یکشنبه, 24 تیر 1397 ساعت 12:09

حافظ محو جبروت کیمیای هستی

حافظ محو جبروت کیمیای هستی

                                                                دکتر محمود شالوئی

کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب //   تا ســـر زلف سیه را بقلم شانه زدند

حافظ در بستر تاریخ فکری و فرهنگی ایران، یادگار ماندگار و فراموش نشدنی است. او نه تنها در عصر خود بلکه در همه اعصار بعدی هم جلوه و جمال خود را دارد . هر روزی که می­گذرد، ناگفته­ها و ناشکفته­های دیگری از زوایای اندیشه او برملا می­شود . البته این ویژگی تنها به حافظ محدود نمی­شود ، بلکه معدودی از بزرگان حوزه­های علم و اندیشه و فرهنگ و ادب را نیز در بر می گیرد که نه در چرخه زمان بل به فراز جهان چشم و دل دارند .

مرحوم بدیع­الزمان فروزانفر در همین خصوص ، سخنی تحسین آمیز و در عین حال تأمل­انگیز برای عطار داردکه مطلبش بی کم و کاست می تواند در باره حافظ هم تسری داده شود  . این ادیب گوهرشناس می گوید :

عطار از آن مردان مشهور و در عین حال ناشناخته ادبیات فارسی است، ]که[ اینان نه مردِ روزگار خود و نه مردِ روزگار ما بلکه مردِ زمان و عصری هستند که ممکن است تکامل بشر و علوّ انسانیت از این پس آن را به وجود آورد.[1]

به راستی که مصداق این سخن مرحوم فروزانفر، افزون بر عطار، می­تواند عطاران آشنا و ناآشنای دیگری هم باشد که شعاع فکر و فهم آنها در دایرة محیط پیرامون­شان نمی­گنجید و هرگز هم نمی گنجد و با وجود گذشت روزگاران بسیار، همچنان در پس پردة ابهام و اوهامند  ..

* با ما خواننده این متن در بیست و یکمین شماره "چهره های ماندگار" باشید.

نظر دادن