شنبه, 30 ارديبهشت 1396 ساعت 06:12

فیلسوف گفتگو

فیلسوف گفتگو

علامه محمد تقی جعفری: بنده محمدتقی جعفری متولد تبریز ناحیه چهار  محله شتربان  از خانواده ای اهل صدق و صفا هستم. از شش سالگی مادرم به ما قرآن آموخت. ایشان از سادات بودند و مقید به تعلیم و تربیت اولاد.  وقتی طلبه شدم و به رفتار و گفتار پدرم  نگاه می کردم از شدت خلوص ایشان شرمنده می شدم. دوران کودکی ما در تبریز گذشت. به مکتبی بنام «مکتب مظفر» رفتم و آنجا گلستان و نصاب الصبیان خواندم سپس به دبستان رفتم. بعد از گذشت چندسالی به درسهای الهی و حکمت و جهان بینی علاقه مند شدم. به مدرسه«طالبیه»در تبریز رفتم و با برادر بزرگم طلبه شدیم. آن زمان -مصادف با آغاز جنگ جهانی دوم - فشار عجیبی بر مردم حاکم بود. یادم هست که طلبه ها از همه لحاظ به رمق قناعت می کردند. «مقدمات»را خواندیم. به تهران آمدیم. آن زمان عارف بزرگ و وارسته آقا میرزا آشتیانی رحمه الله علیه  در «مدرسه مروی» منظومه و  اسفار  تعلیم می دادند. پدر آقای فلسفی نیز  فقه و اصول می فرمودند که از محضر ایشان نیز استفاده کردیم. اساتید بزرگوار دیگری هم داشتیم. بعد به قم رفتم. حدود یک سال آنجا بودم که خبر بیماری سخت والده ام به من رسید و تا به تبریز رسیدم ایشان از دنیا رفته بودند. آن زمان در تبریز روحانی عالی قدری بنام  حاج فتاح شهیدی که از لحاظ علم و تقوا مورد توجه طلاب بودند، به من گفتند که به نجف برو و حتی مقداری از مقدمات سفر را نیز برای من فراهم کردند. به  نجف رفتم .  آن روزها، آن اساتید، آن مردان بزرگ   و آن خاطرات هیچگاه از ذهنم دور نمی شوند. گاهی فکر می کنم رویا بوده است. حداقل چهل  فقیه عالی قدر که قطعا توانایی مرجعیت مطلق داشتند مثل آیت الله آقا شیخ کاظم شیرازی، آیت الله آقا شیخ کاظمین خراسانی و عده ای از آقایان عرب؛ آیت الله آقا شیخ محسن حکیم و آیت الله آقا شیخ آل یاسین در آنجا بودند. نجف مملو از این مردان بسیار بسیار بزرگ بود....

*مستندنوشتِ چهاردهمین شماره "چهره های ماندگار" به مرحوم علامه محمدتقی جعفری اختصاص دارد. علاقمندان می توانند این مطلب را همراه با واقعیت افزوده از چهاردهمین شماره "چهره های ماندگار" دنبال کنند.

 

 

نظر دادن