قناعت به­عنوان یک ارزش اصولی توجه کنیم.

 

 به قول اقبال:

"آن فقر که بی تیغی صد کشور دل گیرد               از شوکت دارا به‌از فَر فریدون سر "

آن قناعت و فقر را نباید از دست داد؛ مقصود من بی­نیازی است.

جوان ایرانی تا خودش را نیازمند مادیات غرب ببیند همیشه "بنده" خواهد بود باید طوری تربیت پیدا کند که فراتر این خواسته­ها باشد. به قول مولانا:

"آب در کشتی هلاک کشتی است                         آب در بیرون کشتی پشتی است"

اگر آرزوی او فقط اتومبیل و خانه­ی شیک باشد او زود در این دریای مادی غرق می‌شود.

البته من تأکیدم بر این است که غرب آن­طور که بعضی فکر می‌کنند درصدد استعمار و جهان­گیری مثل قرن­های پیش نیست. این مسأله‌اگر مورد توجه باشد به واقعیت بازار برمی­گردد؛ یعنی خرید و فروش. مخصوصاً در دنیای انفورماتیک شاید آن سودای جهان­گیری کم شده باشد چون الآن پیشه­ی جهانگیری دنیای انفورماتیک روی مغزها است و ما بایستی کاری کنیم که در کشور ما آن امکانات فراهم شود.

ادامه گفت و شنود را در ماهنامه  "چهره های ماندگار" دنبال کنید.

برای تهیه این شماره با دفتر ماهنامه به شماره 88477191 تماس بگیرید

1395/02/31

نگاهی به آثار و احوال استاد حسین محجوبی

استاد حسین محجوبی نقاش صاحب نام معاصر ایران و ازچهره­های بین المللی هنر نقاشی، سال 1309 در لاهیجان دیده به جهان گشود .به سبب علاقه وافر به نقاشی، تحصیلات خود را در این رشته ادامه داد و  از دانشکده­ی هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد. وی در آثارش مجالی برای بازگویی صداقت و معنویت روح آرام خویش یافته و تعداد بسیاری از آثارش با فضای بومی شمال سازگاری دارد. به منظور آشنایی با آثار و احوال این استاد بزرگوار، چندی پیش گفت وگویی از سوی "چهره­های ماندگار" با استاد حسین محجوبی انجام شد که در قالب "مستند نوشت" درپی می آید:

چهره­ های ماندگار: استاد! نقاشی کشیدن را ازچه زمانی شروع کردید و آیا خاطره­ای از اولین شروعتان دارید؟

حسین محجوبی: در هفت سالگی همراه خواهرم  در لاهیجان به مدرسه رفتم. آنجا یک سالن بزرگ با چهل -پنجاه دانش آموز بودیم. آن زمان کاغذ و قلمی داشتم و شروع به نقاشی کشیدن کردم. مبصرمان به خانم معلمان گفت که:  "محجوبی داره نقاشی  میکشه". خانم معلم نازنین ما، مرا تبیه کرد که چرا نقاشی می کشی. خلاصه از آن زمان ما این گناه را شروع کردیم....من از کودکی اینکار را دوست داشتم و تا الان که در دهه­ی هشتاد زندگی­ام هستم، عاشقانه نقاشی می کشم و البته معماری هم انجام می­دهم. و بنظرم  کسی که کمی ذوق ادبی داشته باشد می تواند زیبایی­های طبیعت را بکشد و مهم نیست که حتماً اهل شهر خاصی باشد.تحصیلات دانشگاهی را در رشته نقاشی شروع کردم و در سال 1338 از دانشکده­ی هنرهای زیبای تهران فارغ التحصیل شدم. اما شغل اصلی من معماری بود و از سال سوم دانشگاه ، شش سال در شهرداری فعالیت کردم و سال 1342 برای ساختن پارک ساعی دست به کار شدیم.  بعد حدود 12 سال در دفتر فنی پارک­ها مشغول بودم و در این قسمت، تمام پارک­های تهران –از لحاظ امور بازسازی و طراحی - زیرنظر من بود. فضای سبز استادیوم آزادی و فضای سبز خیابان آزادی تا فرودگاه  از جمله کارهای ما بوده است. گستردگی کار معماری و فضای سبز زیاد بود منتها هر دو  سال یک بار نمایشگاه نقاشی  را هم برپا می­کردم. خیلی ها می آمدند و با همه حشر و نشر داشتم. اخلاقم اینگونه بود. سهراب هم از عزیزان ما بود که سالها  پیش مجموعه­ای از آثار خواهرش را برای نمایش گذاشتیم. بهر حال به گالری ما آمد و گفت آخر من چه می­توانم بنویسم "حضورت در میان کارهایت مرا دربرگرفته است". آدم والا و انسانی بود و اصلا تبختر نداشت. تیپ خاصی داشت. ساکت و عارف بود. بیشتر به خاورمیانه سفر می­کرد. نه ادعای نقاشی داشت و نه چیزی. عمقی در مغزش بود، عرفان خاور دور و عرفان ایران، انسانی وارسته و بی آزار از او ساخته بود.

