یکشنبه, 06 مهر 1393 ساعت 17:21

سبک مدیریت ایرانی

 مثلا در خصوص تصمیم گیری در مراکز و شرکتهای بزرگ ژاپنی "اجماع" مطمع نظر است و بایستی همه اعضاء به موضوع مورد بحث "رای" دهند و حتی اگر یک نظر مخالف باشد باید دیگران اورا اقناع کنند تا "تصمیم" عملی شود در حالی که در مدیریت آمریکایی نظر "اکثریت" کافی است. یا در مورد استخدام، ژاپنی ها به استخدام "مادام العمر" متمایلند_ گرچه اکنون بسیار منعطف شده اند- در حالی که آمریکایی ها چنین نمی کنند و تضمینی برای شغل دائمی وجود ندارد حال ما در ایران چگونه "مدیریت " می کنیم؟ و اصول و راهبرد اساسی مدیریت ایرانی چیست؟

در این مورد تحقیق نسبتا جامعی در دست اجراست که در بحث دانشگاهی ارائه می شود اما در اینجا وجه عمومی مطرح است و فقط به برخی مختصات آن اشاره می شود. اولین اصل مهم در ایران "پیگیری" است که در صورت نبود آن تقریبا هیچ اقدامی صورت نمی گیرد. به این منظور بایستی دفتر ، رئیس دفتر و منشی های صاحب ذوق و شوق و کاربلد در دسترس باشد و مدیر نیز خود مدام پیگیر امور شود. دومین اصل "ارتباط" است. ارتباطات قوی با عناصر موثر در سازمان و خارج سازمان بسیار مهم و تاثیر گذار است. اگر مدیری جامع علوم و فنون باشد اما "مرتبط" نباشد کاری صورت نمی گیرد. این ارتباط در اغلب نقاط جهان البته کارایی دارد لکن نوع ارتباط در ایران متفاوت است. سرعت و سهولت دسترسی به افراد با نفوذ و موثر در مراتب مختلف و در سطوح متفاوت بسیار کارساز است. این تاثیر و تاثر در دو جهت مثبت و منفی می تواند مثمر ثمر شود. گاه در انجام یک اقدام و گاه در عدم انجام واقعه ای که مدیر خواهان آن است. سومین نکته "سخنوری" و سخنران بودن مدیر ایرانی است این ویژگی بعنوان عاملی مهم در انتخاب و انتصاب مدیران مطرح است. بدین اعتبار مدیر پیش از آنکه مرد عمل باشد باید خوب "حرف" بزند و البته اگر قادر بود "حرف خوب" هم بزند که دیگر نور علی نور است. چهارمین ویژگی اصل "بده بستان" است. او در گزینش افراد در هیئت های امناء و مدیره و دیگر پست های سازمانی همواره می کوشد اشخاصی را به کار گمارد که بتواند از توانایی های شخصی یا سازمانی و ارتباطی آنها کمال بهره برداری را ببرد. ویژگی پنجم در حلقه اصحاب عله بودن است. مدیر بایستی "پشتوانه" داشته باشد یا نوعی پشت گرمی به حمایت از گروه های نا محسوس که در صورت نیاز به کمک وی بشتابند روشن است این خصیصه ذاتی مدیر نیست اما با وجود عرضی بودن کارایی آن از هر نوع استعداد و هنر و مهارت ذاتی افزون تر است. با این وصف می توان گفت تقریبا هر کس خصایص فوق را داشته باشد می تواند مدیر موفق به سبک ایرانی باشد.

نظر دادن