یکشنبه, 06 مهر 1393 ساعت 13:49

"تلویزیون خصوصی" به نفع رسانه ملی است

"تلویزیون خصوصی" به نفع رسانه ملی است

تلویزین خصوصی. بعدها شبکه 1 و 2 بعنوان دو شبکه ملی تاسیس شد پس از انقلاب اسلامی تا سالها تغییر عمده ای در تعداد شبکه ها پیش نیامد تا اینکه شبکه 3 در دوران صدارت آقای هاشمی به جمع دو شبکه پیشین پیوست در دوران دکتر لاریجانی تعداد شبکه ها افزایش یافت و توسعه فنی امکان افزایش شمار مخاطبان را در اقصی نقاط ایران و جهان فراهم کرد. در دوره مهندس ضرغامی علاوه بر افزایش شبکه های سراسری، شبکه های استانی نیز توسعه یافت و اکنون ده ها شبکه تلویزیونی با موضوع ها و مضامین متنوع و متفاوت در حال فعالیتند و البته همه این شبکه ها در انحصار رسانه ملی است. صرف نظر از محتوای شبکه های موجود از نظر ساختار، محتوی و شرایط جدید پدیده آمده در ایران و جهان، نگاهی به موقعیت فعلی تلویزیون ایران و بررسی چند و چون آن در آینده شایسته تامل است.

1- تقریبا اغلب صاحب نظران مدیریت رسانه، ارتباطات، جامعه شناسان، روانشناسان و اهالی فرهنگ و هنر و حتی برخی مدیران رسانه ملی بطور کلی برنامه های تولیدی شبکه های فعلی را کم تاثیر می دانند و این در حالی است که برخی برنامه های تولیدی در قالب مستند و سریال و گزارش و ترکیبی از اقبال خوبی برخوردار است
2- "انحصار" که از ابتدا بعنوان امتیاز اساسی برای رسانه ملی در نظر گرفته شده بود دیگر عملا وجود ندارد. رسانه ملی حالا با صدها شبکه ماهواره ای و اینترنتی مواجه است که شبانه روز بی قید و شرط کاملا آزاد و رها هرچه می خواهند در فرم و محتوا تولید و پخش می کنند و اقدامات قانونی برای مقابله با آن نیز چندان موفق نبوده است.
3- رسانه ملی با علم به این واقعیت عظیم و با وجود منع قانون اساسی تمهیدات متفاوتی اندیشید که ایجاد تلویزیون های "تخصصی" از جمله آنهاست. شبکه های ورزش، نمایش، فیلم، کودک، فرهنگ و استانی در این زمینه مثال زدنی است.
4- با نگاهی به برنامه های ماهواره ها و به اصطلاح رقبای رسانه ملی به این واقعیت پی می بریم که اغلب آنها چندان از کیفیت و محتوای عالی برخوردار نیستند. نیروهای فعال در این شبکه ها از نظر سواد رسانه ای و معلومات حرفه ای و نحوه کارکرد و عملکرد چندان وجه تمایزی با نیروهای داخلی ندارند. چراکه برخی از آنها پیش تر در رسانه های داخلی در مشاغل پایین تر رسانه ای مشغول به کار بوده اند و جزء افراد معمولی تلقی می شدند همچنین مدیران این رسانه ها نیز واجد تمایزات خاص نبوده و نیستند و اگر نظام رسانه ای و دانش مدیریت رسانه در محیط کار آنان بطور عملی اعمال نمی شد همان آدم های سابق بودند که بودند! چه کسی قادر است استعداد، مهارت و دانش هزاران فعال رسانه ای در رسانه ملی و دیگر رسانه ها را آشکار کند؟ بی تردید محدودیت ها و شرایط ویژه ایجاب می کند تا فعالیت ها فرم و شکل دیگری پیدا کند و اتفاقا برخی خلاقیت ها در اعمال محدودیت ها پدید می آید شاید به همین دلیل کسی که در حوزه رسانه ملی مدیریت یا فعالیت کرده باشد در دیگر محیط ها موفق تر خواهد بود.
5- گریز و گزیری از تلویزیون خصوصی یا مستقل نیست. دیر یا زود شرایط آنچنان تغییر خواهد کرد که دیگر امکان تداوم روند کنونی مسیر نباشد و علائم آن در گزارش های محققان و مدیران رسانه ملی نیز مشهود است. در این صورت چه کسی متضرر خواهد شد؟
6- اکنون که "موضوع" تغییر کرده است و "انحصار" عملا از بین رفته است رسانه ملی خود باید جلودار طرح تاسیس تلویزیون های مستقل و خصوصی باشد تا بتواند در جدال با طرح ها و برنامه های خلاقانه بپوید و ببالد در غیر این صورت روز به روز افول خواهد کرد حتی اگر برنامه های جذاب و ابتکاری تولید کند. "رقیب" حقیقی نیاز هر رسانه پویاست و این با تنوع شبکه هایی که تحت مدیریت یک سیستم است میسر نیست.
7- با توجه به موقعیت فعلی، بنظر می رسد بایستی یک دوره گذار طی شود تا بتوان شاهد تلویزیون های مستقل و خصوصی بود. بدین روی می توان اجازه داد تلویزیون هایی با مضامین علم و فرهنگ و هنر تحت سرپرستی برخی سازمان های نیمه دولتی یا دولتی مثلا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت کند که حدود آن در حیطه فرهنگ و هنر، نه سیاست باشد ساز و کار فعالیت اینگونه شبکه ها چون مدیران مسئول مطبوعات و دیگر رسانه های مکتوب خواهد بود. در این صورت شاید بتوان تا رسیدن به جو رقابتی مطلوب ضمن آماده سازی بخش منفعل جامعه علمی- فرهنگی محیطی مناسب تر برای فعالیت رسانه ای فراهم ساخت. بی گمان چگونگی واگذاری شبکه های مستقل و نحوه کار این نهاد ها با انجام تحقیقات گسترده دانشگاهی- که برخی پایان نامه ها بدان پرداخته اند- و لحاظ جوانب مختلف آن میسر خواهد بود در این راه مناسب است که رسانه ملی خود پیشقدم شود.

نظر دادن