یکشنبه, 13 مهر 1393 ساعت 05:06

موزه قلب و رئیس انجمن جراحان قلب سوئیس

موزه قلب و رئیس انجمن جراحان قلب سوئیس

دیگر نگهداری اشیاء تاریخی و مامن اثار فرهنگی فی نفسه نمی تواند دلیل برپایی و احداث موزه ها باشد بلکه مهمترین وظیفه موزه ها ایجاد ارتباط با "زندگی" است و موزه قلب می خواهد ضمن شناسایی و شناساندن مشکلات اصلی سلامت مردم کشور ما که مهمترین عامل مرگ و میر است به جنبه های آموزشی، تربیتی، توریستی و تفننی و تفریحی بپردازد. به گونه ای که افراد پس از بازدید از این نوع موزه ها به تغییر رفتار در سبک زندگی خود بپردازند.

استقبال کم نظیر مردم و مسئولین نیشابور از پرفسور حسین صادقی جراح برجسته و رئیس قبلی انجمن جراحان قلب سوئیس، که در طول سه روز اقامت در نیشابور پدید آمد نوید بخش اتفاقات مهم در عرصه علمی فرهنگی و توریستی در سطح استان و کشور است که در صورت تحقق موجب ارتقاء سطح فرهنگ و اقتصاد کشور خواهد شد. ایجاد بنیاد پرفسور صادقی، برپایی موزه قلب ایران و طرح خواهر خواندگی "نیشابور" و "لوزان" سوئیس از جمله مواردی است که به اهتمام پروفسور حسین صادقی جراح، ادیب و مترجم توانای کشورمان انجام می شود. انشالله مسئولین محترم کشور مثل سازمان میراث فرهنگی، وزارت بهداشت، وزارت امور خارجه، معاونت علمی رئیس جمهور، وزارت آموزش و پرورش، و دیگر نهاد ها از این حرکت خود جوش و مردمی که توسط شورای شهر و شهردار نیشابور آغاز شده است بصورت عملی حمایت کنند تا از فرصت پیش آمده بخوبی بهره برداری شود. موقعیت علمی و شهرت جهانی پروفسور حسین صادقی بعنوان یک "اعتبار" و "سرمایه اجتماعی" می تواند برخی مشکلات اقتصادی مردم استان و حتی کشور را ترمیم کند. ایشان در آستانه 85 سالگی سالها است از دور و نزدیک به مردم دیار خویش بصورت مادی و معنوی کمک نموده است لکن به دلیل انزوا و شخصیت عارفانه خویش کمتر در رسانه ها ظاهر شده است. احداث 33 دبستان در سرولایت نیشابور و کمک های فراوان مالی علی رغم زندگی علمی و متوسط دانشگاهی ایشان، نشان دهنده صداقت و خدمت بی شائبه به مردم است که بایستی توسط مسئولین ارج نهاده شود. ایشان با پذیرش ریاست افتخاری موزه قلب ایران می تواند موجد و مولد تحولات اساسی در حوزه های مختلف "سلامت" باشد و من آرزو می کنم مسئولین محترم با پشتیبانی از این حرکت علمی- فرهنگی مردم خراسان و نیشابور به این مهم سرعت بخشند. در اینجا بد نیست خود نوشته استاد پروفسور حسین صادقی را که بیش از 12 سال پیش نوشته و برای ستاد چهره های ماندگار ارسال کردند و پس از انتخاب در نخستین همایش چهره های ماندگار در سال 1380 به دلیل کسالت و برخی ملاحضات شخصی نتوانستند در همایش شرکت کنند را ببینید:
اینجانب حسین صادقی در روز 5 بهمن 1308 هجری شمسی (25 ژانویه 1930) در ده چکنه مرکز بخش سرولایت از توابع شهرستان نیشابور متولد شدم. مرحوم پدرم حسن صادقی در سال 1307 یک باب دبستان به نام دبستان بصیری دایر کرد. خود هم مدیر و معلم آن بود
بواسطه جدیت در تحصیل در دوران دبستانی و دبیرستانی تقریبا همیشه شاگرد اول بودم. پس از پایان تحصیلاتم در خراسان در سال 1329 برابر با 1950 برای ورود به دانشگاه عازم تهران گردیدم. در تهران در سه کنکور: دانشکده های پزشکی، فیزیک و امتحان محصلین اعزامی به خارج شرکت نمودم و در هر سه کنکور قبول شدم. پس از توفیق در کنکور محصیل اعزامی با عده ای از هموطنان راهی سویس شدیم. در آن کشور در شهر لوزان مشغول تحصیلات پزشکی شدم و در سال 1336 (1957 میلادی) از دانشگاه لوزان دکترای پزشکی را دریافت نمودم.
