سه شنبه, 25 خرداد 1395 ساعت 07:41

تصویر غرب گرایان از غرب، نادرست است.

تصویر غرب گرایان از غرب، نادرست است.

احسان نراقی ،جامعه شناس، و از نوادگان ملا احمد نراقی و ملامهدی فاضل نراقی سال 1305 در تهران به دنیا آمد. وی تحصیلات مقدماتی را تا کلاس یازدهم در مدرسه پهلوی کاشان گذراند اما سال بعد به تهران نقل مکان کرد و در دارالفنون کلاس دوازدهم را به پایان رساند. سپس دو سال در دانشگاه تهران به تحصیل حقوق پرداخت و بعد به توصیه پدرش برای ادامه تحصیل راهی سوئیس شد و مدرک لیسانس جامعه شناسی را از دانشگاه ژنو دریافت کرد. احسان نراقی پس از مراجعت به ایران و بعد از دو سال اقامت در تهران، موفق به اخذ بورس تحصیلی در مقطع دکترا از دانشگاه سوربن فرانسه شد. وی در دوره دانشجویی، به برخی جریانات سیاسی پیوست و در جریان ملی شدن صنعت نفت روابط خود را با آیت‌الله کاشانی گسترش داد. نراقی سال ۱۳۳۱ به ایران بازگشت و چندی بعد در در دانشگاه تهران مشغول به کار شد و همزمان با کمک دکتر علی‌اکبر سیاسی موفق شد موسسه "مطالعات و تحقیقات اجتماعی" را بنیانگذاری کند و مدت ۱۲ سال مدیریت آن را بر عهده داشت.سالها پیش گفت و گویی با وی در مقر یونسکو داشتم که در پی می آید:

 

محمود اسعدی: مفهوم غرب و غربیان گژتاب و چالش برانگیز است، از منظر فرهنگی غرب از نظر شما به چگونه جایی گفته می شود و  غرب برای اینکه فرهنگش را گسترش دهد از چه شیوه هایی استفاده می­کند؟

احسان نراقی: شکی نیست که در غرب حکومت دینی مستولی بود و حکومت، حکومت کلیسا بود  و کلیسا در غرب یکی از ارکان قدرت به شمار می رفت. درمورد مفهوم غرب گفته شده: «فکر غرب، از دکارت تا کوپرنیک که با کشفیات بزرگ راه را بازکردند پدیدار شد و بعد  سرمشق کشورهای دیگر شد» بدین معنی، ژاپن غرب را کپی کرده است و   آمریکا ادامه­ی غرب است؛ بنابراین آمریکا ادامه­ی اروپاست و در این تفکر چند مورد حائز تفحص است. یکی مسأله­ی فرد است. در جامعه­ی قرون وسطی که وابسته به کلیسابود، فرد حق دخالت در امور را نداشته است. یکی از امتیازات کنونی تمدن غرب این است که فرد مسئولیت دارد. حقوق و تکالیف دارد؛ دوم اینکه می توان گفت اندیشه و تفکر پایان ندارد و می­تواند در هر کجا نشر پیدا کند. علم و دانش غرب حد ندارد و به همه­جا سرایت کرده است. اگر بخواهیم یک وجه تمایز برای غرب بشناسیم  این است که آنها قائل به جدا کردن امور شخصی از امور عمومی هستند. در زندگی اجتماعی یک وضع دارند و در زندگی شخصی وضع دیگر.  درحقیقت ،در غرب، اخلاق و حقوق از هم متمایز هستند. در تمدن­های اسلامی و در تمدن­های دیگر این­گونه نیست. چون حقوق و اخلاق یکی است.

 اهمیت پول و سرمایه در بدست آوردن قدرت و ثروت است. پول باید خودش پول بیاورد. مرز حایلی میان ملت­ها وجود ندارد. سهم بیشتر یکی نسبت به دیگری به گردش سرمایه­ها مربوط می شود. اما چیزی که غرب را جلو انداخته است دینامیزم، تحول، تحرک و سازندگی است.  نپذیرفتن اینکه هر وضعی ابدی است. و این جنبۀ دینامیزم تفکرش است که بیشتر حایز اهمیت است.

محمود اسعدی:  برای انسان در غرب چه کسی تعیین تکلیف می­کند؟

احسان نراقی: اول اینکه هیچ انسانی نمی­تواند ادعا بکند که عقلش تعیین تکلیف می­کند. انسان تاحد زیادی تحت تأثیر احساسات و عواطف خودش است. در غرب، ترمز این احساسات "قانون" است که کنترل می­کند. بالاخره یک منطق و یک تفکری هست تا نشان دهد که  چگونه باید معقول عمل بکنند.

محمود اسعدی: فلسفه­ی امروز غرب را تفکر انسانی و ادیان شکل می­دهد، یا اینکه چیز دیگری در آن تأثیرگذار است؟

احسان نراقی: در این قرن، فلاسفه تأثیر زیادی داشته­اند و این بی­تأثیر نبوده و هنوز سنت­های دینی از دست نرفته است منتهی آن اهمیتی که دین در جوامع مسلمان دارد اینجا وجود ندارد. در غرب  اساس کار بر قانون گذاشته شده است و حکومتی که ملت آن را انتخاب کرده باشد.

در اینجا باید به این نکته اشاره کنم به کتابی که درمورد سیر آموزش و پرورش نوشتم. من در این کتاب به این نکته اشاره کردم که فکر کردن به شیوه آموزش لاییک کافی نیست؛ آموزش تربیتی شهروند هم مهم است .وقتی که آقای فیدل کاسترو به فرانسه آمد، خیلی مورد اعتراض قرار گرفت و به او گفتند در کشورش آزادی نیست. امروز صبح از اخبار شنیدیم که خانم دانیل میتران، همسر میتران، از مدافعان سرسخت ایشان است. ایشان یک بنیاد دارد به نام بنیاد آزادی و خیلی به مسائل آزادی توجه دارد.آقای کاسترو موافقت کردند که ایشان  هیئتی را برای بازدید از زندان­های کوبا بفرستد. بالاخره فشار افکار عمومی آقای کاسترو را وادار کرد که راه را برای بازدید از زندان­های سیاسی بازکند.....

گفتگوی کامل را همراه با واقعیت افزوده در نهمین شماره ماهنامه "چهره های ماندگار" دنبال کنید

 

نظر دادن