یکشنبه, 06 مهر 1393 ساعت 13:48

مدیریت رسانه مقتضیات و چالش ها

در دو دهه اخیر گسترش و شعاع عمل رسانه ها چنان پر دامنه و متنوع شده است که در رشته های مناسب دانشگاهی و تربیت نیروهای جدید در عرصه روابط بین الملل و ارتباطات و نیز چگونگی اقناع مخاطبان امری ضروری و لازم تلقی شده است.

 اکنون چندین رشته تازه در اروپا و آمریکا و ایران در حال پذیرش دانشجو هستند که تا چندی پیش نامی از آنها در حوزه تعلیم و تربیت دانشگاهی نبود. رشته مدیریت رسانه از جمله این رشته های مهم و اساسی می باشد که چندی است در سطح دکترا و فوق لیسانس در ایران نیز دانشجو می پذیرد. اما نو بودن این رشته و تنوع و شتاب روز افزون منابع و مصالح، تعریف چند و چون رسانه و مدیریت آن را با چالشی جدی مواجه ساخته است. علیرغم تدریس این رشته در دانشگاه های تهران، علامه طباطبایی(ره)، صدا و سیما و واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد، هنوز سرفصل ها و منابع لازم تهیه و تدوین و معرفی نشده است. آیا رشته مدیریت رسانه با دیگر رشته های رسانه مثل ارتباطات، روزنامه نگاری و مدیریت تمایز اساسی دارد و یا تنها وجهی از آنرا پررنگ می سازد؟ ویژگی اصلی این رشته چیست و فارق التحصیلان آن چه نیاز فروخفته ای را برطرف خواهند کرد؟
چه کسانی قادرند و باید در این حوزه تحصیل، تدریس یا تحقیق کنند؟
آیا آنها نیز باید چون دانشجویان دیگر رشته های مرتبط دروس جامعه شناسی، ارتباطات، مدیریت، روانشناسی و مردم شناسی را بخوانند و بدانند؟
در این صورت طرح این رشه چه توجیهی دارد. به نظر می رسد پاسخ به این پرسش ها تا حدی به روشنایی مباحث دانشگاهی کمک خواهد کرد.
مدیریت رسانه چیست و چه باید انجام دهد تا به عنوان یک رشته دانشگاهی به طور مستقل بتواند پایدار بماند و اهالی رسانه و مدیریت را جذب و جلب کند؟
برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید تفهیم شود چه رشته ای هم طراز یا هم سان با آن وجود دارد و مطالعات آنها در زمره این رشته نیست. به دیگر سخن، چه دروسی شامل مدیریت رسانه نمی شوند و چه رشته هایی علیرغم ارتباط علمی در حوزه کار این رشته نیست. دو واژه مدیریت و رسانه به قدر کافی تعریف شده اند و یادآوری آن از فرط تکرار ملال آور است. اما برای روشن سازی بحث فقط منظور اصلی از تعریف مدیریت و رسانه ارائه می شود تا تداوم مبحث امکان پذیر شود. "مدیریت" یعنی کار با دیگران و " رسانه" به هر شخص حقیقی یا حقوقی که امکان ارتباط و تاثیر گذاری داشته باشد اطلاق می شود. بدین اعتبار رشته های روابط عمومی، جامعه شناسی، ارتباطات، مدیریت و روزنامه نگاری شامل این مقوله نمی شوند. گرچه به شدت مرتبط با این رشته اند. تعریف ما از مدیریت رسانه در همین حوزه قابل ارائه است:
کار با دیگران به منظور تغییر رفتار ذهنی و جسمی مخاطب از طریق رسانه
اکنون روشن می شود که چرا رشته هایی چون روزنامه نگاری، ارتباطات، جامعه شناسی، روابط عمومی با این رشته مانوسند. حتی فراتر از آن تمام رشته های مختلف علوم انسانی مثل فلسفه، ادبیات، معارف و الهیات و هنر به شدت مورد نیازند. بی گمان استفاده از توانایی متخصصان این رشته ها و هماهنگی آنها به منظور تاثیر گذاری بر مخاطب کار ساده ای نیست. همان هدفی که واضعان رشته مدیریت رسانه در پی تحقق آنند. نکته مهم در این میان خصلت انسانی این رشته است که با آثار و افکار انسانها مرتبط است و در اینجا رشته روانشناسی بخصوص رشته روانشناسی اجتماعی به شدت به کار می آید. پس باید انسانها