یکشنبه, 06 مهر 1393 ساعت 17:22

ایرانیان خارج کشور، سرمایه از یاد رفته

در خلال چند دهه گذشته گهگاه از "فرار مغز ها" "مهاجرت نخبگان" و کوچ اهالی علم و فرهنگ به خارج کشور سخن رفته است و به گونه های متفاوت "افراط" و "تفریط" شده است. پس از فروکش تب و تاب اوایل انقلاب اسلامی ابتدا در نمایندگی ایران در نیویورک دفتری جهت شناسایی و جذب و جلب ایرانیان مقیم آمریکا تاسیس شد در خلال یک دهه فعالیت، بسیاری از نخبگان ایرانی که اینک جزء مشاهیر فرهنگ و دانش ایرانند به کشور بازگشتند تا زمینه آمد و شد آنان فراهم شد.

بعدها در وزارت امور خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی دفاتری به همین منظور برپا گردید تا اینکه در دولت های نهم و دهم نهادی تحت عنوان مرکز ایرانیان خارج کشور با ریاست رئیس جمهور و اختیارات پر دامنه تاسیس شد و همایش های بزرگ برگزار گردید و وعده و وعید های بسیاری داده شد تا آنجا که برخی آرزوی اقامت در خارج کردند! رفته رفته این آتش فروکش کرد، حرف درمانی افول یافت و حالا دیگر چندان نام و نشانی از فعالیت این نهاد که با هزینه های بسیار تاسیس شد نیست. براستی چگونه است که از توان و استعداد این نیروی عظیم در گوشه و کنار جهان بهره نمی بریم؟ هنوز بانک اطلاعات از تعداد و تخصص میلیونها ایرانی مقیم خارج کشور در هیچ یک از نهاد های متولی در دست نیست گرچه مطالب پراکنده و کلی در حوزه کاری محدود هر نهاد موجود است. همچنین جز چند مستند و مصاحبه و گزارش و دیدار سالانه و سمینار فصلی، اقدامات رسانه ای مناسبی در این خصوص انجام نشده است. البته تحقیق و پژوهش هایی در خارج و داخل کشور صورت پذیرفته است که اغلب آنها چون دیگر منابع پژوهشی در گوشه کتابخانه ها و پژوهش گاه ها خاک می خورد. اینجانب در 25 سال گذشته با برخی از نخبگان ایرانی- مقیم خارج گفت و گو داشته ام و همواره بر ضرورت نگاه منصفانه، عالمانه و توام با سعه صدر با این عزیزان تاکید کرده ام تا شاید از این سرمایه عظیم انسانی به نحو مطلوب استفاده شود اکنون بیش از هز زمان به دانش و مهارت و توانایی های آنان احساس نیاز می شود و موقعیت و فضای مناسب به منظور تبادل آراء و تسهیل ارتباطات در همه عرصه ها پدید آمده است و لی به درستی روشن نیست چرا دولت جدید تحرکی در این زمینه بروز نمی دهد. تداوم این موقعیت مناسب و مطلوب نیست اگر خواهان مشارکت همه آحاد مردم در امور مختلف علمی- فرهنگی هستیم بایستی در عمل نیز اقدام کنیم. در خلال این سال ها دهها طرح و برنامه مدون و آماده اجراست لکن مسئولین چندان توجهی به آن ندارند گویی این جمعیت عظیم شایسته توجه نیست. در جهان ارتباطات دولتها با ایجاد خط ارتباط مستقیم بین نخبگان مهاجر با بزرگان داخل کشور و استفاده از تجارب طرفین به ارتقاء کشور خود کمک می کنند اما بنظر می رسد اکنون عزمی جدی بدین منظور وجود ندارد. اینکه گهگاه از فرد یا افرادی از ایرانیان خارج کشور به سمینار یا دانشگاهی دعوت شوند البته مناسب و ستودنی است اما بایستی برنامه ای مدون به منظور شناسایی تمام نخبگان ایرانی در همه عرصه ها داشت تا به تناسب حال و مقام خود از آن بهره برداری شود. اکنون دیگر فرار مغزها متصور نیست چراکه مغز و فکر و دانش انسان ها می تواند در همه مکان ها و زمان ها ساری و جاری شود مهم نحوه ارتباط و چگونگی استفاده از رای و نظر بزرگان است. همچنین نوع برخورد و ایجاد زمینه برای ارائه طرح ها ئ برنامه ها از سوی مسئولین کارساز است. بدین روی حضور ایرانیان در خارج کشور در برخی موارد به نفع مردم است مثلا در صورت اعزام پزشکان یا مهندسان متخصص ایرانی به برخی کشور ها اقتدار ایرانیان گوشزد می شود همچنین اینگونه نیست که حضور نخبگان در ایران همواره نشانه وفاداری و عرق ملی و دینی باشد. اگر ما بتوانیم از تسهیلات و امکانات دیگر کشور ها به نفع جامعه خود بهره ببریم چرا نباید با اعزام نیروهای مازاد خود از این موقعیت استفاده کنیم؟ از طرفی بسیار کسان در مراکز پژوهشی و دانشگاه های ما هستند که با پول و امکانات این نهاد ها پژوهش ها و موضوع های "دیگران" را سامان می دهند بی آنکه به منافع ملی کشور توجه شود آیا وجود جسمی و صوری ایشان در این آب و خاک و تلاش و استفاده از دانشجویان و نیروهای نخبه جوان به منظور انجام برنامه های بی ارتباط مناسب است یا تلاش کسانی که در خارج کشور با امکانات دانشگاه ها و مراکز علمی- صنعتی آنها با هدایت صحیح به رفع معضلات ما کمک کنند؟ بنظر می رسد بهترین راه آمد و شد نخبگان خارج و ایجاد رابطه منظم و هماهنگ بین ایرانیان داخل و خارج است که به تعدیل و رفع برخی مشکلات جامعه امروز کمک می کند. نگاه صرف اقتصادی یه ایرانیان مقیم خارج کشور چاره ساز نیست باید فضا و زمینه ای فراهم شود تا نخبگان خود وارد عرصه های کار و تلاش شوند. و البته این مدیریت خلاقانه و توام با تجربه و مهارت می طلبد.

نظر دادن