اهل کاشانم/ روزگارم بدنیست/ تکه نانی دارم/ خرده هوشی/ سر سوزن ذوقی/ مادری دارم بهتر از برگ درخت/ دوستانی چون آب روان/ و خدایی که در این نزدیکی است/ لای این شب بوها/ پای آن کاج بلند/ روی آگاهی آب/روی قانون گیاه"

....

خوانندگان محترم می توانند ادامه گفت و شنود را همراه با فیلم و وقعیت افزوده آن از ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

جهت اشتراک می توانید با دفتر ماهنامه با شماره 88477191 تماس حاصل فرمایید.

محمدعلی کشاورز ،برگزیده سومین دوره "چهره های ماندگار"،(شامگاه 26 فروردین ماه) با حضور جمعی از هنرمندان و اعضای کانون کارگردانان خانه تئاتر، تولد 86 سالگی خود را جشن گرفت .وی با تاکید  بر لزوم توجه به هنر تئاتر و پیشرفت آن اشاره کرده و گفت : سینما و تلویزیون پیشرفت نمی کنند ؛ مگر آن که تئاتر پیشرفت کند این بازیگر پیشکسوت افزود: ما هر چه داریم از مردم است و هنر ما برای مردم و خود ما هم برای مردم هستیم ... .

 

"فرزانگان"  عنوان برنامه ­ای است که به معرفی چهره های ماندگار علمی و فرهنگی ایران اختصاص یافته است. این برنامه که پنجشنبه ها ساعت21 با اجرای دکتر محمود اسعدی شنیده می شود، حاصل نشست صمیمانۀ صاحبان علم و اندیشه و بیان تجربیات و راز ورمز موفقیتهای ایشان  است. تاکنون گفت و شنود  با اساتید صاحب نامی چون: دکتر شکوه نوابی نژاد، دکتر سیدمحمد بلورچیان، دکتر ابوالقاسم گرجی، دکتر کیخسرو خروش، پروفسور مجید سمیعی،  دکتر منصور فلامکی، دکتر یوسف ثبوتی، استاد محمد سلحشور، استاد نصرالله افجه ای، دکتر محمد منصور، دکتر علی رواقی  و دکتر کریم مجتهدی پخش شده است.

علاقمندان می توانند گفت و شنود با دکتر علیرضا مدقالچی ، چهره ماندگار ریاضی، را پنجشنبه دوم اردیبهشت ساعت21  از رادیو فرهنگ روی موج اف ام ردیف106 بشنوند.

در آستانه نوروز 1395 "چهره های ماندگار"  شش شماره متوالی این ماهنامه را در یک مجلد منتشر کرد.

"چهره های ماندگار" نشریه ای دیداری، شنیداری و مستقل است که به طور ویژه به نخبگان  و نام آوران عرصه دانش و فرهنگ می پردازد. به گونه ای که مبنای اصلی­اش دیدار، گفت و شنود، مناظره و گپ و گفت با اهالی فرهنگ و اندیشه است. علاقمندان می توانند جهت تهیه این مجلد با شماره تلفن­های دفتر ماهنامه (2-02188477191) تماس حاصل فرمایند.

این جایزه به بهترین پایان‌نامه‌های دوره‌ی دکتری در رشته‌های زبان و ادبیات فارسی و ادیان و عرفان که در هر سال دفاع شده است، اهدا می‌شود.

هیات داوران)فتح‌الله مجتبایی، ضیاء موحد، حسین معصومی‌همدانی، شهرام پازوکی، محمد دهقانی و علی‌اصغر محمدخانی) پس از بررسی پایان‌نامه‌های دریافتی، دو پایان‌نامه‌ی برگزیده و دو پایان‌نامه‌ی تشویقی را انتخاب و در مراسم معرفی می کنند.