بلافاصله پس از اتمام دوره پزشکی برای تحصیلات تخصصی عازم اتازونی آمریکا شدم. یک سال دوره Internship را در دانشگاه Temple در شهر فیلا دلفیا گذراندم. دوره سه ساله ریزیدانسی در جراحی عمومی را در دانشگاه Kansas در شهر کنزاس سیتی به پایان بردم. برای دوره فوق تخصصی توراسیک (قلب وریتین) راهی شهر دیتروئت شدم و جراحی قلب و ریه را در دانشگاه Wayne فرا گرفتم. در سال 1342 (1963) دیپلم های (Boards) تخصص جراحی عمومی و فوق تخصص جراحی قلب و ریتین را دریافت نمودم.
در اواخر سال 1342 و اول سال 1964 در راه مراجعت به ایران شش ماه در لوزان توقف کردم. در این مدت در بخش جراحی قلب بیمارستان دانشگاهی مشغول به کار شدم و در اوایل سال 1343 برای خدمت به هموطنان محروم به ایران مراجعت کردم. متاسفانه پس از شش ماه دوندگی پستی در یکی از دانشگاههای کشورمان پیدا نکردم و ناچار شدم برای تامین مخارج زندگی خود و فامیلم (همسر و دو فرزند) در بیمارستان مسیحی مشهد بمدت یک سال کار کنم. چون امکانات جراحی قلب در آن زمان در ایران نبود و از طرف دیگر سمتی در بیمارستانهای کشور نداشتم بناچار به کشور سوئیس برگشتم و بلافاصله به سمت معاونت رئیس بخش جراحی قلب و عروق دانشگاه لوزان منصوب شدم. پس از یک سال و نیم در این سمت به مقام ریاست ارتقاء یافتم (سال 1346 برابر با سال 1967).
از سال 1346 تا سال 1375 (1996) به مدت 29 سال ریاست بخش جراحی قلب و عروق و کرسی پرفسوری این رشته را در دانشگاه لوزان داشتم تا به سن بازنشستگی رسیدم. پس از آن به مقام پرفسور افتخاری دانشگاه نائل شدم.
در مدت قریب به سی سال، جراحی قلب را در دانشگاه توسعه دادم. بطوری که تعداد عمل های جراحی قلب باز که در سال اول مسئولیتم فقط 60 عمل بود به متجاوز از 900 عمل در سال آخر رسید. در این مدت نوآوری هایی در تکنیک جراحی عروق قلبی، تعویض دیریچه های قلب، جراحی نارسایی های مادرزادی قلب و جراحی عروق به وجود آوردم. پیشرفت های زیادی هم در مراقبت های بعد از عمل انجام دادیم که سبب بهبود نتایج عمل های جراحی قلب و عروق گردید بطوری که کمترین عفونت بعد از عمل را در سطح جهانی داشتیم. نتایج خوب عمل هایم با بهترین مراکز قلب دنیا رقابت میکرد. مثلا در جراحی پیوند قلبی که تلفات بعد از عمل حتی در بهترین مراکز قلبی جهان بین 8 تا 10 درصد است در بخش ما فقط 7/3 درصد بود (3نفر در 82 مریض پیوند قلبی). این نتایج خوب بعد از عمل باعث گردید که هموطنان به جای عزیمت به کشورهای دیگر اروپایی و یا آمریکا به لوزان برای معالجه قلبی روی آوردند. در حدود 1 هزار نفر از هموطنان را جراحی نمودم. در این مدت نهایت دقت در عمل ها و منتهای ارفاق مالی در حق آنها مراعات می شد. بواسطه همین نتایج خوب، دو نفر از روسای جمهوری کشور سوئیس را عمل جراحی قلب نمودم.
در مدت فعالیتم در دانشگاه با همکارانم بیش از سیصد مقاله علمی در بهترین مجلات پزشکی انتشار دادیم. در دوازده انجمن علمی عضو هستیم و دو سال هم بعنوان رئیس انجمن جراحان قلب و توراکس کشور سوئیس مشغول بودم.
پس از بازنشستگی و اشتغال کمتر به جراحی قلب و عروق و بیشتر به کارهای ادبی پرداختم. رباعیهای حکیم عمر خیام را به زبان فرانسه و انگلیسی ترجمه نمودم. این کتاب به خط زیبای استاد غلامحسین امیرخانی و تابلوهای تحسین برانگیز استاد محمود فرشچیان زینت یافته و حاوی 110 رباعی از بهترین رباعی های منسوب به حکیم نیشابوری است.

نظر دادن