سه شنبه, 28 ارديبهشت 1395 ساعت 09:00

.

.

فرهنگ دوستی بجای وطن پرستی

گفت و گو با پروفسور فضل الله رضا ( برگزیده دومین همایش چهره های ماندگار)

 

پروفسور فضل­ الله رضا در عِداد پژوهشگران شایسته­ی حوزه­ی علم و ادب و فرهنگ است که قریب یک قرن زندگی، همراه با دانش تجربی و نگاه عمیق به فرهنگ خویش باعث شده‌است تا انسانی ژرف­اندیش، منصف و نکته­سنج پدید آید.وی در عرصه­ی علم مهندسی صاحب نظریه­ی "تئوری انفورماسیون "است که ‌این نظریه­ی مهم در گسترش علوم فضایی و مسائل علمی و اجتماعی، نام ایشان را به­عنوان نخستین شخصیت علم ارتباطات در دایره‌المعارف آمریکا حک کرده‌است. اقامت طولانی­مدت پروفسور رضا در غرب به­ همراه تعلم دانش مهندسی و ریاضیات و احاطه به فرهنگ غنی ایرانی-اسلامی، بینش عمیق، منصفانه و منطقی به نوع نگاه‌ایشان بخشیده تا به تخصصی محدود و تک­بعدی­نگری قانع نشوند و بی­کرانگی فرهنگ و ادبیات ایران همواره یاریگر ذهن و ضمیر روشن و باشکوه ‌ایشان گردد و علی­رغم تخصص مهندسی و ریاضیات، در مسائل فرهنگی و ادبی نیز صاحب ذوق و نظریه باشد.علاقه­ی ‌ایشان به زبان و ادبیات فارسی، به­ویژه شاهنامه­ی فردوسی از همان دوران کودکی آغاز شد و چنان دلبستگی به ‌این آثار پیدا کرد که دیوان حافظ، کلیات سعدی و خلاصه­ی شاهنامه­ی فردوسی و چند کتاب دیگر توشه روان ایشان در سفر به ‌امریکا برای ادامه­ی تحصیل شد و به گفته­ی خود ایشان: "هیچ­گاه ‌این کتاب­ها را از خود دور ننهادم.  شناسنامه و گذرنامه­ی حقیقی تابعیت ایرانی من این‌ها بود نه اوراق چاپی که مقالات رسمی کشورها به دست هر کس برای عبور و مرور می‌سپارند".

دکتر محموداسعدی: پروفسور! در خلال بیست­وپنج سالی که با جنابعالی و آثارتان آشنایم در آستانه­ی صدسالگی شما یقین دارم که شما از طول و عرض زندگی­تان به­خوبی بهره برده‌اید و حالا عصاره‌ی مهارت و دانش و تجربه‌اید. برخی والدین در جهان ارتباطات برآنند فرزندان­شان را برای آموزش به غرب بفرستند شما که بیش از نیمی از عمرتان را در غرب گذرانده‌اید چه توصیه‌ای به‌آنان دارید؟

  • پروفسور فضل­الله رضا: مقایسه­ی کشور ما بعد از چند قرن عقب­ماندگی با غربی­ها یک قدری از واقعیات دور است. آنچه به نظر می‌رسد این است که جوان ما حق دارد که بپرسد راه چیست. طبیعی است که‌اقتصاد ما آنچنان نیست که هشتاد الی نود درصد نیروی انسانی را به‌کار بگیریم. جوان ایرانی باید واقعیت­ها را ببیند. جوانان باید با خرد مأنوس شوند. آن‌ها یک عرصه‌ی باز دارند و آن اشراف به معارف ایرانی، اسلامی و جهانی است؛ یعنی هیچ­کس جلوی آن‌ها را نگرفته که بخواهند در کسب معرفت، مثل ابوعلی سینا، یا نوربرت بینر،یا الهی قمشه‌ای شوند. چیزی که غرب جلوی شرق را گرفته "بازار صنایع" است. آن‌ها خوب و ارزان تولید می‌کنند و می‌فروشند و ما را مصرف­کننده کرده‌اند؛ ولی جوانان در معرفت هیچ حدی ندارند و آن‌ها می‌توانند از عمرشان به­خوبی استفاده کنند. در مسأله­ی ‌اقتصاد البته‌اگر توانایی پیدا کردند چه بسیار خوب، و اگر نه حداقل چشم بینا پیدا می‌کنند.توصیه می‌کنم به والدینی که میل دارند فرزندان­شان با علوم غربی آشنا شوند اگر ممکن است در سنینی آن‌ها را بفرستند که‌استوار باشند و در فرهنگ غرب مستحیل نشوند؛ مثلاً در بیست سه-چهار سالگی. آن‌ها باید با فرهنگ خود آشنا باشند و بعد با دیگر فرهنگ­ها درآمیزند. اکنون باید مسأله­ی "وطن­پرستی" به "فرهنگ­دوستی" تبدیل شود.

جوانانی که به خارج می‌فرستیم یعنی صادرات فکری ما باید "برچسب" ایرانی داشته باشد و این مهم است اما اغلب جوانان در غرب مستحیل می‌شوند و این برای من دردناک است. بعضی­ها خیال می‌کنند این­ها که به غرب بروند و نامور بشوند، نامی برای مردم محروم ایران به‌دست می‌آورند، در­حالی­که من این­چنین نمی‌پندارم. گمان نمی‌کنم در دنیای ارتباطات و اطلاعات خیلی فرصت به ما بدهند که‌افتخارات گذشته را مکرر تکرار کنیم. جوانان ما باید اعتمادبه­نفس پیدا کنند و خودباخته نباشند و بدانند که ما وارث یک میراث فرهنگی و علمی بسیار غنی هستیم؛ یعنی بعد از تمدن یونان که چندصدسال بر تمدن ایرانی و بر تمدن اسلامی پیشی داشت در جایگاه رفیعی بوده‌ایم. ما وارث این تمدن عظیم هستیم

ازطرفی باید به قناعت به­عنوان یک ارزش اصولی توجه کنیم.

 

 به قول اقبال:

"آن فقر که بی تیغی صد کشور دل گیرد               از شوکت دارا به‌از فَر فریدون سر "

آن قناعت و فقر را نباید از دست داد؛ مقصود من بی­نیازی است.

جوان ایرانی تا خودش را نیازمند مادیات غرب ببیند همیشه "بنده" خواهد بود باید طوری تربیت پیدا کند که فراتر این خواسته­ها باشد. به قول مولانا:

"آب در کشتی هلاک کشتی است                         آب در بیرون کشتی پشتی است"

اگر آرزوی او فقط اتومبیل و خانه­ی شیک باشد او زود در این دریای مادی غرق می‌شود.

البته من تأکیدم بر این است که غرب آن­طور که بعضی فکر می‌کنند درصدد استعمار و جهان­گیری مثل قرن­های پیش نیست. این مسأله‌اگر مورد توجه باشد به واقعیت بازار برمی­گردد؛ یعنی خرید و فروش. مخصوصاً در دنیای انفورماتیک شاید آن سودای جهان­گیری کم شده باشد چون الآن پیشه­ی جهانگیری دنیای انفورماتیک روی مغزها است و ما بایستی کاری کنیم که در کشور ما آن امکانات فراهم شود.

ادامه گفت و شنود را در ماهنامه  "چهره های ماندگار" دنبال کنید.

برای تهیه این شماره با دفتر ماهنامه به شماره 88477191 تماس بگیرید

نظر دادن