را ابتدا خوب شناخت، نیازهایشان را فهمید، آنگاه برای نفوذ و هدایت افکار آنان برنامه ریزی، هماهنگی و سازماندهی کرد. همینجا ضرورت بومی سازی و توجه به جغرافیا، تاریخ، تمدن و فرهنگ آدمیان رخ می نماید. نمی توان تحقیقات مربوط به مردم دیگر کشور ها را ملاک عمل قرار داد و بر اساس آن تصمیم گیری کرد. گرچه استفاده از تجارب آنان بسیار مطلوب است. بدین ترتیب ضرورت تحقیقات کاربردی و جزئی و موردی از مناطق و محلات مختلف کشور روشن می شود. اما سوال این است که چه کسانی قادر به این امورند؟
شاید در وهله اول این دانشجویان رشته مدیریت هستند که واجد چنین صلاحیتی هستند اما دانشجویان رشته مدیریت بایستی چه ویژگی هایی داشته باشند تا بتوانند از عهده این مهم برآیند؟
پیش از پاسخ بدین سوال لازم است مشخص کنیم استادان این رشته چه ویژگی هایی باید دارا باشند تا بتوانند دانشجویان خود را در این مهور یاری کنند و سوال اساسی تر اینکه آیا کسانی که تنها مدرک دکترای این رشته را دارا هستند قادر به چنین کاری هستند یا دیگر افراد نیز ممکن است نقشی در این میان ایفا کنند؟
به اشاره می توان گفت اکنون سه گروه در سطح مدیریت سازمان های رسانه ای مطرحند:
1- استادانی که با اخذ مدرک PH.D در رشته مدیریت رسانه از داخل و خارج به طور تخصصی در این حوزه مشغولند.
2- مدیرانی که سالهاست در مصدر امور رسانه ای صداو سیما، مطبوعات، اینترنت و ... به هدایا افکار عمومی و مدیریت رسانه ای مبادرت کرده و می کنند.
3- افرادی که به طور توامان در حوزه مدیریت رسانه هم در عمل و هم در نظر در دو حوزه آکادمیک و تجربی تخصص دارند. بی تردید این افراد کارآمدند و باید از آنها به خوبی استفاده کرد تا این رشته بالنده، پویا، و پاپا شود.
اما اکنون که در آغاز راهیم کدام گروه قادر به هدایت دو گروه بعدی هستند. به نظر می رسد گروه سوم ابتکار عمل بیشتری دارد. حال به پرسش نخستین برگردیم که چگونه دانشجویی مورد نظر است تا بتواند تحصیل و یا تحقیق کند و به بومی سازی این رشته کمک نماید. شاید کسی که علاوه بر فراگیری مفاهیم کلاسیک در حوزه تجربی هم دستی بر آتش داشته باشد؟ دانشجویی که از حوزه عمل به کلی دور است و در هیچ یک از حوزه های رسانه ای صاحب تجربه نیست چگونه می تواند موثر واقع شود؟ او باید هم بخواهد هم بتواند از عهده این مهم برآید! خواستن با عشق مفرط به کارکردن و تلاش مداوم در حوزه ای که تنوع و سخت کوشی و مبارزه سرفصل اصلی دروس عملی آن است و توانستن با علم و تجربه به چنگ می آید. بدین روی در پذیرش دانشجویان این رشته تنها نیاز و نمرات عالی ملاک نیست! علاقه و روح و روان زلال و اندام فیزیکی مناسب نیز مورد نظر است! کسی که جثه نحیفی دارد زود خسته می شود و یا تناسب اندامی ندارد و از مواجهه با مردم بیمناک است چگونه می تواند با دیگران کار کند؟ پس پذیرش این دانشجویان مثل خلبانی مهارت و جسارت و سلامت نیز می طلبد. بنابراین باید به حوزه کاربردی نزدیک و به رشته هایی مانند MBA که در حوزه کسب و کارند اما با ظرافتی بیشتر و دقیق تر توجه کرد. حال می توان گفت دانشجویی با ممیزات فوق قادر است به تحقیقات بومی رسانه ای کمک کند. همچنان که استادان این رشته با توامانی دانش و تجربه به راهنمایی مفید و موثر چنین دانشجویانی خواهند پرداخت. در این راه به مدیریان رسانه ها در حوزه مطبوعات و صدا و تصویر مبادرت خواهد شد. تنها در چنین موقعیتی می توان امید داشت رشته مدیریت رسانه بپوید و بپاید و از دام ابهام و ناشایستگی برهد.

نظر دادن