یکشنبه, 15 مهر 1397 ساعت 11:06

نباید وقت کلمات را گرفت

نباید وقت کلمات را گرفت

محمود اسعدی ازجمله نویسندگانی است که با شروع سال‌های دفاع مقدس بی‌آنکه بداند با ثبت خاطرات آن سال‌ها زمینه خلق بنیان‌های داستان‌نویسی را در ادبیات داستانی ایران پی‌ریزی کرد. اسعدی به تجربه سال‌ها قلم‌زدن در صفحات روزنامه کیهان و نیز ماهنامه کیهان فرهنگی، پس از 18 سال با مجموعه داستان "ابر بارد و باران نه" به عرصه ادبیات بازگشته است. گفت‌وگوی حمیدنور شمسی با وی پیرامون این مجموعه داستان انجام‌شده است.

*بین این مجموعه داستان و دو مجموعه داستان قبلی شما فاصله‌ای نزدیک به هجده سال به چشم می‌خورد، علت این فاصله افتادن مسیر داستان‌نویسی شما چیست؟

محمود اسعدی: اولین داستان من در سال 1360 در مجله سروش منتشر شد. داستان آن‌هم ازاین‌قرار بود که در محلی که آن سال‌ها زندگی می‌کردیم شهیدی را برای تشییع آوردند و من شرح آن واقعه را برای برادرم که در آن سال‌ها در ایتالیا درس می‌خواند در یک نامه نوشتم. بعد از مدتی دیدم که داستانی به نام "نامه‌ای از محمود به احمد" در مجله سروش منتشرشده که درواقع نامه من به برادرم بود. گویا خبرنگار آن سال‌های سروش در ایتالیا آن را از طریق برادرم دریافت کرده بود. من از سال 1363 به‌صورت حرفه‌ای داستان‌نویسی را به همراه کار در جراید آغاز کردم که شامل مجله جهاد انقلاب و مجلات شاهد بود. پس از مدتی هم به کیهان رفتم و صفحات ادبیات را منتشر می‌کردم و جدای از آن در جلسات ادبی حوزه هنری در آن سال‌ها که شاهد حضور  چهره‌هایی چون سید مهدی شجاعی، رضا رهگذر، و محسن مخملباف در کنار هم بود نیز شرکت می‌کردم. اولین مجموعه داستان من به‌صورت مستقل بانام "واگویه" در سال 1370 منتشر شد که عمده آن شامل داستان‌هایی با درون‌مایه جنگ و دفاع مقدس بود، واگویه حاصل نگاه من به هشت سال دفاع مقدس بود که برای گردآوری و تنظیم آن پنج-شش سالی وقت صرف شد. علت این زمان طولانی در تدوین هم عدم وجود امکانات کافی برای انتشار بود. در سال 1370 من سردبیر کیهان فرهنگی شدم و در همان سال‌ها اقدام به انتشار فصلنامه مستقل قصه کردم که با هزینه شخصی خودم منتشر می‌شد ولی به دلیل ضرر مالی پس از چهار شماره انتشارش را متوقف کردم.

در سال‌هایی که در کیهان فرهنگی بودم مجموعه دوم داستانی‌ام بانام "حلقه ماه" را چاپ کردم، اصلی‌ترین علت این فاصله هجده ساله تا چاپ این مجموعه تغییر زاویه کاری‌ام بود که مدتی به سمت پژوهش و تدریس متمایل شد و البته حاصل آن‌هم به‌صورت کتاب درآمد اما داستان‌نویسی را در یک مقطع طولانی به شکلی کم‌رنگ موردتوجه قراردادم و گمان من این بود که جریان داستانی‌ام باید باگذشت زمان به سمت نوعی تثبیت و پختگی حرکت کند و شاید دلیل توقف در نوشتن داستان به‌صورت مستمر نیز همین بود. جدای از آن کم‌کم به این نتیجه رسیدم که‌ باید نوع نگاه و زاویه دید متفاوتی را نسبت به گذشته برای خلق داستان به دست آورد.

*ولی بااین‌وجود مجموعه داستان جدید شما در همان فضای روایی قدیمی سیر می‌کند و شاید زبان ارتباط آن با مخاطبان امروز کمی ناملموس باشد. جدای از آن داستان‌ها شکلی عجیب با جهت‌گیری کاملاً اجتماعی دارند یا جنگی یا مجموعه‌ای  از ترکیب آن‌ها، احساس نمی‌کنید این تجربه هنوز فرم و ساختار مطلوب شما را ندارد؟

محمود اسعدی: به اعتقاد من اینکه هر داستان دارای سبک خاصی باشد و مجموعه متنوعی از انواع داستان‌ها را داشته باشیم باعث قوت مجموعه داستان است، ما در یک مجموعه داستان نه به لحاظ موضوع، نه به لحاظ سبک احتیاجی به هم‌سنخ بودن نداریم و اتفاقا اگر تنوع در موضوعات داستانی وجود داشته باشد نشانه نوآوری و خلاقیت است....

*با ما در خوانش کامل این گفت و گو در بیست و دومین شماره "چهره های ماندگار" همراه شوید.

نظر دادن