دوشنبه, 11 دی 1396 ساعت 10:13

بدون چرایی نمی توان چگونگی را فهمید

بدون چرایی نمی توان چگونگی را فهمید

دکتر غلامحسین دینانی چهره ماندگار فلسفه

علم از چگونگی صحبت می کند ولی چرایی پرسش از علت است. کسی که تنها به  «چگونگی»می پردازد و از «چرایی» خبر ندارد به عمق عالم راه ندارد و سطحی اندیش است.

تنها موجودی که در عالم هستی مظهر خداوند است، انسان است. در قرآن هم آمده که انسان خلیفه یعنی جانشین خداوند بر روی زمین است، چون انسان مظهر کامل تبارک تعالی است؛ سجده بر آدم یعنی سجده بر خدا.انسان به همان اندازه که مظهر کامل حق است و از هر فرشته ای مقامش بالاتر است به همان اندازه از حیوان هم پست تر است.

چهره ماندگار فلسفه اظهار داشت: معقول، کلی و فراگیر است. این امر فراگیر که معقول است و همه هستی را فراگرفته از ماده و سلول درنمی آید، چرا که ماده ذاتش محدودیت است اما کلی محدود نیست معقول الهی است و جنبه الهیت دارد، متافیزیک است. تنها موجودی که درک کلی دارد انسان است. شما نمی توانید کلیات را در تلسکوپ و آزمایشگاه پیدا کنید. بعضی ها چون نمی توانند آن را پیدا کنند می گویند انتزاعی است.

کسی که چرایی را نداند، چگونگی را هم نمی داند. آنها از چرایی صحبت می کنند اما از چگونگی سخن نمی گویند. علم از چگونگی صحبت می کند، بدون چرایی نمی توان چگونگی را فهمید. در سطح می فهمند ولی در عمق به چرایی نمی رسند. چرایی پرسشی از علت است. کسی که به فقط چگونگی می پردازد و از چرایی خبر ندارد به عمق عالم راه ندارد و سطحی اندیش است یعنی فقط به ظواهر نگاه می کند.

وی در ادامه اشاره کرد: سه مساله دین، فرهنگ و تمدن از مسائل مهم انسان است. فرق دین با فرهنگ و تمدن را می دانیم ولی مشکل بین فرهنگ و تمدن است. این دو با هم تفاوت دارد و یکی نیستند. هر فرهنگی تمدن نیست. تمدن معمولاً فرهنگ هم دارد. فرهنگ بدون تمدن امکان دارد. اگر کسی فقط فرهنگ داشته باشد، دین و تمدن نداشته باشد، ناقص است. تمدن بدون فرهنگ هم نمی شود. دین بدون فرهنگ و تمدن هم مشکل است. دین اگر باشد فرهنگ و تمدن را با خود به همراه می آورد. اگر دینی فرهنگ و تمدن نیاورد ناقص است....

# متن کامل این کلیشه در هجدهمین شماره چهره های ماندگار درج شده است

نظر دادن