در پنج دوره‌ی گذشته این جایزه، سمیرا بامشکی، علیرضا اسدی، محمدرضا عدلی، سلمان ساکت، ارسطو میرانی و سیده لیلا سیدقاسم برگزیدگان این جایزه بوده‌اند. پایان‌نامه‌های برگزیده به همت انتشارات هرمس به صورت کتاب منتشر می‌شود.گفتنی است دکتر فتح الله مجتبایی خود برگزیده نخستین همایش چهره های ماندگار در رشته ادیان و عرفان است.

هر ساله بنیاد آکادمیک علمی استاد پروفسور'علیرضا یلدا' تعدادی پزشک برجسته و نیز پزشکانی که دستاوردهای پژوهشی در دانش پزشکی ارایه داده اند را به عنوان افراد برگزیده معرفی می کند.

در این مراسم سالانه 20برگزیده درحیطه های اختراع و نوآوری،محقق جوان، استاد برجسته، مسئولیت اجتماعی در پزشکی، فرهنگ و هنر و بالاترین نشان مورد تقدیرو تجلیل قرار می گیرند.یرخی جوایز کنگره دکتر یلدا، در حیطه استاد برجسته به دکتر حسین بهاروند ازپژوهشگاه رویان، دکتر هدایت الله الیاسی، دکتر محمدعلی جوادی و دکتر فرشته معتمدی از دانشگاه علوم پزشکی شهید یهشتی، دکتر مهوش صلصالی از دانشگاه علوم پزشکی تهران، دکتر سیاوش صحت از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دکتر هرمز شمس از دانشگاه علوم پزشکی تهران اهداگردیده است.

جایزه بین المللی پروفسور یلدا در حیطه مسئولیت اجتماعی در پزشکی و بهداشت به دکتر زهره ادیب منش، متخصص جراحی عمومی و خیر مدرسه ساز ؛ در حیطه اختراع و نوآوری به دکتر بابک باباپور از دانشگاه هانوفر آلمان و دکتر مریم شریفیان از دانشگاه علوم پزشکی شیراز؛ و به دکتر حمید خویی از دانشگاه علوم پزشکی تهران تقدیم شده است.همچنین در حیطه محقق جوانبه زهراسادات آزاد منجیر دانشجوی دکترای مدیریت اطلاعات بهداشتی از دانشگاه علوم پزشکی تهران، شیلا جلا پور دانشجوی دکترای پژوهشی ایمونولوژی از دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان و الهام مسرت دانشجوی دکترای مدیریت اطلاعات بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تهران اهدا گردیده است.

در ششمین مراسم جایزه علمی دکتر علیمحمد کاردان از "دکتراحمداحمدی " استاد برجسته فلسفه وحکمت تقدیر به عمل آمد.

ششمین مراسم اعطای جایزه علمی دکتر کاردان با همکاری و مشارکت موسسه روان شناسی و علوم تربیتی دکتر کاردان (دانشگاه تهران)، سازمان نظام روان شناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران، انجمن روانشناسی اجتماعی و فرهنگ سرای ارسباران و با حضور اساتید، پژوهشگران و دانشجویان برگزارگردید.

همه ساله همزمان با سالروز درگذشت دکتر کاردان، علاوه بر تجلیل از اساتید برجسته عرصه علوم انسانی و اجتماعی، درحمایت از پژوهش‌های نوآورانه در حوزه‌ روان‌شناسی و علوم تربیتی، تندیس جایزه دکتر کاردان به همراه لوح تقدیر و جوایزی ویژه از طرف خانواده استاد فقید، به رساله‌های برگزیده دانش‌پژوهان مقطع دکتری در این حوزه اهدا می‌شود.

دکتر احمد احمدی در راستای ایجاد پیوند میان حوزه و دانشگاه، درتأسیس و ادامه فعالیت دفترهمکاری حوزه و دانشگاه که بعدازمدتی به "پژوهشگاه حوزه و دانشگاه" تغییر نام داد، سهم بسزائی داشت. وی همچنین در سال 1365 یک مرکز آموزشی در حوزه علمیه قم تأسیس کرد که طلاب دینی را برای تدریس معارف اسلامی در دانشگاه ها آموزش می داد. وی به مدت بیش از 40 سال در عالی ترین سطوح تحصیلی در دانشگاه ها و مراکز علمی و حوزوی کشور به تدریس مشغول بوده و تاکنون چندین جلد کتاب مبنایی در زمینه فلسفه غرب را نگارش و ترجمه کرده و بیش از هشتاد مقاله علمی و فلسفی از وی منتشر شده است.گفتنی است دکتر علیمحمد کاردان خود برگزیده همایش چهره های ماندگار بوده است.